مستندساز باید مثل تک‌تیرانداز عمل کند/ضرورت تشکیل «اتاق عملیات رسانه‌ای» در بحران‌ | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۵:۳۸:۵۰
گفت‌وگوی صبا با عبدالحسین بدرلو، قائم مقام مرکز گسترش سینمای مستندتجربی

مستندساز باید مثل تک‌تیرانداز عمل کند/ضرورت تشکیل «اتاق عملیات رسانه‌ای» در بحران‌

عبدالحسین بدرلو با اشاره به نبود مدیریت متمرکز رسانه‌ای گفت این فقدان باعث موازی‌کاری و تراکم در مناطق عملیاتی می‌شود.

سمیرا جعفری/صبا،مستندساز و قائم مقام مرکز گسترش سینمای مستندتجربی و پویانمایی ،عبدالحسین بدرلو، در گفت‌وگو با صبا با اشاره به فرآیند پیچیده اخذ مجوز در مناطق عملیاتی، بر لزوم مدیریت یکپارچه رسانه‌ای و تمرکز بر تولید محتوای فاخر تاکید کرد. او معتقد است که چالش اصلی تنها صدور مجوز نیست، بلکه نبود یک «اتاق عملیات رسانه‌ای» واحد است که بتواند تیم‌های خبری و مستندساز را در میدان مدیریت کند. بدرلو همچنین با بیان اینکه وضعیت همکاری‌ها نسبت به گذشته بهتر شده، خواستار تمرکز بر «محتوا» و «روایت‌سازی عمیق» به جای پرداختن صرف به مسائل حاشیه‌ای شد..

یکی از گلایه‌های همیشگی مستندسازان، فرایند طولانی و پیچیده گرفتن مجوز است؛ به‌ویژه در شرایط پوشش جنگ یا مناطق بحرانی که ممکن است طولانی شدن پروسه اداری باعث از دست رفتن لحظات شود. وضعیت فعلی را در مقایسه با گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟

وضعیت فعلی نسبت به جنگ ۱۲ روزه (پیشین) بهتر شده است. ما شاهد تغییرات مثبتی در میدان هستیم و همکاری ارگان‌ها، نهادها، شهرداری و سایر دستگاه‌ها نسبت به گذشته بسیار بهبود یافته است. در دوره‌های قبل شاید سال‌ها طول می‌کشید تا بتوانیم به وقایع دسترسی پیدا کنیم، اما الان محیط کمی بازتر شده است. البته گاهی این حساسیت‌ها و محدودیت‌ها منطقی است، چرا که شرایط جنگی خاص خود را دارد. ارتباط گرفتن با افراد و اخذ مجوز در حال حاضر نسبت به آن دوره ایده‌آل‌تر است و همکاری‌ها افزایش یافته است.

 با این حال، بسیاری از فیلمسازان معتقدند که هنوز موانعی برای حضور در میدان وجود دارد. به نظر شما ریشه این مشکلات چیست؟

بخشی از مشکلات هنوز پابرجاست. بسیاری از فیلمسازان به محض وقوع حادثه و آسیب، می‌خواهند مستقیماً به آن منطقه وارد شوند. در شرایط استاندارد، حتی اگر مجوز هم داشته باشید، حضور بیش از حد تیم‌های رسانه‌ای (خبرنگاران، تولیدکنندگان محتوا، عکاسان و…) در مناطق حساس مانند بیمارستان‌ها یا نقاط عملیاتی، باعث ایجاد تراکم و مشکل می‌شود. نیروهای امنیتی یا امدادی مجبور می‌شوند برای حفظ نظم، ورود را محدود کنند. این مسئله لزوماً ربطی به نداشتن مجوز کاغذی ندارد، بلکه بحث مدیریت میدان است..

راه حل شما برای مدیریت در این شرایط بحرانی چیست؟

متاسفانه ما هنوز یک «اتاق فکر» یا «اتاق عملیات رسانه‌ای» واحد نداریم. در حال حاضر هر گروه خبری، تلویزیونی، مستندساز یا نهادی به صورت مستقل عمل می‌کند. اگر این اتاق فکر تشکیل شود و مدیریت متمرکز شود -شبیه به مدیریت نیروهای نظامی در بحران- هم مشکل مجوزها حل می‌شود و هم موازی‌کاری کاهش می‌یابد. باید یک تصمیم‌گیرنده مشخص وجود داشته باشد که تعیین کند هر گروه باید کجا برود و چه کاری انجام دهد تا ثبت تاریخ شفاهی به درستی صورت گیرد..

در مورد اولویت‌بندی برای انتخاب تیم‌ها و خط قرمزها چه معیارهایی وجود دارد؟

خب ما محل صدور مجوز نیستیم. اما به عنوان کارشناس، اگر طرحی جذاب و مفید برای شرایط کشور ارائه شود، از آن حمایت می‌کنم. تشخیص من یک تشخیص فنی و فیلمسازی است؛ مثلاً می‌گویم این فیلمساز برای این موقعیت مناسب‌تر است. البته گاهی حتی با داشتن مجوز امنیتی، مدیریت میدان (مثلاً در بیمارستان) اجازه ورود نمی‌دهد؛ تشخیص نهایی با مدیران آن حوزه است که در آن لحظه چه چیزی مصلحت است. .

برخی تصور می‌کنند یک مجوز جادویی وجود دارد که همه موانع را برمی‌دارد. درباره پروسه گرفتن مجوز توضیح می‌دهید؟

در شرایط عادی هم ما یک مجوز سراسری برای همه جا نداریم. اگر بخواهید در یک کارخانه فیلم بگیرید باید از صاحب کارخانه اجازه بگیرید، اگر بخواهید در بیمارستان بروید باید از وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی مجوز بگیرید. در جنگ هم همین‌طور است؛ بسته به اینکه می‌خواهید در حوزه بهزیستی کار کنید یا در حوزه بهداشت و اورژانس (هلال احمر)، مسیرهای هماهنگی متفاوت است. گاهی بین دوستان این تصور وجود دارد که یک مجوز جادویی وجود دارد که همه جا را باز می‌کند، در حالی که چنین چیزی نیست. کار خبری با مستندسازی متفاوت است؛ خبرنگار باید در لحظه وارد شود، اما مستندساز قرار است یک هفته بماند و روایت عمیقی بسازد، بنابراین مجوزها و ماموریت‌ها متفاوت است.

 حتی شایعاتی مبنی بر ضبط شدن دوربین‌ها در جنگ ۱۲ روزه وجود داشت. این موضوع تا چه حد واقعیت دارد؟

قطعاً بخشی از آن واقعیت داشته است. در شرایط جنگی، گاهی حتی با داشتن مجوز، اگر امنیت منطقه به خطر بیفتد، ممکن است دوربین مستندساز برای مدتی گرفته شود. این موارد اتفاق می‌افتد و تذکر هم داده می‌شود، اما این بخشی از قوانین میدان نبرد است.

برای ورود به مناطق بحرانی، داشتن طرح و سناریو چقدر اهمیت دارد؟ برخی معتقدند اگر فیلمساز سناریویی در دست نداشته باشد, نمی تواند برای مجوز اقدام کند.

برای ورود به مناطق بحرانی، داشتن یک طرح یا سناریوی اولیه ضروری است. نه اینکه یک فیلم‌نامه سینمایی بیاورند، اما باید بداند دنبال چه موضوعی هستند؛ مثلاً می‌خواهد از اتاق عمل فیلم بگیرد یا وضعیت خرابی‌ها را پوشش دهد و…. بی شک ورود بی‌هدف خطرناک است و هم به خودشان آسیب می‌زنند و هم دست و پای تیم‌های منظم را می‌بندند. مستند ساز باید برنامه داشته باشد که مثلاً می‌خواهد فلان موضوع را دنبال کند و یا چه قصه را روایت کند.

البته داشتن سناریو خوب هم بی شک می تواند به اخذ مجوز کمک کند یا حداقل راه را هموارتر کند.

کاملا درست است. اگرچه مجوز مهم است و من همیشه ترجیح می‌دهم با حکم یا نامه‌ای معتبر وارد شوم، اما نکته اساسی‌تر این است که «چه چیزی بسازیم؟». ما باید جلسات همفکری داشته باشیم و مطالبه کنیم که در این شرایط کشور چه نوع روایتی لازم است. مستندساز باید مثل تک‌تیرانداز عمل کند؛ باید هدفمند باشد، عجله نکند و جای خالی‌ها را پیدا کند. ما باید ببینیم مردم چه چیزی نیاز دارند؛ فقط اطلاع دادن کافی نیست، باید تحلیل و عمق بخشیدن به وقایع را در دستور کار قرار دهیم. به نظر من، این بخش از بحث (محتوا و روایت) حتی از مشکل مجوز هم مهم‌تر است و باید بیشتر روی آن کار شود.

در این بین  وضعیت فیلمسازان مستقل در مقایسه با تیم‌های وابسته به سازمان‌ها چگونه است؟ برخی ادعا می کنند فیلمسازان مستقل در مقایسه با کسانی که وابسته به سازمان های دولتی هستند کار سخت تری دارند. به خصوص در مرحله ی اخذ مجوز؟

درسته. واقعیت این است که گرفتن مجوز برای فیلمسازان مستقل سخت‌تر است و ممکن است اصلاً امکان‌پذیر نباشد، اما این به معنای مسدود بودن تمام راه‌ها نیست. فیلمسازی که اراده کند می‌تواند راهی برای خود باز کند. البته طبیعی است که در شرایط بحرانی، تیم‌های وابسته به سازمان‌ها که بستر رصد و پشتیبانی دارند، راحت‌تر کار کنند..

و شاید اعتماد به فیلمساز مستقل سخت تر باشد. در مورد میزان اعتماد به مستندسازان در جنگ و حق ثبت لحظات، برخی نگران سانسور یا عدم انتشار آثار هستند. دیدگاه شما چیست؟

 این بحث بی‌اعتمادی نیست، بلکه یک فیلتر ضروری است. مثلاً اگر من به عنوان یک مستندساز بخواهم برای بی‌بی‌سی فیلم بسازم، قطعاً با من برخورد می‌شود و اجازه داده نمی‌شود. در شرایط بحران، این فیلتر باید وجود داشته باشد تا همه به صورت نامنظم وارد عمل نشوند. ما باید بدانیم تکلیف این آثار چیست.

در بین آثار مستندی که ساخته اید یا به دستتان رسید, صحنه ای غیر قابل پخش هم داشتید؟ چه به لحاظ امنیتی چه موارد دیگر؟

در جنگ ۱۲ روزه اخیر، ما تمام آثار نهایی را منتشر کردیم و چیزی برای انبار نگذاشتیم. البته ممکن است راش‌هایی (تصاویر خام) وجود داشته باشد که به دلایل امنیتی، حفظ حریم خصوصی یا مصلحت‌های زمانی الان منتشر نشوند، اما به عنوان سند تاریخی ثبت می‌شوند. دوستان باید توجه کنند که ما فقط برای فردا فیلم نمی‌گیریم، بلکه برای تاریخ ثبت می‌کنیم. شاید الان مجوز پخش نباشد، اما پنج سال دیگر لازم شود.

در این بین تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌ای که در این جنگ تجربه کردید، چه بود؟

 اتفاق «میناب» و صحنه های آن  بسیار تکان‌دهنده بود. همچنین رفتن آقا  و تصاویر مربوط به آن داستانی عجیب و غیرقابل توصیف دارد که در این جا نمی‌گنجد.

 ادبیات جهادی و ارتباط عاطفی میان مستندسازان و نیروهای نظامی در مقایسه با دهه ۶۰ چگونه است؟ آن زمان بسیاری از مستند سازان خود رزمنده بودند الان هم چنین ارتباط نزدیکی بین مستندسازان با جبهه ی جنگ وجود دارد؟

شاید ادبیات ما نسبت به دهه ۶۰ تغییر کرده باشد، اما حس و حال جهادی هنوز بین بچه‌ها وجود دارد. برای ساخت فیلم باید به موضوعی اعتقاد داشته باشید. الان تنوع موضوعات زیاد است و بچه‌ها در حوزه‌های مختلف زندگی در جنگ و حاشیه کار می‌کنند. مشکل اصلی ما نبود یک «رسانه» یا «ستاد مشترک» است. در زمان جنگ، ستاد تبلیغات جنگ وجود داشت که همه را مدیریت می‌کرد. الان ما نیاز به یک قرارگاه رسانه‌ای داریم که بین تمام مستقل‌ها و نهادها ارتباط برقرار کند و اطلاعات و پشتیبانی را متمرکز نماید. وزارت ارشاد و بخش‌های نظامی باید در کنار هم این اتاق فکر را تشکیل دهند..

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها