سوژه مستند «میریام»: در دل بمباران فهمیدم مرگ می‌تواند روایت شود | مجموعه رسانه ای صبا
امروز جمعه, ۱۸ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۵۱:۰۲

سوژه مستند «میریام»: در دل بمباران فهمیدم مرگ می‌تواند روایت شود

مریم یوسفی صدر، سوژه مستند «میریام» با روایت تجربه زیست در فضای جنگ لبنان، از مواجهه با ترس، اضطراب و مرگ بع صب گفت؛ مواجهه‌ای که به گفته او، در نهایت به بازتعریف مفهوم مرگ و تغییر نگاهش نسبت به مقاومت انجامید.

مهدیه مالکی/صبا: مریم یوسفی صدر سوژه مستند «میریام» درباره تجربه‌اش در مواجهه  با شرایط جنگی و چگونگی مدیریت ترس ناشی از آن گفت: اگر بخواهم صادقانه بگویم، برای من که ساکن ایران بوده و تجربه مواجهه مستقیم با شرایط جنگی را نداشتم  ترس بسیار شدیدی را تجربه کردم به‌ویژه در روزهای ابتدایی جنگ هرچند سابقه زندگی در لبنان را داشتم ولی این مواجهه مستقیم با شرایط جنگی برای نخستین‌بار اتفاق می‌افتاد و این اضطراب به حدی بود که حتی در خوابگاه دچار برخی بیماری‌های هورمونی و عفونی شدیم و ناچار به مصرف داروهایی شدیم که خود آن‌ها نیز بر وضعیت روحی‌مان تأثیر می‌گذاشت.

وی ادامه داد: معمولاً شدیدترین بمباران‌ها از حدود ساعت ۹ – ۱۰ شب تا پنج صبح اتفاق می‌افتاد به همین دلیل شب‌های اول، ما از حدود ساعت ۱۰ شب تا ۴ صبح بیدار می‌ماندیم؛ چون مدام این نگرانی وجود داشت که شاید ساختمان بعدی، محل استقرار ما باشد،  بعد از مدتی متوجه شدیم راهی برای متوقف کردن این وضعیت وجود ندارد، بنابراین تصمیم گرفتیم زودتر، حدود ساعت ۷ یا ۸ شب بخوابیم و تا صبح استراحت کنیم، این تصمیم واقعاً مؤثر بود و نشنیدن صدای انفجارها کمک زیادی به کنترل اضطراب‌مان کرد

او با اشاره به اینکه صداهای انفجار صبح تا بعدازظهر هم ادامه داشت که موجب گریه برخی از هم اتاقی هایم می‌شد تاکید کرد: هم اتاقی‌های من مدام ازمرگ صحبت می‌کردند و من سعی می‌کردم به آن‌ها بگویم از زاویه دیگری به ماجرا نگاه کنند؛ اینکه ما شاید شاهد یکی از بی‌نظیرترین اتفاقات این قرن هستیم؛ تجربه‌ای که احتمالاً هرگز در طول عمرمان تکرار نخواهد شد ضمن  اینکه مرگ برای هر انسانی اجتناب‌ناپذیر است و ممکن است در هر زمانی برای من رخ دهد ولی اگر مرگ ما دراین مکان و در چنین برهه‌ای رخ دهد، تبدیل به یک روایت می‌شود؛ قصه‌ای که در کتاب‌ها می‌ماند و مردم آن را می‌خوانند و این نگاه باعث شد ترس جای خود را به نوعی معنا بدهد البته من در ابتدا نگاه مذهبی عمیقی نداشتم، اما به‌تدریج متوجه شدم همین نگاه، در سطحی عمیق‌تر، در اندیشه شهدا هم وجود دارد؛ اینکه مرگ صرفاً پایان نیست، بلکه تولدی دوباره و رسیدن به اوج شکوه انسان است و گویی انسان با شهادت از زندان دنیا رهایی پیدا می‌کند و واقعا این ایده و نگاه به مرگ زیباست به همین دلیل ما امروز شاهد این همه قصه از زندگی شهدا هستیم.

یوسفی‌صدر درباره پاسخ به اینکه آیا همنشینی و گفت و گو با افراد مختلف موجب تغییر رویکرد شما نسبت به مسائل مقاومت شد تصریح کرد: سوژه‌ها به‌شدت خاص بودند و بسیار موجب تغییر رویکرد من نسبت به مقاومت شدند و با وجود اینکه حدود سه سال است در لبنان رفت‌وآمد دارم و میان مردم این کشور زندگی می‌کنم، اما شخصیت‌هایی که به‌طور کاملاً اتفاقی با آن‌ها آشنا شدم و با آنها گفت و گو کردم برای خود من بسیار خاص بودند مثلاً هرگز تصور نمی‌کردم دختری فلسطینی با گذرنامه اروپایی تا این اندازه به سردار ایرانی، حاج قاسم سلیمانی، علاقه‌مند باشد؛ به‌طوری که تمام تصاویر دفتر کارش به او اختصاص داشت وهیچ نمادی از دین خودش نداشته باشد و همه دوستان مسیحی من نمادی از مسیح داشتند و تاکنون با چنین فردی برخورد نداشتم.

وی ادامه داد: با یک خانواده فلسطینی مواجه شدم که در خانه‌شان، تکه‌ای از فرش حرم امام رضا (ع) نگهداری می‌کردند و وقتی با تعجب پرسیدم این فرش چه ارتباطی با آن‌ها دارد، پاسخ دادند که پس از شهادت سید حسن نصرالله، تصمیم گرفتند برای ابراز عشق و ارادت‌شان شیعه شوند، البته این بخش‌ها عمدا در مستند حذف شد چون نمی‌خواستم روایت حالت شعاری پیدا کند ولی برای من، این واقعیت‌ها اهمیت داشت.

یوسفی صدر درباره لحظاتی که به شدت دچار ترس شده بود گفت: زمانی که در جنوب لبنان بودیم ونیروهای امنیتی دائماً اطراف ما بودند و در زمان تشیع سید حسن هم خطر بمباران خیلی وجود داشت.

وی با اشاره به اینکه اولین بار بود که در مراسم تشیع شهدا شرکت می کرد افزود: یکی از به‌یادماندنی‌ترین لحظات زمانی بود که دیدم مردم وسایلی را به سمت پیکر شهدا پرتاب می‌کنند و دوباره آن‌ها را پس می‌گیرند چیزی شبیه نوعی تبرک و من همان لحظه حس کردم این کار جنبه حفاظتی دارد بنابراین شال خودم را به سمت پیکرها دادم و وقتی آن را به من بازگرداندند، حس بسیار خوبی داشتم.

سوژه مستند «میریام» در پایان گفت: معتقدم این مستند سراسر شگفتی و حتی معجزه است چون هر کسی که با شرایط لبنان و دشواری‌های مستندسازی در این کشور آشنا باشد، متوجه می‌شود که ساخته شدن این اثر چقدر غیرقابل‌باور بوده است و تنها امید من این است که این مستند بتواند سوال و جرقه‌ای در ذهن بخشی از جامعه، به‌ویژه قشر خاکستری و افرادی که در فضای دو قطبی جامعه قرار گرفته‌اند، ایجاد کند تا خودشان به دنبال پاسخ بروند.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها