
فرهومند ناظریان/ صبا؛ پدرام کریمی، امسال با دو فیلمنامه در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حاضر است. آثار او، «پل» به کارگردانی محمد عسگری و «خیابان جمهوری» به کارگردانی منوچهر هادی، هر دو در بخش مسابقه حضور دارند و دو ژانر متفاوت سینمایی را نمایندگی میکنند؛ از دفاع مقدس تا روایتهای شهری و اجتماعی. «پل» یک اثر در ژانر دفاع مقدس است که نگاه اجتماعی و لطیفی به جنگ دارد. علاوه بر نوجوان محوری، از بازیگران شناختهشدهای مانند روحالله زمانی، سعید آقاخانی، سارا حاتمی و سروش صحت بهره برده است. فیلم با تحقیق میدانی و منابع آرشیوی شکل گرفته و یک روایت نوجوانانه را ارائه میدهد. کریمی در گفتوگو با صبا درباره مضمون، ساختار روایی و دغدغههای این دو اثر توضیح داد و از رویکرد خود در پرداخت به قهرمانی، هویت نوجوانان و ارتباط فیلمها با مخاطب امروز سخن گفت.
آیا این فیلم را میتوان در دسته آثار دفاع مقدس و جنگی قرار داد؟ بهویژه با توجه به اینکه محمد عسگری معمولاً در این فضاها کار کرده است.
بله، «پل» در بستر جنگ شکل میگیرد. داستان فیلم مربوط به بعد از عملیات خیبر و در سال ۱۳۶۳ است. فضای کلی، فضای جنگ و منطقه هم همان جغرافیای آشنای حورالعظیم است، اما تفاوتی که «پل» با بسیاری از آثار دفاع مقدس دارد، نوع نگاه آن است. فیلم تلاش میکند نگاهی لطیفتر و انسانیتر به جنگ داشته باشد و از این جهت حالوهوایی اجتماعیتر پیدا میکند. در واقع جنگ بستر روایت است، اما تمرکز اصلی روی مناسبات انسانی و اجتماعی شخصیتهاست.
آیا «پل» یک فیلم پرتره یا بیوگرافیک است؟ یعنی روی یک شخصیت خاص تمرکز دارد؟
نه، بههیچوجه فیلم پرتره یا بیوگرافیک نیست. ما با چند شخصیت مواجه هستیم. البته نام چند شهید در فیلم برده میشود و به آنها اشارههایی داریم، اما داستان درباره یک شخصیت مشخص بهصورت بیوگرافیک نیست. «پل» روایت مستقلی دارد و یکی از محورهای مهم آن، موضوع «معاودین» است؛ عراقیهایی که در اوایل جنگ به ایران مهاجرت میکردند.
کمی بیشتر درباره این موضوع توضیح میدهید؟ چون معمولا عملیات خیبر را به خود جنگ گره میزنیم، اما شما به پیشزمینهای قبلتر اشاره میکنید...
دقیقاً. بخشی از داستان ما به قبل از جنگ بازمیگردد. در آن زمان، رژیم بعث و شخص صدام و حتی قبلتر حسنالبکر، از شیعیان عراق میخواستند اسلحه به دست بگیرند و علیه ایران بجنگند. اما بسیاری از آنها بهدلیل اعتقادات مذهبی و روابط خانوادگی و اجتماعی که با ایرانیها داشتند، حاضر به چنین کاری نبودند. به همین دلیل، بهتدریج مهاجرت میکردند و به سمت ایران میآمدند. این مهاجرتها یکباره نبود، بلکه در طول زمان اتفاق میافتاد؛ مثلاً بخشی از یک خانواده میآمد و بعد اعضای دیگر. این پیشزمینه تاریخی، نقش مهمی در شکلگیری داستان «پل» دارد.

با شنیدن نام عملیات خیبر، ناخودآگاه یاد شهید همت میافتیم. آیا در فیلم به ایشان یا دیگر فرماندهان شناختهشده اشاره مستقیمی میشود؟
اشارههایی وجود دارد، اما نه بهعنوان محور اصلی داستان. قصه «پل» درباره یک نوجوان است که برای پیدا کردن برادرش وارد منطقه عملیاتی میشود. او چند روز در آن منطقه میماند و در همین مدت، اتفاقات بسیار بزرگی را از سر میگذراند. خط اصلی داستان روی همین نوجوان بنا شده است. البته در طول مسیر، با آدمها و شخصیتهایی مواجه میشویم؛ از جمله نیروهایی که معاف یا مرتبط با فضای منطقه هستند. شخصیتهایی مثل یک «سید» که در فیلم با نام سید رضوی طراحی شده و حضورش در منطقه و عبور و مرورش را میبینیم. اما در نهایت، بار اصلی روایت روی دوش همان نوجوان است که ورودش به این فضا، او را با واقعیتهای عمیق و تکاندهنده جنگ روبهرو میکند.
با توجه به اینکه گفته شد امسال در جشنواره فیلمی با موضوع کودک و نوجوان نداریم، آیا میتوان «پل» را در ژانر نوجوان طبقهبندی کرد؟
بله، «پل» ظرفیت حضور در ژانر نوجوان را دارد و حتی میتواند در جشنواره فیلم کودک و نوجوان هم شرکت کند. داستان درباره یک نوجوان است و از این نظر کاملاً با مختصات سینمای نوجوان همخوانی دارد. بههرحال سال آینده اگر شرایط فراهم باشد، چنین ظرفیتی وجود دارد. چون شخصیتها اغلب در سن دبیرستان هستند. ما نمونه واقعی هم داشتیم؛ دبیرستانی در کرج که بهدلیل تعداد بالای شهدایی که تقدیم کرده بود، به «شهیدستان» معروف شده بود. این مدرسه معلمانی داشت که تأثیر تربیتی و فکری عمیقی روی بچهها گذاشته بودند و هنوز هم به همین نام شناخته میشود. این فضاها و واقعیتها الهامبخش شکلگیری ایده اولیه فیلم بودند.
با این توضیح، برداشت من این است که فیلم شخصیتمحور به معنای کلاسیک نیست؛ درست است؟
«پل» شخصیتمحور به معنای تمرکز کامل روی یک فرد خاص نیست. اما از نظر ساختار فیلمنامه، الگوی «سفر قهرمان» را دارد. تفاوتش این است که این سفر، فقط برای یک نفر اتفاق نمیافتد؛ بلکه برای چند نفر شکل میگیرد. هرچند در نهایت، یک نوجوان بهعنوان شخصیت محوری داریم. ایده اولیه فیلم هم از همان دبیرستان و فضای واقعی آن گرفته شد. ما بهجای تمرکز صرف روی یک شهید یا یک فرد مشخص، از چند شخصیت واقعی استفاده کردیم؛ از اسامی شهدا، خانوادهها، روابط فامیلی و دوستانشان. در نهایت، شخصیت اصلی فیلم چکیدهای از تجربه زیسته چند شهید است. اسم شخصیت تغییر کرده، اما ویژگیها، روحیات و مسیر او تلفیقی از چند زندگی واقعی است.

پس میتوان گفت فیلم یک شخصیت مرکزی دارد که مسیر سفر قهرمان را تا انتها طی میکند. با این حساب، آیا فیلم بازیگر چهره هم دارد؟
بله. نقش نوجوان را روحالله زمانی بازی میکند. در کنار او بازیگران شناختهشدهای هم حضور دارند؛ سعید آقاخانی، سارا حاتمی و سروش صحت. فیلم «پل» امسال به جشنواره بینالمللی شیراز هم راه پیدا کرد و در بخش اصلی بینالملل به نمایش درآمد. جالب است که یکی از داوران آن جشنواره – نقل به مضمون میگویم – بههمراه خانم مهاجر، نظر بسیار مثبتی نسبت به فیلم داشتند؛ هم درباره فیلمنامه و هم درباره بازیگر اصلی. خوشبختانه بازخوردها بسیار دلگرمکننده بود و احتمالاً این نظر مثبت در جشنواره فجر هم دیده خواهد شد، چون بازیها واقعاً درخشان است.
با توجه به این مسیر، به نظر میرسد فیلم بدون استرس خاصی به جشنواره فجر رسیده است؟
از یک نظر بله. چون بخش عمده کار از قبل انجام شده بود. البته خود فیلم از نظر تولید، کار بسیار سختی بود؛ هم از لحاظ زمانی و هم شرایط ساخت. در جشنواره شیراز، برخی بخشهای فنی مثل صداگذاری نهایی هنوز کامل نشده بود، اما برای ما تجربه مهمی بود؛ چون اولینبار خودم فیلم را بهصورت کامل روی پرده دیدم. بعد از آن هم اصلاحاتی انجام شد تا نسخه نهایی برای جشنواره فجر آماده شود.
اینطور که پیداست، «پل» مثل «اتاقک گلی» مبتنی بر منابع میدانی و تحقیق بوده. درست است؟
کاملاً درست است. ما هم از منابع میدانی و هم از منابع آرشیوی استفاده کردیم. پیش از شروع نگارش نهایی، همراه محمد عسگری به منطقه رفتیم؛ تابستان سال قبل، فکر میکنم مردادماه. آن زمان یک طرح کلی داشتیم، اما بعد از سفر، نگارش جدی فیلمنامه آغاز شد. در منطقه با اهالی بومی صحبت کردیم؛ بعضی از آنها در زمان جنگ حضور مستقیم داشتند، چه بهعنوان نظامی و چه بهعنوان مردم محلی. این گفتوگوها ما را به داستانکهای واقعی و جزئیات مهمی رساند که در شکلگیری روایت نقش داشت.
فکر کنم در ابتدا مکانها را انتخاب میکنید و بعد نگارش فیلمنامه شروع را میکنید و همیشه هم مکان های جذابی که کمتر مورد توجه بوده در فیلمنامه هایتان شناسانده میشود، اما میخواهم بدانم نام فیلم «پل» چقدر با مضمون اثر ارتباط دارد؟
نام فیلم هم به پل خیبر اشاره دارد و هم کاربردی کانسپتوال دارد. در فیلم، این پل استعارهای است برای گذر نوجوان، قهرمان داستان، از یک نقطه به نقطهای دیگر؛ بهنوعی رشد و تحول او در مسیر داستان. از نظر تاریخی هم پل خیبر واقعی، یکی از دستاوردهای بزرگ نظامی و بزرگترین پل شناور جهان است که هنوز در حورالعظیم باقی است. بخش اصلی داستان ما نیز در همان منطقه شادگان و حوالی پل خیبر اتفاق میافتد؛ تقریباً در کیلومتر پنج یا شش پل، که محوریت قصه و تحولات نوجوان را رقم میزند.

با توجه به تمرکز دو فیلم متفاوت چشم بادومی و بچه مردم در سال گذشته روی شخصیتهای نوجوان، پایان «پل» چگونه است؟ تلخ است یا امیدوارانه؟
هیچ کدام! پایان فیلم قهرمانانه است و بههیچوجه تلخ نیست. قصد ما این بود که نوجوانان، مخاطبان اصلی فیلم، تجربهای مثبت و انگیزاننده داشته باشند. درست است که در برخی آثار دفاع مقدس مانند «بچههای مردم»، پایان با شهادت شخصیتها همراه بود، اما ما بهصورت آگاهانه این مسیر را تعدیل کردیم. میخواستیم مرگ یا شهادت اگر اتفاق میافتد، قهرمانانه باشد، و حتی برای نوجوانان مناسب و الهامبخش جلوه کند. تجربه مشابهی در «اتاقک گلی» داشتیم؛ در نسخه اولیه، دختر داستان شهید میشد اما در نسخه نهایی، مقاومت او حفظ شد و پیام مثبت فیلم تثبیت گردید. ما اساساً دوست نداریم شخصیتهای قهرمان بمیرند، اما اگر مرگی باشد، باید معنا و ارزش قهرمانانه داشته باشد و تلخی آن تعدیل شود. بهویژه برای شخصیت نوجوان، شهادت مستقیم میتواند پیام منفی داشته باشد، بنابراین تصمیم گرفتیم مسیر قهرمانانه و امیدبخش را حفظ کنیم.
نسبت مضمون فیلم با دغدغههای مخاطب امروز چیست؟ آیا پیام «پل» هنوز برای نوجوانان معاصر کاربرد دارد؟
بله، دقیقاً همین دغدغه ما بود. ما با خودمان و همکارانمان دائم این سؤال را مطرح میکردیم: «این روایت نوجوانانه چه پرسشی برای نوجوان امروز ایجاد میکند؟ چه چالشی حل میکند؟» مضمون فیلم بهگونهای شکل گرفته که برای نوجوان امروز نیز قابل خوانش باشد؛ اگرچه زمان داستان دهه شصت است، اما مسائل بنیادین مانند شجاعت، وفاداری به ارزشها و هویت ملی، همچنان به درد مخاطب امروز میخورد. نوجوان امروز شاید سبک زندگی متفاوتی داشته باشد، اما دغدغههای هویتی و ارزشهای انسانی مشابه است.
با توجه به این رویکرد، فیلمنامه چه زمانی نگارش شد و آیا فکر میکردید امروز با التهابات و فضای اجتماعی اخیر این فیلم همخوانی پیدا کند؟
فیلمنامه حدود تیر و مرداد سال قبل نگارش شد، اما جالب است که هماکنون در زمان اکران، این قابلیت خوانش اجتماعی و حتی سیاسی پیدا کرده است. برخی مفاهیم، مانند شجاعت و قهرمانی، ازلی و ابدیاند و فراتر از زمان و مکان خاص عمل میکنند. ما تلاش کردیم داستانی بسازیم که بتواند با مخاطبان در دورههای مختلف ارتباط برقرار کند، بدون آنکه وابسته به یک برهه تاریخی محدود باشد.
بهعنوان فیلمنامهنویس، چقدر امکان دستبردن در تاریخ واقعی برای دراماتیک کردن روایت را داشتید؟
این یکی از چالشهای همیشگی فیلمنامهنویسی است. باید وفادار به مضمون و مفهوم تاریخی بود، اما امکان دارد دراماتیک کردن داستان مستلزم جابهجاییها و تغییرات باشد. مثلاً در روایتهای تاریخی، عناصر اخلاقی و مفهومی ازلی را حفظ میکنیم، اما قاب و فرم سینمایی اجازه میدهد جزئیات برای اثر هنری بهینه شود. اگر تاریخ دقیقاً رعایت شود و دراماتیک نشود، اثر سینمایی نمیشود؛ و اگر مستند باشد، دیگر امکان خلاقیت داستانی محدود میشود. نمونههای موفق، مانند آثار علی حاتمی، همین رویکرد را نشان میدهند؛ شخصیتها و رخدادها از گذشته گرفته میشوند اما در بستر تاریخی متفاوت، معنا پیدا میکنند و پیام برای امروز حفظ میشود.

نسبت مضمون فیلمنامه با دغدغههای نوجوانان امروز چگونه است؟ آیا روایت «پل» هنوز برای نسل معاصر کاربرد دارد؟
دقیقاً همین دغدغه مسیر نگارش را شکل داد. مدام از خودمان میپرسیدیم: «این روایت نوجوانانه چه پرسشی برای نوجوان امروز ایجاد میکند؟ چه چالشی حل میکند یا چه چالشی برای او ایجاد میکند؟» مضمون فیلم بهگونهای طراحی شده که برای نوجوانان امروز هم قابل خوانش باشد. اگرچه داستان در دهه شصت رخ میدهد، اما ارزشهای بنیادینی مانند شجاعت، وفاداری به اصول و هویت ملی، همچنان برای مخاطب امروز معنا دارد. ما آگاهانه روی این موضوع کار کردیم که نوجوان امروز، حتی با سبک زندگی متفاوت، بتواند با سفر قهرمانانه نوجوان داستان همذاتپنداری کند. این تجربه، او را به تفکر درباره هویت شخصی، نقش خود در جامعه و باور به ارزشها و مسئولیتهایش سوق میدهد. تفاوتهای زمانی وجود دارد، اما مسائل بنیادین همچنان مشترک است؛ مثلاً وقتی اسم میهن مطرح میشود، حس مسئولیت و تعلق همزمان به گذشته و حال برای نوجوانان امروز نیز قابل لمس است.
آیا در زمان نگارش فیلمنامه، به این امکان فکر کرده بودید که اثر خوانش سیاسی هم داشته باشد، یا این اتفاق بهصورت تصادفی رخ داد؟
واقعیت این است که بسیاری از مفاهیم فیلم «پل» ازلی و ابدی هستند و محدود به زمان و مکان خاص نیستند. درست مثل برخی آثار گذشته مانند «اتاقک»، حتی اگر حالا فیلم در جریان اعتراضات اخیر دوباره دیده شود، مفاهیمی مانند شجاعت، قهرمانی، وفاداری و ایستادگی انسانی همچنان قابل خوانش و الهامبخش هستند. این ویژگی باعث میشود که داستان فراتر از یک برهه تاریخی عمل کند و بتواند با مخاطبان در دورههای مختلف ارتباط برقرار کند. این همان کاری است که قصههای کهن انجام میدهند؛ حتی امروز که آنها را میخوانیم، عناصر بنیادی و انسانی آنها هنوز جذاب و کاربردیاند. وقتی این مفاهیم وارد فرم سینمایی میشوند، وارد حوزه دراماتیک میشوند و باید به گونهای روایت شوند که جذابیت و تاثیر خود را حفظ کنند. در سینما، برعکس مستند، امکان دراماتیک کردن داستان ضروری است. اگر دقیقاً به زندگی واقعی پایبند باشیم و اجازه ندهیم جزئیات دراماتیک شوند، اثر سینمایی شکل نمیگیرد. همیشه فیلمنامهنویسها با این چالش مواجهاند: وفاداری به واقعیت و تاریخ، در کنار ضرورت دراماتیک کردن روایت. برخی ملاحظات مذهبی یا تاریخی میتوانند محدودیت ایجاد کنند و حتی برخی افراد این تغییرات را توهین به تاریخ بدانند، اما در عمل، هدف ما ماندگاری اثر و انتقال پیام به نسلهای مختلف است. نمونههای موفق، مانند آثار علی حاتمی، همین رویکرد را نشان میدهند؛ شخصیتها و رخدادها از گذشته گرفته میشوند، اما در بستر تاریخی متفاوت، معنا پیدا میکنند و پیام برای امروز حفظ میشود. این مسئله درباره «پل» هم صدق میکند: ما وفادار به مضمون و زیرمتن اخلاقی و انسانی اثر بودیم، اما قاب و فرم سینمایی اجازه داد تا روایت برای مخاطب امروز ملموس و دراماتیک باشد.