
سمیه خاتونی/ صبا؛ همزمان با فرارسیدن میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر، بازخوانی نسبت فرهنگ و هنر ایران با شخصیتی که هم «امام عدالت» است و هم الگوی پدری در فرهنگ شیعی، ضرورتی دوباره پیدا میکند. زندگی در تنها حکومت شیعی جهان، شاید این انتظار را ایجاد کند که تولیدات سینمایی و نمایشی هر ساله به شخصیت و سیره امام اول شیعیان اختصاص یابند؛ انتظاری که با واقعیت فاصلهای معنادار دارد. مرور چهار دهه تولیدات فرهنگی پس از انقلاب اسلامی نشان میدهد که آثار نمایشی مرتبط با امام علی(ع)، چه در سینما، چه تلویزیون و چه تئاتر، به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد؛ آن هم آثاری که اغلب یا پروژههای پرهزینه دولتی بودهاند یا در مسیر تولید و اجرا با موانع جدی روبهرو شدهاند.
حساسیت جایگاه امام علی(ع) در فرهنگ شیعی، یکی از مهمترین دلایل این کمکاری به شمار میآید؛ شخصیتی که بهدلیل عظمت تاریخی، دینی و اخلاقیاش، بسیاری از هنرمندان جسارت ورود خلاقانه به جهان نمایشی او را در خود نمیبینند. نتیجه آن شده که روایتهای موجود، محدود، محافظهکارانه و اغلب وابسته به نهادهای رسمی باقی بمانند؛ در حالی که ظرفیتهای دراماتیک زندگی، حکومتداری، عدالتخواهی و حتی پدرانگی حضرت علی(ع)، هنوز تا حد زیادی دستنخورده مانده است.
این گزارش، به بهانه میلاد امام علی(ع) و روز پدر، مروری دوباره دارد بر همان آثار معدودی که در سینما و تئاتر ایران، مستقیم یا غیرمستقیم به شخصیت و زندگی امیرالمؤمنین(ع) پرداختهاند؛ آثاری که هر یک، بهنوعی نشاندهنده هم توان بالقوه هنر ایران و هم خلأ جدی آن در مواجهه با یکی از مهمترین چهرههای تاریخ اسلام هستند.

«اینجا شهر دیگری است» به کارگردانی احمدرضا گرشاسبی؛
فیلم سینمایی «اینجا شهر دیگری است» با فیلمنامهای از حمید امجد و تهیهکنندگی سعید سعدی، یکی از معدود تلاشهای سینمای ایران برای پرداخت مستقیم به واپسین لحظات زندگی امام علی(ع) به شمار میآید. این اثر که با حمایت بنیاد سینمایی فارابی ساخته شد، بازیگرانی چون پژمان بازغی، داریوش ارجمند، پریوش نظریه، هومن برقنورد، حسین سلیمانی، فرخ نعمتی، علیرضا کمالی و داوود فتحعلیبیگی را در ترکیب خود دارد.
داستان فیلم، بازه زمانی یک شب پس از ضربت خوردن حضرت علی(ع) تا لحظه شهادت ایشان را روایت میکند و میکوشد از خلال گفتوگوها و روایت شخصیتهای مختلف، تصویری از ظلمها، قضاوتها و مواجهه اطرافیان با شخصیتی غایب اما تأثیرگذار ارائه دهد. قصه در مدت زمانی حدود ۲۴ ساعت میگذرد و ساختار آن بیش از آنکه به سینما نزدیک باشد، متکی بر الگوهای نمایشی و دیالوگمحور است.
با وجود صرف هزینه قابل توجه برای تولید، «اینجا شهر دیگری است» در جذب مخاطب موفق عمل نکرد و در گیشه با شکست مواجه شد. ساختار بیش از حد تئاتری، ریتم کند روایت و دیالوگهای طولانی و توضیحمحور، از جمله مهمترین عواملی بودند که منتقدان و مخاطبان در ارزیابی این اثر به آن اشاره کردند.

«امام علی(ع)» به نویسندگی حسین پناهی و داود میرباقری و کارگردانی داود میرباقری؛
بیتردید شاخصترین و ماندگارترین اثر تصویری ساختهشده درباره امام علی(ع)، مجموعه تلویزیونی «امام علی» به نویسندگی مشترک میرباقری و حسین پناهی و کارگردانی داود میرباقری است؛ مجموعهای که تولید آن از سال ۱۳۷۰ آغاز شد و پس از پنج سال، در سال ۱۳۷۵ از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به روی آنتن رفت.
این مجموعه، حوادث اواخر خلافت عثمان تا شهادت امام اول شیعیان را در بر میگیرد و بهعنوان نخستین پروژه بزرگ تاریخی ـ مذهبی تلویزیون ایران شناخته میشود؛ اثری که با استقبال گسترده مخاطبان داخلی روبهرو شد و حتی برخی شبکههای خارجی نیز اقدام به خرید و پخش آن کردند. به گفته داود میرباقری، حدود ۸۰ درصد روایت این مجموعه بر پایه تخیل هنری و دراماتیزهکردن تاریخ شکل گرفته است.
حضور بازیگرانی چون داریوش ارجمند، مهدی فتحی، بهزاد فراهانی، محمدرضا شریفینیا، پرویز پرستویی، سیروس گرجستانی، ویشکا آسایش، عنایت بخشی، اصغر همت و کریم اکبری مبارکه، در کنار موسیقی ماندگار فرهاد فخرالدینی، «امام علی(ع)» را به یکی از نقاط عطف تاریخ تلویزیون ایران تبدیل کرد؛ اثری که پس از گذشت سالها همچنان مرجع اصلی بازنمایی تصویری امام علی(ع) در ذهن مخاطب ایرانی به شمار میآید.
یکی از ویژگیهای مهم این مجموعه، دغدغه میرباقری برای خلق ساختاری دراماتیک از دل روایات تاریخی است؛ روایاتی که در منابع مختلف شیعی و غیرشیعی، با زوایای گاه متناقض روایت شدهاند. میرباقری در مقام نویسنده و کارگردان، ناگزیر بود میان وفاداری تاریخی و جذابیت نمایشی توازن برقرار کند و با انتخاب برخی وقایع و شخصیتها، درام خود را شکل دهد.
تمرکز بر شخصیتهایی چون مالک اشتر نخعی، پرداخت گسترده به وقایع مهمی مانند جنگهای جمل و صفین و عبور گذرا از برخی رخدادها و چهرهها، نتیجه همین انتخاب دراماتیک است. در این مسیر، مبارزه امام علی(ع) با جهل، تحجر و قرائتهای شخصی از دین، به یکی از محورهای اصلی روایت تبدیل میشود.
میرباقری با تکیه بر تجربهاش در تئاتر و مجموعهسازی، بهدرستی دریافت که موفقیت چنین پروژهای در گرو انتخاب بازیگران توانمند است؛ از همینرو، فهرست بازیگران «امام علی(ع)» به مجموعهای از بهترین چهرههای تئاتر، سینما و تلویزیون آن دوران بدل شد. همچنین استفاده از میزانسنهای سینمایی و ساختار بصری متفاوت، این مجموعه را از الگوهای کلیشهای سریالسازی تاریخی آن زمان فاصله داد؛ تأثیری که رد آن را هنوز هم میتوان در تولیدات تاریخی تلویزیون ایران مشاهده کرد.

امام علی(ع) روی صحنه تئاتر؛ از کمکاری مزمن تا چند تجربه ماندگار
در عرصه تئاتر، وضعیت چندان تفاوتی با سینما ندارد. با وجود برگزاری نشستها و همایشهای متعدد درباره آسیبشناسی فقر آثار نمایشی دینی، تاکنون خروجی مشخص و مستمری در این حوزه شکل نگرفته است. یکی از ضعفهای جدی در این زمینه، کمبود نمایشنامههایی است که هم از نظر ادبی در سطحی قابل قبول قرار داشته باشند و هم بتوانند با نگاهی هنرمندانه، غیرکلیشهای و امروزی به موضوعات دینی نزدیک شوند.
با این حال، در سه دهه گذشته، برخی نمایشنامهنویسان شاخص تئاتر ایران، آثاری ماندگار با محوریت زندگی و شخصیت امام علی(ع) خلق کردهاند که جایگاهی مهم در ادبیات نمایشی ایران یافتهاند و نشان میدهند پرداخت خلاقانه به این شخصیت تاریخی، امکانپذیر و اثرگذار است.
مجلس ضربت خوردن نوشته بهرام بیضایی به کارگردانی محمد رحمانیان؛
«مجلس ضربت زدن» هرگز توسط خود بیضایی به اجرا نرسید، اما در سال ۱۳۹۳ بهصورت نمایشنامهخوانی و در سال ۱۳۹۵ با کارگردانی محمد رحمانیان و با حفظ متن اصلی، در سالن اصلی تئاتر شهر تهران روی صحنه رفت؛ اجرایی که بار دیگر این اثر را به یکی از مهمترین متون نمایشی معاصر با محوریت امام علی(ع) تبدیل کرد. این نمایش در ۱۰ صحنه، روایت گروهی نمایشی را دنبال میکند که قصد دارند نمایشی درباره امام علی(ع) روی صحنه ببرند، اما بهدلیل ممنوعیت نمایش چهره حضرت، ناچار میشوند روایت خود را بهجای امیرالمؤمنین(ع)، حول شخصیتهایی چون ابنملجم و قطّامه شکل دهند.
«توبه نمیکنم»
نمایش «توبه نمیکنم» از جمله آثار سالهای اخیر است که در ایام ماه مبارک رمضان روی صحنه رفت. این اثر، بهجای تمرکز مستقیم بر حکومتداری امام علی(ع)، بر وجوه انسانی، اخلاقی و مهربانانه شخصیت ایشان تأکید دارد و مخاطب را با مواجههای انسانیتر و ملموستر از امیرالمؤمنین(ع) روبهرو میکند.
در این نمایش، بازیگرانی چون علی سلیمانی، سبا سلیمانی، عارف برهمن، سعید بحرالعلومی، محمدعلی کیانی، مجید اکبری و سیدجواد هاشمی به ایفای نقش پرداختهاند.
نمایشنامهها؛ میراث مکتوب امام علی(ع) در تئاتر ایران
در حوزه نمایشنامه، آثاری چون «مهر و آیینهها»، «مجلس ضربت خوردن»، «امیر»، «زمان سکوت برای زندگان»، «پل» از مهمترین نمونههای پرداخت نمایشی به شخصیت امام علی(ع) در ادبیات نمایشی ایران به شمار میآیند؛ آثاری که بیش از اجراهای صحنهای، در قالب متن، ردپایی ماندگار از مواجهه هنرمندان تئاتر با این شخصیت تاریخی برجای گذاشتهاند.

نمایشنامه «مهر و آینهها» نوشته حمید امجد، نمایشنامهنویس، کارگردان، پژوهشگر و مدرس باسابقه تئاتر، از شاخصترین نمونهها در این حوزه است. این اثر در سال ۱۳۸۰ ابتدا در تالار مولوی و سپس در تالار مهر حوزه هنری به صحنه رفت و با حضور بازیگرانی چون اکبر زنجانپور، رضا بابک، میکاییل شهرستانی، زندهیاد حمید حمزه، بهرام ابراهیمی، کرامت رودساز و پریزاد سیف، با استقبال منتقدان و مخاطبان تئاتری مواجه شد.
«مهر و آیینهها» با نگاهی غیرمستقیم به زندگی امیرالمؤمنین(ع) نگاشته شده و شخصیت و خصایص ایشان را از زبان چند کاراکتر دیگر روایت میکند. به باور بسیاری از صاحبنظران، این نمایشنامه یکی از موفقترین آثار دینی تئاتر ایران است که توانسته میان زبان نمایشی، روایت تاریخی و پرهیز از کلیشهسازی، تعادلی قابل توجه برقرار کند. روایت اثر، نه صرفاً برای خواندن و نه تنها برای اجرا نوشته شده، بلکه متنی است که بر اساس روایات تاریخی، واجد ظرفیتهای مستقل ادبی و اجرایی است.
نمایشنامه «زمان سکوت برای زندگان» نوشته محمد چرمشیر، دیگر اثر ماندگار این حوزه است؛ نمایشنامهای که برخلاف بسیاری از آثار این نمایشنامهنویس پرکار، کمتر فرصت اجرای عمومی یافته است. این اثر که در سال ۱۳۷۴ نوشته شد، روایت خود را بر محور واقعه ضربت خوردن حضرت علی(ع) بنا میکند و ماجرا را از زبان پنج شخصیت فرعی که در آن حادثه حضور داشتهاند، بازگو میکند.
«زمان سکوت برای زندگان» در همان سال نگارش، تنها یکبار و بهصورت محدود با کارگردانی سیروس کهورینژاد در تئاتر شهر به صحنه رفت. سالها بعد، این نمایشنامه در سال ۱۳۹۳ و همزمان با شبهای قدر، در قالب نمایشنامهخوانی و با کارگردانی عباس غفاری و حضور بازیگرانی چون حسین پاکدل، بهنوش بختیاری، نیما رئیسی، عاطفه نوری و احسان کرمی، دوباره به مخاطبان معرفی شد. کهورینژاد درباره این اثر نوشته بود: «زمان سکوت برای زندگان، همانگونه که از نامش پیداست، مخاطب را به سکوتی ناگزیر فرامیخواند؛ سکوتی که گویی تقدیر آدمیان در متن نمایش به آن فرمان داده شده است.»

نمایشنامه «مجلس ضربت خوردن» نوشته بهرام بیضایی، یکی از جسورانهترین و متفاوتترین آثار دینی ادبیات نمایشی ایران است. این نمایشنامه، که مرثیهای برای حضرت علی(ع) محسوب میشود، برخلاف بسیاری از آثار نمادین و استعاری بیضایی، با نگاهی واقعگرایانه نوشته شده و روایت خود را از زاویه دید ضاربان حضرت، بهویژه ابنملجم، پیش میبرد.
بیضایی در «مجلس ضربت خوردن» کوشیده است از غلو و تقدسزدگی رایج فاصله بگیرد و با کنار گذاشتن خودسانسوری، به نقد فضای خفقانآور اجتماعی و فرهنگی بپردازد؛ فضایی که به باور او، با حذف چهرههای روشنفکر و اعمال ممیزی، راه را برای تکرار «ابنملجمهای زمانه» هموار میکند. در این نمایشنامه، مسئله نشان دادن یا ندادن چهره حضرت علی(ع) به یکی از نقاط محوری مناقشه بدل میشود؛ جایی که بیضایی با ظرافتی آگاهانه نشان میدهد پنهانسازی، نهتنها مانع خشونت نمیشود، بلکه زمینه همذاتپنداری بیشتر مخاطب با ضارب را فراهم میکند.

در کنار این آثار، نمایشنامه «امیر» نوشته محمد رحمانیان نیز از دیگر نمونههای قابل توجه پرداخت نمایشی به شخصیت امام علی(ع) است؛ آثاری که در مجموع نشان میدهند مواجهه هنرمندانه با این شخصیت تاریخی، بیش از آنکه مسئلهای اعتقادی باشد، نیازمند جسارت، تخیل و زبانی خلاق در روایت نمایشی است.
در روزی که به نام پدر و عدالتخواهترین چهره تاریخ اسلام گره خورده است، مرور این آثار بیش از هر چیز، یادآور یک غیبت است؛ غیبت امام علی(ع) در قاب پررنگ فرهنگ و هنر معاصر. غیبتی که نه از فقدان سوژه، که از تردید در مواجهه هنرمندانه با شخصیتی بزرگ ناشی میشود؛ شخصیتی که هنوز میتواند الهامبخش روایتهای تازه، انسانی و معاصر باشد.