«سپهر» در سودای رقابت با دیزنی و پیکسار؛ قهرمانی ایرانی با الهام از شاهنامه یا تقلیدی از الگوی جهانی؟ | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۴۳:۱۷
کارگردان انیمیشن «صدای سپهر» در گفت و گو با صبا؛

«سپهر» در سودای رقابت با دیزنی و پیکسار؛ قهرمانی ایرانی با الهام از شاهنامه یا تقلیدی از الگوی جهانی؟

کارگردان «سپهر» با تأکید بر الهام از جهان کهن ایرانی و رگه‌هایی از شاهنامه، می‌گوید برای جلب مخاطب کودک ناچار بوده با نگاهی فروتنانه به استانداردهای کمپانی‌های مطرح خارجی نزدیک شود؛ رویکردی که حالا پرسشی جدی را پیش روی انیمیشن ایران می‌گذارد: آیا «سپهر» توانسته میان هویت بومی و الگوهای جهانی تعادلی خلاقانه برقرار کند یا هنوز در سایه غول‌های بین‌المللی تعریف می‌شود؟

 

مهدیه مالکی/صبا: عماد رحمانی توضیح داد که «سپهر» نه برگرفته از یک افسانه خاص، بلکه الهام‌گرفته از دنیای کهن ایرانی و شاهنامه است و تلاش شده المان‌های فرهنگی در لباس، فضا و تصویرسازی برای کودکان قابل کشف باشد.

عماد رحمانی در پاسخ به پرسشی درباره استفاده هم‌زمان از تکنیک دو‌بعدی و سه‌بعدی در این انیمیشن اظهار کرد: استفاده از فضای دو‌بعدی در برخی سکانس‌ها تصمیمی کاملاً آگاهانه و در راستای روایت داستان بود، در طول قصه، چند مقطع داریم که روایت از خط POV سپهر و بابو خارج می‌شود و هرجا که قرار نبود دوربین پشت شخصیت‌ها باقی بماند، ترجیح دادیم برای ایجاد تنوع بصری و شکستن فضا، از تکنیک دو‌بعدی استفاده کنیم.

وی افزود: این شیوه در آثار کمپانی‌هایی مانند The Walt Disney Company و Pixar نیز مرسوم است وما تلاش کردیم هم حس حماسی و اپیک صحنه‌ها تقویت شود و هم مخاطب متوجه شود که دیگر در زاویه دید سپهر قرار ندارد، این اتفاق فقط در ابتدای فیلم رخ نمی‌دهد؛ برای مثال در صحنه غار و مشاهده نقاشی‌های دیواری یا جایی که ماهان داستان را به پایان می‌رساند و از آمدن انسانی نیک برای نجات دنیا سخن می‌گوید نیز وارد فضای دو‌بعدی می‌شویم، چراکه آنجا دیگر روایت از نگاه سپهر نیست.

کارگردان «سپهر» همچنین درباره شیوه معرفی غول‌ها در فیلم بیان کرد: در معرفی برخی شخصیت‌ها، به‌ویژه غول‌ها، از فرمی استفاده کردیم که مخاطب را یاد انیمیشن‌های خارجی می‌اندازد؛ جایی که تصویر متوقف می‌شود و نام شخصیت روی تصویر ظاهر می‌شود و این انتخاب عامدانه بود.

رحمانی ادامه داد: زمانی که تصمیم گرفتیم اثری برای مخاطب کودک ایرانی تولید کنیم، معتقد بودم باید با تواضع به آثار خارجی نگاه کنیم چون آن‌ها پیشرو هستند و تأثیر زیادی بر نسل امروز دارند؛ کودک‌ها بارها و بارها آن آثار را می‌بینند، بنابراین هنگام نگارش فیلمنامه برایم بسیار مهم بود که ابتدا کودک، سپهر را به‌عنوان یک قهرمان بپذیرد و این نخستین و اساسی‌ترین گام بود.

وی افزود: در کنار این موضوع، تلاش کردیم با همکاری مهرداد در کارگردانی و بنیامین شجاعی در کارگردانی هنری، فضاها و صحنه‌هایی طراحی کنیم که برای مخاطب آشنا باشد؛ به‌گونه‌ای که کودک حس کند با اثری هم‌سطح نمونه‌های خارجی روبه‌روست، اما در عین حال روایت، نمادها و قهرمان‌سازی، هویت مستقل و بومی خود را دارد.

رحمانی با اشاره به بازخورد مخاطبان گفت: زمانی که خودم در سالن کنار بچه‌ها فیلم را تماشا می‌کنم یا نظرات آن‌ها را در فضای مجازی می‌خوانم، بسیار خوشحال می‌شوم، برای مثال پدری نوشته بود از فرزندش پرسیده پس از تماشای فیلم چه چیزی یاد گرفته و او پاسخ داده «احترام به خانواده» و این همان کلیدواژه‌هایی بود که دوست داشتم کودکان با آن‌ها از سالن خارج شوند و سپهر را قهرمان خود بدانند وخوشبختانه این اتفاق تا حد زیادی محقق شد.

وی درباره پیام‌های مدنظر در ساخت این انیمیشن نیز توضیح داد: برای من اصل اول، سرگرمی است، با توجه به سابقه‌ام در حوزه بازی‌های ویدئویی، همواره معتقدم اثر باید پیش از هر چیز سرگرم‌کننده باشد. اما مزیت رقابتی ما زمانی شکل می‌گیرد که در دل این سرگرمی، پیام و قصه‌ای قابل لمس برای کودک وجود داشته باشد.

رحمانی خاطرنشان کرد: کیفیت آثار خارجی قابل انکار نیست، بنابراین ما باید دلیلی برای همراهی مخاطب ارائه می‌کردیم. این دلیل، روایت داستانی است که از دل آن مفاهیمی ساده و جهان‌شمول بیرون می‌آید؛ مفاهیمی مانند تلاش، تبدیل شدن به قهرمان و محبت خانوادگی؛ همان مفاهیمی که در بسیاری از آثار موفق جهانی نیز دیده می‌شود و ما در «سپهر» تلاش کردیم تا حد توان در روایت و کارگردانی، این مفاهیم را به شکلی بومی و متناسب با فرهنگ خودمان ارائه دهیم؛ بی‌آنکه از استانداردهای حرفه‌ای فاصله بگیریم.

رحمانی در پاسخ به این پرسش که چرا قهرمان داستان یک نوجوان است و آیا این انتخاب صرفاً برای جذابیت و همذات‌پنداری مخاطب بوده یا هدف تقویت روحیه قهرمان‌پروری در میان نوجوانان را دنبال می‌کرده است، گفت: نکته مهم این است که سپهر از ابتدا قهرمان نیست، هیچ کودکی از ابتدا قهرمان به دنیا نمی‌آید، سپهر در طول داستان می‌ترسد، لجبازی می‌کند و اشتباه دار و من عمداً می‌خواستم بچه‌ها بپذیرند که قهرمان شدن به معنای قدرت خارق‌العاده داشتن نیست، بلکه به معنای محبت کردن و ایثار است، در صحنه‌ای که بابو خودش را فدا می‌کند یا جایی که سپهر دست او را می‌گیرد، این مفاهیم به‌صورت ظریف مطرح می‌شود تا کودک احساس کند قهرمان شدن از دل رفتارهای انسانی شکل می‌گیرد.

کارگردان «سپهر» ادامه داد: با وجود اینکه اثر در ژانر فانتزی قرار می‌گیرد و عناصر اسطوره‌ای دارد، اما مسیر شخصیتی سپهر کاملاً انسانی است، برخی نقدها درباره ریتم یا کوتاه بودن مبارزه با غول‌ها مطرح شد که قابل تأمل است. در سینمای بزرگسال معمولاً انتظار می‌رود چالش‌ها عمیق‌تر و طولانی‌تر باشند، اما مخاطب کودک بیشتر به دنبال کلیدواژه‌های مشخص برای عبور از بحران است.

وی توضیح داد: ما با مشورت کارشناسان حوزه کودک به این جمع‌بندی رسیدیم که هر غول نماینده یک مانع است و برای عبور از آن باید یک مهارت مشخص به کار گرفته شود؛ مثلاً برای شکست دادن غول برفی باید همکاری کرد، برای عبور از غول آب باید عاقلانه تصمیم گرفت، در جایی بابو از سر شوخی می‌گوید مرا با تیرکمان پرتاب کن، اما سپهر تصمیم می‌گیرد قایق بسازد و این‌ها همان کلیدواژه‌هایی است که کودک باید دریافت کند؛ اینکه برای حل هر مشکل، راه‌حل متفاوتی وجود دارد و باید فکر کرد، همکاری کرد یا از خودگذشتگی نشان داد. سفر قهرمانی سپهر بر همین اساس شکل گرفت.

رحمانی درباره این نقد که غول‌ها شاید زود شکست می‌خورند، گفت: بسیاری از مخاطبان بزرگسال این نظر را دارند و من هم منکر ایراد احتمالی نیستم و ممکن است در برخی بخش‌ها تعجیل شده باشد ولی هدف ما این بود که کودک خود را در موقعیت ببیند، همذات‌پنداری کند و سریع‌تر به کلید عبور از بحران برسد، البته باید اشاره کنم نسخه اولیه فیلم حدود ۸۵ دقیقه و ۴۷ ثانیه بود که برای اکران عمومی و با مشورت‌هایی که صورت گرفت، به حدود ۸۰ دقیقه کاهش پیدا کرد و همین موضوع ریتم را تندتر کرده است.

وی در پاسخ به پیشنهادی مبنی بر متفاوت‌تر بودن شیوه شکست غول‌ها نیز اظهار کرد: فلسفه شکست هر غول متفاوت بود، اما شاید این تفاوت در اجرا به اندازه کافی برجسته نشده باشد وبازخوردهایی که از جشنواره‌های مختلف و نمایش‌های عمومی گرفتیم، برای ما بسیار ارزشمند بود.

رحمانی در پایان با اشاره به پروژه جدید خود گفت: در اثر تازه‌اش با عنوان «نگهبانان خورشید»، تلاش کردیم نظرات مخاطبان و تجربه‌های «سپهر» را بیشتر لحاظ کنیم و امیدوارم در کار جدید، این مسائل پخته‌تر و دقیق‌تر نمود پیدا کرده باشد.

رحمانی در پاسخ به این پرسش که با توجه به تجربه همزمان در نویسندگی و کارگردانی، نقاط ضعف اثر را بیشتر در کدام بخش می‌بیند، گفت: از نظر من، در حوزه نویسندگی « افسانه سپهر» انسجام قابل قبولی داشت و شخصاً از این بخش رضایت بیشتری دارم، اما در کارگردانی قطعاً می‌توانستیم اجرای پخته‌تری ارائه دهیم، «افسانه سپهر» نخستین تجربه جدی ما در حوزه کودک محسوب می‌شد و طبیعی است که در چنین شرایطی، در روایت، تدوین و حتی کامپوزیسیون قاب‌ها می‌توانستیم زمان و دقت بیشتری صرف کنیم.

رحمانی ادامه داد: با توجه به سابقه ما در حوزه بازی‌های ویدئویی، «سپهر» عناصری از فضای گیم را با خود دارد که این ویژگی برای برخی مخاطبان جذاب بود و برخی دیگر با آن ارتباط کمتری برقرار کردند و ما تلاش کردیم این تجربه را در آثار بعدی پخته‌تر کنیم.

وی با اشاره به بازخوردهای دریافتی از مخاطبان کودک اظهار کرد: در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان که داوران اصلی آن کودکان هستند، نظرات مستقیم و صریحی دریافت کردیم، برخی بچه‌ها معتقد بودند بعضی صحنه‌ها می‌توانست عمق بیشتری داشته باشد یا در بخش‌هایی ریتم تندتر شود، به نظرم مهم‌ترین نقطه ضعف ما همین بود که در برخی لحظات می‌توانستیم ارتباط عمیق‌تری با مخاطب هدف برقرار کنیم و در پروژه جدید تلاش کردیم این مسئله را جدی‌تر دنبال کنیم.

کارگردان «سپهر» در پاسخ به این پرسش که شاخص‌ترین ضعف صنعت انیمیشن ایران چیست و این آثار را در مقایسه با نمونه‌های خارجی چگونه ارزیابی می‌کند، گفت: مهم‌ترین چالش، تداوم حمایت و سرمایه‌گذاری است، تیم‌ها شکل می‌گیرند و تجربه کسب می‌کنند، اما اگر این روند استمرار نداشته باشد، آن تجربه‌ها به بلوغ کامل نمی‌رسد.

وی افزود: استودیوهایی مانند The Walt Disney Company و Pixar طی سال‌ها و با تولید آثار متعدد توانسته‌اند به درک عمیقی از مخاطب برسند و این مسیر با یک یا دو اثر طی نمی‌شود، اگر در ایران نیز تولید مستمر و حمایت پایدار وجود داشته باشد، رقابت‌پذیری افزایش می‌یابد و در نهایت مخاطب برنده اصلی خواهد بود.

رحمانی با اشاره به مسئله مهاجرت نیروهای متخصص تصریح کرد: یکی دیگر از چالش‌های جدی، حفظ نیروی انسانی نخبه است که متأسفانه به دلیل شرایط اقتصادی، بخشی از این سرمایه انسانی به‌راحتی از دست می‌رود و مهاجرت می‌کند چون اگر نتوانیم این نیروها را حفظ کنیم، توسعه صنعت دشوار خواهد بود.

وی ادامه داد: در حوزه اکران نیز انیمیشن هنوز با سینمای بدنه رقابت نابرابری دارد و برخی سالن‌ها ترجیح می‌دهند فیلم‌های کمدی را در اولویت قرار دهند، در حالی که انیمیشن‌ها نیز ظرفیت بالایی در گیشه دارند و در سال‌های اخیر فروش قابل توجهی ثبت کرده‌اند، این نگاه باید تغییر کند تا چرخه اقتصادی انیمیشن به شکل درستی تعریف شود.

رحمانی درباره حضور بین‌المللی آثار ایرانی نیز گفت: خوشبختانه حرکت رو به رشدی آغاز شده است، «افسانه سپهر» اکران خود را در روسیه و حوزه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع آغاز کرده و برخی دیگر از انیمیشن‌های ایرانی نیز در حوزه خلیج فارس به نمایش درآمده‌اند، همچنین این اثر جوایز متعددی در جشنواره‌های خارجی کسب کرده است و به نظر من، به‌تدریج به استانداردهای جهانی نزدیک‌تر می‌شویم، اما استمرار تولید و حمایت ساختاری، شرط اصلی تثبیت این روند است.

رحمانی در پاسخ به پرسشی درباره نویسندگان اثرگفت: فیلمنامه «سپهر» حاصل کار مشترک من، آقای میثم عبداللهی و رضا فراهانی بود و آقای جعفری نیز به‌عنوان تهیه‌کننده، طرح اولیه را ارائه کردند، این کار در واقع یک همکاری گروهی بود که در نهایت به شکل فعلی رسید.

وی درباره برخی نقدها مبنی بر تأثیرپذیری داستان از اساطیر ایرانی اظهار کرد: «سپهر» برگرفته از یک افسانه مشخص ایرانی نیست، بلکه از جهان کهن ایرانی الهام گرفته است و در واقع ما تلاش کردیم در مسیر سفر قهرمانی شخصیت، در فضاسازی و تصویرپردازی، ریشه‌های فرهنگی ایران را به‌صورت غیرمستقیم وارد اثر کنیم، داستان در زمان و مکان مشخص تاریخی اتفاق نمی‌افتد، اما بی‌تردید رگه‌های جدی از تاریخ و فرهنگ ایران در آن وجود دارد.

رحمانی افزود: مفهوم «دیو» در فیلم، ریشه در متون زرتشتی و همچنین روایت‌هایی دارد که در شاهنامه اثر ابوالقاسم فردوسی به آن پرداخته شده است که این مفاهیم در فرهنگ ما تئوریزه و تصویرسازی شده‌اند و ما نیز سعی کردیم برداشت خود را ارائه دهیم.

وی ادامه داد: در طراحی بصری نیز تلاش شد المان‌های ایرانی به‌صورت جزئی اما قابل کشف برای مخاطب وجود داشته باشد، برای مثال در طراحی لباس قهرمانی سپهر از نقش‌مایه‌های اسلیمی استفاده شده و حتی در جزئیات، ارجاع‌هایی به جغرافیای ایران دیده می‌شود؛ از جمله استفاده از نمادهایی مرتبط با دریای خزر و خلیج فارس، هدف این بود که مخاطب با دقت بیشتر بتواند نشانه‌های هویتی اثر را کشف کند.

کارگردان «سپهر» درباره استفاده از طنز در فیلم گفت: شوخی‌ها کاملاً آگاهانه و برای حفظ ارتباط کودک با داستان طراحی شده‌اند، در انیمیشن، استفاده از شوخی‌های موقعیت امری مرسوم است تا فضای جدی شکسته شود و مخاطب کودک خسته نشود و حتی در نسخه اولیه که در جشنواره فجر نمایش داده شد، برخی شوخی‌های کلامی بیشتری نیز وجود داشت که بعداً بنا به تصمیم تهیه‌کننده و پخش‌کننده حذف شد.

رحمانی درباره میزان ترس موجود در فیلم نیز توضیح داد: با توجه به ماجراجویانه بودن داستان، ناگزیر باید میزان محدودی از هیجان و دلهره وجود می‌داشت، اما تلاش کردیم این ترس کاملاً کنترل‌شده باشد، حتی با مشورت کارشناسان حوزه کودک، اصلاحاتی انجام دادیم تا درجه ترس کاهش یابد و رده‌بندی سنی مثبت هفت سال حفظ شود.

وی افزود: برای مثال در یکی از صحنه‌ها که مربوط به غول دریاست، در نسخه اولیه لحظه‌ای وجود داشت که سپهر جیغ می‌زد و غول به سمت او حرکت می‌کرد، اما این بخش حذف شد تا از شدت اضطراب صحنه کاسته شود و هدف ما ایجاد هیجان بود، نه ترس آسیب‌زا البته در یک داستان ماجراجویانه، کودک باید کمی نگرانی را تجربه کند تا در نهایت، طعم پیروزی و موفقیت را در کنار قهرمان حس کند.

رحمانی درباره نحوه گره‌گشایی داستان و مدیریت فضای احساسی اثر گفت: تلاش ما این بود که در نقاط اوج و گره‌گشایی، با فضاسازی، نورپردازی و ایجاد حس گرما در تصویر، فضا را برای کودک آرام‌تر کنیم، این همان بخشی است که به تجربه بازمی‌گردد؛ هرچه بیشتر کار می‌کنید، مخاطب هدفتان را بهتر می‌شناسید .

وی در پاسخ به این نکته که در انیمیشن کودک، والدین نیز مخاطب غیرمستقیم اثر هستند که باید علایق این مخاطب نیز در نظر گرفته شود افزود: کاملاً درست است و اتفاقاً کار را بسیار سخت می‌کند چون کودک تنها به سینما نمی‌آید و پدر و مادر هم همراه او هستند، بنابراین اثر باید برای بزرگسال هم قابل‌تحمل و حتی جذاب باشد و در انیمیشن‌های موفق خارجی این مسئله به‌خوبی مدیریت می‌شود؛ به‌گونه‌ای که کودک و بزرگسال هر کدام لایه‌ای از اثر را دریافت می‌کنند.

رحمانی ادامه داد: ما نیز ساعت‌های طولانی با تیم اصلی شامل مهرداد، بنیامین و معین درباره همین موضوع گفت‌وگو می‌کنیم که چگونه می‌توان این تعادل را برقرار کرد و این کار بسیار دشوار است، زیرا بزرگسال به روایت عمیق‌تر و شخصیت‌پردازی خاکستری عادت دارد، در حالی که در آثار کودک معمولاً باید مرز میان خیر و شر شفاف‌تر باشد. شخصیت خاکستری برای کودک ممکن است قابل‌هضم نباشد و حتی آسیب‌زا تلقی شود، این پارادوکس، یکی از چالش‌های جدی تولید در حوزه کودک است.

وی در پاسخ به این پرسش که مخاطب انیمیشن ایرانی در داخل کشور بیشتر است یا در اکران خارجی، گفت: از منظر اقتصادی، اکران جهانی به دلیل تفاوت نرخ ارز می‌تواند بازگشت مالی جذاب‌تری داشته باشد. اما به‌جز موارد خاص که در بازار جهانی موفقیت چشمگیری کسب می‌کنند، در ایران ارتباط با مخاطب ساده‌تر است؛ زیرا هم‌زبان و هم‌فرهنگ هستیم و انیمیشن‌های خارجی نیز به‌صورت گسترده اکران نمی‌شوند.

رحمانی در پایان درباره اکران‌های بین المللی انیمیشن‌های ایرانی خاطرنشان کرد: با این حال، اکران بین‌المللی نیز جذابیت‌های خاص خود را دارد؛ چه از منظر دریافت بازخورد از مخاطبان کشورهای مختلف و حضور در جشنواره‌ها و چه از نظر توسعه بازار برای تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار و در نهایت، چه در ایران و چه در خارج از کشور، هدف این است که صنعت انیمیشن ایران بتواند به مرحله‌ای برسد که هم از نظر هنری و هم اقتصادی پایدار و رقابت‌پذیر باشد.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها