
ناصر ارباب/صبا، تعزیه کارناوال اسرا دشتستان، آیینی با سابقهای بیش از پنجاه سال است که ریشههای آن به سال ۱۳۵۲ و مسجد سیدالشهدا شهر برازجان بازمیگردد. این اجرا که سالها بخشی از خاطره جمعی مردم منطقه بود، چند سالی به دلایل مختلف متوقف شد؛ تا اینکه عقیل جماعتی با هدف ساخت مستندی درباره این میراث، به سراغ آن رفت و در ادامه مسیر، احیای دوباره اجرا را نیز دنبال کرد.
عقیل جماعتی درباره آغاز این مسیر به صبا گفت: «من به عنوان مستندساز سراغ این تعزیه رفتم و بعد خودم بخشی از اجرا شدم. وقتی به برازجان آمدم دیدم چند سالی هست که این تعزیه تعطیل شده است. با خودم گفتم نیم قرن حافظه جمعی یک جامعه حیف است که فراموش شود.»
او با اشاره به خاطرات کودکی خود از این آیین بیان کرد: «در سالهای خیلی دور، شاید اوایل دهه هفتاد که کودک بودم، خاطراتی از این تعزیه داشتم. بنیان این اجرا به سال ۵۲ و قبل از انقلاب برمیگردد. مسجد سیدالشهدای شهر برازجان در محله قدیمی کارخانه یخ، زمانی یکی از بنیانگذاران مراسمهای محرم بوده است.»
جماعتی درباره جایگاه این تعزیه در میان آیینهای منطقه توضیح داد: «ساختار این اجرا مانند دیگر کارناوالها برای روان بودن و متحرک بودن طراحی شده و میان دیگر تعزیههای دشتستان ویژگی منحصر به فردی دارد.»
این مستندساز ادامه داد: «بعد از دیدن مستند مرحوم تقوایی به این فکر افتادم که درباره این میراث ۵۰ ساله فیلمی بسازم، اما وقتی شروع کردم متوجه شدم فقط ثبت کردن کافی نیست. فیلمهایی از آرشیوهای مختلف مربوط به دهه ۵۰ و ۶۰ پیدا کردم و با آقای محمد کفاش به این نتیجه رسیدیم که همزمان با تولید مستند، به فکر احیای تعزیه هم باشیم.»
به گفته او، یکی از مهمترین مشکلات این اجرا در سالهای اخیر، نبود شبیهخوان و انتقال تجربه میان نسلها بوده است: «شاید بزرگترین آفت این میراث، عدم تربیت نیرو برای اجرا بود. با اینکه سالها از اجرای میدانی دور بودم، به اصرار آقای محمد کفاش که یکی از دلایل اصلی برپایی دوباره این مراسم بود، کمکم خودم هم بخشی از اجرا شدم.»
جماعتی درباره دشواری همزمانی ساخت مستند و حضور در اجرا گفت: «اینکه خودت سوژه فیلم خودت باشی کار بسیار سختی است. من بدون داشتن نیروی کمکی هرگز در این امر موفق نمیشدم. این اثر هنوز به مرحله تدوین نرسیده و ممکن است در پستولید تغییرات زیادی داشته باشد.»

او درباره تجربه بازگشت به شبیهخوانی و ایفای نقش عمر سعد پس از سالها گفت: «مخالفخوانی در تعزیه بسیار چالشبرانگیز است. یکی از مهمترین چالشها کنترل احساسات است. من این نقش را در گذشته تجربه کرده بودم، اما بازگشت دوباره به میدان بعد از بیش از ۱۰ سال شبیهخوانی نکردن، تغییر فیزیک، چالش سوارکاری و شرایط اجرا، تجربه متفاوتی بود.»
این بازیگر با اشاره به ویژگی نمایشی تعزیه اضافه کرد: «تعزیه به حقیقت همان فاصلهگذاری برشت را درون خود حفظ کرده است. هیچوقت آنقدر عمیق نمیشوی که فراموش کنی این تو نیستی، فقط جای او قرار گرفتهای. شاید همین نگاه باعث شد اجرای من متفاوت باشد.»
جماعتی احیای این آیین را فراتر از یک اجرای نمایشی میداند و میگوید: «آیین روح جمعی یک جامعه است. بعد از آن همه خاطره است؛ خاطرهای که از زبان نسل گذشته به زبانی شیرین برای نسل جدید روایت میشود. این خاطرات نهتنها کهنه نمیشوند، بلکه هر بار جذابتر و عمیقتر به جان مخاطب مینشینند.»

او درباره ضرورت حفظ و تداوم آیینهای سنتی نیز بیان کرد: «بروز رسانی آیین به معنای مدرن کردن آن نیست؛ بلکه بازیابی آن برای انسان همعصر خود است. هر آیینی برای بقای خود نیاز دارد با نسلهای آینده ارتباط برقرار کند.»
جماعتی درباره مستندی که در حال ساخت آن است، گفت: «این مستند روایت انسانهایی است که هویت خود را گم کردهاند و در پس یک میراث چند هزار ساله به احیای یک آیین ۵۰ ساله روی آوردهاند. این فقط بازیابی یک آیین نیست؛ بخشی از فرهنگ گمشده ایرانی است که در کنار مذهب ایستاده است.»
او در پایان درباره نقش مستندساز در چنین پروژهای اضافه کرد: «مستندسازی فقط ثبت کردن نیست. وقتی درام نباشد نمیشود آن را ساخت؛ باید آن را پیدا کرد. در این اثر من بخشی از تولید سوژه هستم و این تجربه ترکیبی از مستند برایم جذاب است.»