به گزارش صبا، سوره امید امسال با ارائه چهار اثر متنوع از بازآفرینی شاهنامه، برگ تازهای از شکوفایی تئاتر کودک و نوجوان کشور را رقم زده است. کارگردانان «هیولاکُش»، پرفورمنس احساسی «آخرین لالایی»، نمایش «هیوا» و تئاتر خلاقانه «خودِ خودِ خودت باش» درباره این آثار، ایدهها، چالشها و پیامهایی که هر نمایش برای نوجوانان امروز به همراه دارد، توضیح می دهند.
قهرمانِ شاهنامه؛ بازآفریده برای ذهن و زمانه نوجوان امروز
محمد جهانپا، کارگردان نمایش «هیولاکُش»، از چرایی انتخاب شاهنامه و چگونگی بازآفرینی آن برای مخاطب نوجوان سخن می گوید. او شاهنامه را «فراتر از یک متن حماسی» دانسته و آن را «منبعی زنده از کشمکشهای انسانی» توصیف می کند؛ جایی که مفاهیمی همچون ترس، شجاعت، هویت و انتخاب حضور پررنگی دارند. جهانپا محور الهام خود را «سفر قهرمان» در شاهنامه عنوان میکند؛ سفری که نوجوانی ناشناخته را در دل وضعیتی دشوار قرار میدهد و همین موقعیت را بهشدت «نوجوانانه» میخواند. به تعبیر او، هیولای قصه نه تنها موجودی بیرونی، که استعارهای از ترسهای درونی نوجوان معاصر است.
او در ادامه مهمترین تغییر خود در این اقتباس را «بازتعریف مفهوم قهرمان» دانسته و معتقد است:« قهرمان کلاسیکِ شاهنامه شکستناپذیر و اسطورهای است، اما نوجوان امروز با چنین تصویری ارتباط نمیگیرد. به همین دلیل قهرمان «هیولاکُش» دچار تردید، ترس و خطا میشود» ؛ قهرمانی که جهانپا آن را «شبیه خودِ نوجوان، آسیبپذیر و پرسشگر» توصیف میکند.
برای نزدیککردن نوجوان امروز به یک متن کلاسیک، او سه مؤلفه اجرایی را در طراحی اثر دخیل کرده است: زبان اجرایی معاصر و دیالوگهای زنده، طراحی بصری مدرن مبتنی بر نور و حرکت، و ریتمی پویا و مبتنی بر بدن که با روحیه تصویری نسل جدید همخوان است.
کارگردان تئاتر هیولاکش حضور سوره امید در جشنواره را «نشانهای از بلوغ تئاتر کودک و نوجوان» دانسته و تأکید می کند که «هیولاکُش» میکوشد نشان دهد این حوزه میتواند هم از ریشههای ادبیات کلاسیک تغذیه کند و هم کاملاً معاصر و جسور باشد. او این حضور جمعی را تقویتکننده اعتمادبهنفس هنرمندان این حوزه و پیامی روشن برای مدیران فرهنگی می داند؛ پیامی مبنی بر اینکه تئاتر کودک و نوجوان نه یک بخش حاشیهای، بلکه جریانی جدی و آیندهساز در تئاتر ایران است.
نمایش «هیولاکُش» در روزهای ۱۷ و ۱۸ آذرماه و در دو سانس ۱۰ و ۱۸ در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان اجرا میشود.
«آخرین لالایی»؛ پرفورمنسی به یاد کودکان شهید جنگ ۱۲روزه
حامد ترابی، کارگردان و نویسنده پرفورمنس «آخرین لالایی»، درباره خاستگاه این اثر محیطی که امسال در جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اجرا میشود، توضیح میدهد که جرقه اولیه آن درست پس از پایان جنگ ۱۲روزه زده شد؛ زمانی که خبرهای تلخ از شهادت شمار زیادی از کودکان، او و گروهش را به فکر خلق اثری انداخت که بتواند یاد و نام آن کودکان را در یک رویداد هنری زنده نگه دارد. ترابی میگوید: «احساس کردیم جای خالی این کودکان حتی در جشنوارهای که برای خودِ آنهاست، آشکار و دردناک است. همین شد که تصمیم گرفتیم اثری بسازیم که مخاطب را با این غیبت تلخ روبهرو کند.»
یکی از ویژگیهای برجسته «آخرین لالایی»، حضور مجموعهای از عروسکهای کاملاً دستساز است؛ عروسکهایی که طی سالهای مختلف از شهرهای گوناگون ایران و حتی کشورهای دیگر جمعآوری شدهاند و هرکدام پیشینه و هویت فرهنگی خاصی دارند. ترابی میگوید که هر عروسک در این اجرا نمادی از یک کودک شهید جنگ است. مخاطب با ورود به فضا، در میان این عروسکها حرکت میکند و کمکم وارد جهان روایی و احساسی اجرا میشود؛ جهانی که در آن «قصههای ناتمام کودکان جنگ از دل همین عروسکها نجوا میشود.»
به گفته ترابی، ساختار اجرا بر خلق تجربهای حسی و تدریجی بنا شده است. با آغاز پرفورمنس، صدای انفجار فضا را پر می کند و همزمان تصاویر مستندی از وقایع جنگ ۱۲روزه و لحظات مرتبط با کودکان قربانی بر پرده نقش میبندد. نقطه اوج اجرا اما جایی است که مادری وارد صحنه میشود و برای کودک شهیدش آخرین لالایی را زمزمه میکند؛ لحظهای که به تعبیر ترابی «تمام ایده اثر را در یک تصویر خلاصه میکند.»
او تأکید میکند که گروه اجرایی تلاش کردهاند یاد کودکانی رازنده نگه دارند که میتوانستند امروز در جایگاه مخاطبان جشنوارهحضور داشته باشند، اما جنگ، فرصت زندگی و آینده را از آنانگرفت.
پرفورمنس «آخرین لالایی» در روزهای ۱۶ و ۱۷ آذرماه و در دوسانس ۱۵:۳۰ و ۱۷:۳۰ در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همداناجرا میشود.
ترابی امسال علاوه بر «آخرین لالایی»، با نمایش «خودِ خودِخودت باش» نیز در بخش مسابقه تئاتر کودک حضور دارد؛ اثریکه پیشتر با استقبال چشمگیر مخاطبان روبهرو شده و بابهرهگیری از قصهگویی و بازی، کودکان را به خودباوری و کشفتوانمندیهایشان دعوت میکند. این نمایش نیز در روز ۱۹ آذرماهو در سانسهای ۱۰ و ۱۸ روی صحنه میرود.
«هیوا»؛ روایتی برای کشف قهرمانی درون کودک
یکی دیگر از آثار حاضر در جشنواره، نمایش «هیوا» بهنویسندگی و کارگردانی امیر شیخجبلی از اصفهان است. امیرشیخجبلی، این اثر را روایتی درباره جستوجوی هویت و امکانقهرمانشدن کودک میداند؛ روایتی که در آن کودک، «سوژهایفعال» است نه مخاطبی منفعل. او میگوید: «ایده اولیه زمانیشکل گرفت که احساس کردم بیشتر آثار کودک، قهرمانی آماده بهکودک ارائه میکنند؛ درحالیکه کودک امروز نیاز دارد قهرمان رادر خودش کشف کند.»
شیخجبلی توضیح میدهد که جهان کاغذی و رویایی نمایش،استعارهای از ذهن کودک است؛ دنیایی که مدام شکل میگیرد،تغییر میکند و دوباره ساخته میشود. در این فضا، هیوا از میانترسها، تردیدها و موقعیتهای ناتمام عبور میکند؛ تجربههایی کهکارگردان آن را «بنیاد رشد روانی کودک» میداند. به گفته او،«هیوا» نوعی تمرین خودساختن است؛ هم برای قهرمان داستان وهم برای تماشاگر نوجوان.
کارگردان «هیوا» میگوید که قهرمان این نمایش با نمونههای رایجکودکانه متفاوت است: «نه نیروی ماورایی دارد و نه ناجی بیرونی. تنها سرمایهاش، تخیل فعال و توان حل مسئله است.»
او تأکید میکند که هیوا «قهرمانی فرآیندی» دارد؛ یعنی در مسیر،از دل اشتباهکردن و پرسیدن، تبدیل به قهرمان میشود. ویژگیایکه بهزعم او کودک امروز بیش از هرچیز به آن نیاز دارد.
شیخجبلی اجرای اثر خود در جشنواره را نوعی مداخله فرهنگیمیداند. او معتقد است تئاتر کودک دیگر فقط سرگرمی نیست،بلکه ابزاری برای ساختن الگوهای احساسی سالم و کاهشتنشهای روانی کودک است. از نظر او، نمایشهایی با محورصلح، امید و خودباوری بهویژه در زمانی که کودکان در معرضاخبار ناآرام هستند میتوانند تجربهای زیسته از صلح ایجاد کنند.
به باور شیخجبلی، حضور چهار اثر از سوره امید در جشنواره،«چندصداییِ هماهنگ» است و «هیوا» بخشی تکمیلکننده از اینمجموعه بهشمار میآید. او میگوید این نمایش با جهان فانتزی وفرم کاغذی خود، نشان میدهد تئاتر کودک میتواند ساده ودرعینحال پیچیده باشد و ظرفیتهای هنری جدی داشته باشد.
او همچنین تأکید میکند که این حضور جمعی، راهی برای تقویتهمکاری و همافزایی میان گروههای تئاتر کودک و تغییر نگاهجشنواره به کودک بهعنوان «مخاطبی اندیشمند» است.