
مهدیه مالکی/صبا: پس از اکران این فیلم در جشنواره فجر چهل و سوم با عنوان «ممنوعالخروجی»، فیلم با نام «رخ نیلو» روی پرده سینما رفته؛ تغییری که به گفته او نه از سر تمایل شخصی، بلکه در پی اعتراض به عنوان قبلی و با تعامل با وزارت ارشاد رقم خورده است، سید جلال اشکذری که همزمان تهیهکنندگی، کارگردانی و نویسندگی اثر را بر عهده داشته، در گفتوگویی از دلایل تغییر نام، چالشهای ساخت یک پروژه کاملاً خصوصی با محوریت فساد و بیعدالتی و ملاحظاتی میگوید که حتی پایانبندی فیلم را نیز دستخوش تغییر کرده است.
فیلم شما سال گذشته در جشنواره با عنوان «ممنوعالخروجی» معرفی شد اما اکنون با نام «رخ نیلو» اکران میشود، چرا نام فیلم تغییر کرد؟ این تصمیم از سوی شما بود یا پیشنهاد داده شد؟
پروانه نمایش را با همان عنوان «ممنوعالخروجی» دریافت کردیم و حتی بخشی از تبلیغات اولیه نیز با همین نام انجام شده بود طبیعی بود که تمایل داشته باشیم همان عنوان حفظ شود، چون بخشی از مخاطبان فیلم را با آن نام میشناختند و تغییرش به معنای شروع دوباره مسیر تبلیغاتی بود، اما در ادامه از سوی وزارت ارشاد اعلام شد که نسبت به عنوان فیلم اعتراضی مطرح شده و در نهایت با تعامل و گفتوگو به این نتیجه رسیدیم که تغییر نام انجام شود و فیلم با عنوان «رخ نیلو» ادامه مسیر بدهد.
انتخاب نام جدید چگونه انجام شد؟ با توجه به اینکه شما هم تهیهکننده، هم کارگردان و هم نویسنده اثر هستید، آیا شخصاً به این نام رسیدید؟
انتخاب نام برای فیلم واقعاً کار دشواری است، چند گزینه مدنظر داشتم و بعد از مشورت با دو نفر از دوستان، در نهایت به «رخ نیلو» رسیدیم، بازخوردها هم متفاوت بود؛ برخی نام قبلی را بیشتر دوست داشتند و برخی معتقد بودند عنوان جدید متفاوت و خاص است.
شما در این پروژه همزمان تهیهکننده، کارگردان و نویسنده بودید. این تجربه چقدر دشوار بود؟
کار در بخش خصوصی همیشه دشواریهای خاص خودش را دارد، خاصه وقتی بودجه محدود باشد، من در این پروژه تقریباً همه مسئولیتها را برعهده داشتم و حتی به شوخی به دوستان میگفتم تنها سمتی که نداشتم، راننده سینه موبیل بود! وقتی منابع مالی محدود است، بخشی از فشارها مستقیماً روی دوش تهیهکننده قرار میگیرد و این مسئولیتها را سنگینتر میکند.
با توجه به اینکه هم نگارش و هم تولید اثر را خودتان بر عهده داشتید، آیا «رخ نیلو» یک دغدغه شخصی برای شما محسوب میشود؟ چه شد که به سراغ این موضوع رفتید؟
علاقه شخصی من سالها بیشتر معطوف به فضای دفاع مقدس و روایتهای مرتبط با آن بوده و در چند اثر قبلیام هم در همین حوزه کار کردهام، اما همیشه تمایل داشتم در حوزه اجتماعی هم فیلم بسازم، واقعیت این است که تولید آثار دفاع مقدسی به لحاظ مالی پرهزینه است و بدون حمایت جدی نهادها، کیفیت کار آسیب میبیند ولی فیلم اجتماعی فضای گسترده تری دارد و امکان پیدا شدن سرمایه گذار وجود دارد به همین علت تصمیم گرفتم این فیلمنامه را با بخش خصوصی پیش ببرم البته پیش از ورود به بخش خصوصی به برخی نهادها ارائه دادم و مذاکراتی هم انجام شد، اما روند طولانی شد، مدیریتها تغییر کرد و در نهایت به نتیجه نرسید و در نهایت تصمیم گرفتم مستقل و با سرمایه شخصی کار را جلو ببرم چون معتقدم فیلمساز نباید متوقف شود.

نسخه فعلی رخ نیلو با نسخه جشنوارهای آن تفاوتی دارد؟
بله، نسخه فعلی نسبت به نسخهای که در جشنواره نمایش داده شد، تغییراتی داشته و به نظرم بهتر و کاملتر شده است. طبیعی است که بعد از بازخوردهای اولیه، اصلاحاتی انجام شود تا فیلم به نسخهای پختهتر برسد.
رخ نیلو» در نگاه اول درباره فساد و بیعدالتی است، اما برخی مخاطبان بیش از هر چیز با درام اجتماعی و روابط شخصیتها ارتباط برقرار کردهاند، خودتان کدام وجه فیلم را پررنگتر میدانید؟
درست است که فیلم به موضوعاتی مانند فساد و بیعدالتی میپردازد، اما برای من وجه درام اجتماعی و روابط انسانی در بستر داستان اهمیت ویژهای داشت. ارتباط میان شخصیتها، بهویژه روابط دختران داستان و تصمیمهایی که میگیرند، برایم محور اصلی روایت بود. به نظرم اگر مخاطب با این روابط همذاتپنداری کند، لایههای اجتماعی و انتقادی اثر هم تأثیرگذارتر خواهد بود
فساد بهمثابه پسزمینه؛ تمرکز بر اثرات اجتماعی
برخی مخاطبان معتقدند با وجود طرح مسئله فساد و بیعدالتی، آنچه در «رخ نیلو» پررنگتر است، درام اجتماعی و روابط انسانی است؛ بهویژه رابطه شخصیتها با یکدیگر. دغدغه اصلی شما در این فیلم چه بوده؛ درام خانوادگی یا روایت سیاسی ـ اجتماعی؟
در ذهن من گفتمانی مبتنی بر فسادستیزی و عدالتمحوری وجود داشت، اما تلاش کردم این گفتمان در دل قصه حل شود و به شکل مستقیم و شعاری مطرح نشود، برایم مهم بود که شخصیتها مابهازای بیرونی داشته باشند و تماشاگر آنها را دور از ذهن یا غیرواقعی نبیند.
معمولاً وقتی به سراغ فیلمهای اجتماعی با موضوع فساد میرویم، تمرکز بر خودِ پرونده، جزئیات تخلف یا مناسبات قدرت و ثروت است، اما من ترجیح دادم زاویه دیدم را تغییر دهم، همانطور که در آثار قبلیام درباره جنگ، مستقیماً وارد میدان نبرد نمیشدم و بیشتر به پشتجبهه و اثرات جنگ میپرداختم، در این فیلم هم سراغ اثرات فساد رفتم.
در «رخ نیلو» میبینیم که چگونه یک فساد، پیش از هر چیز، زندگی افراد خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد؛ حتی مانع رسیدن دو نفر به هم میشود. این اتفاق به نظرم نمادی از جامعه است؛ اینکه فساد فقط یک پرونده حقوقی نیست، بلکه خانوادهها و روابط انسانی را هم درگیر میکند، ما معمولاً میبینیم که متخلفان دستگیر میشوند، اما کمتر به این فکر میکنیم که اثرات آن بر خانوادهها و جامعه چیست، تلاش ما این بود که این بخش کمتر دیدهشده را روایت کنیم

نقدها درباره ملتهب نبودن فیلم
در زمان نمایش فیلم، برخی نقدها مطرح میشد مبنی بر اینکه موضوع، ملتهب است اما فیلم با احتیاط و کمحاشیه از کنار آن عبور کرده است. با این نقد موافقید؟
شاید میشد فیلم را ملتهبتر و تندتر ساخت و نقد صریحتری مطرح کرد، اما باید شرایط تولید را هم در نظر گرفت، این فیلم یک پروژه کاملاً خصوصی بود و اگر یک نهاد یا ارگان رسمی پشت کار قرار داشت، شاید امکان بیان صریحتر و محکمتری فراهم میشد ولی در بخش خصوصی، ناچارید احتیاط کنید؛ چون خطر توقیف یا متوقف شدن پروژه وجود دارد و پشتوانهای برای حمایت وجود ندارد، حتی برخی فیلمهایی که توسط نهادها تولید شدهاند هم دچار توقیف شدهاند، بنابراین طبیعی است که حساسیت بیشتری وجود داشته باشد.
حتی تا لحظههای پایانی پیش از اکران، بحث کوتاه شدن بخشی از فیلم مطرح بود که با رایزنیهایی که انجام شد و تعامل با وزارت ارشاد، این مسئله برطرف شد، با این حال، در چنین فضایی ناچاریم در برخی نقاط با احتیاط جلو برویم.
خودسانسوری و تغییر پایانبندی
آیا این ملاحظات باعث شد در فرآیند نگارش و تولید، دچار خودسانسوری شوید؟
واقعیت این است که بله، چنین ملاحظاتی وجود داشت، در مرحله اول ارشاد فیلمنامه را رد کرد و من مجدد فیلمنامه را بازنویسی کردم و برخی بخشها تغییر کرد، حتی پایانبندی اولیه فیلم تلختر از نسخه فعلی بود و اتفاقات دیگری در نظر گرفته شده بود که در روند اصلاحات تغییر یافت.
با این حال، با وجود تمام این محدودیتها، فکر میکنم حرف اصلی فیلم زده شده و جهان اثر بهگونهای طراحی نشده که دچار کمکاری یا انفعال در بیان موضعش باشد، شاید اگر دست ما بازتر بود، تیغ نقد تندتر میشد و فضای ملتهبتری شکل میگرفت، اما در همین چارچوب هم تلاش کردیم روایت صادقانهای ارائه دهیم
واقعیت این است که فیلمهایی که برای نمایش خارج از کشور ساخته میشوند تکلیفشان مشخص است؛ حتی اگر مجوز نگیرند، روند تولیدشان روشن است و مخاطبشان هم تعریف شده است. اما وقتی فیلمی میخواهیم برای مخاطب داخلی بسازیم و حرف اجتماعی مردم را منتقل کند، باید با نگاه مصالحهجویانهای پیش برویم. یعنی با دیدی آرامتر و برخی مصالحهها، امکان ارائه نقد بهتر فراهم میشود و جامعه هم راحتتر با آن کنار میآید.
به این ترتیب میتوان نقدهایی که مردم واقعاً تجربه میکنند و دغدغهشان است را در قالب سینما مطرح کرد، بدون اینکه اثر از ابتدا با مشکل مواجه شود. تجربه نشان داده است که چنین رویکردی در جامعه ما نتیجهبخشتر است تا تلاش برای ساخت فیلمی که صرفاً برای فضای خارجی طراحی شده باشد.
ساخت فیلم با مضامین فساد و نقد قدرت در سینمای ایران چه چالشهایی دارد؟
این دشواریها در همه جهان وجود دارد، چون قدرت و ثروت در سینما تأثیرگذار هستند، اما در ایران ابزار سینما واقعاً فرصت مناسبی برای نقد اجتماعی و سیاسی است و وقتی فیلم حرف مردم را بیان کند، میتواند آغازگر گفتمان اجتماعی شود و حتی راهکارهای تازهای را به جامعه معرفی کند
این دشواریها در مقام تهیهکننده و کارگردان، مشکلات خاص خود را دارد و اگر فیلم پشتوانه ارگانی یا نهادی داشته باشد، شاید ارائه نقد راحتتر باشد، اما همان فضای نهادی محدودیتهایی ایجاد میکند. در بخش خصوصی هم، وقتی بودجه شخصی صرف میشود، فشار و ملاحظات خاص خود را دارد، با این حال اگر فیلمساز جایگاه خودش را داشته باشد و دغدغه واقعی داشته باشد، میتواند حرفهای جدی و تیز بزند و اثرش مثبت باشد؛ هم برای فرهنگ جامعه و هم برای فضای اجتماعی.

چگونه میتوان میان طرح انتقاد و جذابیت دراماتیک فیلم تعادل برقرار کرد؟
فیلم باید جذاب باشد؛ این اولویت اول یک سینماگر است و اگر فیلم جذاب نباشد، حتی اگر حرف مهمی داشته باشد، شنیده نمیشود و گاهی بر ضد خودش هم عمل میکند، جذابیت فیلم، حتی در موقعیتهای جدی و اجتماعی، اولین ابزار برای انتقال پیام است.
هرچه دغدغه فیلمساز و اعتقادش به موضوع قویتر باشد، فرم اثر هم خودش شکل میگیرد و وقتی فیلم از درون و با انگیزه شخصی ساخته شود، فرم و روایتش طبیعی است و پیام به مخاطب منتقل میشود اما اگر صرفاً سفارشی یا بدون دغدغه ساخته شود، فرم اثر تابع آن انگیزهها نخواهد بود و پیام آن ضعیف خواهد شد.
فیلمهایی با مضمون اجتماعی و سیاسی گاهی ناخواسته شعاری میشوند، چرا چنین اتفاقی میافتد؟
وقتی فیلمی به سفارش ساخته میشود، ناخودآگاه روند فیلمسازی به سمت شعارزدگی میرود و گاهی نیز بیان حرفها در قالب تصویر و درام، بهویژه در زمینه فساد و نقد قدرت، بسیار دشوار است و چون فیلمساز میخواهد حرفهایش را سریعتر از آنچه که فیلم اجازه میدهد بیان کند و این باعث میشود درام شکل نگیرد و دیالوگها بیش از حد موعظهای شوند.
فیلم باید به آرامی و تدریجی حرف خود را بیان کند و اگر نویسنده یا کارگردان عجله کنند و بخواهند همه نکات را در دیالوگها منتقل کنند، فضای اثر محدود میشود و حتی بر ضد خودش عمل میکند، سینما هرچند وسیع است، اما قالب محدودی دارد؛ هر چه گفتمان و نقد در دل فیلم تنیدهتر شود، تماشاگر راحتتر آن را میپذیرد یا حداقل با آن مواجه میشود، حتی اگر کاملاً موافق نباشد.
اگر فضای بازتری برای تولید داشتید، چه تغییراتی در «رخ نیلو» ایجاد میشد؟
قطعا اگر دست ما بازتر بود، میتوانستیم جزئیات پروندهها و اتفاقات اجتماعی بیشتری را در فیلم بیاوریم، حتی شاید ده تا پانزده دقیقه اضافی که به بخشهای واقعی پروندهها و عمق فساد و اثرات آن بر جامعه پرداخته میشد. با بودجه محدود، فیلم در ۲۹ جلسه ساخته شد، در حالی که اگر زمان بیشتری داشتیم، شاید این روند در ۴۰ جلسه انجام میشد و اثر نهایی دستخوش تغییرات بیشتری میشد.
با این حال، با وجود تمام محدودیتها و خودسانسوریها، از بازخورد تماشاگر راضی هستم، اما همیشه حسرت بخشهایی که میتوانست آزادتر و عمیقتر روایت شود همراه من است.
ایده فیلم از کجا آمده است؟
«رخ نیلو» برگرفته از دو یا سه پرونده واقعی است؛ پروندههایی که خود جامعه از آنها اطلاع دارد و این واقعیتها الهامبخش داستان فیلم شدهاند و تلاش شده تا اثر، هم ملموس و هم متکی بر درام باشد.
این پروندهها را چگونه پیدا کردید و مطالعه کردید؟
پروندههای خصوصی مطالعه نشدند وما صرفاً از پروندههایی الهام گرفتیم که رسانهای شده و ریزش اطلاعاتشان در رسانهها موجود بود چون اگر میخواستیم به یک پرونده واقعی و خاص وارد شویم، باید مستندات کامل و دقیقی داشتیم تا صحت موضوع تضمین شود، به همین دلیل بخشهای خانوادگی و ارتباطی فیلم، مانند رابطه دختر و پسر، صرفاً معادل واقعی پروندههاست و الهامگرفته از اتفاقات مشابهی که در جامعه رخ داده است.
بسیاری از این پروندهها حتی زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دادهاند؛ جداییها، از هم پاشیدن خانوادهها و تأثیرات اجتماعی آن، همه جزئی از الهامبخشی برای فیلم بوده است.

سختترین بخش تولید «رخ نیلو» کدام بخش بود؟
«رخ نیلو» فیلم سختی بود و من خود گمان نمیکردم که ساخت این فیلم اینقدر سخت باشد و حتی فیلمبرداری در لوکیشن کویر و تأخیرها باعث شد تولید بسیار دشوار شود چون ما قرار بود در اسفند فیلمبرداری کنیم، اما با شروع از فروردین با گرمای تیر مواجه شدیم و حتی کمپ تحقیقاتی را به صورت دکور ساختیم که هزینه زیادی داشت ضمن اینکه همزمان شش بازیگر اصلی حضور داشتند که سه نفرشان پروژه دیگری داشتند، بنابراین برنامهریزی بسیار سخت شد، همه این چالشها در کنار حواشی مربوط به اکران، جشنواره و حتی تغییر نام فیلم، تولید را پر از دشواری کرد.
انتخاب کویر به چه دلیل بود و چه معنایی داشت؟
فیلم بر مبنای کویر نوشته شده بود و حتی در دل دیالوگها نمادها و تمثیلهایی طراحی شد،همه این جزئیات حسابشده بودند و هدفشان ایجاد ایهام و تمثیل در جهان فیلم بود.
دوست دارید بعد از تماشای فیلم چه حسی یا پرسشی در مخاطب شکل بگیرد؟
جهان فیلم به گونهای است که به مخاطب میگوید هر اتفاقی که انجام میدهید بازخوردی دارد و حتی جزئیات زندگی خصوصی شما تأثیرگذار است و زندگی شخصیتها همچنان پر از چالش است و مخاطب با نیلوفر و میلاد همراه میشود، درگیر سرنوشتشان میشود گرچه سرنوشت همه کاراکترها به نحوی در فیلم مشخص می شود ولی سؤالها درباره آینده شخصیتها برای مخاطب باقی میماند و این رویکرد، پیام اخلاقی و اجتماعی ظریف فیلم را تقویت میکند، هر اقدام، هر انتخاب، اثر دارد و مخاطب به تأمل درباره عدالت و پیامدهای اجتماعی آن دعوت میشود.