
معصومه دهقان/صبا؛ سید مهرداد ضیایی بازیگر «وقتی همه خوابیم» اثری به کارگردانی بهرام بیضایی، با اشاره به نخستین مواجهههایش با بیضایی گفت: حس «استاد بزرگ» از همان ابتدا برایش پررنگ بوده او میگوید حتی در سالهای پایانی عمر بیضایی و با وجود صمیمیت بیشتر، آن شأن و هیبت استادی هرگز از نظرش کاسته نشد. به گفته ضیایی، آشنایی اولیهاش با بیضایی به پروژه «وقتی همه خوابیم» محدود نمیشد، بلکه سالها پیش از آن، بهعنوان مستمع آزاد در گفتوگوها و جلسات حاضر میشد و از حضور و اندیشه او بهره میگرفت.
این بازیگر با مرور خاطرات جوانی خود، بیضایی را شخصیتی میداند که بهویژه برای نسل جوان، نقش متعادلکننده داشت. به گفته او، بیضایی به هنرجویان و شاگردانش میآموخت که نه آنقدر که تصور میکنند خوباند و نه آنقدر که ممکن است از خود ناامید شوند؛ نگاهی واقعبینانه که برای رشد هنری ضروری است.
ضیایی تجربه بازی در فیلم «وقتی همه خوابیم» را تجربهای پربار و تا حدی «تلهپاتیک» توصیف میکند؛ تجربهای که طی آن با زاویههای دید خاص بیضایی نسبت به بازیگری آشنا شد. برخی از این نگاهها را بیدرنگ پذیرفت و برخی دیگر برایش محل پرسش بود، اما تلاش میکرد پاسخ آنها را در تضادها و کشمکشهای درونی خود بیابد. او معتقد است کار در کنار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، همواره در خدمت اندیشهای عمیقتر از صرف اجرا قرار داشت.
به باور ضیایی، هوش کمنظیر بیضایی یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی و حرفهای او بود. او میگوید بیضایی بهخوبی میدانست که کارگردانی با دیکتاتوری پیش نمیرود. اگر بازیگری پرسشی داشت، بیضایی وارد بحث میشد، استدلال میآورد و در نهایت او را قانع میکرد. همین توانایی در اقناع بازیگر، درسی بزرگ برای ضیایی بوده است.
این بازیگر و نویسنده مهمترین درسی را که از بیضایی گرفته، نگاه حرفهای به بازیگری میداند. به گفته او، بیضایی همواره تأکید میکرد که بازیگری کاری تماموقت است و نباید همزمان با نویسندگی یا فعالیتهای دیگر انجام شود. در کنار این نکته، ضیایی از تأکید بیضایی بر احترام به تماشاگر یاد میکند؛ احترامی که نهتنها شامل کیفیت بازی، بلکه معطوف به زمانی است که مخاطب صرف دیدن اثر میکند و حتی هزینهای که برای خرید بلیت میپردازد.
ضیایی در ادامه به شیوه هدایت بازیگران توسط بیضایی اشاره میکند و میگوید رفتار او با بازیگران بهشدت انسانی بود. حتی شوخیهای تند و گاه گزندهاش، سرشار از ذوق، خلاقیت و ظرافت بود؛ بهگونهای که هرگز باعث دلخوری نمیشد و برعکس، تحسینبرانگیز به نظر میرسید.