مریم عظیمی/ روزنامه صبا؛ نمایش «اولین گمنامه» به نویسندگی علیرضا ناسوتی، کارگردانی علیرضا عمرانی و تهیه کنندگی محمدعلی ذاکری به مناسب ایام فاطمیه، از ۲ آذر آغاز شده و تا ۱۰ آذر ماه در سالن سنگلج روی صحنه خواهد رفت. این نمایش رئالیستی به آنچه بر حضرت فاطمه روا شده در کنار مسائلی که پس از واقعه عاشورا اتفاق است میپردازد. در ادامه، گفتگوی خبرنگار صبا با عوامل این نمایش را میخوانید.
علیرضا عمرانی، کارگردان: با خود قرار گذاشتم که فقط به نمایشهای آئینی و سنتی بپردازم
گویا این نمایش بر اساس یکسری مستندات تاریخی نوشته شده و بار درام آن روی مسائلی است که کاملاً مستند هستند. لطفا از این بُعدِ اثر و خلاصهای از داستان آن بگویید.
داستان این نمایش با اینکه مربوط به فاطمیه است، اما از سال ۶۱ هجری و بعد از واقعه عاشورا، در زمان بازگشت کاروان اسرا به مدینه شروع میشود. وقتی خبر واقعه به گوش همگان میرسد، برخی از صحابه یا تابعینی که در مدینه بودند به تحریک برخی دیگر برآشفته میشوند و میگویند یزید چطور چنین کاری کرده و ما باید به او اعتراض کنیم و او را خلع نماییم. همانجا شبانه از مدینه به سمت شام حرکت میکنند تا به یزید اعتراض کنند که چرا با نوه پیامبر چنین رفتاری کرده است. در مسیر، در شهرهای مختلف مردم را با خود همراه میکنند تا به قصد خلع یزید به شام بروند. خبر به یزید میرسد و او در پی یافتن راه چارهای برای جلوگیری از حرکت آنهاست. در همین حین یزید در میان اشارههایی که پدرش معاویه در وصیتنامهاش دارد، یعنی در نامه معاویه به یزید میبیند که به او توصیه شده که در مواجهه با چنین رویدادی چه باید بکند. معاویه در وصیتنامهاش به نامهای اشاره گرده که با آن میتواند در مقابل این شورش و اعتراض ایستاد و در آن نامه اشاره شده که آنها چه برخوردی با دختر پیامبر کردهاند. درباره منابع نیز بله، این داستان منابع مستند دارد. اصل منبع در کتاب بحارالانوار مرحوم علامه مجلسی آمده و در دو کتاب دیگر هم این موضوع آورده شده است. مرحوم محقق، جناب حجتالاسلام والمسلمین مرحوم آقای احمد رحمانی همدانی، در کتاب فاطِمَةُ الزّهْراء بَهْجَةُ قَلْبِ المُصْطَفی(ص) تحقیق شده این مطلب را مفصلاً آورده است؛ اینکه این نامه از طرف چه کسی بوده، به چه کسی بوده و چه مطالبی در آن آمده، دقیقاً در ان کتاب مورد پرداخت قرار گرفته است. اشاره شده است. البته این داستان منابع دیگری هم دارد، که من در همین حد خدمتتان عرض میکنم.
در شیوه نمایشهای آیینی، مذهبی و سنتی، شما بیشتر از چه فرمی استفاده کردید؟ آیا مثلاً از نقالی یا تعزیهخوانی استفاده شده است؟
اگرچه مدل اجرایی ما آیینی است ولی قالب کار، قالب نمایش است؛ بسیاری از داستانهایی که ما کار میکنیم رئال هستند، ولی بعضا حالت سوررئال نیز دارند. همینطور بعضی از متنهایی که به اجرا رساندهایم به مدلهای امروزی تئاتر نزدیکتر هستند، اما به عنوان ابزاری برای بیان محتوای دینی استفاده شدهاند و قالب این نمایش نیز رئال و تاریخی است.

در نمایشهایی که به مسائل مذهبی بهخصوص بر اساس مستندات تاریخی برمیگردند، چه مسائلی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد؟ در شخصیتپردازیها چه باید کرد که هم باورپذیر باشد و هم آنگونه که میخواهیم روی احساسات و تفکر مخاطب تأثیر بگذارد؟
بله، سؤال بسیار خوبی است. اولاً ما در زمینه مذهبی متأسفانه با محدودیت متن مواجهیم و امیدوارم که نویسندگان در این بخش فعالیت بیشتری داشته باشند و روی متنهای ادبی و نمایشی مذهبی بیشتر کار کنند. آنچه در مورد متن و سناریو باید مورد توجه قرار گیرد این است که ضمن اینکه ما باید داستانپردازی داشته باشیم، نمایش نیاز به فضاسازی دارد و گاه اصلا نیازی به دیالوگ نیست و باید یک مفهوم را بر اساس حرکات نمایشی به مردم رساند، در متنها باید مقید به تاریخ اسلام نیز باشیم؛ یعنی نمیتوانیم از آن حد و حدود خارج شویم. چرا که مخاطب از ما منابع میخواهد تا بداند داستان از کجا آمده و بر چه مستنداتی پایدار است. بنابراین، از یک طرف باید پایبند تاریخ باشیم و از طرف دیگر باید فضای نمایشی را رعایت کنیم. حالا یک جاهایی ناچاریم شخصیتهایی را به داستان اضافه کنیم و یا شخصیتهایی را کم کنیم تا اثر بتواند حالت نمایشی خود را حفظ کند. اما چیزی که در نهایت به تأثیرگذاری اثر میانجامد این است که به قول قدیمیها «حرفی که از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند». بنابراین آن چیزی که من با تمام وجودم به آن اعتقاد دارم و میخواهم از آن دفاع و دربارهاش صحبت کنم، اگر واقعاً تلاش کنم که از وجودم برآید، انشاءالله بر دل تماشاگر هم مینشیند و اثرگذار خواهد بود. ضمن اینکه ما درباره اهل بیت بخصوص در سوگوارههایی که درباره اهلبیت است، مطالب احساسی و عاطفی فراوانی داریم و شنیدن ظلمها و فجایعی که بر حق اهلبیت وارد شده، خود به خود اثرگذار است و تماشاگر را با شما همراه میکند.
در کشور ما سوگ نیز موسیقی خاص خودش را دارد و این موسیقی میتواند برای نمایش ارزش افزوده ایجاد کند. شما درباره موسیقی این نمایش چه کردید؟
در نمایشهای مذهبی ما تقیداتی داریم و اینطور نیست که بتوانیم از هر موسیقی استفاده کنیم. پیروی همین امر به جای موسیقی از سرود استفاده کردیم و اساساً عنوان کار را نیز «نوا نمایش» گذاشتهایم. گروه سرود نوجوانانی در کنار کار هستند که در قسمتهای حساس کار، سرود میخوانند و این سرود در فضاسازی کار، تاثیرگذار و کمک کننده ماست و دیگر نیازی به موسیقی جداگانه نیست. اما در قسمتهای دیگر از افکت، وکال و … استفاده میشود.
گاه در نمایشهای مذهبی و آیینی از دکور مینیمال یا نمادین استفاده میشود. آیا شما نیز در این اثر چنین نگاهی به دکور داشتید؟
خیر، کار ما دکور دارد و رویکرد مینیمال و نگاه نمادین نداشتیم. حتی در اجرایی که سال گذشته در سالن سنگلج داشتیم، بخشی از یک کوه را ساختیم یا بعضا فضاسازیهای دیگری مثل صحنههای مسجد پیامبر، مسجدی در مدائن، صحنه کوچه بنیهاشم و درِ خانه حضرت زهرا را که هر ساله در نمایش داریم و ساخته میشود. امسال هم صحنهسازی و دکور داریم و البته سعی میشود دکور قابل حمل باشد که راحت بتوان آن را تعویض کرد و از ماشینری سالن نیز در این راستا بهره برد تا در مدت زمان کوتاهی تغییر صحنه انجام شود. دوستان ما در گروه زحمت زیادی برای تهیه دکور میکشند و زمان زیادی صرف میشود، بعضی وقتها حتی تا ساعاتی قبل از اجرا، همچنان برخی روتوشهای نهایی دکور انجام میشود تا کار دقیق و انشاءالله زیبا انجام شود.
آیا این نمایش، باز هم در طول سال اجرای دیگری خواهد داشت؟
از آنجاییکه این نمایش مناسبتی است، این گروه همین نمایش را در طول سال اجرا نخواهد کرد. اما دوستان در حال جمعآوری آرشیوی از متنهای سالهای مختلف هستند که همگی قابلیت اجرا در سالهای بعد را دارند. البته نسبت به بعضی از متنها این درخواست همیشه وجود داشته که در سال بعد هم اجرا شوند. اما صحبت این بود که تا زمانی که دوستان انرژی و توان دارند و نویسنده و عوامل در دسترس هستند، شروع به تولید متنهای جدید کنیم و سپس، در سالهای آینده از تکرار این آثار استفاده شود.
محمدعلی ذاکری، تهیهکننده: تلاش داریم گوشهای از معارف اهلبیت را به مخاطبانمان معرفی کنیم
همکاریتان با آقای عمرانی در این زمینه چطور شکل گرفته است؟
چند سالی است که ما برای کارگردانی آثار از ایشان دعوت میکنیم. در واقع در ابتدا دو سال پیش از ایشان دعوت کردیم تا به عنوان بازیگردان در کنار نمایش «نظارهگر» که قرار بود در حوزه هنری اجرا شود، باشند و سال پیش نیز همچون امسال از ایشان درخواست کردیم که بحث کارگردانی را قبول کنند. بنابراین امسال سومین سالی است که در خدمت ایشانیم و به نظرم واقعا لطف حضرت زهرا بود که واسطه رفاقت ما با یکدیگرشدند.
آیا وزارت فرهنگ از این آثار پشتیبانی میکند و این پشتیبانی جنبه مالی دارد؟ یا کار با سرمایه شخصی استفاده پیش رفته است؟
از آنجایی که نمایش ما تاریخی است و به صورت مستند و متقن از روی کتابهای تاریخی نوشته میشود، خیلی دوست داریم که مجوز رسمی هم بگیریم تا تبلیغاتمان مشکل نخورد. به هر حال اینکه فرایند مجوز گرفتن و نمایش مستند کامل طی شود سبب میشود که دیگران با خیال راحت بپذیرند که چه اتفاقاتی در صدر اسلام افتاده است. برای همین ما حتی در سالهایی که در سالنهای وزارت ارشاد اجرا نمیکردیم، از مسئولین امر خواهش میکردیم که بیایند، بازبینی کرده و مجوز صادر کنند. امسال هم، الحمدلله با یک مرتبه بازبینی، توانستیم مجوز را بگیریم. بحث پشتیبانی مالی در کار نبوده و همیشه به قول معروف این فضا، فضای دلی بوده و بهصورت خودجوش کار انجام میشده است.
با توجه به این که این دومین اجرای شما در سالن سنگلج است، مخاطب سنگلج را تا این لحظه چطور دیدید؟
به لطف خدا از طرف سالنهای متعددی درخواست داشتیم تا تا کار را آنجا اجرا کنیم. پیرو همین امر ما چند موضوع را مدنظر گرفتیم: یکی بُعد مسافت بود، دیگری امکانات سالن، و یک مورد مهم دیگر مخاطب بود. یکی از دلایل انتخاب سالن سنگلج این بود که مخاطبان این سالن عموم مردم هستند و چون ما با زبان هنر صحبت میکنیم، شاید تا رسیدن به بخشی از نمایش مخاطب متوجه موضوع اثر نشود، بعد از آن ما سیر نمایش را با یک شیب ملایم نمایش به داستان حضرت زهرا سلاماللهعلیها وصل میکنیم. فضای سنگلج و همراهی و استقبال مخاطبانش در سال گذشته، سبب اصلی این بود که ما امسال دوباره در مجموعه سنگلج توفیق خدمتگزاری داشته باشیم.