
مهدیه مالکی/صبا: زهرا جهرمی، بازیگر و مدرس دانشگاه در واکنش به پویش «از ایران بگو» گفت: در پاسخ به این پویش، نگاه من بهعنوان یک مدرس و هنرمند، نگاهی مبتنی بر بازخوانی مفهوم ریشه در غیاب است. تجربه من در هفتههای اخیر، فراتر از یک دلتنگی ساده، یک درک شهودی از تعلق بود؛ تجربهای نجیب از فاصلههای ناخواسته در روزهایی که کیلومترها دورتر، چشمبهراه خبری، صدایی یا نشانهای از سلامتی عزیزان و خانوادهام بودم.»
وی در ادامه افزود: وقتی ارتباط با دشواری دوری روبرو میشود، آدم تازه میفهمد که ریشهها چقدر عمیق در خاک مادری فرو رفتهاند و ایران برای من در آن لحظات، صدای لرزان پشت تلفن بود که فقط میگفت: “ما خوبیم” در آن ثانیههای سنگین، قلبم برای هر سقفی که لرزید و هر کلاسی که در سکوت فرو رفت، تپید و رنج دوری زمانی عمیقتر میشد که میدیدم فرسنگها با ایستادن در کنار مردم نجیبم فاصله دارد.

جهرمی درباره اشتراکگذاری تصویری نمادین در صفحه شخصی خود توضیح داد و گفت: همین دغدغه ذهنی بود که باعث شد تصویری از یک نقشه سنگی با رگههای ریشهمانند را در صفحهام به اشتراک بگذارم. تصویری که برای من یک بیانیه بصری و نماد همان روزهای بیخبری و صبوری در غربت بود.
بازیگر سریال سوجان در ادامه افزود: در این میان، آنچه برای من اهمیت معنایی داشت، گذار از یک عاطفه گذرا به سمت درک سختی سنگ و اصالت کتیبهگونه هویتمان بود، من از ایرانی میگویم که مثل سنگ، صلب و استوار است، اما مثل ریشه در لایههای پنهان وجود جریان دارد؛ سنگی که بار دلتنگی را به دوش میکشید اما ریشههایش در عمق وجود به هم گره خورده بودند تا ثابت کنند اصالت ما شکستنی نیست، بلکه حکشدنی است.
جهرمی به عنوان شخصی که در فضای بین المللی فعالیت می کند، رسالت خود را چنین بیان کرد: بهعنوان یک مدرس و هنرمند که در فضایی بینالمللی فعالیت میکند، رسالت خود را در این میبینم که بگویم ایران، خانهای است که با خود حمل میکنیم. هویت من با کلام استوار فردوسی و اصالت این خاک گره خورده است و این پویش برای من فرصتی بود تا نشان دهم حتی در اوج دوری، «چو ایران نباشد تن من مباد» برای ما یک حقیقت زیسته و یک معنای وجودی است، نه یک شعار.
این بازیگر در پایان تاکید کرد: ایران من، آن سرزمینی است که حتی وقتی صدایش به سختی شنیده میشود، حضورش را در تمام لحظهها حس میکنی. سرزمینی که در تار و پود هویت فرزندانش، همیشگی و ماندگار است..