پگاه زارعی/ صبا؛ مهراب قاسمخانی نویسنده سینما و تلویزیون درباره خلق عروسک برنامه «کارناوال» گفت: ایده «افتو» چند سال پیش برای یک پروژه دیگر شکل گرفت. یکی از حدود سیتا کاراکتر بود و اصلاً قرار نبود عروسک باشد. فقط یک کاراکتر بود و خودم نمیدانستم به درد انیمیشن میخورد یا چیست. اتفاقاً حتی به عروسک هم فکر نکرده بودم و بیشتر ذهنم سمت انیمیشن بود.
این نویسنده بیان کرد: وقتی رامبد پیشنهاد «کارناوال» را مطرح کرد و خواست که به عنوان نویسنده همراه برنامه شوم، یکدفعه فکر کردم که چه کسی بهتر از رامبد میتواند یک کاراکتر را اینطور معرفی کند؟ تجربهاش را هم در جنابخان دیده بودیم. پیشنهاد دادم، اما خیلی مطمئن نبودم؛ چون برنامه اصلاً جای عروسک نداشت و منطقی نبود. فقط دلم میخواست این اتفاق بیفتد. جلساتی گذاشتیم و رامبد از کاراکتر خوشش آمد و فکر کرد جای کار دارد.
او درباره شکلگیری کاراکتر این گربه در کنار رامبد جوان عنوان کرد: قبل از «کارناوال»، «افتو» اینشکلی نبود. کاری که رامبد با کاراکتر میکند این است که اجازه میدهد کاراکتر با خودش شوخی کند. همان چیزی که رامبد بلد است. بهادر مالکی هم اولین پیشنهاد رامبد بود و چون قبلاً با او کار کرده بودم و خلاقیتش را میشناختم، خیالم راحت شد و سابقه کارش با آقای طهماسب هم باعث شد مطمئنتر شوم.
خالق افتو گفت: خیلی از چیزهایی را که از قبل برای «افتو» نوشته بودم کنار گذاشتم. در کنار رامبد و بهادر کاراکتر دوباره شکل گرفت. سر دورخوانیها مینشستم و پیشنهادهای رامبد و بهادر را میدیدم. رامبد بلد است طوری با کاراکتر دوست شود که آدم حس میکند کاراکتر واقعاً وجود دارد.
قاسمخانی درباره حضور خود در پشتصحنه «کاراناوال» به عنوان نویسنده پروژه، اظهار کرد: زیاد پشتصحنه نمیرفتم چون وقتی خودم نوشتهام، همیشه نگرانم که بد باشد. اما چیز بامزهای که میدیدم این بود که بچههای پشتصحنه با «افتو» مثل یک موجود واقعی رفتار میکردند. برایم خیلی جذاب بود. در عین حال استرس زیادی داشتم که کاراکتر نگیرد؛ چون هم چیزی که سالها براش کار کرده بودم خراب میشد، هم احساس میکردم یک چیز تحمیلی به برنامه رامبد دادهام. تازه وقتی دو سه قسمت اول پخش شد و استقبال شد، نفسی راحت کشیدم. در واقع «افتو» در «کارناوال» متولد شد.
این نویسنده درباره تعامل خود و رامبد جوان در نوشتن متنها، بیان کرد: این سومین همکاری ماست و سلیقهاش را میدانم. جنس کمدیاش به من نزدیک است. فکر میکنم حدود ۴۰ قسمت ضبط کردیم و شاید فقط چهار یا پنج بار رامبد تماس گرفت که دیالوگی عوض شود یا پیشنهادی بدهد. هیچوقت متنی نبود که بگوید به درد نمیخورد. رامبد شوخیهایی را که دوست ندارد میشناسم و اصلاً به سمتشان نمیروم. برای همین از نتیجه خیلی خوشحالم.
قاسمخانی ادامه داد: او دزد دریایی، بیادب و بیاخلاق است و این ویژگیها به او میآید. با این حال دوست دارم در ادامه، کاراکتر به سمتی برود که علاوه بر بیادبی، شرافت هم داشته باشد؛ جاهایی برای رامبد بایستد. این دوستی بینشان برایم مهم است و برنامهای برای تغییراتش دارم.
او تصریح کرد: چون خودم گربه دارم، میدانم تعهد در رفتارشان معنی ندارد. هر فصل میتوانند جفتگیری کنند، اصول اخلاقی برایشان تعریف نشده و ضربالمثلها هم این را نشان میدهد. خیلی دوست داشتم کاراکتر واقعاً گربه باشد. بهادر هم در رفتار و صدا این را رعایت کرده بود. حتی ایدههایی مثل اینکه «این گربه من است» یا برعکس «این آدم من است» از همین ویژگی میآمد.
قاسمخانی درباره این پرسش که فکر میکنید یک کاراکتر عروسکی باید همیشه کنار خالقش بماند یا میتواند مستقل شود، بیان کرد: قانون قطعی وجود ندارد. نمونههای ایرانی و خارجی زیادی در عرصههای مختلف هنری داریم که جدا شدند و موفق بودند یا برعکس. درباره رامبد و جنابخان، به نظرم اصلاً لورل و هاردی نبودند. برنامه مال رامبد بود و جنابخان در بخشی از آن حضور داشت. «افتو» هم همینطور است. کاراکتر میتواند مستقل شود. اما من فعلاً دوست دارم تا جایی که میشود کنار رامبد باشد؛ چون شیمی رابطهشان جواب دادهاست. نوشتن «افتو» کنار دستیارانش برایم سخت بود، اما کنار رامبد راحت مینویسم. الزام نیست، اما فعلاً این را ترجیح میدهم.
او درباره تجاریسازی و برندسازی کاراکترهایی مثل «افتو» گفت: برای «افتو» یک بیزینسپلن کامل داشتم؛ از مرچندایز گرفته تا برند لباس و مسیرهای دقیق مارکتینگ. قبلاً هم با یک گروه دیگر این مسیر را چیده بودم، اما در «کارناوال» به دلایلی انجام نشد. اجرای این کار سرمایه، تبلیغات و برنامهریزی میخواهد. نمونه موفقش برند «جنگ ستارگان» است که ۴۰ سال است کار میکند و خودم از همان سال اول مشتریاش هستم.
او در پایان یادآور شد: برای «شبهای برره» هم این ایده را داشتم اما تلویزیون همکاری نکرد و امتیاز محصولات را نداد. تهیهکننده هم مطمئن نبود پروژه میگیرد یا نه. بهنظرم اشتباه کردند؛ چون گردش مالی «شبهای برره» چند برابر هزینه تولید سریال شد و کسان دیگری سودش را بردند. «افتو» و «جنابخان» هر دو این ظرفیت را دارند. امیدوارم اگر ادامه «افتو» پیش برود، بقیه را قانع کنم که با برنامهریزی درست وارد مرحله مارکتینگ شویم.