عکاس در بحران یک «شاهدِ مسئول» است نه «شکارچیِ فاجعه»! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز شنبه, ۳۰ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۰۱:۲۹
 داور مسابقه عکاسی «روایت جنگ رمضان» در گفت‌وگو با صبا؛

عکاس در بحران یک «شاهدِ مسئول» است نه «شکارچیِ فاجعه»!

نقی خوش‌خلق، درباره رسالت عکاسان در شرایط بحران و جنگ گفت: در «آژانس عکس تهران» همیشه یک خط قرمز داریم، عکاس در بحران نباید «شکارچیِ فاجعه» باشد. او یک «شاهدِ مسئول» است. هنرمندِ این عرصه باید بتواند میان نشان دادنِ حقیقتِ تلخ و حفظ کرامت انسانی، تعادل برقرار کند. عکاس باید طوری تصویر را قاب بگیرد که هم حقیقت فریاد زده شود و هم انسانیتِ سوژه زیر پا نماند.

به گزارش صبا، مسابقه عکاسی «روایت جنگ رمضان» با هدف بازنمایی جلوه‌های همدلی مردم، گروه‌های جهادی و دستگاه‌های امدادی در مواجهه با آثار و پیامدهای جنگ تحمیلی اخیر توسط شهرداری منطقه ۱۱ برگزار می‌شود. ۷ محور اصلی این مسابقه شامل امدادرسانی، نیروهای مسلح، سازمان‌ها و گروه‌های جهادی، رسانه‌ها، احساسات و عواطف، کودک و خانواده و امید به زندگی است.

عکس؛ واسطه‌ای برای «تجربه کردن» رنج و امید
نقی خوش خلق مدیر آژانس عکس تهران و یکی از داوران این جشنواره با اشاره به اهمیت رسانه عکس در بازنمایی دقیق از حوادث و بحران‌ها به صبا گفت: معتقدم «عکس»  فراتر از کلمات است. در شرایط بحرانی مثل جنگ، عکس فقط یک ابزار ساده برای ثبت وقایع نیست، بلکه واسطه‌ای برای «تجربه کردن» رنج و امید است. کلمات همیشه ناتوان‌اند، اما عکس با همان صداقتِ بی‌پرده‌اش، لحظه‌ی نمناک چشم یک مادر یا دستِ لرزانِ کودکی روی آوار را مستقیم به قوه ادارک مخاطب می‌فرستد.

وی ادامه داد: البته این تأثیر را در سه لایه می‌بینم، اول، اطلاع‌رسانیِ بی‌واسطه است. عکس واقعیت را بدون هیچ‌گونه تفسیر ایدئولوژیک و در لحظه ثبت می‌کند. مخاطب دیگر قرار نیست چیزی را از زبان راوی بشنود، بلکه خودش با چشمِ دوربین، مستقیم به دلِ حادثه می‌رود. دوم، بحث همدلیِ فیزیولوژیک است. وقتی شما تصویر چهره‌ای رنج‌دیده یا دست‌های گره‌خورده‌ای را می‌بینید، مغزتان واکنش عصبی نشان می‌دهد. این یک احساس کلیشه‌ای نیست؛ یک «گره خوردنِ روحی» است که ناخودآگاه مخاطب را با سوژه یکی می‌کند و سوم، چیزی که ما به آن می‌گوییم حافظه‌ی جمعی. عکس‌های جنگ، شناسنامه و آرشیو ضمیر یک ملت‌اند. این تصاویر فقط از درد نمی‌گویند، بلکه روایتگرِ ایستادگی و امیدهایی هستند که دقیقاً از دلِ همان آوارها جوانه می‌زنند.

این هنرمند و عکاس خبری درباره رسالت عکاسان در شرایط بحران و جنگ گفت: در «آژانس عکس تهران» همیشه یک خط قرمز داریم، عکاس در بحران نباید «شکارچیِ فاجعه» باشد. او یک «شاهدِ مسئول» است. هنرمندِ این عرصه باید بتواند میان نشان دادنِ حقیقتِ تلخ و حفظ کرامت انسانی، تعادل برقرار کند. عکاس باید طوری تصویر را قاب بگیرد که هم حقیقت فریاد زده شود و هم انسانیتِ سوژه زیر پا نماند. در نهایت، عکس برای ما آیینه‌ی جمعی است، جایی که رنج‌ها را می‌بینیم، با آن‌ها نفس می‌کشیم و از دلِ همان تاریکی‌ها، به نورِ امید چنگ می‌زنیم. این تمامِ فلسفه‌ی کاری ما در آژانس است.

داور مسابقه عکاسی «روایت جنگ رمضان» با اشاره به برگزاری این رویداد و نقش آن در بازنمایی رسانه ای دقیق جنگ تحمیلی سوم گفت: اصلاً این‌طور نیست که ما فقط دنبال یک رویداد هنری باشیم. مسابقات عکاسی در حوزه‌ی بحران، برای ما یک «عملیات استراتژیک» در میدانِ رسانه و حافظه‌ی جمعی است. که البته این قضیه را باید در دو لایه دید. در لایه اول که مخاطب عمومی است، ما با دو هدف پیش می‌رویم: اول، «شکستنِ بی‌تفاوتی». در عصرِ بمباران اطلاعاتی که مخاطب حوصله‌ی دیدن ندارد، مسابقه مثل یک فیلتر عمل می‌کند و می‌گوید: «این تصاویر ارزش ایستادن و نگاه کردن دارند». دوم، «آموزشِ بصری» است؛ ما می‌خواهیم مخاطبِ ما یاد بگیرد که عکس را فقط نگاه نکند، بلکه «بخواند» و بفهمد پشت هر فریم، چه مسئولیتی نهفته است.

وی تاکید کرد: لایه‌ی دوم، کارکردهای استراتژیکِ این رویدادهاست: ۱. آرشیوسازی ملی: مسابقه، هزاران نگاهِ مختلف را در یک‌جا جمع می‌کند. هر عکاس از زاویه‌ای دیده که بقیه ندیده‌اند. این آرشیو، در واقع «حافظه‌ی بصریِ ملی» ماست که برای آیندگان و تاریخ‌نگاران می‌ماند. ۲. استانداردسازی: ما با این مسابقات، معیارِ «عکسِ خوبِ جنگ» را تعیین می‌کنیم. به عکاسان جوان یاد می‌دهیم که عکسِ جنگ، دنبال کردنِ کلیشه‌های خشن نیست؛ بلکه هنری است که روایتگری و اخلاق حرفه‌ای را توأمان دارد. ۳. دیپلماسیِ بی‌واسطه: این عکس‌ها، به ابزاری برای روایتگریِ بین‌المللی تبدیل می‌شوند. یک عکسِ خوب از ایران، می‌تواند بدون واسطه و تحریف، روایتِ ما را به مجامع جهانی مخابره کند. ۴. روایت زوایای نادیده: رسانه‌های رسمی گاهی یک روایتِ کلی دارند، اما مسابقه فرصتی است برای دیدنِ «جزئیات»؛ زندگی روزمره در محاصره، امید در ویرانه و نگاهِ خاصِ زنان و کودکان. این‌ها مکملِ روایتِ رسمی هستند. ۵. بیداریِ وجدان عمومی: عکسِ جنگ اگر درست انتخاب شود، با همان سکوتِ قدرتمندش، از مخاطب سؤال می‌پرسد: «چرا؟ چه کسی مسئول است؟» این یعنی فعال نگه داشتنِ وجدانِ جامعه.
او با اشاره به اینکه عکس بحران باید صادق باشد، گفت: نکته مهمی که صادقانه باید در مورد آن بیان کنم این است که ما همیشه نگرانیم که این مسابقات به یک نمایشِ توخالی تبدیل نشود. اگر داوری‌ها فقط بر اساس زیبایی‌شناسی باشد و روایت و حقیقتِ ماجرا فراموش شود، یا اگر بدونِ در نظر گرفتنِ کرامتِ انسانیِ سوژه‌ها جلو برویم، قطعاً به بیراهه رفته‌ایم. عکسِ بحران، قبل از اینکه زیبا باشد، باید «صادق» باشد. البته این تلاش را در مبانی نظری و عملیاتی رسانه‌ای این جشنواره دیدم.

خوش خلق درباره خاطرات تلخ و شیرین خود از جنگ تحمیلی اخیر و قاب هایی که برای ثبت در تاریخ ماندگار شده است، گفت: صادقانه بگویم، این فاصله میان منِ مدیر و میدانِ جنگ، درسی تلخ‌تر از خودِ جنگ بود. من هر روز تصاویرِ همکارانم را می‌دیدم، اما یک عکس هست که هنوز هم ذهنم را رها نمی‌کند. یکی از همکاران جوانم ساعت ۳ بامداد فایلی فرستاد با یک خط توضیح: «نمی‌دانم این را باید منتشر کنیم یا نه.»؛ تصویر، پدری بود که روی آوار نشسته بود؛ دستانش خالی بود و نگاهش به جایی که دیگر وجود نداشت، خیره مانده بود. نگاهی که نه خشم بود، نه اشک، فقط خلأ محض بود. آن شب تا صبح نخوابیدم. نه به خاطر تردید در انتشارِ عکس، بلکه به خاطر این پرسشِ اخلاقی که «آیا ما حق داریم این لحظه‌ی فروپاشیِ یک انسان را به تماشا بگذاریم؟» ما آن عکس را منتشر نکردیم، اما آن نگاه هنوز مقابل چشم من است.
وی اضافه کرد: فریم دیگری هم که از یک غرفه‌ تجمعات شبانه بود. کودکی که کنار مادرش، با یک مداد رنگی روی دیواری خاکستری و ترک‌خورده، یک خورشیدِ بزرگ و شاد کشیده بود. آن عکس به من یادآوری کرد که وظیفه‌ی ما فقط روایتِ ویرانی نیست؛ ما باید «مقاومتِ خاموشِ امید» را هم ثبت کنیم.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها