به گزارش صبا، یک هفته بعد از پخش رقابت فینال، تک قسمت اختتامیه «کارناوال» هم پخش شد تا سینا ساعی تندیس قهرمانی فصل اول این رقابت بزرگ را از آن خود کند و حالا همه چیز مهیای تدارک برای مقدمات فصل دومی است. فصل دومی که رامبد جوان تولید آن را قطعی میداند و براساس زمانبندی اولیه احتمالاً در سال آینده به پخش خواهد رسید.
پیشتر و در بخش ابتدایی گفتوگو رها با رامبد جوان، درباره بخشی از چالشها و بازخوردهای مربوط به تولید و پخش فصل اول «کارناوال» گفتوگو کردیم و در ادامه به مرور برخی از ناگفتهها درباره حواشی این فصل پرداختیم.
آنچه در ادامه میخوانید، بخش دوم و پایانی این گفتوگوی صریح است؛
بهعنوان یک فرد متخصص در حوزه برنامهسازی میدانید که رئالیتیشوها غالباً بهرغم واقعنمایی برای مخاطب، براساس یک طراحی و حتی فیلمنامه از پیش آماده به تولید میرسند. نمونههایی مانند «عشق ابدی» و مشابه آن هم که در ماههای اخیر تب فراگیری پیدا کرده است. «کارناوال» چقدر اصیل و واقعی بود و چقدر خروجیاش براساس یک طراحی قبلی بود؟
خودت چه فکری میکنی؟
من حتماً قضاوتی دارم؛ اما قبل از آن میخواهم جواب شما را داشته باشم.
صددرصد. تأکید میکنم، صددرصد آنچه سالن اتفاق افتاد و بهخصوص گفتوگوها میان تماشاگران و هنرمندان، دقیقاً همان چیزی بوده که شما دیدهاید. ما در هیچ بخشی از این فرایند هیچ دخالتی نداشتیم. ما هیچ حرفی را در دهان هیچکس نگذاشتیم. در روزهای اول از بچههای هنرمند دعوتی کردیم و بهدلیل نگرانیهایی که برای ملاحظاتشان داشتیم، از آنها خواستیم که جو جلسات دفاعیه را داغ کنند، اما هیچگاه نگفتیم که تو باید این را بگویی و تو هم این را! فقط میخواستیم براساس درک خودشان، ارائهای قوی و دفاعیهای محکم داشته باشند.
یعنی حتی اتفاقی که منجر به گلایه امیرحسین رستمی روی سن شد و شما هم به آن واکنش نشان دادید، کاملاً در لحظه اتفاق افتاد؟
بله. خود امیرحسین حیوحاضر است و میتوانید از او هم بپرسید. هیچگاه ما چنین کاری نمیکردیم که از قبل برای این واکنش طراحی داشته باشیم.
چرا برای امیرحسین رستمی که دوست نزدیک شما بود و در فرایند تولید هم حضور داشت، چنین تصوری بهوجود آمده بود؟
طبیعتاً که اجازه و حق آن را داشته که چنین حسی برایش بهوجود بیاید؛ اما واقعیت این است که اینگونه نبوده. خود امیرحسین هم میداند و دیده است که در هر دفاعیه ما از میان ۵۰۰ نفر که ساعتها منتظر بودهاند، نهایت ۵۰ نفر میتوانند صحبت کنند و از آنجایی که متأسفانه خیلیها هم مشابه هم صحبت میکنند، در تدوین نهایی خلاصهتر هم میشود. در این موقعیت، عجیب بود که امیرحسین به کسی که منتقدش بود، خرده گرفت که چرا من تو را دفعه پیش هم دیده بودم! نظر خودم البته این است که او کار هوشمندانه و جالبی کرد و تلاش کرد فضای عمومی آرا را به سمت خود بچرخاند و سر آخر بهعنوان کارگردان برنامه، اقدامش را به نفع برنامه دانستم. مخالفت و اعتراض و به تعبیر خودش مچگیری امیرحسین، به نفع برنامه بود و من هم در لحظه پاسخش را دادم. گفتوگو یعنی همین دیگر. یک نکته مهم را هم فراموش نکنید، از پروژه «خندوانه» تا همین «کارناوال»، من بهعنوان کسی که در سیاستگذاری برنامه نقش داشتهام، اگر خودم برخی اصول را رعایت نکنم و جوی را بسازم که در آن دروغ و لایههای پنهان وجود داشته باشد، اولین بازخوردش این است که گروه نسبت به من بیاعتماد میشود. من اما همیشه به گروهم میگویم که ما یک تیم صادق هستیم و عین آنچه اتفاق میافتد را باید به مخاطب ارائه کنیم. در بخشهای نمایشی قطعاً طراحی و کارگردانی داریم؛ اما در فضای گفتوگو و رأیگیری، همه چیز باید مطابق واقعیت باشد و هیچ شوخیای نداریم…
اینجا قضاوتم را میگویم؛ چرا که در رأیگیری اختتامیه حضور داشتم و وسواس شما در ثبت دقیق و بیشائبه آرای تماشاگران را به چشم دیدم…
دیدید چه حس و حال بود؟! شرکتکننده به من اعتماد کرده تا به این مرحله رسیده است. اگر او نسبت به جهتگیری ما در رأیگیری دچار شبهه میشد، چه اتفاقی میافتاد؟ همه میدانستند که هیچ اشکالی در این فرایند وجود ندارد. صداقتمان در برنامهسازی، هیچگاه زیر سؤال نمیرود، چراکه از آن مراقبت میکنیم.
حالا که بحث صداقت به میان آمد؛ واقعاً امیرحسین رستمی به دلیل نرسیدن اجرایش از رقابت حذف شد؟
بله.
ولی روایتی غیررسمی در فضای مجازی منتشر شد که عروسک خوانندگان لسآنجلسی در اجرای او دچار ممیزی شده و تمهید شما این بود که حذف او را به دلیل «نرسیدن» توجیه کنید!
هم بله، هم نه! ما اجرای اول و دوم همه ۱۲ هنرمند را پیش از پخش ضبط کرده بودیم. قسمت اول اجرای امیرحسین رستمی دچار اعتراض و ممیزی ساترا شد و خیلی هم قضیه جدی شد. برای همین پخش اجرای دوم امیرحسین بیش از دو ماه به تعویق افتاد و پروسهاش طول کشید. اجراهای مقدماتی داشت به انتها میرسید و ما باید این قسمت را پخش میکردیم تا تکلیف دور مقدماتی مشخص شود. واقعاً در این مرحله خیلی اذیت شدیم و بالاخره با تمهیداتی موفق به پخش این اجرا شدیم…
که بهشدت هم کوتاه شده بود!
بله. خیلی کوتاه شد اما میخواستیم فقط مرحله مقدماتی را به انتها برسانیم. ما باید پروژه را ادامه میدادیم و همهچیز متوقف به پخش همین تک قسمت شده بود. امیرحسین بهطور کامل در جریان این اتفاقات بود و همه ما میدانستیم که سومین اجرای او قرار نیست با حضور عروسکها ضبط شود. چون نتیجهاش را دیده بودیم. امیرحسین و تیمش مشغول ایدهپردازی شدند و ایدههای مختلفی هم داشتند که خوب است در فرصتی با خودش هم درباره این اتفاقات صحبت کنید و روایتها تطبیق دهید. تیم امیرحسین خیلی تلاش کرد ایده متفاوتی را برای اجرای سوم برساند؛ اما شبی که باید با محسن شریفیان رقابت میکرد، هنوز کارشان آماده نشده بود. او به زمان نیاز داشت و در مقابل او هم محسن شریفیان بود که به فاصله دو روز بعد، گروهش باید به لندن میرفت و اجرای خارج از کشور داشت. ما به امیرحسین اعلام کردیم اگر به این تاریخ مشخصشده نرسی، مجبور به انصراف میشوی؛ چون هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم.
یعنی امیرحسین رستمی، حذف عروسکها به دلیل ممیزی را پذیرفته بود، اما ایده جدیدش به اجرا نرسید.
بله. بالاخره در جریان همه حواشی مربوط به اجرای دوم خودش بود. برای اجرای سوم یک ایده سینمایی داشت و حتی برای آن بازیگر هم تست زد و سالن گرفتیم و تمرینهای زیادی هم کرده بودند اما سرآخر گفت آماده نیستم و هیچ چارهای جز جایگزین کردن نفر سوم این گروه یعنی سامان احتشامی نداشتیم.
عروسک خوانندگان لسآنجلسی در اجرای امیرحسین رستمی دچار ممیزی شد
ممنون از این روایت دقیق و صریح. این مصاحبه بعد از پخش فینال و قسمت پایانی منتشر میشود. در میان ۱۲ هنرمند شرکتکننده در فصل اول «کارناوال» کدامشان از نگاه رامبد جوان حضوری غیرمنتظره و فراتر از انتظار داشت؟
به نظرم همهشان خیلی جذاب بودند؛ اما در میانشان بامداد افشار خیلی حضور عجیبی داشت…
عجیبتر از آن واکنش مخاطب به اجراهایش بود!
دقیقا؛ چقدر مخاطبان با اجراهایش ارتباط برقرار کردند. واقعاً عجیب بود و خود من هم اصلاً تصورش را نداشتم. فرض اولیه من این بود که بامداد افشار به دلیل دوزی از روشنفکری و نگاه هنریای که در اجرایش دارد، در همان مرحله مقدماتی حذف میشود، اما دیدیم که به چهار نفر پایانی رسید. حتی با فاصله خیلی کمی از فینال بازماند و این اتفاق برای خود من خیلیخیلی جذاب بود. فارغ از این مورد روزبه حصاری، سینا ساعی و اساساً همه هنرمندان دیگر هم عالی بودند. رؤیا میرعلمی وجهی از توان خودش را به تصویر کشید که خیلیها از آن خبر نداشتند. مهمترین نکتهای که درباره همه ۱۲ نفر میتوانم بگویم این است که این اجراها آنقدر برای همهشان مهم بود که برای آن زحمت زیادی کشیدند، بهخصوص دو نفری که به مرحله فینال رسیدند و دو رقیب چغر و کوتاهنیا بودند!
در ادامه برای «کارناوال» قرار است چه اتفاقاتی رخ بدهد؟ فکر میکنید رکورد «خندوانه» تکرار میشود؟!
از نظر تعداد قسمت؟! مگر میشود این پروژه را به ۹۰۰ قسمت رساند؟! (میخندد) این پروژه آنقدر سخت است که مگر به این راحتی میتوان تعداد قسمتهایش را بالا برد؟ هر قسمت از «خندوانه» را ما نهایت در ۱۲ ساعت میساختیم؛ اما هر قسمت از «کارناوال» با لحاظ کردن همه اجزایش، ۴ روز زمان میبرد! با این حال قصد ساخت فصل دوم «کارناوال» را داریم و این قطعی است. امیدوارم هنرمندانی که دلمان میخواهد حضور داشته باشند و در فهرستمان هستند، زمانشان اجازه همراهی بدهد و انگیزه داشته باشند که به ما ملحق شوند.
هنرمند تکراری از فصل اول که دیگر نخواهید داشت؟
نه، قطعاً فصل یکیها در فصل دو حضور ندارند.
در فصل دوم «کارناوال» حتما تبلیغات کمتر میشود
چه تغییرات عمدهای از نظر اجرایی در فصل بعد خواهیم دید؟
یکی از کارهای فنی، تغییر دکور است. میخواهیم زیرساخت فنی دکور را بهگونهای تغییر دهیم که دکور هر دو اجرا همزمان آماده شود و بهصورت چرخان جابهجا شود. در فصل اول، هر نوبت از تعویض دکورهای ما، حداقل ۶ ساعت زمان نیاز داشت و این سرعت تولید را بسیار پایین میآورد. غیر از این مورد، حتماً در فصل دوم «کارناوال» تبلیغات کمتر خواهد بود. چراکه دیگر کارهای اصلی انجام شده است. در تدوین هم شاید اجراها و دفاعیه را تبدیل به یک قسمت کنیم. از ابتدا هم قصدمان همین بود؛ اما احساس کردم چون نمیتوانیم اجراها را کوتاه کنیم، مجبور به کوتاه کردن بخش دفاعیه میشویم که از نگاه خودم بخش اصلی برنامه بود. الان که مخاطب گرامر برنامه دستش آمده و شاید در فصل بعد هم همین روش را ادامه دهیم؛ اما به پخش تکقسمتی هم فکر میکنیم.
احتمال دارد تعداد شرکتکنندگان خانم هم بیشتر شود؟
اگر بیایند، بله. همه چیز بستگی به این دارد که گزینههایی که مدنظر داریم، پای کار بیایند.
واقعاً هنرمندان خودشان نمیآیند؟ تحلیل شما از این عدم حضور و نپذیرفتن دعوت چیست؟
درست این است که در این میدان، کارگردانها با هم رقابت کنند، چراکه اصولاً این کار، کار کارگردان است. منتها پلتفرم و مارکت تبلیغات، نیاز به چهره دارد. خیلی از کارگردانان ما چهره نیستند و هنوز تکلیف ما با این بخش از مارکت مشخص نیست. از سوی دیگر تعداد خانمهایی که بتوانند از پس این ماجرا بربیایند هم کم است. من با خیلیها صحبت کردم و صادقانه میگفتند من که کارگردان نیستم، راست هم میگفتند. واقعاً هم این کار، کار سختی است. خیلی خانمهای زیادی را ما دعوت کردیم و خیلیها هم آمدند…
یعنی حتی راغب به حضور بودند، اما نشد؟
خیلیها میگفتند، نه. بعضیها استقبال کردند و گپ هم زدیم؛ اما زمانبندی کار با برنامهشان جور نبود و برخی هم آمدند و حتی تمریناتی هم کردند و بعد از یک تا دو ماه به این نتیجه رسیدند که نه، نمیشود.
یک سؤال صادقانه دیگر؛ خیلی از رئالیتیشوهای شبکه خانگی در حال حاضر با پولپاشی و هزینههای کلان چهرهها را به خدمت میگیرند. آیا «کارناوال» به دلیل هزینه نکردن در این بخش موفق به جذب چهرههای بیشتر نشده است؟
دیگر بیش از این میزان هزینهای که برای هر هنرمند در هر اجرا داشتیم، چهکار میخواستیم بکنیم! (میخندد)
منظورم پرداخت مستقیم به خود چهرههاست…
ما برای همه چیز سنگ تمام گذاشتیم و در هیچ بخشی کم نگذاشتیم. واقعیت این است که ما به همه بچهها پول معقولی دادیم. اعلام هم کردیم که پایان این رقابت، جایزه نقدی ندارد و فقط به فرد برگزیده تندیس میدهیم. بچهها دستمزد خودشان برای هر اجرا را گرفتهاند که براساس توافق دوطرفه بود و دیگر نیاز به جایزه نقدی نبود…
چه جالب که از عبارت «دستمزد» استفاده میکنید و طبیعتاً هر اجرایی در این مختصات یک دستمزد مشخص دارد.
بله. اینگونه نبود که برای حضور، پول بدهیم، هر اجرا یک دستمزد مشخص داشت. در عین اینکه هزینه تولید همه اجراها با ما بود. بههرحال آدمی مثل رامبد جوان، وقتی همکارانش را به یک پروژه دعوت میکند، قطعاً آن همکاران هم رعایتهایی برای این همکاری دارند و اینگونه نیست که بخواهند پول گندهای به جیب بزنند ندارند. قصد همهشان همراهی و همکاری در یک پروژه بزرگ بود.
بهعنوان سؤال آخر؛ بزرگترین «ایکاش» رامبد جوان برای فصل اول «کارناوال» چیست؟
الان چیز مشخصی در ذهنم نیست و فکر میکنم به هر چه میخواستیم رسیدیم. تو روحیه من را میشناسی و اساساً خیلی اهل ایکاش و افسوس نیستم. آنچه بلد بودیم و توانستیم و زور و عقلمان رسید را انجام دادیم. به تعبیری صدمان را گذاشتیم و حتماً برای فصل بعد میخواهیم اتفاقات بهتری را رقم بزنیم…
یعنی امروز هیچ حسرتی باقی نمانده؟
آها، یک افسوس جدی دارم؛ کاش میشد «کارناوال» از آنتن تلویزیون پخش شود! کاش همه ایران میتوانستند این برنامه و این اجراها را ببینند…
و چه اتفاق بزرگی رقم میخورد!
واقعا. میدانید در همین فصل اول چقدر ما با این جمله از سوی مهمانان مواجه میشدیم که میگفتند ما اساساً امکان اینکه چنین اجراهایی را در جای دیگری ببینیم، نداشتیم! برخی میگفتند ما برای اولینبار در زندگیمان چنین ارکستر یا چنین اجرایی را میبینیم. اینجاست که ته دلت میگویی ایکاش میشد این فرصت را همه داشتند و همه ایران این اجراها را میدیدند. این افسوس بزرگ من است.
نشر اول: رها