در حالی که ائتلاف قدرتهای استکباری در سودای ویرانی «خانه آباد ایران» و فروپاشی آرمانهای ملی بودند، ملت ایران با تکیه بر میراث کهن تمدنی و پیوند ناگسستنی با نهاد رهبری، از یکی از سختترین پیچهای تاریخی عبور کرد. ایرانِ امروز، با گذر از آتش جنگ و ترور، نه تنها اقتدار نظامی خود را به رخ جهانیان کشید، بلکه در «نبرد روایتها» با اثبات حقانیت و مظلومیت خود، حمایت بیسابقه نخبگان و هنرمندان جهان را برانگیخت.

سمیه خاتونی/ دبیر خبرگزاری صبا، واقعیت این است که در دنیای معاصر، جنگها فقط در میدانهای نبرد فیزیکی اتفاق نمیافتند، بلکه بخش بزرگی از آنها در لایههای “روایت” شکل میگیرند. وقتی با یک سیستم فاسد در جهان مواجهیم که ریشههایش در تمام کلمات و رفتارهای کارگزارانش رسوخ کرده، در واقع به همان تضاد همیشگی میان «منفعتطلبیِ عاری از اخلاق» و «اصالتِ برخاسته از آرمان» میرسیم. اتفاقی که سالهاست توسط سلطه غرب، امپریالیسم آمریکایی و تمامیت خواهی رژیم صهیونیستی سالهاست بر مردمان جهان، خصوصا خاورمیانه سایه افکنده است.
ایران حامی “صدای معصومیت جهان” از غزه تا لبنان و هر نقطهای است که آزادیخواهی تپش دارد. در واقع، همین ایستادن در کنار کسانی که صدایی در رسانههای بزرگ ندارند، همان “آبی” است که آتشِ روایتهای ساختگی و ویرانگر را خاموش میکند.ثبات قدم در این مسیر، با وجود تمام فشارها و هجمههای تبلیغاتی، نشان از ریشهدار بودن این رویکرد دارد؛ مسیری که در آن “حقانیت” در نهایت خودش را از لایههای غبارآلود سیاستها عبور میدهد.
تجلی میراث کهن در ناخودآگاه جمعی
آنچه در روزهای اخیر در پهنه جغرافیایی ایران رخ داد، فراتر از یک مقاومت ساده نظامی بود. در حالی که بسیاری از کشورهای همسایه با کوچکترین لرزشهای سیاسی، استقلال و آزادگی خود را از دست دادند، ایران به پشتوانه تمدنی چند هزار ساله و هویت ملی نهادینه شده در بطن جامعه، بهت و حیرت جهانیان را برانگیخت. این ایستادگی ریشه در میراثی دارد که از تونل تاریخ عبور کرده و در ناخودآگاه جمعی هر ایرانی، شرف و غیرت را به ودیعه گذاشته است؛ میراثی که حتی در عصر مدرنیته و فشارهای اقتصادی، بیدار و پویا باقی ماند.عبور از بحران با تکیه بر ثبات آرمانی
ایران در شرایطی توانست آرمانهای خود را حفظ کند که سختترین ضربات، از جمله شهادت رهبر عالیقدر خود را تجربه کرد. با این حال، سیاستهای هوشمندانه جمهوری اسلامی در دهههای گذشته و تأکید بر غرور ملی، مانع از آن شد که ملت در برابر بیگانگان احساس حقارت کند. حضور هنرمندانه اکثریت قاطع اصحاب فرهنگ و هنر در کنار مردم، نشان داد که جریان وسیع مقاومت، مسیری نیست که بتوان برخلاف آن شنا کرد.
سه خطای استراتژیک در محاسبات دشمن
شکست دشمن در این نبرد، ریشه در سه پیشبینی نادرست داشت که حتی چهرههای اپوزیسیون نیز به آن اذعان کردند: اول حضور غیرمنتظره مردم: دشمن هرگز تصور نمیکرد پیوند مردم و حاکمیت در سختترین شرایط چنین مستحکم باقی بماند. دوم
توان بازدارندگی موشکی و قدرت مقابلهبهمثل ایران، فراتر از برآوردهای اطلاعاتی ناتو و متحدانش بود. در وهله سوم؛ انزوای بینالمللی متجاوز بسیار موثر بود؛ روی آوردن آمریکا به ائتلافهای خارجی و ناتوانی در جلب حمایت جهانی، در کنار تظاهرات گسترده ضد ترامپی، معجزهای بود که حقانیت ایران را ثابت کرد.
«برنده روایت» بودیم
پیروزی در روایت؛ عبور ابراهیموار از آتش ما در این نبرد، ما «برنده روایت» بودیم. ایران همچون ابراهیمی که بی گناهیاش در میان شعلههای آتش نمرودیان ثابت شد، از میان آتش جنگ برخاست و به ققنوسی بلندپرواز تبدیل گشت. امروز فیلسوفان، جامعهشناسان و دانشمندان جهان همصدا با ملت ایران، علیه «اهریمنان بیمار» و استراتژیهای روانپریشانه دشمنان انسانیت ایستادهاند. اثبات این واقعیت که ایران همواره در سمت درست تاریخ و مدافع آزادی و انسانیت است، بزرگترین دستاوردی بود که حمایت تمامقد نخبگان جهان را برای این مرز و بوم به ارمغان آورد.