
به گزارش خبرنگار صبا ، مستند «با صدای زنگها» ساخته کمیل سهیلی، روایتی مستقل از پیامدهای اجتماعی و محیطزیستی برگزاری المپیک زمستانی است؛ اثری که با حداقل امکانات ساخته شده و از کره جنوبی تا ایتالیا، ساختارهای قدرتمند جهانی را به پرسش میکشد.
درباره موضوع و محتوای مستند « با صدای زنگها » توضیح دهید و چرایی انتخاب چنین سوژهای را شرح دهید؟
مستند صدای زنگها اثری است که من بهصورت کاملاً مستقل و در نقشهای کارگردان، تدوینگر، تصویربردار و صدابردار آن را انجام دادم. این فیلم درباره المپیک زمستانی کره جنوبی و چالشهای محیطزیستی و جامعهشناختی برگزاری المپیک است. بخش عمده فیلم در کره جنوبی فیلمبرداری شده و بخشهایی نیز به ایتالیا، بهعنوان میزبان المپیک زمستانی پیشرو، اختصاص دارد؛ جایی که با چالشهایی مشابه مواجه است. او ادامه داد: فیلم بهطور مستقیم ارتباطی با ایران ندارد، جز اینکه من بهعنوان یک فیلمساز ایرانی، کارگردان، محقق و تصویربردار پروژه در آن حضور دارم. این مستند کاملاً مستقل ساخته شده و همین که ناچار بودم بیشتر مراحل کار را خودم انجام بدهم، نشاندهنده میزان استقلال و محدودیت بودجه آن است. بودجه بسیار محدودی داشتیم که بخشی از آن توسط کمپانی «پاتاگونیا» تأمین شد و حمایت بسیار اندکی هم از جشنواره بینالمللی فیلم DMC دریافت کردیم.
ساخت این اثر چه تجربه و زاویه دید تازهای به شما در حوزه مستندسازی داد؟
برای من، این پروژه تجربهای کاملاً تازه بود؛ هم از نظر زیستن میان چند فرهنگ و هم از نظر مواجهه مستقیم با موضوعی جهانی که بهظاهر ربطی به زیستبوم فرهنگی ایران ندارد. چون سالها در کشورهای مختلف از جمله کره جنوبی زندگی کردهام، شروع این پروژه برایم در ابتدا دشوار بود؛ هم در انتخاب سوژه و هم در اینکه بتوانم از پس آن برآیم. تحقیقات گستردهای لازم بود و جذابیت کار در این بود که مخاطبان، با وجود آنکه فیلم کاملاً کرهای است و تنها در ابتدای آن متنی از مولانا آوردهایم، احساس میکردند با اثری متفاوت مواجهاند. نوع فیلمبرداری، تدوین و مواجهه با موضوع برایشان ناآشنا بود و این تفاوت را بهعنوان یک نکته مثبت مطرح میکردند. حتی برخی از مخاطبان از نوعی شاعرانگی در فیلم صحبت میکردند که در سینمای مستند کره چندان رایج نیست. این بازخوردها برای من بسیار ارزشمند و دلگرمکننده بود.
چالشیترین مسئلهای که در این پروژه با آن مواجه شدید، چه بود؟
یکی از چالشهای اصلی، نقد یک ساختار بسیار قدرتمند و عظیم بود؛ سازمانی که بودجه، رسانه و نفوذ گسترده دارد و در برابر آن، تیم کوچک و مستقلی مثل ما قرار گرفته بود. ما عملاً منتقد چنین سیستمی بودیم؛ سیستمی که ریشهای چند دهساله دارد و اشتباهات زیادی هم مرتکب شده است. در بخش ایتالیایی پروژه، حتی برخی از همکاران ما پس از مدتی درخواست کردند که نام یا تصویرشان در فیلم نباشد؛ چون از دولت میترسیدند و معتقد بودند نباید با چنین ساختارهایی درگیر شد. این تجربه، نوع دیگری از دیکتاتوری را به من نشان داد؛ شکلی متفاوت از آنچه شاید ما در ایران تجربه کردهایم، اما همچنان مبتنی بر کنترل و فشار.
فیلم نمایش های متعددی داشته، واکنش ها به آن چطور بوده؟
فیلم خوشبختانه سال گذشته جایزه اصلی جشنواره محیطزیست سئول را دریافت کرد. پس از آن، یک کمپین کراودفاندینگ برگزار شد و حدود ۳۰۰ نفر با حمایت مالی از پروژه پشتیبانی کردند. این حمایت مردمی کمک کرد تا بتوانیم بخشی از هزینههای جاری فیلم و اکران سینمایی آن را تأمین کنیم. در نهایت، فیلم موفق شد در شهرهای مختلف کره جنوبی اکران عمومی بگیرد؛ اتفاقی که برای نخستین بار برای یک فیلم ساختهشده توسط یک کارگردان ایرانی در کره جنوبی رخ میداد. فیلم وارد چرخه رسمی اکران شد و همزمان با آثار کرهای و هالیوودی روی پرده رفت. استقبال رسانهها بسیار خوب بود. هرچند مخاطب عام گستردهای نداشتیم، که طبیعی هم هست، چون فیلمی مستقل و مستند بود و همزمان با آثاری مثل «زوتوپیا ۲» اکران میشد. با این حال، منتقدان بازخورد بسیار مثبتی داشتند و فیلم در میان آثار در حال اکران، رتبه بالایی از نظر منتقدان کسب کرد و حتی با برخی از آثار شاخص روز سینمای کره مقایسه شد. این نخستین تجربه من از اکران سینمایی خارج از چرخه جشنوارهها بود. در حال حاضر، فیلم در بیش از ده پلتفرم آنلاین از جمله یوتیوب و گوگل پخش میشود.همچنین جشنواره DMC بار دیگر فیلم را برای اکران ویژه انتخاب کرده و تمام هزینههای نمایش آن را در یکی از پرجمعیتترین استانهای کره جنوبی تقبل کرده است تا فیلم در مدارس و میان مخاطبان مستقل بیشتر دیده شود. در خارج از کره جنوبی، فعلاً اکران بینالمللی نداشتهایم و فقط در چند جشنواره داخلی کره نمایش دادهشده، اما پیشبینیهایی برای اکران خارجی وجود دارد که هنوز قطعی نشده است.
فکر میکنید مستند میتواند به یک زبان مشترک میان فرهنگها و ملیتهای گوناگون تبدیلچ شود؟
بهنظر من، همین تجربه بهترین پاسخ به این سؤال است. فیلم موضوعی کاملاً بینالمللی دارد؛ محیطزیست، سیاست و مسائل اجتماعی. خود من میان چند فرهنگ مختلف زندگی و کار میکنم و زبان مشترکی که امکان این ارتباط را فراهم میکند، دوربین است. حتی اگر زبان گفتاری را بهخوبی نفهمیم، تصویر و روایت میتوانند میان فرهنگها پل بزنند. فکر میکنم تجربه زیستن در شرایط دشوار ایران و جسارتی که فیلمسازی در چنین فضایی میطلبد، به من کمک کرد تا بتوانم با مسائل جهانی هم درگیر شوم. در نهایت، فیلم حاصل گفتوگوی چند فرهنگ است و همین ویژگی آن را قابل ارتباط برای مخاطبان متنوع کرده است.
کار جدیدی شروع کرده اید؟
بله، مدتی است روی یک فیلم دیگر کار میکنم؛ یک انیمیشن مستند درباره مسئله زنان در ایران که در مراحل نهایی ساخت قرار دارد. مدتی در ایران زندگی کردم و دوباره به کره جنوبی بازگشتهام. استاد دانشگاه سینما در کره جنوبی هستم و تدریس میکنم.