علی مرادی: ابراهیم صدایی از سکوت مردان در قاب «حال خوب زن یک» | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۳۷:۳۷

علی مرادی: ابراهیم صدایی از سکوت مردان در قاب «حال خوب زن یک»

در روزگاری که خیانت و گسست عاطفی به محور درام‌های اجتماعی بدل شده، فیلم «حال خوب زن یک» با محوریت مهتاب ثروتی و نقش متفاوت «ابراهیم»، روایتی از عشق، صبر و نجابت مردانه روایت می‌کند علی مرادی، بازیگر نقش ابراهیم در گفت‌وگویی اختصاصی از تحقیقات میدانی گسترده، گفت‌وگو با مردانی که در واقعیت با بحران مشابه روبه‌رو بوده‌اند، و تلاش برای خلق شخصیتی درون‌گرا و باورپذیر سخن می‌گوید؛ شخصیتی که با تمام دردها و سکوت‌هایش، تکیه‌گاهی واقعی برای معشوق خود است. او همچنین تأکید دارد که سینمای امروز باید به آموزش عشق و مهارت‌های زندگی بپردازد، زیرا نسل جوان پیش از هر چیز نیازمند یاد گرفتن «دوست داشتن» است نه فرار از رابطه.

مهدیه مالکی/صبا: در تولید یک درام متقاعدکننده، فراتر رفتن از متن و قدم گذاشتن در دنیای واقعی افراد، امری حیاتی است. علی مرادی بازیگر نقش «ابراهیم» در فیلم «حال خوب زن یک»، راز خلق شخصیتی که در دل بحران‌های زناشویی ایستادگی می‌کند را افشا می‌کند؛ رازی که در گرو تحقیقات میدانی عمیق نهفته است. او شرح می‌دهد که چگونه گفتگو با مردانی که تجربه‌های مشابهی از چالش‌های زندگی مشترک و تلاش برای ترمیم رابطه را پشت سر گذاشته‌اند، به او این امکان را داد تا «ابراهیمِ صبور و عاشق» را با تمام ظرافت‌های نگاه و سکوتش، به شکلی باورپذیر به تصویر بکشد. این رویکرد، نشان می‌دهد که چگونه سینما می‌تواند با اتکا به واقعیت‌های اجتماعی، آگاهی‌بخش باشد

با توجه به اینکه فیلم حال خوب زن یک درام زنانه است، برای بازی در مقابل مهتاب ثروتی و مشکل خاصی که داشت با چه چالشی روبرو بودید؟

چالش اصلی در نقش ابراهیم، مطالعه عمیق و تحقیقات میدانی بود، من باید به درک کاملی از مردی می‌رسیدم که عاشق همسرش است، اما در اوایل زندگی مشترک با یک مشکل بزرگ روبرو می‌شود و در چنین شرایطی، شخصیت دو راه دارد: یا صبر کند و مسیر را درست کند، یا همه چیز را رها کند و در فیلمنامه ما، ابراهیم مسیر صبر را انتخاب می‌کند، بنابراین، چالش من ساختن یک «ابراهیمِ صبور و عاشق» بود؛ ایده‌آل من این بود که او یک فرد درون‌گرا باشد که تمام مشکلات زندگی‌اش را  با سکوت، بدون هیچ سر و صدای اضافی، تمام این سختی‌ها را هندل کند تا در نهایت به نقطه مشترک عاشقانه‌اش با همسرش برسد و چالش ما این بود که باید نمونه‌های واقعی از ابراهیم‌هایی را می‌دیدیم که با چنین مشکلی دست و پنجه نرم کرده بودند تا نکات و فکت‌های درستی را به ما ارائه دهند و این کار باعث شد که ما به شخصیت اصلی بسیار نزدیک شویم.

با توجه به شرایط اجتماعی امروز و اختلافات زناشویی و محوریت یافتن خیانت در زوج ها ،این درام تا چه اندازه میتواند  باور پذیر باشد ؟(اینگونه از همراهی و نجابت مرد)

این سؤال بسیار خوبی است، به عقیده من زندگی که با عشق واقعی آغاز شده باشد و دو طرف عمیقاً عاشق هم باشند، می‌توانند با هه هر ویرانی را ترمیم کنند و در فضای امروز متأسفانه به سمت سریال‌هایی رفته که خیانت را ترویج می‌دهند، و شاید در این فضا، مردی مانند ابراهیم کمی اغراق‌آمیز یا غیرواقعی به نظر برسد ، اما واقعیت این است که هیچ چیز مطلق نیست؛ نه همه مردها خائن هستند، و نه همه ۱۰۰ درصد پای عشقشان می‌ایستند و من هم کاملاً قبول دارم که شخصیت مرد باید باورپذیر باشد،  در فیلم ما، همان «نقطه عاشقی» ابراهیم نسبت به سارا، همان تکیه‌گاهی است که او را برای مخاطب باورپذیر می‌کند و گاهی در فیلم، شخصیت‌ها دلخور می‌شوند، بحث می‌کنند یا حتی شاید حال صحبت کردن با هم را نداشته باشند، اما در نهایت، آن‌ها عاشق هم هستند، مخصوصا ابراهیم سارا را عمیقاً دوست دارد و تمام تلاشش برای بازگرداندن «حال خوب سارا» است و  حتی نزد روانشناس می‌رود و می‌گوید: «هر کاری لازم باشد، بگویید من انجام می‌دهم تا حال خوب همسرم برگردد و ترمیم شود و به نظر من، مرد زمانی باورپذیر است که واقعاً عاشق زندگی، همسر و پارتنرش باشد، در این صورت، او می‌تواند به عنوان یک تکیه‌گاه قوی عمل کرده و حال همسرش را بهبود بخشد.

به نظر شما بهتر نیست برای ترسیم واقعی تر دنیای زنان ، کارگردان های زن با جدیت بیشتری وارد این حوزه شوند؟

نکته‌ای که ما در تیم تولید به آن رسیدیم این است که مهم‌ترین وظیفه ما اکنون آموزش است، فرقی هم نمی‌کند که آموزش برای مرد باشد یا زن و ای کاش ما در سیستم آموزشی‌مان، از مقطع دبیرستان، مخصوصاً پیش‌دانشگاهی، آموزش‌های کاربردی به دختران و پسران ارائه می‌دادیم، باید به آن‌ها می‌آموختند که چگونه همسر خوبی باشند؛ چگونه داماد خوبی برای خانواده همسر باشند و بالعکس، متأسفانه ما این مهارت‌های بنیادین زندگی مشترک را در مدارس یاد نمی‌گیریم، ساختن فیلم‌هایی مانند اثر ما می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد تا آگاهی دختران و پسران پیش از ازدواج یا در ابتدای زندگی مشترک بالا برود و اگر خدایی نکرده به چنین مشکلاتی برخوردند، جا نزنند، سریع شانه خالی نکنند، بار زندگی را به دوش دیگری نیندازند و با آسمان و ریسمان بافتن، زندگی مشترکشان را به هم نزنند، به نظرم ساختن این مدل فیلم‌ها می‌تواند فضای فرهنگی جامعه را تغییر دهد، ما در این مسائل دچار نوعی خودسانسوری هستیم که باید در جایی کنار گذاشته شود تا آگاهی بچه‌هایمان بیشتر شود،بچه‌های امروز از سن کم، با دسترسی به گوشی‌های موبایل، در معرض همه چیز هستند؛ چشم و گوش همه در هر سنی باز است، پس نباید بگوییم “وای، چشم و گوش بچه باز می‌شود.” آموزش است که باید قوی‌تر شود و این آموزش هم از طریق ساختن فیلم‌هایی که واقعیت‌های زندگی را صادقانه و بدون سانسور نشان می‌دهند، میسر می‌شود تا مردم یاد بگیرند.

عمده تحقیقات شما برای شناخت دنیای زنانه به صورت میدانی بوده یا به منابع مکتوب هم رجوع کردید؟

ما در این پروژه صرفاً به برداشت شخصی از یک مرد در موقعیت بحرانی بسنده نکردیم؛ بلکه تحقیقات میدانی دقیق انجام دادیم. از ابتدای کار، یک مشاور روان‌شناسی کنارمان بود و من شخصاً با چندین نفر حداقل چهار مورد که دقیق یادم هست صحبت کردم؛ مردانی که تجربه‌ای مشابه با ابراهیم داشتند و دوره‌های درمان و بازسازی رابطه را پشت سر گذاشته بودند و هرکدام از این افراد از زاویه متفاوتی به مسئله نگاه می‌کردند، اما نقطه مشترک میان همه‌شان عشق بود، همه آن‌ها به نوعی هنوز عاشق طرف مقابلشان بودند، حتی پس از تمام فراز و نشیب‌ها و همین ویژگی محور اصلی طراحی شخصیت ابراهیم شد و من از کارگردان خواستم که ابراهیم را یک آدم درون‌گرا طراحی کنیم، مردی که بیشتر از آنکه با کلام احساسش را بیان کند، با نگاه، سکوت و رفتارهای ظریف نشان می‌دهد چه در دلش می‌گذرد، مثلاً جاهایی در فیلم هست که تمام سختی‌ها را به دوش می‌کشد، اما در خلوت، زیر دوش حمام گریه می‌کند، یا پشت فرمان در سکوت فرو رفته است. حتی صحنه‌ای داریم که با یک خانم غریبه به صرف شام می‌رود؛ اما به جای تعامل، فقط زل می‌زند و نگاه می‌کند و انگار در چهره هر زن دنبال گمشده خودش، یعنی همسرش، می‌گردد واین برخوردها حاصل همان تحقیقات میدانی بود که باعث شد ابراهیم شخصیتی واقعی و باورپذیر پیدا کند و چون در زندگی واقعی هم نمی‌توانیم بگوییم همه مردان شبیه هم‌اند: نه همه خوب‌اند، نه همه خائن یا عجول. مردها مثل اثر انگشت، منحصر‌به‌فردند؛ هرکدام با واکنش‌هایی خاص در برابر شرایط متفاوت و در مجموع، تمام این مطالعات هم نوشتاری، هم میدانی، هم جلسات مشاوره‌ای با افراد دارای تجربه مشابه به ما کمک کرد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها