از خوشنویسی در اربعین تا حضور در میادین | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۳۲:۲۳
روایت یک خوشنویس از حضور در میادین و تجمعات در گفت‌وگو با صبا؛

از خوشنویسی در اربعین تا حضور در میادین

اکبر احمدی، خوشنویس و مترجم، این روزها هنر خود را به میان مردم و میدان‌ها آورده است؛ هنری که برای او صرفاً ابزار خلق اثر نیست، بلکه امتداد یک مسیر درونی‌ است که از اربعین تا مشهد، جمکران و کرمان ادامه پیدا کرده. او حضور در تجمعات مردمی را نتیجه یک انتخاب فردی نمی‌داند، بلکه از نیرویی مشترک سخن می‌گوید که آدم‌ها را با زبان‌های مختلف؛ از هنر و شعر تا تصویر و خبرنگاری، به میدان می‌کشاند.

مهدیه مالکی/صبا: هر شب، پیش از آن‌که هیاهوی میدان‌ها شروع شود، مردی با جعبه‌ای کوچک اما پر از رنگ وارد میدان می‌شود؛ میدانی که مردم برای دفاع از وطن دور هم جمع شده‌اند و هرشب حماسه‌ خلق می‌کنند،در میان این جمع، اکبر احمدی آرام کنار می‌نشیند، قلم را تر می‌کند و دل‌نوشته‌، دعا و حتی ساده‌ترین جملات‌شان رو روی کاغذ می‌نشاند.

کارش قیمت ندارد، چون اصلاً فروشی نیست؛ هدیه‌ای‌ست به مردم در میدان که شب‌هایشان را با استقامت رقم می‌زنند، همین سادگی، همین بی‌ریایی، باعث شده جمعیت هر شب دورش حلقه بزنند؛ و از این هنر زیبا لذت ببرند.

وقتی برای اولین‌بار صحنه را دیدم، نور چراغ میدان، لبخند مردم، و دستان او که بی‌وقفه می‌نوشت با خودم گفتم: این فقط خوشنویسی نیست؛ نوعی خدمت است، نوعی گفت‌وگو با دل‌ها. همان‌جا تصمیم گرفتم با او هم‌صحبت شوم؛ با مردی که هنرش را برای همراهی با مردم از قاب کلاسیکش بیرون کشیده و به دل مردم برده است.

اکبر احمدی، خوشنویس، که این روزها در میدان‌های مختلف برای مردم خوشنویسی می‌کند درباره مسیر زندگی و ورودش به هنر خوشنویسی توضیح داد: من از حدود ۱۳ سالگی چند شاخه مختلف را تقریباً همزمان شروع کردم. شاید یکی از دلایلش خلأیی بود که در کودکی تجربه کردم؛ من مادرم را در ۱۱ سالگی از دست دادم، با این حال هیچ‌وقت دوست نداشتم کسی از سر ترحم با من برخورد کند یا بگوید طفلکی بچه مادر ندارد، بیشتر دوست داشتم اطرافیان بگویند با وجود این شرایط درسش خوب است و توانایی‌هایش را نشان داده است.

از فقدان مادر تا تلاش برای ساختن خود

وی افزود: به همین دلیل سعی می‌کردم خودم را در زمینه‌های مختلف درگیر یادگیری کنم، از حدود ۱۳ سالگی سراغ زبان انگلیسی رفتم و آن را بسیار جدی دنبال کردم، آن‌قدر به زبان علاقه داشتم که به‌نوعی می‌توانم بگویم آن را بلعیدم، بعدها، در حدود ۱۷ سالگی، تدریس و ترجمه زبان انگلیسی را هم شروع کردم و استادانم همیشه تعجب می‌کردند که این حجم از مطالعه را چگونه انجام داده‌ام.

لوازم نقاشی و خوشنویسی برایم اولویت داشت

این خوشنویس ادامه داد: در کنار زبان، نقاشی و خوشنویسی هم برایم بسیار جذاب بود، خانواده ما از نظر مالی در سطح متوسط جامعه بود و طبیعتاً پدرم هم نمی‌توانست حمایت مالی زیادی داشته باشد، اما هر مقدار پول توجیبی که می‌گرفتم به جای خرید لباس یا چیزهای دیگر صرف خرید لوازم خوشنویسی، نقاشی و کتاب‌های زبان می‌کردم، شاید لباس‌هایم خیلی کهنه بود، اما برایم مهم‌تر این بود که بتوانم در این حوزه‌ها پیشرفت کنم.

نخستین قدم‌ها در خوشنویسی در سال‌های جنگ

احمدی درباره آغاز جدی خوشنویسی گفت: از همان ۱۳ سالگی قدم‌های اول را در خوشنویسی برداشتم، آن سال‌ها مصادف با دوران جنگ بود و وقتی پیکر شهدا را می‌آوردند، نوشته‌ها و پارچه‌نوشته‌هایی تهیه می‌شد، من ساعت‌ها کنار دست استادان مختلف می‌ایستادم و نگاه می‌کردم که چطور روی پارچه می‌نویسند، یادم هست کنار استادانی مثل آقای جواهریان می‌ایستادم و با دقت نگاه می‌کردم که چطور حروف را می‌نویسند. وی ادامه داد: کم‌کم خودم هم قلم دست گرفتم و نوشتن روی پارچه را شروع کردم، ابتدا خط‌ها حالت ساده‌تری داشت اما به مرور زمان در این کار جدی‌تر شدم و خوشنویسی را دنبال کردم، البته در تمام این سال‌ها زبان انگلیسی هم همزمان با این مسیر ادامه داشت.

کنار گذاشتن موقت هنر برای ساختن زندگی

او درباره فعالیت‌های بعدی خود نیز توضیح داد: بعدها در مؤسسات مختلف به تدریس زبان مشغول شدم و مدتی بعد هم به خدمت سربازی رفتم، در دوران سربازی ابتدا امکان استفاده از تخصص زبان برایم فراهم نبود، اما بعد از مدتی به فرماندهان آموزش زبان می‌دادم و چون شاگردان من بودند، شرایط کاری برایم راحت‌تر شد و همان‌جا هم تدریس را ادامه دادم. احمدی با اشاره به یکی از تجربه‌های مهم خود در دوران سربازی گفت: آن زمان مصادف بود با نخستین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) و گنبد حرم در حال ساخت بود، ما در بخش فرهنگی فعالیت می‌کردیم و کار خوشنویسی کتیبه‌های دور گنبد را انجام می‌دادیم، البته خطاط اصلی آن کار آقای ترابی بود، اما من و یک نفر دیگر در آزمونی که برای اجرا گرفته شد شرکت کردیم و مورد تأیید قرار گرفتیم و برای اجرای خط دور گنبد انتخاب شدیم.

وی افزود: بعد از پایان دوران سربازی، مسیر زندگی من بیشتر به سمت زبان انگلیسی رفت، در واقع در حدود ۲۱ یا ۲۲ سالگی کم‌کم خط و نقاشی را کنار گذاشتم، انگار آن‌ها را در گنجینه‌ای درون خودم گذاشتم و درِ آن را بستم؛ هنر خوشنویسی برای من تبدیل شد به چیزی که در صندوقچه ذهنم نگه داشته بودم تا شاید روزی دوباره سراغش بروم.

این خوشنویس ادامه داد: دلیلش هم این بود که برای ساختن زندگی و کسب درآمد، زبان انگلیسی مسیر عملی‌تری به نظر می‌رسید، به همین دلیل مدتی به عنوان مترجم در چند مجموعه مشغول به کار شدم، آن زمان هنوز نرم‌افزارهای ترجمه و ابزارهای امروزی وجود نداشت و همکارانم تعجب می‌کردند که فردی در سن ۲۳ یا ۲۴ سالگی بتواند به این سرعت متون فارسی و انگلیسی را ترجمه کند.

فرصت اسپانیا و ورود به دنیای گردشگری

او با اشاره به یکی از فرصت‌های مهم کاری خود گفت: در همان مجموعه‌ای که کار می‌کردم، صداقت و امانتداری من برای مدیران ثابت شد و در نهایت تصمیم گرفتند مرا برای یک دوره آموزشی به اسپانیا بفرستند، آن‌ها قصد داشتند یک آژانس هواپیمایی راه‌اندازی کنند و در آن سال‌ها رشته مدیریت جهانگردی در ایران وجود نداشت؛ بنابراین در سال ۱۹۹۶ مرا به اسپانیا اعزام کردند تا دوره مدیریت جهانگردی را بگذرانم.

احمدی افزود: این دوره توسط یکی از دانشگاه‌های بریتانیا برگزار می‌شد و حدود چهار تا پنج ماه طول کشید، هزینه‌ها را همان مجموعه پرداخت کرد و عملاً من را بورسیه کردند، پس از گذراندن دوره، با مدرک مدیریت جهانگردی به ایران بازگشتم.

وی ادامه داد: پس از بازگشت، با استفاده از همان مدرک، یک آژانس هواپیمایی در خیابان میرداماد تأسیس شد و من به عنوان مدیر بخش تورهای آن مجموعه فعالیت می‌کردم، از آنجا که رشته اصلی‌ام زبان بود و به انگلیسی تسلط داشتم، در حوزه گردشگری هم به‌خوبی می‌توانستم فعالیت کنم و همزمان تدریس و ترجمه را نیز ادامه می‌دادم. او در ادامه گفت: بعد از مدتی میان مدیران آن مجموعه اختلاف‌هایی به وجود آمد و در نهایت آژانس منحل شد، پس از آن تصمیم گرفتم به‌صورت مستقل فعالیت کنم و خودم یک آژانس هواپیمایی راه‌اندازی کردم، طبیعتاً شروع کار بسیار دشوار بود؛ چون هر کسب‌وکاری در ابتدا نیاز به سرمایه‌گذاری و تلاش زیادی دارد، اما به مرور کار رونق گرفت و توانستم فعالیت حرفه‌ای خودم را در این حوزه ادامه بدهم.

بازگشت به خوشنویسی پس از دو دهه

احمدی با اشاره به بازگشت دوباره‌اش به هنر خوشنویسی گفت: مدتی بعد از سال‌ها فعالیت در حوزه زبان و گردشگری، یک روز با خودم فکر کردم که تا کی قرار است فقط کار کنم، پول دربیاورم و مدام درگیر کارهای روزمره باشم، همان‌جا به یاد آوردم که سال‌ها پیش چیزی را در نهانخانه وجودم پنهان کرده‌ام؛ همان هنر خوشنویسی که در جوانی رهایش کرده بودم.

وی افزود: در واقع خوشنویسی را کنار نگذاشته بودم که کاملاً فراموشش کنم؛ گاهی می‌نوشتم، اما دیگر آن مداومت و جدیت سابق را نداشت، حدود ۲۱ سال از زمانی که آن را کنار گذاشته بودم گذشته بود. اگر بخواهم دقیق بگویم، حدود سال ۱۳۹۴ بود و من در حدود ۴۴ یا ۴۵ سالگی دوباره به این فکر افتادم که چرا این هنر را از زندگی‌ام کنار گذاشته‌ام.

جرقه اربعین برای احیای هنر

این خوشنویس ادامه داد: با خودم گفتم چرا آن چیزی را که سال‌ها در درونم پنهان کرده‌ام دوباره بیرون نکشم و از آن استفاده نکنم، همان جرقه باعث شد تصمیم بگیرم دوباره به خوشنویسی برگردم.

او با اشاره به نخستین تجربه بازگشت خود به این هنر گفت: اولین بار تصمیم گرفتم از خوشنویسی در ایام اربعین استفاده کنم، یک روز در ترافیک بودیم و دخترم حسنا که حافظ قرآن هم هست کنارم نشسته بود، او از کودکی همواره در سفر اربعین همراه ما بود و علاقه زیادی به این فضا دارد، در همان ترافیک به او گفتم ایده‌ای به ذهنم رسیده است؛ اینکه وسایل خوشنویسی را با خودمان ببریم و در مسیر اربعین با مرکب و کاغذ برای مردم و زائران بنویسیم چون پیش‌تر دیده بودم که در برخی مکان‌ها، مانند مزار شهدا، کسانی برای مردم خوشنویسی می‌کنند.

نوشتن برای زائران؛ هنری در مسیر خدمت

وی در ادامه اظهار کرد: راستش را بخواهید گاهی که این نوشته‌ها را می‌دیدم، با خودم فکر می‌کردم برخی از آن‌ها از نظر هنری چندان قوی نیستند، همان‌جا به ذهنم رسید که می‌توانم خودم هم این کار را انجام بدهم و شاید حتی بهتر و حرفه‌ای‌تر.

احمدی درباره پیوند میان هنر خوشنویسی و تجربه معنوی خود در سفر اربعین گفت: وقتی دیدم در مسیر اربعین همه مردم با عشق و نیت خدایی در حال خدمت هستند، به ذهنم رسید که من هم باید کاری کنم، گفتم این هنری که دارم، خطاطی، نعمتی است از سوی خدا و چه بهتر که آن را در مسیر امام حسین(ع) خرج کنم، همان‌ زمان تصمیم گرفتم بساط خوشنویسی‌ام را همراه ببرم و برای زائران بنویسم.

او افزود: به لطف امام زمان(عج) کارهایی که نوشتم مورد استقبال قرار گرفت، هرچند خط من در برابر بزرگان خطاطی ارزش چندانی ندارد، اما همین که توانستم با خط و قلمم حال دل زائری را خوش کنم، برایم بزرگ‌ترین پاداش بود، احساس می‌کردم خطی که می‌نویسم، می‌تواند زیارت را برای کسی به‌یادماندنی‌تر کند.

وقتی هنر تبدیل به «عشق‌بازی با خدا» شد

احمدی ادامه داد: بعد از آن سفر، دیگر هیچ‌وقت این مسیر از من جدا نشد، هر جا که رفتم از اربعین گرفته تا مشهد، جمکران یا کرمان همیشه با همان نیت امام حسینی خوشنویسی کردم، این کار برایم نوعی عشق‌بازی با خدا شد؛ انگار هنر، وسیله‌ای شد برای ارتباط قلبی با او.

چرا به میدان می‌آیم؟

احمدی در ادامه درباره انگیزه حضور خود در تجمعات مردمی گفت: گاهی از من می‌پرسند چرا به میدان‌ها می‌آیی و در این جمع‌ها حضور پیدا می‌کنی، راستش اگر بخواهم صادقانه بگویم، احساس می‌کنم این یک تصمیم صرفاً شخصی نیست؛ انگار نیرویی درونی آدم را به حرکت وا می‌دارد. وقتی می‌بینم مردم با وجود خستگی، شب‌ها و حتی نیمه‌شب‌ها در میدان‌ها جمع می‌شوند، به این فکر می‌کنم که چه چیزی آن‌ها را به این سمت می‌کشاند.

او ادامه داد: برای من این احساس وجود دارد که در چنین لحظاتی، آدم‌ها صرفاً از روی برنامه‌ریزی شخصی عمل نمی‌کنند؛ گویی یک حس مشترک آن‌ها را به میدان می‌آورد. یکی با هنر، یکی با خبرنگاری، یکی با شعر یا نقاشی، و دیگری با شکل دیگری از حضور.

«مبعوث شدن مردم»؛ واژه‌ای که با زمان معنا شد

این خوشنویس گفت: وقتی به این موضوع فکر می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که شاید سؤال درست این نباشد که چرا به میدان می‌رویم، بلکه این باشد که چه چیزی ما را به این مسیر می‌کشاند و هر کسی ممکن است پاسخ خودش را به این سؤال داشته باشد، اما برای من این حضور بیشتر شبیه نوعی فراخوان درونی است.

او در پایان با اشاره به علاقه خود به ادبیات و سخن گفتن افزود: من سال‌ها معلم بوده‌ام و طبیعتاً اهل حرف زدنم، شاید به همین دلیل است که وقتی درباره این تجربه‌ها صحبت می‌کنم، تلاش می‌کنم آنچه را در دل دارم صادقانه بیان کنم؛ حتی اگر نتوانم دقیقاً توضیح بدهم که این احساس از کجا می‌آید.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها