«نیم‌شب» ادای دین به مردمی است که زخم خورده‌اند/ اگر به آزادی بیان اعتقاد داریم به انتخاب متفاوت احترام بگذاریم | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۱:۵۴
گفت‌وگوی صبا با اعظم بهروز؛ یکی از فیلمنامه‌نویسان «نیم شب»؛

«نیم‌شب» ادای دین به مردمی است که زخم خورده‌اند/ اگر به آزادی بیان اعتقاد داریم به انتخاب متفاوت احترام بگذاریم

اعظم بهروز، نویسنده فیلم سینمایی «نیم‌شب» به صبا گفت:«حضور هنرمندان در جشنواره نادیده گرفتن تلخی‌های اخیر نیست؛ ما پای دغدغه‌ای به نام ایران ایستاده‌ایم. حتی وقتی زخمی هستیم، باید ثابت کنیم که زندگی ، ارزش جنگیدن و ادامه دادن را دارند.»

سمیه خاتونی/ صبا، فیلم سینمایی «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، بی‌شک یکی از کنجکاوی‌برانگیزترین آثار چهل‌ و چهارمین جشنواره فیلم فجر است؛ اثری که در فاصله‌ای کوتاه از واقعه ملتهب «جنگ ۱۲ روزه»، با نگاهی مستندگونه به قلب حادثه رفته است. اعظم بهروز، نویسنده سینما و تلویزیون که در کنار مهدی یزدانی‌خرم و محمدحسین مهدویان تیم نگارش این اثر را تشکیل داده، در گفت‌وگویی صمیمانه از چالش‌های نگارش درامی می‌گوید که بر بستر واقعیت بنا شده است. او در این گفتگو از تجربه‌های شخصی‌اش در شب‌های جنگ، تحقیقات میدانی دشوار و فداکاری تحسین‌برانگیز اعضای تیم در سخت‌ترین روزهای زندگی‌شان گفت و تأکید کرد «نیم‌شب» فیلمی برای ایستادن در کنار ایران است.
همزمان با اکران فیلم سینمایی «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان در پردیس سینمایی ملت، فرصتی دست داد تا صبا با اعظم بهروز، یکی از اعضای تیم نویسندگان این اثر داشته باشد.

مسیر حرفه‌ای شما در حوزه نویسندگی از کجا آغاز شد و «نیم‌شب» چندمین تجربه جدی شما در این عرصه محسوب می‌شود؟
من فعالیت حرفه‌ای خودم را سال‌ها پیش با سینمای مستند آغاز کردم. شروع کارم با نوشتن نریشن برای چندین قسمت از مجموعه مستند «محله ما» بود که به معرفی مناطق مختلف شهر تهران می‌پرداخت. پس از آن، وارد فضای سریال‌سازی در تلویزیون شدم و در پروژه‌های مختلفی با کارگردانان دیگر همکاری داشتم. از جمله فعالیت‌های مشترک من با خانم شعله شریعتی بود که منجر به نگارش سریال‌هایی نظیر «جاده چالوس»، «بانو» و «روزهای بی‌قراری» شد.
همکاری شما با آقای مهدویان چگونه شکل گرفت و تا پیش از «نیم‌شب» در چه پروژه‌هایی در کنار ایشان بودید؟
همکاری جدی ما از سال ۱۴۰۱ با سریال «سقوط» آغاز شد. پیش از آن، آقای مهدویان پیشنهاد همکاری در مجموعه «زخم کاری» را مطرح کرده بودند. من در فصل اول حضور نداشتم، اما در نگارش فصل‌های دوم، سوم و چهارم «زخم کاری» در کنار تیم ایشان بودم. پس از آن، پروژه «خونه سهراب» در دستور کار قرار گرفت که متأسفانه شرایط ساخت آن فراهم نشد. در نهایت، نوبت به پروژه سینمایی «نیم‌شب» رسید که در مراحل ابتدایی تحقیق و پژوهش به گروه ملحق شدم و تا پایان مرحله نگارش در کنار دوستان حضور داشتم.
در این پروژه، شما به صورت تیمی روی فیلمنامه کار کردید. ترکیب این تیم به چه صورت بود؟

بله، نگارش «نیم‌شب» یک کار گروهی بود. تیم فیلمنامه‌نویسی این اثر شامل آقای مهدی یزدانی‌خرم، خودِ آقای محمدحسین مهدویان و بنده بود. ما از مرحله تحقیق تا رسیدن به متن نهایی، به صورت مشترک روی پیشبرد داستان و جزئیات فیلمنامه کار کردیم تا به خروجی نهایی که امروز روی پرده می‌بینید، رسیدیم.

موضوع فیلم به جنگ ۱۲ روزه بازمی‌گردد که زمان زیادی از وقوع آن نگذشته است. چطور توانستید واقعه‌ای را که هنوز از تونل تاریخ عبور نکرده و فضای ملتهب آن در ذهن مردم زنده است، با این سرعت و دقت به رشته تحریر درآورید و در فیلمنامه منعکس کنید؟
نکته درستی است. واقعیت این است که این ماجرا برای همه ما به عنوان شهروندانی که در این شهر زندگی می‌کنیم، بسیار زنده و ملموس بود. برای خود من، این تجربه فراتر از یک سوژه کاری بود؛ در همان ایام که جنگ آغاز شد، من به دلیل بیماری مادرم در بیمارستان بودم. شبی که شهرک شهید چمران مورد اصابت قرار گرفت، من از نزدیک شاهد دستور تخلیه بیمارستان و ورود مجروحان بودم. این لمس مستقیم واقعه باعث شد وقتی پیشنهاد کار مطرح شد، با تمام وجود با آن ارتباط برقرار کنم.  ما در مرحله تحقیق، با تکیه بر «منابع میدانی» پیش رفتیم. با تک‌تک شاهدان عینی، اهالی محله و کادر درمان گفتگو کردیم. همراهی و همکاری فوق‌العاده مردم و پرسنل بیمارستان به ما کمک کرد تا پروسه تحقیق را با سرعتی باورنکردنی به مرحله فینال برسانیم. در واقع، زنده بودن خاطرات در ذهن مردم، منبع اصلی ما برای رسیدن به این شفافیت در روایت بود.
با توجه به محدودیت زمانی برای رساندن کار به جشنواره، این سرعت عمل باعث افت دقت در جزئیات نشد؟ گویا تیم در شرایط بسیار سختی فعالیت می‌کرد.
به هیچ وجه اجازه ندادیم سرعت، فدای کیفیت شود. ما شبانه‌روزی کار می‌کردیم و فشار کاری بسیار بالا بود. لازم است اینجا به فداکاری همکار عزیزم، آقای یزدانی‌خرم اشاره کنم؛ ایشان در میانه پروژه با بیماری سخت همسرشان درگیر بودند و متأسفانه ایشان را از دست دادند، اما با وجود این سوگ بزرگ، با تعهدی تحسین‌برانگیز در کنار پروژه ماندند.
آقای مهدویان هم در مقام کارگردان، سخت‌گیری‌های خاص خودشان را داشتند. شاید باورتان نشود اما حتی از کوچک‌ترین دیالوگ‌ها هم به سادگی نمی‌گذشتند. بازنویسی‌ها حتی در طول فیلم‌برداری هم ادامه داشت و سکانس‌ها مدام بازنگری می‌شدند.
مدیریت این تیم منسجم در آن شرایط بحرانی چگونه ممکن شد؟

اعظم بهروز: معتقدم آقای مهدویان یک «لیدر» به تمام معناست. هدایت‌های دقیق ایشان و تمرکز بالایی که در تیم ایجاد می‌کردند، باعث شد ما به یک فرم و ساختار مشترک در سبک کاری برسیم. این روحیه تیمی و رهبری هوشمندانه بود که اجازه داد فیلمنامه‌ای با این حجم از جزئیات و دقت، در خروجی نهایی به ثمر برسد.

 

با توجه به پیشینه مهدویان در ساخت آثاری نظیر «آخرین روزهای زمستان» و «ایستاده در غبار»، به نظر می‌رسد این فیلم هم رویکردی مستندگونه داشته باشد. چقدر سعی کردید میان واقعیت‌های مستند جنگ ۱۲ روزه و نیازهای دراماتیک یک اثر سینمایی، همپوشانی ایجاد کنید؟
بله، دقیقاً. با توجه به تجربه‌ای که آقای مهدویان در سینمای مستند-داستانی دارند، بیس و پایه اصلی این قصه کاملاً واقعی است. ما در مرحله نگارش، بر اساس اطلاعات و محتواهایی که از تحقیق و مشاوره به دست آورده بودیم، شخصیت‌ها را طراحی کردیم. البته برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی، طبیعتاً دخل و تصرف‌هایی به لحاظ دراماتیک انجام دادیم تا شخصیت‌ها عمق پیدا کنند، اما تمام تلاش ما این بود که چیدمان کلی کار بر بستر واقعیت باقی بماند.
پس می‌توان گفت قصه کاملاً برگرفته از واقعیت است. از منظر ساختاری، فیلمنامه بیشتر بر مبنای «شخصیت و سفر قهرمان» پیش می‌رود یا تمرکز اصلی بر «موقعیت بحرانی» است؟
به نظرم وقتی آدم‌ها در چنین موقعیت‌های حادثه‌محور و بزرگی قرار می‌گیرند، ناچار به انتخاب و تصمیم‌گیری می‌شوند و همین‌جاست که شخصیت شکل می‌گیرد. ما روی موقعیتی کار کردیم که در آن چندین شخصیت درگیر یک حادثه مهم شدند؛ حادثه‌ای که آنقدر اهمیت داشت که هر انسانی را وادار به واکنش می‌کرد. در واقع درام ما در دل همین موقعیت ملتهب متولد شد.
در پایان، اگر بخواهید در یک جمله بگوید که هدف اصلی تیم از ساخت «نیم‌شب» چه بود، به چه نکته‌ای اشاره می‌کنید؟

این کار برای ما فراتر از یک پروژه سینمایی، در واقع نوعی «ادای دین» به ایران و مردم عزیزمان بود. هدف ما این بود که فارغ از هرگونه نگاه سیاسی، در کنار ایران بایستیم. جالب است بدانید که ما ابتدا قصد داشتیم بر اساس قصه‌های شاهنامه کار کنیم و حتی به پروژه «خونه سهراب» رسیدیم، اما با وقوع جنگ و شرایط خاصی که پیش آمد، احساس کردیم امروز پرداختن به این موضوع واجب‌تر است. برای ما مهم بود که در این برهه زمانی، اثری برای ایران خلق کنیم.

در روزهای اخیر حواشی مختلفی پیرامون جشنواره و بحث تحریم آن از سوی برخی هنرمندان مطرح شده است. به عنوان یک نویسنده که در بطن یکی از پروژه‌های مهم امسال بوده‌اید، دیدگاه شما در این باره چیست؟
واقعیت این است که من به دلیل درگیری‌های شخصی و بیماری مادرم، کمی از فضای اخبار دور بوده‌ام، اما معتقدم اگر ما حقیقتاً به آزادی بیان و اندیشه باور داریم، باید به انتخاب‌های متفاوت احترام بگذاریم. حضور یا عدم حضور، یک انتخاب شخصی است و نمی‌توان کسی را مجبور کرد که مثل ما فکر کند. اما نکته اساسی برای ما، ایران و مردم ایران است. در شرایطی که تهدیدهای خارجی و خطر تجزیه، ایران عزیزمان را تهدید می‌کند، معتقدم همراهی بر متهم کردن یکدیگر اولویت دارد.

فعالیت هنری در این شرایط، به معنای بی‌تفاوتی نسبت به دردهای جامعه نیست .این یک سوءتفاهم تلخ است که فکر کنیم کسی که کار می‌کند، نسبت به زخم‌ها و داغ‌های مردم بی‌تفاوت است یا آن‌ها را انکار می‌کند. اتفاقاً هنرمندان حساس‌ترین روحیه را نسبت به وقایع جامعه دارند و این دغدغه‌ها را در آثارشان منعکس می‌کنند. کار کردن ما در این شرایط، نادیده گرفتن تلخی‌ها نیست، بلکه ایستادن پایِ دغدغه‌ای به نام ایران است.

فکر میکنم بازگشت  آقای یزدانی‌خرم به پروژه، آن هم تنها ۲۴ ساعت پس از فقدان همسرشان، مصداق بارز همین روحیه است؟
دقیقاً. این حرکت ایشان برای همه ما درس بزرگی بود. آقای یزدانی‌خرم با وجود آن سوگ عظیم، اجازه ندادند بین ایشان و تیم فاصله بیفتد و خیلی زود به کار برگشتند. این نشان‌دهنده یک تعهد حرفه‌ای و درک عمیق از اهمیت پروژه بود. من حتی به خودشان هم گفتم که این رفتار ثابت کرد زندگی واقعاً ارزش جنگیدن دارد؛ حتی وقتی زخمی هستی، باید ادامه بدهی.
ما داغداریم، ناراحتیم، اما ادامه می‌دهیم… حضور هنرمندان در جشنواره با وجود تمام غم‌ها، نشان‌دهنده حرفه‌ای بودن و عشق آن‌ها به کار حرفه ایاست. من، سهم کوچکی در این تجربه داشتم و از همه گروه متشکرم. به دلیل شرایط بیماری مادرم و درگیری‌های پزشکی نمی‌توانم در تمام نشست‌ها حضور داشته باشم، اما خیالم راحت است که آقای مهدویان و سایر دوستان حضور دارند و به بهترین شکل پاسخگوی مخاطبان خواهند بود.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها