مهدیه مالکی/صبا: پدرام کریمی مجری و فیلمنامهنویس درباره تاثیر وقایع جنگی بر جهانبینی و نگاهش به زندگی توضیح داد و گفت: بدون شک مفاهیمی چون حق و باطل و خیر و شر ، ابدی و ازلی است چنانچه تعریف خوب و بد از پیدایش هستی تا کنون یک معنا رو منتقل می کنند اما -در دوره های مختلف – شناخت مرزهای آن با توجه به ظرفیت ها ، آموخته ها ، تجربیات و نوع زیست ما کمرنگ و دیر تشخیص یا شفاف و به راحتی قابل شناسایی است . اینروزها در جنگ رمضان -جنگ آمریکا و صهیون – علیه مردم بزرگ ایران ، این مرز کاملا روشن و شفاف شده است و شاید بتوان گفت یکی از برکات و دستاوردهای این دوره ی تهاجم وحشیانه دشمن -علی رغم تلخی های فراموش ناشدنی – این نکته بسیار مهم باشد که بیش از گذشته حقانیت ایران و ایرانی به جهانیان ثابت شد و جبهه ی حق و باطل به وضوح رخ نمایان کرد … و به یقین این ثمره ی بزرگ در زندگی ، تفکر ، زیست ، تاریخ و هنر ما رشد ، نمو و نمود پیدا خواهد کرد و آیندگان از یادآوری آن سر بالا خواهند گرفت.
او در پاسخ به این سوال که به عنوان یک هنرمند، در شرایطی که جامعه درگیر مسائل بغرنجی چون جنگ است، چه وظیفهای برای خود قائل است، اظهار داشت: بدون شک در بزنگاه های تاریخی کشور تک تک مردم نقش آفرین هستند و این وظیفه ی ملی است . اگر چه به نسبت جایگاه و مناصب میزان تاثیر گذاری ها متفاوت است اما در این عرصه نه کمیت بلکه کیفیت اهمیت پیدا می کند ، چه بسا در این شب ها می ببنیم حضور شبانه کودکان رو در میادین شهر های کشور … چه کسی می تواند بگوید تاثیر حضور کودکان از حضور بزرگسالان کمتر است ؟! و چه بسا در خصوص حفظ روحیه و ارسال پیام شجاعت و مقاومت تاثیر دو چندانی دارد… اما در این بین حضور فعال هنرمندان به واسطه ی جایگاهی که در دل مردم دارند و میزان و وسعت تاثیرگذاری و بعد خبری و اهمیت دو چندانی پیدا می کند … خداروشکر در این روزهای حساس هنرمندان وطن دوست کم ندیدیم و هر کدام در هر میزان و به قدر توان ، چه در حد حضور در میان نیروهای امدادی و خدماتی، چه در حد یک اثر موسیقیایی و حتی یک استوری خود را کنار مردم و پشتیبان ایران عزیز نشان دادند .
کریمی، در پاسخ به این سوال که در این دوران چه احساساتی بیشتر بر او غلبه دارد(ترس، امید، خشم، همدل) و چگونه آنها را مدیریت میکند، بیان داشت: با توجه به سن و سالی که دارم -در استانه ی ۵۰ سالگی – وقایع زیادی را از دوران جنگ تحمیلی و بمباران و بعد موشک باران و … به چشم دیدم و زندگی کردم و غریب نیستم… اما در این برهه در مواجه با حمله وحشیانه ی امریکایی – صهیونیستی بیشترین و مهمترین حسم نگرانی بود برای کشورم ، برای خانواده و برای مردمم (به خصوص کودکان ) که این حس با رسیدن خبر حمله به مدرسه ی میناب و شهادت ۱۶۸ کودک بی گناه ، به غم سنگینی مبدل شد … اما خدا شاهده در طی یکی دو روز با دیدن حضور کثیری از مردم در کف خیابان و شور و حال و اتحاد بی بدیل آنها و موفقیت ها و رشادت های روز افزون نیروهای نظامی ، این حس نگرانی و غم به امید و همدلی تبدیل شد
این فیلمنامه نویس در پاسخ به اینکه آیا موقعیتهای خاصی در این روزها دیده یا تجربههایی داشته که به شدت بر او تأثیر گذاشته و شاید الهامبخش یک صحنه یا فیلمنامه باشد، پدرام کریمی چنین گف: سینمایی ترین یا بهتر بگم زیباترین تصویری که در این روزها در ذهنم نقش بسته حضور بیشمار و فشرده ی مردم با ظاهر و نگرش های متفاوت و با یک شعار و کلام واحد در میادین و خیابان های کشوره … بعد از اتفاقات عجیب و تاسف بار دی ماه سال قبل ، دوست داشتم صحنه ی اتحاد و همدلی و یکدلی هموطنانم رو دوباره ببینم. و به لطف خدا این اتفاق رقم خورد …
وی در پاسخ به این پرسش که به نظر او، فیلمهای سینمایی و تلویزیونی در شرایط فعلی چگونه میتوانند مرهمی بر زخمهای جامعه باشند، یا حداقل فضایی برای همدردی و درک متقابل ایجاد کنند و آیا سینما میتواند امید را تقویت کند، اظهار داشت: بدون شک رسانه ها چه دیداری چه شنیداری در رساندن پیام و البته ثبت و ضبط آنچه در تاریخ این کشور اتفاق افناده برای آیندگان نقش مهمی دارند و در این میان سینما به عنوان تاثیر گذارترین و ماندگارترین هنر سهم بسزایی دارد و هنرمندان عرصه های مختلف فرهنگی و هنری همانطور که در جنگ ۱۲ روزه – با توجه به وقت اندک – اثاری رو به مخاطبان عرضه کردند در پرداخت جنگ رمضان هم کم نخواهند گذاشت .
پدرام کریمی در پاسخ به اینکه اگر قرار بود امروز یک فیلمنامه بنویسد که بیانگر حس و حال امروز جامعه باشد، آن سکانس چه تصویری از خود داشت و چه عنصری در آن کلیدی بود، چنین توضیح داد: در این برهه ی تاریخی ایران می توان به تعداد تک تک انسان های تاریخ ساز این سرزمین قصه گفت و فیلم ساخت اما برای من تصویر همدلی مردم و شهامت و از خود گذشتگی ایشان برای وطن و حضور میدانی و خانوادگی ایشان با همه ی خطرات و احتمالات تصویر بکر و تکرار ناشدنی است که به واقع نمونه ای در دنیا ندارد و یا حداقل من سراغی ندارم .
این هنرمند، در خصوص اینکه آیا مسئولیت اجتماعی هنرمندان برای بازتاب دادن دغدغهها و تقویت امید و وحدت در روزهای اخیر پررنگتر شده است و چگونه این مسئولیت را به دوش میکشند، چنین پاسخ داد: در اوایل جنگ رمضان حضور هنرمندان کم رنگ بود ، شاید احساس می شد در این مقطع نیازی به حضور ایشان نیست و یا شاید با توجه به عدم دسترسی به فضای مجازی ابزار آن را پیدا نکرده بودند اما از اواسط جنگ این جریان رنگ و بوی دیگه ای گرفت و حالا می بینیم هنرمندان به دنبال فرصت هستند تا ضمن خدمت رسانی در کنار احاد مردم به فضای همدلی و امید جامعه کمک کنند .