
ناصر ارباب/صبا؛ در روزگاری که دغدغههای روزمره، نبض زندگی بسیاری را در دست دارد، اتفاقاتی رخ میدهند که ابعاد انسانیت را به چالش میکشند. میناب، شهری که شاید بسیاری از هموطنانمان نیز برای یافتن موقعیت جغرافیاییاش نیاز به جستجو در اینترنت داشته باشند، شاهد وقوع فاجعهای بوده است که شرح آن از زبان حسن سبحانی، نویسنده و کارگردان تئاتر این دیار، دلی را به درد میآورد. او با جزئیات تکاندهندهای از آن روز و پیامدهای تلخ آن سخن گفته است. حسن سبحانی مینابی، نویسنده و کارگردان شهر میناب، فاجعه آمریکایی صهیونیستی مدرسه دخترانه شهر میناب را برای صبا اینگونه روایت میکند:
آن روز برای مردم میناب یک تراژدی، یک غم متفاوت، چیزی بسیار فراتر از دغدغههای روزمره بود. اتفاقی که ابتدا شهر، سپس کشور و حالا دنیا را به شوکی وحشتناک فرو برد. آن صدای مهیب و دلبهمریزه، قطعاً فاجعهای را به همراه داشت.
خبر آنقدر تلخ و غیرقابل باور بود که برای هضمش، حتماً باید از چند نفر میپرسیدی؛ ‘آخه مدرسه؟ چرا مدرسه؟’ زدن یک مدرسه، در هیچ کنوانسیون، فراکسیون، کمیسیون و هر کلمه دیگری که پسوند ‘-یون’ داشته باشد، در هیچ جای دنیا پذیرفته نیست. این جنایت را دو نفر، ترامپ و نتانیاهو، رقم زدند که البته پیش از این نیز نظیر آن را در غزه دیده بودیم.
در اندک زمانی، نیمی از آسمان میناب، آن جغرافیای کوچک و سرسبز، داشت در دود سیاه بلعیده میشد. پیکرها و جسم نحیف دختران شهرم، تکهتکه از زیر آوار بیرون کشیده میشد. حتی موذن محل، هنوز در ‘حی علی خیر العمل’ بود که به او خبر دادند نوهاش شهید شده است. او آرام سر جایش نشست و هنوز هم ما در اینجا دنبال اثری از آن بچه و سه نفر مفقودی دیگر هستیم.
مردم میناب در آن تشییع باشکوه، انگار تکهتکههایی از بدن خودشان را دفن میکردند؛ مادران مینابی قلبهایشان، پدران مینابی دستهایشان و کودکان مینابی پاهایشان را، برای ۱۶۸ دختر زیبای شهرم که بدنهایشان اربا اربا شده بود.
حالا وظیفه ما، جار زدن این فاجعه وحشتناک در آثار هنری است تا وجدانها بیدار شود و این مصیبت فراموش نشود.”
این روایت، تلخی حادثه و عمق داغی را که بر دل مردم میناب نشسته است، به تصویر میکشد و خواستار توجه جامعه به چنین وقایع دردناکی از طریق زبان هنر است.