پگاه زارعی/ صبا؛ مینا قاسمی زواره کارگردان مستند «کد۷۰۰» درباره این اثر که در ایام جنگ ۱۲ روزه و در معراج شهدا ساخته شده است، بیان کرد: ما چند روزی در معراج شهدا بودیم تا ببینیم در آنجا چه خبر است؟ من و فرید ابراهیمی تهیه کننده یک دغدغه داشتیم که میخواستیم فیلمی درباره جنگ بسازیم.
وی اضافه کرد: در معراج شهدا صحنههای گریه و شیون می دیدیم و هر فردی در جستجوی گمشده ای بود. ازدحام جمعیت، تردد افراد برای شناسایی پیکر عزیزانشان، آمدن آمبولانس و… همه باعث شده بود فضایی بسیار عجیب و غریب داشته باشد. در دو سه روز اول در معراج، هنوز سوژه اصلی را پیدا نکرده بودیم.
وی درباره اینکه به جای بردن دوربین به انفجارها چطور معراج شهدا را ترجیح داده است، گفت: این موضوع تا حدی به ذات کار من برمیگردد. من خودم فردی رسانهای هستم و هنوز هم گهگاه در رسانه فعالیت میکنم. سالها در حوزههای بحرانی مانند جنگ، زلزله، سیل و… کار کردهام. مساله این است که من به دنبال خبر نبودم. وقتی بمبی منفجر میشود یا آتشسوزی رخ میدهد یا حادثهای در لحظه اتفاق میافتد، همه به سمت خبر میروند. من به دنبال درام بودم؛ میخواستم ببینم در کجا آن درام اتفاق میافتد.
وی اضافه کرد: بنابراین وقتی آن فضا را دیدم، به تهیه کننده گفتم «اینجا برای ما اتفاقی که منتظر هستیم رخ می دهد» چون کل آن فضا، تراژدی بود. همه اتفاقات غمگین، روایتدار و قصهدار بود. تمام آن خانوادههایی که به آنجا آمده بودند، هر کدام داستانی در زندگی خود داشتند. برخی از آنها، به ویژه شهدای زندان اوین از سربازان تا کادر زندان خانوادههای زندانی، دنیایی از داستانهای عجیب و غریب را در خود داشتند. ما جزئیات بسیاری داریم که نتوانستیم به آنها بپردازیم، یا امکانش نبود یا نیازی نبود اما با تک تک این روایتها آشنا شدیم.
این کارگران درباره اینکه چطور توانسته در آن فضا با دوربین به خانواده ها نزدیک شود توضیح داد: شاید باور نکنید، اما برای اینکه بتوانم با آن فضا، آن خانوادهها و به ویژه کادر معراج شهدا آنجا ارتباط برقرار کنم و ما را بپذیرند تا آنجا که امکان داشت مشارکت میکردم و اگر کمکی از گروه ما هم بر میآمد انجام میدادیم.
با وجود نیروهای کادر برای امور معراج و گروههای مردمی گاهی من هم با همکاران دوربینها را زمین میگذاشتیم و به یاری خانواده شهدا و نیروهای مشغول کار میرفتیم.
وی اضافه کرد: جایی لازم بود گلاب برای خانواده شهید که حالش بد شده
برده شود، یا فردی غش کرده و باید به آمبولانس منتقل شود سعی میکردیم کمک کنیم. هر کاری که از دستم برمیآمد، در آن فضا انجام میدادم تا بتوانم کمک کنم و آنها نیز مرا بپذیرند. فضا هم اصلاً اینطور نبود که بروی در جایی بنشینی و برایت چایی بیاورند.
این کارگردان در بخشی دیگر درباره قاب های دوربین و فیلمبرداری این اثر اظهار کرد: ما نمیتوانستیم لنزهای مورد نظرمان را ببریم. اگر لنز تله میبردیم که مثلاً خیلی به چهره فرد نزدیک می شد و انگار دوربین را به صورتش چسباندهای، و بعد خیلی ها از افراد امنیتی تا خود خانواده ها می پرسیدند که چرا در این فضا فیلم میگیرید؟
وی اضافه کرد: گاهی از دور فیلم میگرفتیم و حتی زوم میکردیم که تصویر بیکیفیت میشد، اما ترجیح میدادم آن صحنه را از دست ندهم و حتماً ثبتش کنم. در برخی مواقع، در معراج ما یا دوربینمان را میگرفتند یا میگفتند حق فیلمبرداری نداریم. حتی یکبار منجر به پاک شدن رمهای ما شد. با این حال درنهایت ما را پذیرفتند ولی با همان محدودیت هایی که گفته شد.
قاسمی زواره در پایان با اشاره به حمایت های فرید ابراهیمی تهیه کننده اثر گفت: این کار نیاز به همراهی و حمایت زیادی داشت تا بتوانیم برخی امور و هماهنگی ها را به سرانجام برسانیم و تهیه کننده بسیار پای کار بود.