هنر
به گزارش خبرنگار صبا، محمدعلی باشه آهنگر در این یادداشت که در اختیار خبرگزاری صبا قرار داد، نوشته است:
رد صلاحیت و لبخندهای معنادار
ندیده بودمش؛ یعنی نشد که ببینمش. یکبار که وزیر ارشاد اسلامی بود، برای مشکل پروانه ساخت اولین فیلمم تلاش کردم با او ملاقات کنم که نشد. اما بالاخره دیدمش؛ اما ۳۰ سال دیرتر. در چهارشنبهشبی در برج میلاد که به دعوت جناب آقای شفیعی به آنجا رفته بودم. جلسه هفتگی بود که بعضی مقامات را دعوت میکردند و رسانهایها و هنرمندان در جمعی دوستانه با آنها گفتوگو میکردند.
در این جلسه گوشی همراه راه نداشت و گوشیها را بیرون جلسه میگذاشتند تا مهمانان و میزبانان راحتتر با هم گفتوگو کنند و حرفهای حاشیهای به بیرون درز نکند. مهمان آن شب، شهید علی لاریجانی بود. وقتی آمد، هیچ پستی نداشت؛ با متانت قدم برمیداشت و لبخند بر لب، چشم در چشم میزبانان سلام میکرد و سر تکان میداد.
با او همیشه چند موضوع گره خورده بود. در آن جلسه که برخی سؤالکنندگان بیپروا پرسش میکردند، معلوم بود که درباره آن موضوعات از او سؤال خواهند کرد. یکی از این سؤالات برمیگشت به دوران ریاست او بر سازمان صدا و سیما و ماجرای کوی دانشگاه و کنفرانس برلین و پخش برخی صحنههای عجیب این کنفرانس از سیمای جمهوری اسلامی ایران. در پاسخ به چرایی این موضوع، آرام لبخندی زد و سکوتی معنادار داشت؛ با کمترین کلمات و به شکلی وزین توضیح داد که از دست او خارج بوده و او در دل موافق پخش آن کنفرانس نبوده است.
پرسش حاشیهای دیگر درباره دوران اول دبیری شورای امنیت ملی و برکناری پُر از حرف و حدیثش بود. این بار لبخندی طولانیتر و سکوتی توأم با متانت داشت و با سیاست و زیرکی از آن عبور کرد. به نظر میرسید همچنان سعی در ایجاد وحدت دارد تا اینکه خود را محق جلوه دهد.
پرسش دیگری به رد شدن صلاحیتش برای ریاست جمهوری بود. دوباره لبخندی زد و به همه نگریست. همه تصور کردند میخواهد دوباره کاندیدا شود و نگران است حرفی بزند که برایش گران تمام شود. شاید هم تصور میکردند که این بار به او چراغ سبز نشان دادهاند و حتماً این بار تأیید میشود. من هم باور کردم. دو دوره بعد، وقتی اولین تصاویر حضورش برای ثبتنام ریاست جمهوری که با حرکات آهسته دوربین به فضای مجازی آمد، همه گفتند تأییدیه گرفته است؛ اما با ناباوری برای بار دوم هم رد صلاحیت شد و این بار هم برای حفظ وحدت ملی اعتراض نکرد و با آن تصمیم سخت، سیاستمدارانه برخورد کرد.
نمیدانم، شاید او خود را برای مقامی دیگر که به هر کسی داده نمیشود آماده میکرد. او که از تهدید مستقیم دشمن هم نهراسید، شجاعانه ماند و در کسوتی جدید، مدیرانه سخن گفت، مدبرانه سخن گفت و سیاستورزی کرد.
به گمانم نشان و لباس شهادت بیشتر برازندهاش بود؛ لباسی برای شهید علی لاریجانی که صلاحیتش را تا ابد تأیید کرد./محمدعلی باشهآهنگر