تجاوز رژیم و آمریکا به ایران، سبب شد تا سوالی بنیادین درباره مفهوم کلمه «مردم» که این سالها در هر معرکه و بساطی از آن به جهت مصادره به مطلوب مقاصد مختلف استفاده میشد پاسخ داده شود.
عبارتی که در چند سال گذشته، رسانههای استعماری با تمسک به آن و جعل هویتشان در قالب زامبیهای فضای مجازی، تودهای بیشکل ساختند تا مقاصد ضدمیهنی و ضدملی خود را به جهت اهداف ستیزهجویانه جبهه دشمن با نام «مردم» در ذهن نارس اینفلوئنسرها و بخصوص سینماگران حاضر در فضای مجازی – اینستاگرام غالب کنند. به شکلی که برخی از چهرههای سینمایی باور کردند که «مردم» همین کامنتگذاران و لایک کنندهها و فالوئرهای آنهایند و با هر موضع، درباره هر چیز برای این چهرهها با حملهها و فحاشیها و فشارها تصمیمسازی کردند و در تله «مردمنمایی» گرفتارشان کردند.
از آی دیهای مجازی تا سوژههای حقیقی
تا بدانجا که در بیان این چهرهها وقتی از «مردم» سخن گفته میشد، یعنی همان دنبالکنندههای فضای مجازی و وقتی از خواست مردم صحبت میشد، مقصود خواست همان «آیدی»های مجازی بود، نه «مردم» بعنوان سوژههایی حقیقی و اثرگذار که در جامعه ایران متکثر و گستردهاند. تجاوز دشمن به وطنمان اما این حباب پوشالی و پارادایم جعلی را درباره مفهوم «مردم» برای آنها که هنوز ذهنشان بطور کامل گروگان گرفته نشده و به شکل کامل اندیشیدنشان مهندسی نشده است، شکست.
این فرایند درست از شبی آغاز شد که شبکه صهیونیستی اینترنشنال خبر شهادت رهبر انقلاب را بطور شایعه منتشر کرد و تعدادی قلیل، از این خبر شادی کردند اما چند ساعت بعد و در ساعت ۵ صبح که این خبر تلخ بصورت رسمی از رسانه ملی منتشر شد، سکوتی سنگین بر کل ایران سایه افکند و ساعتی نگذشت که سیلی از جمعیت عزادار، بدون هیچ فراخوانی به دل شهر جاری شدند، بطوری که هر کوچه، هر خیابان، هر میدان و هر گذری پر شد از مملو جمعیت عزادار، جمعیتی از هر شکل و ظاهر و طبقه و باور، متکثر و متنوع، جمعیتی که در علم مردمشناسی، پس از رخداد فاجعه، در واکنش ناخوداگاه جمعی نام آن را «مردم» میگذارند.
شهادت رهبر، پرده از چهر حقیقی مردم برداشت
شهادت رهبر انقلاب بدست دشمن، پرده از چهره حقیقتی به نام «مردم» برداشت تا پاسخ این سوال باشد که وقتی از مردم سخن میگوییم، از چه سخن میگوییم؟ اما این همه ماجرا نبود، پس از نزدیک به بیست روز از آغاز تجاوز علیه ایران، این توده بیشکل که حالا در ساحت امر ملی شکلی منسجم در زیر پرچم ایران پیدا کردهاند، هنوز متکثرتر میشوند و مفهوم «مردم» را در ساخت ایران بازتعریف کردهاند. بازتعریفی که حالا بدون لکنت میتوان در پاسخ به این سوال که مردم ایران کیستند؟ گفت: مردم ایران، همین جمعیت بیانتهاییست که در ۳۳ استان کشوری به وسعت ایران، هر شب و گاه هر روز، در زیر هجوم موشکهای دشمن، خیابانها را با حضورشان فرش کردهاند و با در دست گرفتن جانشان که هر لحظه ممکن است با اصابت موشکی از سوی دشمن وحشی به شهادت برسند، تصویر ملی «مردم» را در جهان امروز برای مردم دنیا بازنمایی میکنند.
وطنی که در زیر سایه جنگ متولد شد
پس از دو دهه تلاش برای جعل کلمه «مردم» از سوی رسانههای استعماری و عاملان همسویشان و همچنین الگوریتمهای شبکههای اجتماعی با الگوهای معین و حبابی خودتعریف شده از جعل و نمایش مخدوش چهره مردم ایران، در لحظه اکنون و بزنگاه حفظ تمامیت ارضی و پس از ترور رهبر ایران و نسلکشی دشمن آمریکایی-صیهونی و تجاوز به وطنمان، تجلی امت ایران در قامت «مردمی» قابل رؤیت با سنجههای حقیقی، سبب بر هم خوردن و شکست کل پروژهها و پیمایشها و استراتژیهای پرچم دروغین غرب شد. وطن در این بزنگاه و با همین چهره و نمایش عظیم و عزم راسخ «مردم» در زیر بمباران دشمن و تصرف خیابانها با پرچم ایران، دوباره متولد شد تا تعریفی دیگر، توان مقابله با این بازتعریف عیان را نداشته باشد.
ترس برخی چهره های سینمایی از مردم جعلی مجازی
نکته اسفبار اما آنجاست که بخشی، تاکید میکنم که بخشی از چهرههای سینمایی بدلیل گسست از «مردم» و محدود بودن به گعدههای خودآیین و دور از «مردم» بودنشان، معنا و مفهوم مردم را هنوز و حالا هم خلاصه در تعداد فالوئرها و همچنین تصویر جعلی رسانههای استعماری میببینند. گسستی که سبب شده تا بحای فهم امر ملی و در کنار «مردم» ایستادن و همصدا شدن با جامعه غیور علیه تجاوز دشمن خارجی، از ترس مردم جعلی مجازی و رسانههای دشمن، سکوت کنند و حتی جرات محکوم کردن حمله به کشورشان را نیز نداشته باشند.
اسفباری این ماجرا آنجاست که همین بخش از سینماگران مذکور، در طی این سالها و پروژه ساخت جعل مردم از سوی دشمن خارجی در پروسه جنگ نرم و پیش ازین عیان شدن جنگ سخت، همیشه در صف اول «مردم مردم» گفتن بودهاند و در تمام پروژههای طراحی شده از سوی غرب، ناخواسته ستارههای اصلی سیاهی لشگر صحنه نمایش علیه ایران و حاکمیت ایران بودهاند.