
مهدیه مالکی/صبا: سیدمحمدحسین حسینی با اشاره به اینکه ایده اصلی اپیزود «نگاه» در مجموعه «سرو سپید سرخ» برگرفته از تجربه شخصی اواست، گفت: این اتفاقی بود که بخشی از آن برای من که برای تصویربرداری از مکانهای موشک خورده می رفتیم برایم رخ داد و که الهامبخش این قصه شد. البته درام برای روایت جذابتر، شاخوبرگهایی گرفت اما ریشه اصلی آن واقعی است.
وی افزود: در میان متنهایی که بچهها برای اپیزودهای دیگر مینوشتند، بیشتر تمرکز روی خانوادهها بود و من خواستم قصهای متمایز ارائه کنم و سراغ بچههای امنیتی بروم؛ نیروهایی که این روزها کمتر دربارهشان صحبت میشود اما واقعا در سطح شهر زحمت میکشند؛ از نیروهای بسیج تا انتظامی.
حسینی ادامه داد: به نظرم لازم بود در یکی از اپیزودها نگاه مستقیمی به بچههای امنیت وجود داشته باشد و احساس کردم کسی به آنها نپرداخته است و اپیزود “نگاه” این فرصت را فراهم کرد.
او درباره حضور فضای اعتراضات هجدهم دی در قصه گفت: در این اپیزود با شخصی روبهرو هستیم که بازداشت شده و اکنون آزاد است و همان کسانی که روزی او را بازداشت کردهاند، امروز برای همان مردم جانفشانی میکنند و به نظر من نگاه اثر، نگاهی انسانی و پدرانه است؛ معترضها هم بچههای همین سرزمیناند و نیروهای امنیتی هیچ خصومت شخصی با آنها ندارند.
کارگردان درباره اینکه پایان بندی اثر شعاری نبود؟ توضیح داد: در سکانس پایانی که یکی از نیروهای امنیتی شهید میشود، برخی ممکن است بگویند این صحنه شعارگونه است، اما به اعتقاد من اگر شعاری نباشد آرمانی هم نیست،این صحنه برای من الگوست نه شعار ضمن اینکه کل داستان هم بر پایه شعار پیش نمیرود و فقط این بخش روی یک حقیقت انسانی تأکید دارد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره روند تولید و فضای ملتهب زمان فیلمبرداری گفت: صحنههای مربوط به اصابتها و نیروهای امنیتی در سعادتآباد، مرزداران و چند نقطه دیگر گرفته شد و برخی از افراد بی وطن هنگام عبور فیلم میگرفتند و برای رسانههای خارجی میفرستادند و همین باعث ایجاد حاشیه شد.
او توضیح داد: در خبرهای اینترنشنال اشتباه اعلام کردند که آن منطقه مورد اصابت قرار گرفته، در حالی که ما فقط در حال فیلمبرداری بودیم و سه روز قبل از آن اتفاقی در همان منطقه رخ داده بود .
سیدمحمدحسین حسینی در پاسخ به اینکه آیا بارندگی های زیاد چالشی در فیلمبرداری ایجاد نکرد؟ گفت: در زمان فیلمبرداری به خاطر بارندگی های پراکنده ، در بسیاری از پلانها باران کاملاً مصنوعی بود و ساخت باران در صحنه کار بسیار سخت و زمانبری است، حس را میگیرد و روند تولید را کند میکند، اما خوشبختانه توانستیم از پس آن برآییم.
وی درباره سکانس مورد علاقه خود در این اپیزود افزود: برای من صحنهای که اصابت اتفاق میافتد و نیروهای امدادی مجروحان را جابهجا میکنند و حتی برخی رهگذران نیز زخمی میشوند، از جذابترین لحظات کار است و سکانس ابتدایی فیلم هم برایم اهمیت زیادی دارد.
حسینی با اشاره به زمان تولید این اثر گفت: تمام مراحل کار در دوران جنگ انجام شد؛ از انتخاب سوژه و نگارش فیلمنامه تا فیلمبرداری. ما از روز سوم جنگ کار را شروع کردیم و شرایط بسیار فشردهای داشتیم.
او ادامه داد: اینکه در همان اتمسفر جنگ فیلمبرداری میکردیم، باعث شد بازیگران و گروه کاملاً در حالوهوای قصه قرار بگیرند و شاید اگر این کار ماهها بعد ساخته میشد، چنین حسی منتقل نمیشد و تا جایی که میدانم برای نخستین بار است که چند گروه فیلمسازی در میانه جنگ مشغول تولید اثری درباره همان فضا هستند و این دستاوردی برای بچههای سینما بود که در حین جنگ قصههای جنگ را روایت کنند.
کارگردان اپیزود «نگاه» درباره شرایط روحی بازیگران در آن روزها گفت: بازیگرانی که با آنها کار کردم واقعاً درجهیک بودند و با وجود باران، فشار کاری و حتی نگرانی از اصابتها، حتی یک بار هم گلایهای از آنها نشنیدم و همه با عشق کار میکردند و اگر این انگیزه نبود، قطعاً نمیتوانستیم پروژه را در چنین زمان کوتاهی جمع کنیم.
وی درباره سرعت تولید این اپیزود توضیح داد: از مرحله ویرایش فیلمنامه تا فیلمبرداری و پستپروداکشن، همه کار حدود ۱۵ روز طول کشید؛ یعنی نگارش، تصویربرداری، تدوین، اصلاح رنگ و مراحل فنی در همین بازه انجام شد.

حسینی درباره نویسندگان این اپیزود گفت: فیلمنامه را من و محسن جسور با هم نوشتیم، ایده اولیه از من بود و بعد بهصورت مشترک روی متن کار کردیم و در نهایت من کارگردانی پروژه را برعهده داشتم.
او درباره انتخاب بازیگران نیز بیان کرد: بیشتر بازیگرانی که در این کار حضور داشتند افرادی بودند که پیش از این با آنها همکاری داشتم و ترجیح دادم همان گروه قبلی را کنار خودم داشته باشم، چون زبان کاری همدیگر را میشناسیم و در شرایط فشرده پروژه سریعتر به نتیجه میرسیم.
این کارگردان درباره اینکه چرا در این اپیزود بازیگر خانم نبود، توضیح داد: در این اپیزود بازیگر خانم نداشتیم و این موضوع به شرایط جنگی ربطی نداشت، بلکه ماهیت قصه کاملاً امنیتی و مردانه بود و فیلمنامه اساساً حضور شخصیت زن را طلب نمیکرد.
سیدمحمدحسین حسینی درباره ارتباطش با نیروهای امنیتی برای رسیدن به حس و فضای واقعی نقشها گفت: نمیتوانم جزئیات زیادی بدهم چون شاید خودشان نخواهند، اما با بسیاری از نیروها جلسات متعدد داشتم و درباره مأموریتها، سختیها و چالشهایی که در این روزها با آن مواجهاند بسیار با من صحبت کردند و همین رفتوآمدها کمک کرد فضای قصه ملموستر شود.
وی افزود: بعد از اتمام کار، بسیاری از آنها تماس گرفتند و تشکر کردند و برایشان ارزشمند بود که در این روزها درباره نیروهای امنیتی اثری ساخته شده و همین مسئله باعث خوشحالیشان بود.
او درباره اینکه آیا امکان پرداخت طولانیتر به موضوع وجود داشت٬ توضیح داد: قطعاً میشد اپیزود را مفصلتر ساخت و من هم دوست داشتم وجوه بیشتری را روایت کنم، اما کنداکتور پخش ۴۰ دقیقه بود و اگر دستم باز بود، قصه راحت به ۸۰ یا ۹۰ دقیقه میرسید و این محدودیت زمانی یکی از چالشهای اصلی ما بود؛ اینکه بتوانیم یک روایت کامل را در زمان محدود و پیش تولید کوتاه جمع کنیم.
حسینی درباره دلیل انتخاب نام «نگاه» برای این اپیزود گفت: قهرمان قصه یک عکاس است و او با یک نگاه وارد ماجرا میشود؛ همان نگاه باعث میشود با نیروهای امنیتی همراه شود و تشخیص دهد حقیقت ماجرا چیست و در سکانس پایانی هم این ارتباط به اوج میرسد و میبینیم که پسر در آغوش یکی از نیروها برای شهید اشک میریزد؛ یعنی در همان زمان کوتاه بینشان رابطهای انسانی شکل میگیرد.
وی ادامه داد: در ابتدا نیروهای امنیتی طبق پروتکل رفتار میکنند؛ سخت، رسمی و بیانعطاف. اما در طول قصه مخاطب درمییابد که آنها نیز انسانهایی دغدغهمند و مسئول هستند و نگاه قهرمان داستان نسبت به آنها کاملاً تغییر میکند.
کارگردان اپیزود «نگاه» درباره مهمترین چالش فیلمبرداری بیان کرد: بزرگترین سختی ما این بود که تمام شش شب در نقاط مختلف تهران در حال تصویربرداری بودیم و هر لحظه امکان اصابت وجود داشت که حتی در نزدیکی امام نیز موردی رخ داد، اما گروه بدون توقف کار را ادامه داد.
او درباره حالوهوای تیم تولید گفت: حسی شبیه قهرمانی در وجود همه ما بود، وقتی بسیاری در خانه بودند و اخبار جنگ را دنبال میکردند، گروه در خیابان مشغول کار بود. درست است که ما کنار نیروهای عملیاتی نیستیم، اما رساندن کار به آنتن هم نوعی تلاش است؛ اینکه برای چند دقیقه هم که شده مردم در حال تماشای فیلم، صدای جنگ را نشنوند، خودش اتفاق مهمی است و احساس میکردیم وقتی بسیاری نشستهاند، ما در حال حرکتیم.
سیدمحمدحسین حسینی درباره ادامه مسیر کاری خود پس از تجربه اپیزود «نگاه» گفت: ایدهای برای ساخت یک فیلم بلند یا حتی یک سریال دارم؛ سریالی درباره یک بازپرس که در روزهای جنگ مشغول رسیدگی به پروندههاست و فکر میکنم برای مردم جذاب باشد ببینند که دستگاه قضایی حتی در شرایط جنگ هم کار خود را متوقف نمیکند، در حالی که بسیاری از مردم از این موضوع بیخبرند.
او افزود: این سریال اکنون در مرحله نگارش است و خودم آن را مینویسم و احتمالاً یک سالی درگیرش باشم، اما حس میکنم قصه خوبی از آب دربیاید؛ چون برای نخستین بار است که چنین موضوعی در بستری با این محدودیتها روایت میشود.
وی درباره محدودیتهای تولید اپیزود «نگاه» بیان کرد: محدودیت خاصی در روایت یا تولید نداشتیم و تنها محدودیت واقعی حفظ جان عوامل بود چون نمیتوانستیم وارد مناطق کاملاً پرخطر یا نقاطی شویم که بهعنوان منطقه قرمز اعلام میشد وهمین مسئله بار ذهنی زیادی به گروه وارد میکرد و کار را سخت میساخت.
حسینی درباره علاقهاش به پرداختن به سوژههای حقوقی، امنیتی و جنایی توضیح داد: این علاقه از رشتهای که خواندهام میآید. من حقوق خواندهام و در موقعیتهای قضایی و جنایی زیاد حضور داشتهام و فضای حقوق جزا و جامعهشناسی را خوب میشناسم و احساس میکنم در این ژانر بهتر میتوانم قصه تعریف کنم و نویسندگی و فیلمنامهنویسیام نیز عمدتاً در همین حوزههاست.

او با اشاره به تفاوت این نوع سوژهها با دیگر ژانرها گفت: نوشتن برای این موضوعات واقعاً متفاوت است. فیلم کوتاه قبلیام، “آپاترید “، درباره یک نقص قضایی مربوط به اتباع افغانستانی بود و در ایران و خارج از کشور جوایز متعددی گرفت، آن فیلم هم از دل همان دغدغههای حقوقی من بیرون آمد و معمولاً هرجا برایم پرسشی برانگیخته میشود، همانجا تبدیل به قصه میشود.
این کارگردان در پاسخ به اینکه آیا میتواند بهعنوان مشاور در کنار فیلمسازان دیگر نیز فعالیت کند، تأکید کرد: بله، انتقال تجربه همیشه ممکن است و اگر فرصتش باشد استقبال میکنم.
حسینی در پایان با قدردانی از همراهان خود گفت: میخواهم از تمام بچه هایی که در این روزهای سخت کنار من بودند