
ناصر اریاب/صبا؛ «وی لا» عنوان نمایشی مستند با لحنی طنز است که این روزها روی صحنه میرود و تلاش دارد واکنش انسانها در مواجهه با بحران جنگ را به تصویر بکشد. در این اثر، سه خانواده در فضای بستهی یک ویلا گرد هم آمدهاند و هر کدام نمایندهی طیفی از جامعهی امروز ایران هستند. بهار همتی، طراح صحنه، و نگار همتی، بازیگر نقش دختر خانواده، هر دو از اعضای گروه اجرای این نمایشاند و در گفتوگو با صبا، از چالشها، ایدهها و بازخوردهای تماشاگران گفتند.
نگار همتی، دانشجوی حقوق و دانشآموختهی دبیرستان انرژی اتمی ایران، فعالیت هنری خود را در تئاتر، گویندگی و ادبیات دنبال میکند. او بازی در نمایشهایی چون «صبح بخیر»، «ه دو چشم»، «وی لا» و «خواهران» را در کارنامه دارد و در نمایش «خواهران» نیز عضو گروه کارگردانی بوده است. او همچنین با رادیو رسا و کانون رادیو تهران غرب همکاری داشته و شاعر برگزیدهی جشنواره فرهنگیهنری فردا است.
نگار همتی دربارهی کارکرد طنز در نمایش «وی لا» گفت: «طنز در این اثر هم ابزاری برای نقد رفتارهای اجتماعی است و هم واقعیت تلخ و پراضطراب جنگ را برای مخاطب قابلتحملتر میکند. این ترکیب باعث میشود مخاطب در عین خندیدن، به فکر فرو برود.»
وی در پاسخ به این پرسش که در تئاتر مستند چقدر به تفسیر شخصی اجازه داده میشود، توضیح داد: «چارچوب واقعیت اهمیت زیادی دارد، اما من در جزئیات رفتاری، لحن و واکنشها از برداشت شخصی خودم استفاده کردهام تا نقش ملموستر شود.»
او هماهنگی میان ده بازیگر را حاصل تمرینهای مستمر و اعتماد گروهی دانست و سختترین بخش کار را حفظ ریتم در صحنههای شلوغ و دیالوگمحور عنوان کرد.
ما نماد نسل زد هستیم
نگار همتی در ادامه به تحلیل شخصیتهای نمایش پرداخت و گفت: «من و دخترعمو نماد نسل زد هستیم؛ مادربزرگ نماد نسل قدیمی و ارزشهای ریشهدار؛ عمو و زنعمو نمایندهی طبقهی مرفه؛ دایی و زندایی بازتابی از طبقهی متوسط؛ و خانوادهی ما نمادی از قشر هنرمندان و پزشکان. مخاطب میتواند بخشی از خودش را در این شخصیتها ببیند.»
او دربارهی همکاری با پدرش، سیروس همتی (کارگردان نمایش)، اظهار داشت: «شناخت عمیق قبلی به طبیعیتر شدن رابطه روی صحنه کمک میکند، اما ایشان در تمرین بسیار دقیق و نکتهبین هستند. این تجربه برای من علاوه بر صمیمیت، یک مسیر جدی برای یادگیری و رشد حرفهای بوده است.»
آنچه تعیینکننده است، کیفیت کار و توانایی هر فرد است، نه نسبتها!
نگار همتی در پاسخ به اتهامهای احتمالی مبنی بر استفاده از رابطهی پدر برای حضور در تئاتر، تأکید کرد: «من از چهارسالگی با نمایش “ه دو چشم” کارم را شروع کردهام. آنچه تعیینکننده است، کیفیت کار و توانایی هر فرد است، نه نسبتها.»

بهار همتی، دیگر عضو این گفتوگو با صبا، دانشآموختهی دبیرستان انرژی اتمی ایران و دانشجوی مهندسی کامپیوتر است و طراحی صحنهی نمایش «وی لا» را بر عهده داشته است. او بازی در نمایشهای «ه دو چشم» و «صبح بخیر» را نیز در کارنامه دارد.
بهار همتی دربارهی ایدهی اولیهی طراحی صحنه گفت: «ایده از دل خود نمایشنامه شکل گرفت. در ابتدا قرار بود ویلای دوبلکس طراحی شود، اما محدودیت مالی و زمانی و وجود دو اجرا در یک سالن، امکان دکور حجیم را نداد. با پیشنهاد نور و تغییر جزئی دکور، این فضا را به شکل نمادین طراحی کردیم.»
او مهمترین چالش طراحی را انتقال حس ویلا با حداقل عناصر دانست و افزود: «سعی کردم ویلا فقط یک پسزمینه نباشد. با تعریف ورودی ویلا از سمت تماشاگران و سوت زدن کارگردان برای صدا کردن مهمانها، تماشاگر حس میکند خودش در حیاط ویلا نشسته است.»
بهار همتی با اشاره به غلبهی نگاه نمادین در طراحیاش توضیح داد: «صندلیها و میزهای چوبی بههمچسبیده در ترکیب با نور قرمز و پتوهای رنگی، بدون نیاز به ساخت اتاق واقعی، فضای خواب را تداعی میکنند. چمن مصنوعی هم مرز میان خانه و حیاط را کمرنگ کرده است.»
او در توصیف کلی طراحی صحنه گفت: «وی لا تلاشی مینیمال و نمادین برای به تصویر کشیدن سنگینی زمان و خاطراتی است که در فضایی آشنا نفس میکشند.»
بهار همتی دربارهی همکاری با پدرش (سیروس همتی) اظهار داشت: «به محض ورود به سالن تمرین، رابطهی پدر و دختری را کنار میگذاریم. من به عنوان یکی از عوامل نمایش در خدمت کارگردان هستم. ایشان سر کار جدیاند، در حالی که در خانه شوخ و طناز.»
او در پاسخ به این سؤال که آیا حضور در عرصهی هنر را مدیون پدر میداند، گفت: «آشنایی من با تئاتر بهواسطهی پدرم بوده و این را فرصتی ارزشمند میدانم، اما پیشرفت در این مسیر کاملاً به تلاش شخصی من بستگی داشته است. برخی دوستان حتی نمیدانستند من فرزند سیروس همتی هستم.»
بهار همتی دربارهی جزئیات پنهان دکور گفت: «تغییر و جابهجایی اهمیت زیادی داشت. تا زمانی که تغییر جزئی اتفاق نمیافتاد، تماشاگر فکر نمیکرد ویلا دوبلکس است. وقتی پدرم سوت میزد و میگفت “دو تا ماشین هم در حیاط جا میشود”، تماشاگر متوجه میشد در حیاط ویلاست.»
او در پاسخ به این پرسش که اگر ویلا یک شخصیت بود چه ویژگیهایی داشت، چنین پاسخ داد: «اگر ویلا یک شخصیت بود، برای من شبیه یک شاهد ساکت با قلبی گرم بود؛ مهربان، صمیمی، اما…»