
به گزارش صبا، سایمون کوپر، ژورنالیست، فایننشال تایمز — برای پیشبینی کارهای دونالد ترامپ ضروری است که بدانیم او شبیه تهیهکنندگان تلویزیون فکر میکناز مینیاپولیس تا ایران، بیش از سیاستگذاری یا حتی محبوبیت، داستانها بودهاند که او را هدایت کردهاند. این همیشه درست بوده است. اما در ژانویه، ترامپ ژانرش تلویزیونیاش را تغییر داد و از برنامههای واقعنمای خستهکننده به سمت سریالهای جدید ماجراجویانۀ اکشن چرخید. این چرخش در سرتاسر جهان خطرآفرین بود.
ترامپ جوان قصد داشت تا به مدرسۀ فیلمسازی برود، اما پدرش شدیداً اصرار داشت که برای شرکت املاک و مستغلات خانوادگیشان کار کند. علیرغم این، بعد از دورهای از کارکردنِ شلخته در بازار، ترامپ کسبوکار خودش را درمقامِ میزبان یک برنامۀ واقعنمای تلویزیونی به نام کارآموز پایهگذاری کرد (طرفدارانی که فکر میکنند نبوغ ترامپ به خاطر تجارت است، از اساس در اشتباهند). میل او به هنجارشکنی و تنش، از او یک ستارۀ تلویزیون واقعنما ساخت. اما طیف نقشهای او در تلویزیون وسیع بود. سر و کلۀ او در مسابقات حرفهای کشتی پیدا میشد، همچنین در برنامههای گفتگومحور، نقشهایی در سریالهای طنز بازی میکرد، و ستارۀ ژانر درامهای حقوقی میشد.
وقتی ترامپ صنعتِ در حال افول تلویزیون را ترک کرد، تکنیکهای آن را به سیاست آورد. او با انتخابات سال ۲۰۱۶ مثل برنامهای واقعنما برخورد کرد و ابلههای بیشازحد محتاطی مثلِ جب بوش و هیلاری کلینتون (و در ۲۰۲۴، کامالا هریس) را که نمیدانستند در چه ژانری هستند، در هم کوبید. ترامپ را در دور اول ریاست جمهوریاش مسخره میکردند که هر روز ساعتها تلویزیون میبیند، اما او فقط در حال استراحتکردن نبود، داشت مطالعه میکرد.
دوران اول ترامپ سریال واقعنمایی بسیار جذاب بود که نمیشد از دستش داد و به صورت زنده از شبکههای اجتماعی و تلویزیون پخش میشد. ستارهها نمایش را جلو میبردند. یک رویداد شوکهکننده یا اخراج یک شخصیت، از استیو بنون بگیرید تا آنتونی اسکاراموچی، مخاطبان را برای روزها سرگرم نگه میداشت. سیاستگذاری بهندرت موضوعیت پیدا میکرد.
اما تلویزیون واقعنما ژانری نیمهجان است. در دورۀ دوم ترامپ نمایش او دیگر کار نمیکرد. ترامپِ سالخورده هنرمندِ پریشان و کمتوانی است. مثل خیلی از ستارههای واقعنما، دیگر آن توانِ شوکهکردن را ندارد: دیگر هیچیک از چیزهایی که میگوید نمیتواند شگفتزدهمان کند. علاوهبراین، دست از اخراجکردن آدمها کشیده است؛ چون یاد گرفته است که این کار سیل دشمنانی برایش درست میکند که کتابهایی منتشر میکنند که همهچیز را افشا میکند. آخرین صحنۀ از پیش آماده شدۀ تنشزای او «دعوا بر سر لباس ولادیمیر زلینسکی» بود که به بیش از یک سال پیش برمیگردد. چیزی که ترامپ بعداً با هیجان گفت: «برای تلویزیون عالی بود»، اما صحنهگردانش جیدی ونس بود، و چه بسا که اصلاً قصد ایجادش را هم نداشتند. کاملاً محتمل است که ترامپ انتظار داشته است که زلنسکی تحقیر شود، نه اینکه جواب او را بدهد.
به کریسمس که رسیدیم، مخاطبان کلافه خواهان یک فصل از فایلهای اپستین شده بودند. اینجا بود که ترامپ با یک دوراهی روبهرو شد. هر نمایش تلویزیونیِ مجادلهبرانگیزی ممکن بود به «پریدن روی کوسه» تعبیر شود؛ تلاشی برای ساختن صحنهای خارقالعاده و بیمعنی. (این تعبیر از را از یکی از قسمتهای سریال طنز روزهای شاد وام گرفتهام که در آن قهرمان داستان، فرانز، هنگام اسکی روی آب، میپرد پشت یک کوسۀ زنده. )
بنابراین ترامپ ژانر را به سمت ماجراجویی-اکشن برد. هر مینیسریال تازهای قرار بود کوتاه و سریع باشد. حمله به مینیاپولیس وقتی کارها پیچیده شد، متوقف شد، اما بازداشت رئیسجمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، طبق برنامه جلو رفت. ترامپ سرخوشانه گفت: «تماشایش کردم، جدی میگویم، مثل وقتهایی که یک برنامۀ تلویزیونی را تماشا میکنم».
جنگ با ایران نیز که در اصل ایدۀ بنیامین نتانیاهو بوده است، از ابتدا اینطور به نظر میآید که برای تلویزیون ساخته شده است. ترامپ مغرورانه از گزارشگری پرسید: «چقدر از نمایشی که اجرا کردیم خوشتان آمد؟ » بعد گفت: «منظورم این است که، ونزوئلا قصهاش روشن است، ولی این یکی چه بسا بهتر هم باشد». انگار تعداد واقعی کشتهها هیچ اهمیتی نداشت. شاید تصادفی باشد که نمایش جنگ، بر انتشار مصاحبههای افبیآی با یکی از قربانیان اپستین که گفته ترامپ وقتی خیلی نوجوان بوده است به او تعرض کرده، سایه انداخته است.
بااینحال، احتمالاً جنگ همین حالا هم بیش از آنچه ترامپ قصد داشته طول کشیده است. واکنش مخاطبان آمریکایی منفی است. سیاستمدار-اینفلوئنسرهای پساتلویزیونیای مثل زهران ممدانی دارند جایگزین ترامپ میشوند که با مقیاس جدیدی فکر میکنند: نرخِ بهپایانرساندنِ ویدئو. مقیاسی که اندازه میگیرد چند درصد از مخاطبان یک کلیپ را تا انتها مشاهده کردهاند. ترامپ، که رکورد طولانیترین سخنرانی سالانه در کنگره را در کارنامۀ خود دارد، هنوز منطق این معیار را نفهمیده است.
با این همه، او میخواهد از ماجرای ایران عبور کند؛ ماجرایی که خطر آن را دارد که به ویتنامی فرسایشی و تمامنشدنی تبدیل شود و نمایش را از رونق بیندازد. او مدام اشاره میکند که نمایش بعدی کوبا است. اما سالهای سال نمایش برای پخشکردن دارد. دیگر چه خطهای داستانیای توسعه خواهد یافت؟ دوباره گرینلند، یا جای دیگری؟ سریال اکشن ترامپ بیشتر از هر نمایش واقعنمای دیگری میتواند آسیبزا باشد.
نشراول: ترجمان