
امیر افشارفتوحی/ دبیر روزنامه صبا، انتصاب مهدی افشیننژاد به عنوان سرپرست تماشاخانه سنگلج، که در آستانه میلاد امام رضا (ع) و با تدبیر اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی، رقم خورده است، نشان از نگاهی نو و رویکردی مثبت به آینده تئاتر ایران دارد و نویدبخش فصلی نو در اعتلای یکی از مهمترین پایگاههای هنر نمایش ایرانی است.
نگاهی خوشبینانه به این انتصاب، فرصتی مغتنم برای بازتعریف جایگاه و ارتقای این مجموعه ارزشمند و تأثیرگذار در تئاتر سنتی و آیینی ایران فراهم میآورد. چرا که سنگلج، نه تنها یک بنای تاریخی، بلکه نمادی از پیوستگی نسلی و عمق فرهنگی در هنرهای نمایشی کشور است که اکنون میتواند فصل نوینی از شکوفایی خود را آغاز نماید.
تاریخچه تماشاخانه سنگلج، به عنوان یکی از نخستین تماشاخانههای مدرن ایران، گواه دورانی پربار از خلاقیت و نوآوری در تئاتر کشور است. این مجموعه، با میزبانی از آثار فاخر نویسندگان و کارگردانان بزرگی چون بیضایی، رادی، استادمحمد، جوانمرد و نصیریان، همواره از پایگاههای اصلی معرفی هنرمندان تأثیرگذار و متون ماندگار بوده است و ثبت آن به عنوان اثر ملی، گواهی بر اهمیت تاریخی و فرهنگی این تماشاخانه است. با این حال، حفظ و ارتقای این میراث، مستلزم نگاهی راهبردی و عملیاتی است چرا که این سالن، به عنوان شناسنامه نمایش ایرانی، با وجود قدمت و اهمیت تاریخیاش، همچون بسیاری از مجموعههای فرهنگی، با معضلاتی دست و پنجه نرم میکند که نیازمند توجه جدی است. اصلیترین این چالشها را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
محدودیتهای مالی و زیرساختی: کمبود بودجه، که مانعی برای تولیدات فاخر، نگهداری و بهروزرسانی تجهیزات و همچنین تأمین رفاه هنرمندان و کارکنان است، از جمله مشکلات اساسی محسوب میشود. فرسودگی تدریجی زیرساختها و تجهیزات فنی نیز بر کیفیت اجراها سایه افکنده و ضرورت نوسازی را بیش از پیش نمایان میسازد.
ضرورت برنامهریزی راهبردی: فقدان یک چشمانداز بلندمدت و برنامه استراتژیک مدون، گاه باعث عدم انسجام در برنامههای اجرایی، جذب مخاطب و همچنین معرفی استعدادهای نوظهور میشود.
تلاش برای احیای ارتباط با مخاطب: در عصر رقابت با انواع سرگرمیهای نوین، چالش اصلی، حفظ و گسترش مخاطبان وفادار و جذب نسلهای جدید به سالنهای تئاتر است. این امر مستلزم درک عمیقتر از نیازها و علایق مخاطبان و ارائه محتوایی جذاب و تأثیرگذار است که در کنار فرهنگسازی در جامعه قابل دسترس خواهد بود.
آینه هویت و چشمانداز فرهنگی
تئاتر ملی، فراتر از یک هنر نمایشی، بستری است برای بازتاب فرهنگ، تاریخ، و آرمانهای یک ملت. برای تحقق واقعی این مفهوم، باید نگاهی جامع به تمامی ابعاد تئاتر داشت:
پرورش سرمایههای انسانی: تقویت بدنه کارشناسی و هنری از طریق آموزشهای مستمر، حمایت از پژوهش، و ایجاد فضایی برای تبادل تجربیات میان هنرمندان پیشکسوت و جوان، سنگ بنای تئاتر ملی است.
تنوع و غنای محتوایی: تئاتر ملی باید طیف وسیعی از مضامین و سبکها را پوشش دهد؛ از نمایشهای کلاسیک و فاخر گرفته تا آثار تجربی و معاصر. این تنوع، تئاتر را به آینهای کاملتر از جامعه تبدیل میکند.
تعاملات بینالمللی: حفظ هویت ملی در کنار بهرهگیری از تجربیات ارزشمند تئاتر جهان، از طریق تبادلات فرهنگی، حضور در جشنوارههای بینالمللی و ترجمه آثار شاخص، امری ضروری برای ارتقاء سطح کیفی و خلاقیت است.
حمایت همهجانبه: تلفیق حمایتهای دولتی با مشارکت فعال بخش خصوصی، زمینه را برای رونق پایدار در عرصه تئاتر فراهم میآورد.
راهکارهای کلیدی برای اعتلای سنگلج و تئاتر ملی
تدوین سند راهبردی جامع: ایجاد یک برنامه مدون برای تماشاخانه سنگلج، شامل اهداف کمی و کیفی، برنامهریزی برای جذب منابع مالی پایدار (شامل حمایتهای دولتی، جذب اسپانسر، و مشارکت مردمی) و همچنین تعیین اولویتهای اجرایی، امری حیاتی است.
تأسیس صندوق حمایت از تولیدات نمایشی: با رویکردی مشارکتی، میتوان صندوقی را برای حمایت از پروژههای خلاقانه، تأمین هزینههای تولید و ارائه تسهیلات به هنرمندان تأسیس نمود.
تأکید بر برنامههای آموزشی و پژوهشی: برگزاری کارگاههای تخصصی، نشستهای نقد و بررسی و تشویق به پژوهشهای کاربردی در حوزه نمایش ایرانی، به غنیسازی دانش و مهارتهای هنرمندان یاری میرساند.
استراتژیهای نوین جذب مخاطب: بهرهگیری از ظرفیتهای رسانههای نوین، برگزاری رویدادهای فرهنگی جانبی و ایجاد برنامههای تعاملی با مخاطبان، میتواند به بازیابی جایگاه تئاتر در سبد فرهنگی جامعه کمک کند.
ترویج نمایشهای بومی و تلفیقی: توجه ویژه به نمایشهایی که ریشه در سنت و آیین، فرهنگ و هنر غنی ایرانی دارند و همچنین تشویق به تلفیق این عناصر با تکنیکهای نمایشی مدرن، میتواند به خلق آثاری منحصر به فرد و جذاب یاری رساند.
تقویت فرهنگ همکاری: تأکید مدیرکل هنرهای نمایشی بر لزوم همدلی و همکاری، پیامی روشن برای تمامی فعالان عرصه تئاتر است. انسجام درونی خانواده تئاتر، قویترین پشتوانه برای عبور از چالشها و تحقق اهداف مشترک خواهد بود.
تبدیل تماشاخانه سنگلج به قطبی پویا و اثرگذار در جغرافیای تئاتر ایران؛ جایی که هم میراث گذشته پاس داشته شود و هم بستر لازم برای خلق آیندهای درخشان فراهم گردد نیازمند همدلی، برنامهریزی دقیق و عزمی راسخ برای غلبه بر چالشها و بهرهبرداری حداکثری از فرصتهای موجود است.
سنگلج، با این هدایت همافزا، میتواند بار دیگر به نگینی درخشان در تاج هنر نمایشی ایران تبدیل شود و راهگشای مسیر تئاتر سنتی و آیینی ما باشد.