
ناصر ارباب/صبا، ایرج افشاریاصل، نویسنده، کارگردان و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با صبا، با نگاهی تحلیلی به وضعیت نمایشنامهها و اجراهای روی صحنه، به دستهبندی جریانهای غالب تئاتر امروز ایران پرداخت؛ جریانی که به باور او، بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر اقتصاد و بازگشت سرمایه شکل گرفته است.
افشاریاصل در ابتدای صحبتهایش با اشاره به تنوع آثار نمایشی در حال اجرا، معتقد است تئاترهای امروز را میتوان به چند دسته کلی تقسیم کرد: «یک بخش از نمایشها صرفاً با هدف سرگرمی روی صحنه میروند. تکلیف این آثار روشن است؛ تماشاگر میآید تا یک یا دو ساعت سرگرم شود. بخش دیگری از اجراها متعلق به تئاتر خصوصی است؛ جایی که تهیهکننده حضور دارد و اقتصاد نمایش نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. این نوع تئاتر فرمولهای خاص خود را دارد؛ از استفاده از چهرهها گرفته تا جذابیتهایی که بازگشت سرمایه را تضمین کند.»
او در ادامه به جریانهای دیگر اشاره میکند:
«دستهای از آثار، کارهای دانشجویی و تجربی هستند که آنها هم جایگاه و منطق خودشان را دارند. در کنار اینها، تئاترهای دولتی و سفارشی قرار میگیرند که معمولاً در چند سالن محدود اجرا میشوند. حتی میشود از یک دسته دیگر هم نام برد که پرداختن به آن فرصت جداگانهای میطلبد.»
این نویسنده و مدرس دانشگاه، درباره افزایش چشمگیر اجراهای مونولوگ در سالهای اخیر میگوید:«قطعاً اقتصاد در این گرایش بیتأثیر نیست. وقتی بازگشت سرمایه اهمیت دارد، کارگردان و تهیهکننده ناچار میشوند به سمت متونی بروند که تعداد پرسوناژ کمتری دارند. به همین دلیل نمیشود این انتخاب را صرفاً نکوهش کرد، اما مونولوگ هم قاعده و اصول خودش را دارد.»
افشاریاصل تأکید میکند که صرفِ تکگوییبودن یک اثر، آن را به تئاتر تبدیل نمیکند: «تئاتر، چه مونولوگ باشد چه چندپرسوناژی، باید ابتدا تماشاگر را نگه دارد، سرگرم کند و در عین حال شریف و حرفهای باشد. اسم تئاتر که روی یک کار میآید، باید واجد مؤلفهها و ویژگیهای یک اثر نمایشی حرفهای باشد.»
او در پاسخ به پرسشی درباره بزرگترین چالش نمایشنامهنویسی امروز ایران، به کاهش تولید متنهای اصیل اشاره میکند و میگوید: «بسیاری از نویسندگان میبینند که از نظر اقتصادی، نوشتن نمایشنامه دیگر برایشان منطقی نیست. به همین دلیل، تعداد متنهای تألیفی کم شده و بیشتر آثار یا ترجمهاند یا اقتباس یا متأثر از متون دیگر. کارِ قائمبهذات، که از ایده تا نسخه نهایی کاملاً متعلق به نویسنده باشد، کمتر دیده میشود.»
افشاریاصل در پایان، ریشه این وضعیت را باز هم در اقتصاد میداند: «نویسندگی هم یک شغل است. نویسنده باید از جایی تأمین شود و وقتی این امکان وجود نداشته باشد، طبیعی است که مسیر نمایشنامهنویسی تغییر کند.»