
سمیه خاتونی/ صبا؛ در شرایطی که بحث بودجه صداوسیما و مقایسه آن با شبکه نمایش خانگی به یکی از پرسشهای پرتکرار افکار عمومی تبدیل شده و در ذهن بسیاری این سؤال شکل گرفته است که چرا باید سهم قابلتوجهی از بودجه عمومی به رسانه ملی اختصاص یابد، خبرنگار صبا در حاشیه نشست آزاد دیدار پیمان جبلی با دانشجویان، این دغدغهها و نقدها را بهصورت مستقیم مطرح کرد.
پرسشهایی درباره نسبت صداوسیما با بیتالمال، قیاس آن با نمایش خانگی، کارکردهای رسانه ملی فراتر از سرگرمی و همچنین شفافیت در هزینهکرد بودجه، محور این گفتوگو بود؛ پرسشهایی که جبلی با تأمل و توضیح تفصیلی به همه آنها پاسخ داد و کوشید تصویر دقیقتری از مأموریتها، مسئولیتها و واقعیتهای مالی صداوسیما ارائه کند.
منتقدان معمولاً عملکرد صداوسیما را با شبکه نمایش خانگی مقایسه میکنند و در نهایت به این جمعبندی میرسند که «ما بابت صداوسیما از جیبمان هزینه میدهیم، اما برای نمایش خانگی نه» و همین موضوع باعث نارضایتیشان شده است. پاسخ شما به این قیاس و این نقد چیست؟
اول باید بگویم که هر ادعایی لزوماً ارزش پاسخ دادن ندارد. ادعای علمی را باید پاسخ داد، چون قابل سنجش و بررسی است؛ اما ادعای غیرعلمی را میشود به هر شکلی مطرح کرد. درباره این موضوع مشخص، من بارها گفتهام و باز هم تأکید میکنم: تصور رقابت میان صداوسیما و شبکه نمایش خانگی اساساً تصور غلطی است. نه صداوسیما، نمایش خانگی را رقیب خود میداند و نه اساساً نمایش خانگی از نظر ظرفیت، مأموریت و انتظار اجتماعی در جایگاهی است که بتوان آن را با رسانه ملی مقایسه کرد.
صداوسیما فقط یک رسانه سرگرمیساز نیست. وظیفه ما اطلاعرسانی است، فرهنگسازی است، مدیریت افکار عمومی در بحرانهاست، نقشآفرینی در شرایط جنگی و امنیتی است. سؤال من این است: کدامیک از این وظایف بر عهده نمایش خانگی است؟ آیا در زمان بحران یا جنگ، نمایش خانگی میتواند یا باید افکار عمومی کشور را مدیریت کند؟ بنابراین این قیاس، قیاسی نادرست و غیرمنصفانه است.
اما برخی معتقدند نمایش خانگی با وجود نداشتن این مسئولیتها، دستکم در حوزه سرگرمی موفقتر عمل کرده و مخاطب بیشتری جذب کرده است. آیا این به معنای عقبماندن صداوسیما در این حوزه نیست؟
ما هرگز نگفتهایم که نمایش خانگی نباید وجود داشته باشد یا تهدیدی برای ماست. برعکس، بارها تأکید کردهایم که نمایش خانگی میتواند ظرفیتی مکمل برای رسانه ملی باشد؛ به شرط آنکه تولیدات سالم داشته باشد و به پر کردن خلأهایی که ممکن است در تولیدات سرگرمی صداوسیما وجود داشته باشد کمک کند. ضمن اینکه زیستبوم نمایش خانگی اساساً مخاطب متفاوتی را هدف گرفته است؛ مخاطبی خاصتر، عمدتاً شهرنشین، از طبقات مرفهتر جامعه که توان پرداخت هزینه اشتراک دارد. این مخاطب با مخاطب عام رسانه ملی متفاوت است. صداوسیما برای همه مردم، با هر سطح درآمد، در سراسر کشور برنامه تولید میکند.
با این حال، برخی میگویند چون برای نمایش خانگی هزینه مستقیمی از بیتالمال پرداخت نمیشود، اگر کیفیت یا محتوای آن افت کند، حساسیت اجتماعی کمتری ایجاد میکند؛ اما درباره صداوسیما، چون بودجه عمومی دریافت میکند، این حساسیت بسیار بالاتر است.
اگر منظور از بیتالمال این است، باید نگاه جامعتری داشته باشیم. بیتالمال فقط برای صداوسیما هزینه نمیشود؛ برای آموزش، حملونقل، خدمات شهری، بهداشت، معیشت و همه شئون زندگی مردم هزینه میشود. دولت خزانهدار اموال مردم است و بودجه عمومی در همه این حوزهها خرج میشود. اگر بنا باشد این منطق را بپذیریم، باید همه خدمات عمومی کشور را زیر سؤال ببریم.
از طرف دیگر، این تصور که نمایش خانگی هزینهای برای مردم ندارد، دقیق نیست. مردم برای اینترنت هزینه میکنند، برای اشتراک هزینه میکنند و اتفاقاً این هزینهها هم کم نیست.
در فضای رسانهای، اعداد و ارقامی هم درباره بودجه صداوسیما مطرح میشود که گاهی افکار عمومی را ملتهب میکند؛ مثل ادعای تزریق روزانه دهها میلیارد تومان به سازمان. پاسخ شما به این عددسازیها چیست؟
متأسفانه برخی بدون دقت یا شاید آگاهانه، اعداد نادرست مطرح میکنند. اخیراً یکی از آقایان ادعا کرده بود که روزانه ۹۶ میلیارد تومان به صداوسیما تزریق میشود و بعد نتیجه گرفته بود که هر ایرانی سالانه صدها میلیون تومان هزینه صداوسیما را میدهد. بعد مشخص شد که سه صفر را اشتباه محاسبه کردهاند. واقعیت این است که هزینه صداوسیما برای هر ایرانی، روزانه حدود هزار تومان است. حالا این عدد را با هزینه سایر خدمات رسانهای یا حتی اشتراکهای نمایش خانگی مقایسه کنید و ببینید کدامیک بازده و کارکرد گستردهتری دارد.
شما بارها تأکید کردهاید که صداوسیما فقط با سریال و برنامه سرگرمی تعریف نمیشود. کمی بیشتر این نقشها را توضیح میدهید؟
دقیقاً همینطور است. صداوسیما نقش مهمی در مدیریت افکار عمومی در زمان جنگ، بحرانهای طبیعی، حوادث امنیتی و حتی کمک به دولت در پیشبرد طرحها و سیاستها دارد. اطلاعرسانی فراگیر، ایجاد انسجام اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی و آرامسازی جامعه از وظایف ذاتی، قانونی و اجتماعی رسانه ملی است. هیچ رسانه دیگری در کشور چنین گسترهای از مسئولیت را بر عهده ندارد.
سؤال بعدی م کوتاه است، اما مهم. با توجه به اینکه تلویزیون را بهصورت رایگان در اختیار مردم قرار میدهید، آیا دغدغه بازتاب صداها، دیدگاهها و تنوع فکری همه مردم در صداوسیما را دارید؟
طبیعی است که این دغدغه وجود دارد. صداوسیما رسانه ملی است و باید آینهای از جامعه باشد؛ با همه تنوعها، سلایق و صداهای موجود. این یک مسیر مستمر و چالشبرانگیز است و ما خودمان را بینیاز از نقد نمیدانیم، اما اصل این دغدغه، یکی از مسائل محوری مدیریت رسانه ملی است.
اگر قرار باشد صداوسیما بازتابدهنده صدای همه مردم باشد، آیا در عمل با محدودیتی برای حضور دیدگاههای متنوع، بهویژه دیدگاههای منتقد یا مخالف، مواجه نیستید؟
واقعیت این است که ما هیچ محدودیت ساختاری برای حضور دیدگاهها نداریم. وقتی میگوییم «همه مردم»، منظورمان فقط یک طیف خاص یا یک گرایش مشخص سیاسی نیست؛ منظور سلایق مختلف، جریانهای گوناگون فکری و سیاسی و اقشار متنوع جامعه است. ما از حضور صدای مخالف واهمهای نداریم. اگر بخواهم صریح بگویم، بیشترین چیزی که ممکن است علیه صداوسیما مطرح شود، اتفاقاً در خود صداوسیما بیان میشود. ما آنتن را باز کردهایم. برنامههایی داریم که بهصورت زنده، در ساعات پایانی شب، تندترین انتقادات را علیه عملکرد صداوسیما مطرح میکنند. این موضوع برای ما مسئلهای نیست و از آن استقبال هم میکنیم.
پس چرا همچنان این تصور در افکار عمومی وجود دارد که برخی صداها امکان حضور در رسانه ملی را ندارند؟
بخشی از این تصور به واقعیتهای پشتصحنه برمیگردد که شاید برای مخاطب روشن نباشد. ما بارها و بارها از چهرهها، شخصیتها و افراد با دیدگاههای متفاوت دعوت کردهایم، اما برخی اساساً علاقهای به حضور ندارند. بعضی ترجیح میدهند بهجای گفتوگو در فضای رسانهای رسمی، بیرون از آن صحبت کنند. برخی دیگر شرط و شروطی دارند؛ مثلاً میخواهند تنها بیایند، بدون اینکه فرد یا دیدگاه مقابلشان در برنامه حضور داشته باشد. یا گاهی بهجای گفتوگوی انتقادی سازنده، تمایل دارند فضا را به سمت تنش و دوقطبیسازی ببرند، نه کمک به وحدت اجتماعی.
اشاره کردید که گاهی این فضا حتی منجر به حاشیههای جدی هم شده است. منظورتان چیست؟
بله، مواردی داشتهایم که شایعات یا مطالب بیربط روی آنتن مطرح شده و حتی منجر به پیگیری قانونی شده است. با این حال، اصل سیاست ما بستن فضا نبوده و نیست. ما واقعاً آنتن را باز گذاشتهایم، اما باز بودن آنتن به معنای بیقاعدگی یا دامنزدن به تفرقه نیست.
در عمل، برای شکلگیری یک مناظره یا برنامه چالشی، با چه موانعی روبهرو هستید؟
گاهی اوقات ما باید با دهها نفر تماس بگیریم تا فقط یک نفر حاضر شود در یک برنامه چالشی یا مناظره شرکت کند. اینطور نیست که افراد پشت صف باشند. برای بعضی برنامهها، وقتی یک مهمان قطعی میشود، پیدا کردن طرف مقابلش به یک چالش جدی تبدیل میشود. بسیاری ترجیح میدهند تنها بیایند و بدون مواجهه با دیدگاه مخالف صحبت کنند.
اینها مشکلات واقعی و پشتپرده باز بودن آنتن است؛ مسائلی که شاید مخاطبان کمتر از آن خبر داشته باشند، اما تأثیر مستقیم بر امکان تحقق گفتوگوی واقعی و چندصدایی در رسانه دارد.