
امیر افشارفتوحی/ دبیر تحریریه روزنامه صبا، در روزهایی که به مراسم تشییع رهبر قائد شهید نزدیک میشویم، انتظار میرود همه دستگاهها و نهادها برای برگزاری هرچه باشکوهتر این وداع ملی و تاریخی، ذیل یک ستاد واحد حرکت کنند. اما آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تعدد صداها و انتشار اخبار بعضاً متناقض از سوی افرادی است که خارج از سازوکار رسمی اطلاعرسانی ستاد مراسم سخن میگویند.
برای مراسمی با این ابعاد ملی، از ابتدا ستادی مشخص تشکیل و مرجع رسمی اطلاعرسانی نیز تعیین شد تا از بروز هرگونه ابهام، گمانهزنی و آشفتگی خبری جلوگیری شود.
با این حال، در هفتههای اخیر بخشی از اخبار و جزئیات مراسم نه از سوی ستاد، بلکه از تریبون برخی مدیران شهری منتشر شده و میشود؛ اظهاراتی که عملاً شهرداری را در جایگاهی فراتر از یک نهاد پشتیبان و اجرایی قرار میدهد.
نخستین نشانههای این روند را میتوان در اظهارات معاون فرهنگی شهرداری تهران مشاهده کرد. تا جایی که دفتر رهبر شهید آن را تکذیب و تاکید کرد تمام جزئیات مراسم از طریق پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار ایشان خواهد بود.
نمونه دیگر آن، سخنان علیرضا زاکانی، شهردار تهران، درباره احتمال برگزاری مراسم تشییع در عراق بود؛ موضوعی که بازتاب گستردهای در رسانهها داشت اما ساعاتی بعد با توضیحات خود وی همراه شد و تأکید کرد که هنوز هیچ تصمیم قطعی در این باره اتخاذ نشده است.
اما ماجرا به همانجا ختم نشد. در تازهترین مورد، معاون فرهنگی شهرداری تهران مجددا به تشریح برنامهها، مسیرها و تمهیدات اجرایی مراسم پرداخت؛ اظهاراتی که بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که مرجع رسمی اعلام جزئیات مراسم کجاست و چه نهادی باید درباره برنامههای قطعی سخن بگوید.
همین روند سرانجام واکنش مستقیم محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور و رئیس ستاد ملی وداع و تشییع رهبر شهید را در پی داشت. عارف با لحنی کمسابقه اعلام کرد هیچ فرد، دستگاه، نهاد یا حتی عضو ستاد و غیرستاد مجاز به انتشار اخبار و اعلام برنامهها خارج از سازوکار تعیینشده نیست و هر خبر یا اطلاعیهای خارج از مجاری رسمی، فاقد اعتبار و جعلی است.
این موضعگیری صریح، خود بهتنهایی حامل پیامی روشن بود. اهمیت این واکنش در آن است که نه در پاسخ به یک شایعه یا خبر کذب، بلکه در واکنش به روندی مطرح شد که طی آن برخی مسئولان اجرایی، عملاً در جایگاه مرجع خبر و اطلاعرسانی قرار گرفتهاند. اگر چنین ضرورتی وجود نداشت، رئیس ستاد ملی نیز نیازی به صدور چنین هشدار صریحی نمیدید.
با وجود همه این انتقادها، شهرداری تهران در این مراسم نقشی مهم و غیرقابل انکار در حوزه پشتیبانی، خدمات شهری و حملونقل دارد. اما پرسش اینجاست که چرا بخشی از بدنه مدیریتی آن ترجیح میدهند پیش از ستاد مراسم سخن بگویند؟ در مراسمی که قرار است جلوهای از انسجام ملی باشد، تعدد تریبونها نه به شفافیت کمک میکند و نه به اعتماد عمومی.
از همین رو، انتشار اخبار، آن هم پیش از اعلام رسمی، خواهناخواه این تصور را ایجاد میکند که شهرداری تهران در تلاش است سهم خود را نه فقط در میدان خدمت، بلکه در میدان روایت و خبررسانی نیز به نمایش بگذارد. کاری که پیش از این در محتوای تجمعات خیابانی صورت گرفت و با تذکر مراجع ذی صلاح مواجه شد.
هدف از این پیشدستیها هرچه باشد، نتیجه آن در افکار عمومی یکسان است؛ تقویت شائبه سهمخواهی در رویدادی که اساساً نباید محل رقابت برای دیده شدن باشد. مردمی که چشم به برگزاری باشکوه این مراسم دوختهاند، بیش از هر چیز انتظار هماهنگی، انسجام و یکصدایی دارند؛ نه رقابت میان تریبونهایی که هر کدام میکوشند چند گام جلوتر از مرجع رسمی حرکت کنند.
در چنین شرایطی، شاید مهمترین کمکی که میتوان به این مراسم کرد، کاستن از حاشیهها باشد نه افزودن بر آنها. در غیر این صورت، این خطر وجود دارد که بخشی از انرژی و تمرکزی که باید صرف برگزاری یک وداع تاریخی شود، صرف پاسخ به این پرسش شود که چرا بعضی تریبونها بیش از آنکه نگران اصل مراسم باشند، نگران جا نماندن از روایت آن هستند.