
به گزارش خبرنگار صبا، مهران مهدویان کارگردان اپیزود «نفس» از سریال نمایش خانگی «اهل ایران» است. طراحی و کارگردانی مجموعه «اهل ایران» را محمدحسین مهدویان و تهیهکنندگی آن را محمدرضا منصوری برعهده دارد.
کارگردان اپیزود «نفس»در گفتوگو با صبا، در ابتدا با ادای دین به شهدای مظلوم مدرسه میناب گفت: قلب ما امروز در جای دیگری میتپد؛ میان غبار و دردی که از میناب برخاست. هنگامی که به آن کودکان معصوم میاندیشم، دیگر با اخبار یا آمار جنگ روبهرو نیستیم؛ ما با گسستی در آینده مواجهایم. بهگمان من، شکافی که در قلب همه ما ایجاد شده، شهادت مظلومانه آن کودکان بیدفاع و تنها، نه یک رخداد تلخ که زخمی عمیق بر پیکره وجود همه ما است. بهعنوان یک انسان و بهعنوان کسی که وظیفه ثبت حقیقت را برعهده دارد، تسلیت عمیق و بیکلام خود را به خانواده آن کودکان و به همه کسانی که در سوگ این معصومیتها نشستهاند، ابراز میدارم. شهادت این کودکان معصوم نه تنها باید در تاریخ ثبت شود، بلکه باید در حافظه انسانی و جهانی ما ماندگار شود تا همه بدانند چه فاجعهای رقم خورد و چه فرشتههایی را از دست دادیم.
وی درباره چگونگی پیوستن به این پروژه توضیح داد: همه ما به دعوت محمدحسین مهدویان به این پروژه ملحق شدیم. لازم میدانم همینجا از ایشان و همچنین از محمدرضا منصوری که بانی این هماندیشی بودهاند، تشکر کنم؛ چراکه چنین شرایطی را فراهم کردند تا این مجموعه ساخته شود و مردم ما در این اوضاع بدانند همواره کسانی هستند که نسبت به رنجهایی که در این مدت متحمل شدهاند، توجه داشته و برای به تصویر کشیدن زندگی آنها تلاش میکنند.

کارگردان اپیزود «نفس» توضیح داد: ساخت این اپیزود در روزهای پرآشوب و سرنوشتسازی که پشت سر گذاشتیم، برای من فراتر از یک پروژه هنری، نوعی پیوند میان تعهد به حقیقت و بقای روح انسانی بود. هنگامی که دوربین را در این شرایط روشن کردم، بزرگترین چالش من نه تنها تکنیکهای سینمایی یا محدودیتهای تولید، بلکه ثبت لحظههای پرچالش و معلق میان بودن یا نبودن بود. ما در حالی فیلمبرداری میکردیم که صدای انفجار و اضطراب در شهر، همه چیز را تحت سیطره خود قرار داده بود. شرایط کار ما، شرایطی بود که واقعا در تعاریف متعارف صنعت سینما نمیگنجید. ما بر لبه تیغ حرکت میکردیم و هر پلانی که ضبط میشد، سندی بود بر این که زندگی حتی در سختترین شرایط نیز جریان دارد. بزرگترین سختی ما حفظ تمرکز گروه در لحظاتی بود که اخبار شهادت مردم مظلوم یا حملات دشمن به گوش میرسید. در آن لحظات، دیگر فقط یک کارگردان نبودم بلکه کسی بودم که باید تلاش میکرد امید را برای مخاطبی حفظ کند که قرار است این اثر را ببیند.
بعد از «نفس» کارگردان دیگری شدم
مهدویان اظهار کرد: تأثیر این تجربه بر من عمیق و دگرگونکننده بود. شاید بتوانم بگویم اپیزود «نفس» دیگر صرفا یک اثر هنری نبود، بلکه پوستاندازی هنری من شد. این تجربه به من آموخت که در روزهای غبارآلود جنگ، هنر دیگر ابزاری برای سرگرمی نیست، بلکه پناهگاهی است برای تسکین. «نفس» به من نشان داد که مخاطب در این شرایط به دنبال چیزی چون آینه است؛ آینهای که بتواند خود و دردش را در آن ببیند. آموختم در جهانی که هیچ چیز در آن قطعیت ندارد، زیبایی میتواند در یک سکانس، حتی در یک پلان نهفته باشد.
وی ادامه داد: «نفس» درس بزرگی برای من داشت؛ اینکه حتی وقتی جهان به آشوب کشیده میشود، روایت صادقانه یک درد، یک امید و یک نفس عمیق، میتواند از هر بمب و موشکی فراتر باشد و در روح مخاطب تأثیر بگذارد و باقی بماند. من دیگر، گمان میکنم، کارگردان دیگری شدهام؛ کسی که دیگر نه تنها به تصویر، که به ایمان میاندیشد؛ ایمان به چیزی که ذهنم را درگیر کرده و بدان باور دارم.

این کارگردان با اشاره به سختی کار در شرایط جنگی تصریح کرد: به عنوان یک کارگردان، هنگامی در فضای جنگ قرار گرفتم، دیگر با هنر به معنای کلاسیک و نظریِ آن سروکار نداشتم، بلکه با خودِ واقعیت روبهرو بودم که هر لحظهاش میتواند همه چیز را از میان بردارد. سختی کار در این شرایط، فراتر از مشکلات فنی یا مسائلی از این دست است و خود، مبارزهای است در چند جبهه. به گمان من، سختترین بخش آن زمانی است که دوربین را به سوی یک انسان در میان ویرانیها نشانه میروی. در آن لحظات، دیگر این صحنهها نمایش نیستند بلکه ما در حال ثبت لحظهای هستیم که ممکن است هرگز تکرار نشود.
مهدویان افزود: در تمام این مدت، همواره این پرسش در ذهنم میچرخید که آیا واقعا از رنج این آدمها برای ساخت یک اثر استفاده میکنم یا وظیفه شاهد بودن و شاهد ماندن را به جای میآورم؟ این مرز بسیار باریکی بود میان مستند کردن حقیقت و نمایشی کردن یک رویداد. به نظرم هر هنرمند متعهدی باید دقت کند که هنرش نباید باعث شود مخاطب با احساس بیتفاوتی یا صرفاً تماشای هیجان، از واقعیت فاصله بگیرد. ما باید واقعیت را آنچنان که هست نشان دهیم تا وزن آن بر دوش بیننده سنگینی کند و او بهسادگی و گذرا از کنار آن اثر نمایشی عبور نکند.
وی با اشاره به مسئولیت تاریخی سینما بیان کرد: سینمای متعهد، وظیفهاش صرفا ثبت پیروزیها یا نمایش شکستها نیست، بلکه ثبت انسان معاصر در همان شرایط و لحظههاست. همواره برای من بهعنوان کارگردان، دو دغدغه اصلی وجود داشته است: نخست، گریز از روایتهای تکبعدی. جنگ تنها صحنه رزم نیست بلکه جنگ در سلول تمام خانهها، در صفهای نان، در دل مادری که فرزندش به خانه بازنگشته، یا پدری که وظیفه نگهداری از خانوادهاش را برعهده دارد، جریان دارد. اگر ما فقط بر عملیات نظامی یا پرترههای قهرمانانه تمرکز کنیم، تصویری ناقص از جنگ ارائه دادهایم. آیندگان باید بفهمند جامعه ما در آن دوران چگونه نفس کشید، چگونه ترسید، چگونه امیدوار ماند و چگونه در عین خستگی و حتی گلهها و اعتراضاتِ بهحق، به زیستن و مقاومت ادامه داد. روایتی که آشفتگی درونی و شکافهای انسانی را نشان ندهد و همه چیز را در خط داستانیِ صاف، بینقص و شعارزده خلاصه کند، روایت کاملی نیست.

کارگردان اپیزود «نفس» ادامه داد: نکته دیگر اینکه تاریخ تنها اعداد و ارقام استراتژیک را حفظ میکند، اما هنر، همان لحظه را نشان میدهد و ماندگار میکند. اگر نسلی بخواهد ما را بشناسد، سراغ نقشههای جنگی نمیرود؛ آنها میخواهند بدانند ما چه ترسهایی دیدیم، با چه ترسهایی خوابیدیم و بیدار شدیم و در میان آن همه لحظات تنهایی به چه چیزهایی میاندیشیدیم و چه چیزهایی برای ما عزیز بود که برایشان ایستادیم و جنگیدیم.
وی تاکید کرد: فیلمسازی که نتواند رنج و شوقِ جاری در جامعه روزهای جنگ را در چهره یک انسان عادی پیدا کند، در ثبت این تاریخ به نظرم ناموفق بوده است. ما باید آنقدر صادق باشیم که حتی تردیدهایمان را هم ثبت کنیم زیرا حقیقت انسانی بدون تردید، مصنوعی است. مسئله دیگر اینکه اگر ما داستان خود را با صداقت کامل و با تمام ابعاد خاکستریاش بازگو نکنیم، بعدها دیگران آن را به رنگ و لعاب خود روایت خواهند کرد. تحریف تاریخ دقیقا از همین جا آغاز میشود که ما از بیان ناگفتهها و زوایای کمتر دیدهشده هراس داریم. برای آنکه آیندگان در فضای غبارآلود روایتهای رقیب گم نشوند، ما وظیفه داریم تصویری از واقعیت بسازیم که چنان ملموس و مستند باشد که هیچکس نتواند آن را تغییر دهد یا بپوشاند.
هدفم نشان دادن ارزش زندگی بود
این کارگردان با اشاره به اینکه هدفش از ثبت این روزها، نشان دادن ارزش زندگی بود، اظهار کرد: هرچه تصویر جنگ در فیلمها واقعیتر و عریانتر باشد به گمان من مردم آینده بیشتر قدر صلح را خواهند دانست. فیلمساز باید به آیندگان نشان دهد که این آرامشی که احتمالاً در آن به سر میبرند، محصول چه چالشها و رنجهای طاقتفرسایی بوده که ما تحمل کرده و از آنها گذشتیم. نگاه من این است که نباید به جنگ صرفا بهمثابه یک موضوع هنری نگاه کنیم که باید آن را زیبا جلوه داد؛ ما باید آن را تجربه جمعی یک ملت بدانیم و چنان روایت کنیم که آیندگان با تماشای این آثار، نه فقط حیرت کنند که ما چه کشیدیم بله درک کنند که ما چرا ایستادیم. به گمان من صداقت، تنها چیز ماندگار در تاریخ است.
وی با اشاره به اینکه «اهل ایران» برای او فراتر از یک فعالیت حرفهای بلکه یک ضرورت تاریخیِ مشترک بوده است، گفت: مدتها بود احساس میکردم سینمای ما به گفتگویی چندصدایی نیاز دارد؛ چیزی فراتر از یک دیدگاهِ تکنفره و محدود. زمانی که چندین نگاه، چندین سلیقه و چندین نبض متفاوت روی یک بوم واحد (سرزمین خودمان) روایت میشوند، خروجی کار دیگر صرفا یک فیلم سفارشی یا اثر شخصی نیست، بلکه تبدیل به یک تابلوی ملی میشود.

«اهل ایران» تصاویر متعددی از ایران امروز
این فیلمساز درباره این سبک از روایت که چندین کارگردان با قصههای مستقل، پروژه را پیش بردند، توضیح داد: هیچ کارگردانی به تنهایی نمیتواند تمام ابعاد ایران امروز را ببیند. یکی ممکن است بر خط مقدم و جبهههای سخت تمرکز کند، دیگری بر خانوادهای در یک شهر مرزی، سومی بر تلاش دانشمندان در آزمایشگاهها و حتی دیگری بر معلمانی در کلاسهای درس با کودکان که چگونه روزهای جنگ را پشت سر گذاشتهاند. این پروژه مانند یک پازل بود برای من؛ تکههای کوچک و رنگارنگ که وقتی کنار هم قرار گرفتند تصویر ایران واقعی را ساختند. با این روش، اجازه نمیدهیم واقعیت در یک قاب محدود شود. بدینترتیب، هر کارگردان مانند یک آینه است و «اهل ایران» یعنی آینههای متعددی که کنار هم قرار میگیرند تا بزرگترین و شفافترین تصویر از ایران امروز ما دیده شود.
وی ادامه داد: تنوع سبک در «اهل ایران» یک مزیت بود نه نقطهضعف و اتفاقاً این تنوع با سرپرستی آقای محمدحسین مهدویان به بهترین شکل پیش رفت. هنگامی که مخاطب با اپیزودهای مختلف روبهرو میشود، ذهنش فرصت میکند هر بار از زاویهای تازه به موضوع نگاه کند. این تنوع مانع از خستگی ذهنی مخاطب میشود و امکان همذاتپنداری با طیف گستردهتری از مردم و آدمها را فراهم میکند. هر کارگردان با امضای خاص خود و با موضوعی ویژه بخشی از این پازل را تکمیل میکند و لایههای رخداد بزرگ را به شیوه بیان خود بیرون میآورد.
سعی کردیم ایران را زندگی کنیم
این فیلمساز تاکید کرد: در این پروژه، منیّت کارگردان کنار میرود. وقتی شما میدانید قرار است در کنار کار همکارانتان پروژه را پیش ببرید، ناخودآگاه به دنبال ایجاد هارمونی میافتید. این یک درس بزرگ برای سینمای امروز ماست؛ اینکه بدانیم ما همه بخشی از یک روایت بزرگتر هستیم. حس مسئولیت جمعی، قدرتی که خلق میکنیم را چند برابر میکند. ما در اینجا به جای اینکه درباره ایران صحبت کنیم، سعی میکنیم ایران را زندگی کنیم. پروژه «اهل ایران» این جسارت را به ما میدهد که سراغ زوایای کمتر دیده شده برویم. وقتی بار مسئولیت بین چند فیلمساز تقسیم میشود، هر کسی راحتتر میتواند روی جزئیات دقیق و خُرد تمرکز کند. یکی بر نقش زنان در مدیریت بحران خانواده تمرکز میکند، دیگری بر بلوغ فکری کودکان در سایه جنگ و دیگری بر تلاش یک فرد عادی برای حفظ کسبوکارش در شرایط سخت و جنگی کشور. اینها همان جزئیاتی هستند که پازل را تکمیل میکنند؛ چراکه تاریخ رسمی جنگها اغلب از این دست اتفاقات غافل بوده است، اما در «اهل ایران» اینها همگی محور داستان بودند.

وی متذکر شد: «اهل ایران» تمرینی بود برای اینکه بفهمیم سینما فقط یک تریبون یکنفره نیست، بلکه صدای یک ملت است. ما میخواهیم با این پروژه بگوییم در شرایطی که بسیاری سعی میکنند تصویر این سرزمین را سیاه جلوه دهند، ما با صدایی بلند و رسا و با تصاویر صادقانهای که خلق کردیم، روایت واقعی همبستگی، رنجها و در عین حال زیباییهای پایدار را ثبت کردهایم. این به نظرم ادای دینی بود به مردمی که قهرمانان واقعی این قصهها بودند؛ ما تنها روایتگر قصههای مردم بودیم.
این کارگردان درباره پروژه دیگر خود توضیح داد: مشغول تدوین اپیزود «توافق» از مجموعه «اهل ایران» هستم و دومین اپیزودی بود که کارگردانی کردم. مشغول صداگذاری و آمادهسازی پروژه هستیم که به امید خدا در هفتههای آینده پخش خواهد شد. همچنین پیش از آغاز جنگ، در مرحله پیشتولید سریالی بودیم که فیلمنامه آن را نوشته بودم و قرار بود کارگردانی آن را انجام دهم و در مرحله پیشتولید بودیم که با وقوع جنگ، پروژه به تعویق افتاد. اکنون منتظریم و امیدواریم که سایه جنگ برای همیشه از سر مردم ما برداشته شود و هر کسی بتواند به آسانی زندگی خود را از سر گیرد.
مسئولان هوای مردم را بیشتر داشته باشند
مهدویان با اشاره به شرافت مردم ایران خاطرنشان کرد: مردم ما، چه در جنگ هشتساله، چه در جنگ دوازدهروزه و چه در همین جنگ رمضان، نشان دادند که با چه میزان از ایثار پای وطن میایستند. به نظرم اکنون زمانی شده است که مسئولان ما نیز از این به بعد نگاه ویژهتری به شرایط زندگی مردم داشته باشند؛ مردمی که در تمام دورههای دشوار و طاقتفرسای این مملکت، با صداقت، نجابت و شرافت خود نشان دادند تا چه اندازه در راه میهن و وطن ایستادگی میکنند. به راستی زمان آن رسیده که نگاهی ویژه به شرایط آنها و به ویژه شرایط اقتصادیای که مردم ما با آن دستبهگریبان هستند، صورت گیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: لیاقت این مردم بسیار فراتر از آن است که با سختی زندگی کنند. این مردم واقعاً سزاوار نیستند که پدری شرمندۀ زن و فرزندش باشد یا مادری شرمنده کودکش. اکنون که مردم یک قدم پیش نهاده و نشان دادهاند چقدر با حیا، با شرافت و با صداقت هستند، به نظرم مسئولان ما باید آن غبار نشسته بر زندگی و حال درونی مردم را بزدایند و موجب بازگشت نشاط اجتماعی به کشور شوند. باید شرایطی فراهم آید که مردم با حالی بهتر زندگی کنند و آن تأثیر عمیقی که وضعیت اقتصادی بر حال و روان مردم گذاشته، کاسته شود تا همه با حال و هوایی بهتر به زندگی خود ادامه دهند.
گفتنی است سریال «اهل ایران»، محصول جدید مرکز سریال سوره، که طراح و خالق آن محمدحسین مهدویان، مهدی یزدانیخرم سرپرست نویسندگان و محمدرضا منصوری تهیهکننده آن است، در ۱۴ قسمت ساخته و تاکنون ۶ اپیزود آن در ۳ موج از پلتفرم شیدا عرضه شده است و پخش آن به صورت هفتگی در روزهای جمعه ادامه دارد.