
ناصر ارباب/صبا: مهرداد مسنن متولد ۱۳۶۹ و دانشآموخته بازیگری است. او فعالیت حرفهای خود را از تئاتر آغاز کرده و در سالهای اخیر در تلویزیون، شبکه نمایش خانگی و سینما حضور داشته است. مسنن در سریالهایی چون «جیران»، «ازازیل» (فصل دوم که ناتمام ماند)، «نونخ۵» و «روزی روزگاری آبادی» ایفای نقش کرده و سریال «کلانتری» با نام موقت نیز از دیگر آثار اوست که در انتظار پخش قرار دارد. او در سینما با فیلم «آنتیک» حضور داشته و در کنار آن در دهها فیلم کوتاه بازی کرده است. تئاتر بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل میدهد و از جمله اجراهایش میتوان به «سیاهخال» (سالن اصلی تئاترشهر)، «پشتهماندازها» (سالن چهارسو)، «ماه مهر از سال شصت» (سالن استاد صابر)، «تنها خدا…» (سالن دا) و «مهمانسرای دودنیا» (پردیس تئاتر شهرزاد) اشاره کرد.
برخی معتقدند تلویزیون باعث میشود بازیگر ناچار باشد خودش را با استانداردهای تجاری و سلیقه مخاطب تنظیم کند. شما چقدر احساس کردید این محدودیتها روی بازی شما تأثیر گذاشته است؟
بهنظر من بازیگری که با جبر و مجموعهای از بایدها و نبایدهای تحمیلی روی صحنه یا جلوی دوربین حاضر میشود، خلاقیت و در لحظه بودن خودش را از دست میدهد. منظورم از این بایدها و نبایدها، میزانسنها یا دستورات کارگردان و گروه فنی نیست، بلکه عمل کردن اجباری مطابق سلیقه برخی افراد است. من سعی میکنم از این طیف بازیگرها نباشم.
در تئاتر بازیگر آزادتر است، اما تلویزیون اغلب نقشها را قالببندی میکند. تجربه شما در «روزی روزگاری آبادی» چقدر با این آزادی در تضاد بود؟
طبیعتاً آزادی عملی که در تئاتر وجود دارد، در دنیای تصویر نیست. قاب تصویر و عوامل فنی اجازه آن میزان رهایی را نمیدهند. سعی کردم بازی را کنترلشدهتر، درونیتر و محدود به قاب انجام بدهم و در همان چارچوب وظیفهام را انجام دهم.
آیا تا به حال احساس کردهاید تلویزیون توانایی واقعی شما در بازیگری را نشان نمیدهد؟
خود مدیوم تصویر نه، اما تلویزیون قطعاً بله. ممیزیهایی وجود دارد که فقط توانایی بازیگر را محدود نمیکند، بلکه به فیلمنامه، قصه و شخصیتها هم آسیب میزند. گاهی حتی مشخص نیست چرا باید چیزی حذف یا تغییر کند، اما این روند بهمرور تبدیل به قانون شده است.

فکر میکنید تماشاگر تلویزیون میتواند عمق بازی تئاتری را درک کند؟
اصل بازیگری صداقت است. وقتی بازی صادقانه باشد، راه خودش را به دل مخاطب پیدا میکند؛ چه در تئاتر و چه در تلویزیون. مدیومها متفاوتاند، اما احساس واقعی گم نمیشود.
مهمترین چیزی که از تئاتر با خودتان به تلویزیون آوردید چه بود؟
در تئاتر نمیتوانی پنهان شوی یا تقلب کنی؛ باید در لحظه حاضر باشی و صادقانه واکنش بدهی. همین ویژگی، پایه هر نوع بازیگری است.
چالش اصلی شما در «روزی روزگاری آبادی» چه بود؟
در تصویر یاد گرفتم بیشتر به غریزهام اعتماد کنم. برخلاف تئاتر که تمرین نقش را به ثبات میرساند، در تصویر گاهی بدون فرصت تمرین وارد صحنه میشوی. این چالش بود، اما تجربه مفیدی برایم شد.
برای هماهنگی با دوربین چه تغییری در بازیتان ایجاد کردید؟
بیشتر از اینکه بازیام را عوض کنم، یاد گرفتم آن را کم کنم. دوربین جزئیات را میبیند و کنترل انرژی مهمترین بخش کار است.
بعد از تجربه تلویزیون، تئاتر هنوز اولویت شماست؟
اولویتها در زمانهای مختلف تغییر میکند، اما تئاتر بنیه بازیگری است. نمیشود رهایش کرد؛ اگر ریشه خشک شود، درخت میافتد.