ضرورت ساخت فیلمنامه «اِشغال» بیضایی در قاب سینمای امروز/ بیگانه برای کسی آزادی نمی‌آورد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۱۵:۲۲
محمدرضا جعفری‌جلوه، در گفت و گوی با صبا؛

ضرورت ساخت فیلمنامه «اِشغال» بیضایی در قاب سینمای امروز/ بیگانه برای کسی آزادی نمی‌آورد

محمدرضا جعفری‌جلوه «اشغال» بهرام بیضایی را فیلمنامه‌ای می‌داند که با نگاهی چندوجهی به ایرانِ دوران اشغال، یک هشدار تاریخی روشن می‌دهد؛ هرجا دست بیگانه به نام نجات دراز شود، آزادی عقب می‌نشیند. متنی که امروز و پس از جنگ ۱۲روزه، الزام به یادآوری این معنا را پیش می‌کشد و ساخت فیلمنامه «اشغال را در شرایط حاضر دوچندان می‌کند.

سمیه خاتونی/ صبا:  فیلمنامه «اشغال» بهرام بیضایی، روایتگر اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و مصائب مردم در آن دوره است و با دقت و تلخی مسائل تاریخی و اجتماعی آن زمان را بازتاب می‌دهد. در این فیلمنامه، نیروهای متفقین نسبت به مفاهیمی چون «وطن» و «وطن‌پرستی» حساسیت دارند و داشتن پرچم ایران، جرمی نابخشودنی محسوب می‌شود. بیضایی از زبان شخصیت‌های اصلی اثر نشان می‌دهد که بیگانه نه نجات‌آور است و نه آزادی‌آور، و حضورش تهدیدی جدی برای ملت به شمار می‌رود. بخش‌هایی از «اشغال» با شرایط اضطراب‌آور جنگ ۱۲ روزه، شباهت چشمگیری دارد. مثلاً حضور سه طیاره در هوای تهران، باعث هراس مردم و ادارات می‌شود، غافل از اینکه صدای ضد طیاره است و نه بمباران طیاره‌ها. حدود یک دهه پیش خبرهایی منتشر شد که امکان داشت این فیلمنامه توسط خود بیضایی ساخته شود، اما پروژه هرگز به سرانجام نرسید. حبیب‌الله کاسه‌ساز، تهیه‌کننده سینما، در مصاحبه‌ای در بهمن ۱۳۹۲ گفته بود که در پی همکاری با سازمان سینمایی و بنیاد سینمایی فارابی برای ساخت این اثر است. او اشاره کرده بود که رضایت بیضایی برای تولید فیلم جلب شده و برآوردهای تولید انجام شده بود، اما به دلیل محدودیت بودجه و تغییر مدیریت‌ها، پروژه متوقف شد. در آن زمان، مذاکراتی با حجت‌الله ایوبی، رئیس وقت سازمان سینمایی، و محمدرضا جعفری جلوه، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، انجام شده بود. تا امکان تولید اثر فراهم شود، در گفت‌و‌گوی پیش رو با محمد رضاجعفری جلوه، قصد داریم ضمن واکاوی این موضوع که چرا فیلمنامه اشغال به تولید نرسید به این  مسئله بپردازیم که آیا این فیلم در نسبت به شرایط حاضر، همچنان گزینه ای خوب،  دغدغه‌مند با توجه به شرایط کنونی هست، جعفری جلوه ضمن پاسداشت نام و یاد بیضایی نظرات خود را درباره  این فیلمنامه با صبا در میان گذاشت…محمدرضا جعفری جلوه مدیر فرهنگی و رسانه‌ای ایرانی و از چهره‌های مؤثر تلویزیون و سینما است که سابقه مدیریت شبکه‌های مختلف صداوسیما و مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی را دارد.

روزهای سخت و ناراحت کننده ای را در آغاز دی ماه تجربه کردیم …..

بله، ضمن عرض تسلیت به جامعه هنری ایران، به‌ویژه اهالی تئاتر و سینما، به مناسبت درگذشت شادروان بهرام بیضایی، عرض می‌کنم که بنده در سه مقطع توفیق گفت‌وگو و همکاری با ایشان را داشتم. نخستین بار در سال ۱۳۷۲، زمانی که در دوران وزارت دکتر لاریجانی، معاون فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی بودم. در آن مقطع، دو فیلمنامه از ایشان برای تولید در اختیار ما قرار گرفت؛ «روز واقعه» و «زن پرده‌نئی». اولی اثری عاشورایی بود برای کارگردانی آقای شهرام اسدی و دومی اثری اقتباسی و بدیع، مبتنی بر حکایت «زن پارسا» از «الهی‌نامه» عطار، برای کارگردانی خود استاد بیضایی که در این میان«روز واقعه» به تولید رسید و به یکی از ماندگارترین آثار عاشورایی سینمای ایران بدل شد.

دومین مقطع همکاری شما با استاد بیضایی به چه زمانی بازمی‌گردد؟

بار دوم در سال ۱۳۹۲ بود؛ در دوره‌ای که ایشان در سفر بودند. مرحوم حبیب‌الله کاسه‌ساز، با کسب موافقت از استاد، فیلمنامه «اشغال» را که اثری در تصویر مصائب ایران در دوران جنگ جهانی دوم و اشغال کشور توسط قوای متفقین، به‌ویژه انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها و روس‌ها بود، به سازمان سینمایی و بنیاد فارابی ارائه داد. این فیلمنامه واجد ارزش‌هایی بود که اگر مجال می‌یافتیم و اگر دوران مسئولیت کوتاه یک‌ساله‌مان در فارابی ادامه پیدا می‌کرد، شایسته تأمین سرمایه، حمایت‌های مختلف و رساندن آن به تولید بود. اما این اتفاق نیفتاد و برای ما مجالی نماند.

و آخرین همکاری شما با زنده‌یاد بیضایی؟

آخرین بار در دوران معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سال ۱۳۸۷ بود که توفیق رفیق راه شد و شادروان بیضایی در تعاملی کامل، فیلم «وقتی همه خوابیم» را ــ که آخرین فیلم سینمایی ایشان بود ــ به تصویر کشید و به یادگار گذاشت. هرگز نشست مشترک‌مان در آن مقطع را از یاد نمی‌برم؛ سراسر ادب، احترام و صمیمیت. روحش شاد و یادش گرامی.

بعد از «وقتی همه خوابیم» چه اتفاقی افتاد که آقای بیضایی دیگر نتوانستند اثری بسازند؟ اگر تمایل دارید، در این‌باره توضیح دهید…

مدتی بعد از فیلم «وقتی همه خوابیم» ایشان به سفر رفتند. در آن دوران، مواجهه‌هائی متفاوت در عرصه نقد گاه تلخ و تند با ایشان و با اثرشان، به‌ویژه آخرین فیلم‌شان، صورت گرفت، از سوی کسانی که شاید چنین انتظاری از آنان نمی رفت؛ بنابراین مجموعه‌ای از دلایل و عوامل در کار بود و شاید همین مسائل هم می‌توانست در تصمیم ایشان، در راهی که رفتند، انتخابی که داشتند و مسیری که در پیش گرفتند، مؤثر بوده باشد؛ مسیری که به هر حال به این روزگار و امروز رسید.

فیلمنامه «اشغال» را خوانده‌اید؛ درست است؟

بله…

با توجه به آنچه از این فیلمنامه در ذهن‌تان مانده، چشم انداز ساخت و تولید  فیلمنامه «اشغال» را در شرایط ملتهب کنونی، چگونه ارزیابی میکنید؟

نکته‌ای که در کلام نخست هم اشاره کردم. تصویر این سرزمین در دوران اشغال توسط متفقین در جنگ جهانی دوم، در لحظه جابه‌جایی قدرت از پهلوی اول به پهلوی دوم و در زمانی که عناصر و عوامل گوناگون درگیر بودند؛ تصویری که همچنان ظرفیت پرداخت و بازخوانی دارد … به‌ویژه نقش قوای اجنبی و بیگانگان، با ادعاها و داعیه‌هایی که به هر حال این سرزمین را «پل پیروزی» خودشان قرار داده بودند. استاد بیضایی با دغدغه میهن، دغدغه مام وطن و دغدغه سرزمین، این گزاره را نگاشته بود که هرگز برای ما آزادی نخواهد آمد، مگر با اتکای به خودمان، او تصویر جامع‌الاطرافی از ایران آن زمان ارائه داده بود؛ اثری چندوجهی، پُرمعنا و در عین حال میهن‌پرستانه، با رویکردی ملی برای حفاظت از سرزمین. اثری که هر زمان می‌توان به آن پرداخت و از آن بهره‌مند شد. به‌ویژه اینکه امروز هم، بعد از جنگ ۱۲روزه، ما دوره‌ای را پشت سر گذاشتیم که دوباره همان دخالت اجنبی و متأسفانه کج‌فهمی برخی از خودی ها ، یعنی عده‌ای از ایرانیان، تکرار شد؛ کسانی که تصور می‌کردند دستی که به‌سوی ما دراز شده، دست دوستی است.

این کج فهمی در آن مقطع می‌توانست بسیار خطرناک باشد که خوشبختانه به سلامت از آن عبور کردیم، آیا این شباهت تاریخی که به آن اشاره می‌کنید، در متن بیضایی هم پررنگ است؟

بله، دقیقاً. آنجا هم کسانی این توهم را داشتند که ما و قوای متفق یعنی قوای اجنبی و اشغالگر، در یک جبهه واحد علیه یکی دیگر از طرف‌های جنگ، یعنی آلمان هیتلری، هستیم. پس ما و آن‌ها نداریم و نباید جنبه‌های هویتی و عناصر ملی مثل پرچم، ملیت و وطن، مانعی از اتصال ما به بیگانه شود. این توهمی بیش نبود و همین یکی از دغدغه‌هایی است که نگارنده در آن اثر به‌خوبی به آن پرداخته؛ افشای همین فریب‌ها و داعیه‌هایی که هر از گاهی با رنگ‌ها و صورت‌های تازه ظاهر می‌شوند، دوباره پا به صحنه می‌گذارند، ذهن‌ها را درگیر می‌کنند، انسان‌ها را به غفلت می‌کشانند و حتی ممکن است ملتی را اسیر و گرفتار کنند.

سؤال آخر من به منش و روشمندی زندگی شخصی و حرفه‌ای استاد بیضایی برمی‌گردد. ما هیچ‌وقت ندیدیم که ایشان با بیگانه  یکرنگ شود یا روی فرش‌های قرمز و در مناسباتی از این دست حضور پیدا کند، ایا این انتخاب شان بود، یا شرایط حضور برایشان مهیا نشد؟

بله، استاد بیضایی در زندگی شخصی و مسیر حرفه‌ای خود، تن به چنین تله‌ها و دام‌هایی نداد. ایشان مشی خاص خودشان را داشتند و همان‌گونه که اشاره کردید، هرگز به ستایش حریف یا خصم نپرداختند، با فهم و دغدغه‌های ویژه خود نسبت به تاریخ این سرزمین، اسطوره‌های این سرزمین، هویت این سرزمین و وجوه تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی آن، دست به خلق اثر زدند؛ فیلمنامه نوشتند و برخی از آن‌ها را به مرحله تولید رساندند. در مجموع، در قابی محترم و آبرومند، مسیر حرفه‌ای خود را طی کردند، به پایان رساندند و راهی دیار باقی شدند.

ممنونم جناب جعفری‌جلوه. امیدوارم این گفت‌وگو بتواند نقطه محرکی باشد برای اینکه فیلمنامه «اشغال» بیضایی، با کارگردانی درخور و مورد پسند مخاطب، روزی روی پرده‌های سینمای ایران دیده شود.

ان‌شاءالله. بنده هم امیدوارم…

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها