
مهدیه مالکی/صبا: حسین قناعت کارگردان، نویسنده و تهیه کننده فیلم سینمایی «دختربرقی» درباره چرایی پایان بندی فیلم گفت: اگر قرار بود شخصیت اصلی بر تعمیر شده و برگردد، رفتن او معنایی نداشت، این اتفاق را برای نفی دروغ طراحی کردم چون برخلاف طراحی خود عمل کرد و موجب سوخت سی پی یو مادربوردش شد به همین علت به کارخانه بازپس فرستاده شد، از طرفی چون درونمایه فیلم طنز است، میخواستم فیلم یک فینال تاثیرگذار داشته باشد. این فینال به یکباره به ذهن من رسید و از این تغییر بسیار خوشحالم چون نقطه عطفی برای ادامه قسمتهای بعدی داستان شد، قسمت دوم «دختربرقی» با تاثیر از این سکانس ساخته شد و اکنون در حال نگارش قسمت سوم «دختربرقی» هستم.
وی با اشاره به شخصیت «دختر برقی» یادآور شد: داستان «دختربرقی۲» در نتیجه خراب شدن و عوض شدن فینال قسمت اول به ذهنم خطور کرد که در این قسمت شخصیت متفاوتی دارد، در قسمت دوم فیلم، دختر ابرقهرمان میشود و امیدوارم قسمت سوم آن نیز تولید شود، هرچند هنوز مطمئن نیستم که امکان ساخت آن وجود دارد یا نه.

قناعت درباره علت انتخاب اسم «دختربرقی» برای این فیلم توضیح داد: «دختربرقی» اسم جذابی است و اگر اسم فیلم دختر رباتی میشد مستقیما به موضوع فیلم اشاره میکرد و به نظر من دختری که با برق کار میکند جذابتر است. نویسنده فیلم سینمایی «دختر برقی» با اشاره به ویژگیهای متفاوت نسل امروز کودکان و نوجوانان گفت: بچههای امروزی با فناوریهای جدید و هوش مصنوعی رشد میکنند که این موضوعات باید در فیلمها و داستانها بهدرستی نمایش داده شود، برای مثال به تازگی آوازی با هوش مصنوعی با صدای خانمی درباره زاینده رود ساخته شده که خوب می خواند و حرف دل ما را می زند و باید دید با آهنگی که با هوش مصنوعی ساخته شده چطور برخورد خواهد شد؟ بچههای این نسل با همین تازگی رشد میکنند و این امر موجب تفاوت آنها با نسلهای قبلی میشود به همین علت فیلمسازان باید بچهها را جدیتر بگیرند، من بشخصه در نگارش فیلمنامه برای بچهها چنان حساس هستم که گویی برای مخاطب نخبه بزرگسال داستان مینویسم و سعی میکنم جزئیات داستان نیز برای بچهها جذاب باشد.
قناعت با تاکید بر اینکه در نگارش فیلمنامه و داستان برای بچهها بسیار جدی است خاطرنشان کرد: سعی می کنم فیلمی که برای بچهها تولید می کنم، ریتم تندی داشته باشد تا کودکان خسته نشوند از طرفی حس کنجکاوی آنها درباره ادامه داستان نیز حفظ شده تا سوال چه خواهد شد در ذهن آنها شکل بگیرد، حتی در انتخاب لوکیشن نیز این موارد را لحاظ می کنم به طوری که در این فیلم پارک دیگری را به عنوان لوکیشن در نظر داشتم ولی زمانی که با هیومن پارک آشنا شدم بعد از بازدید از آن به دلیل نکات آموزشی و طنزی که می توانست برای پیشبرد داستان داشته باشد این فضا را به عنوان لوکیشن پارک انتخاب کردم چون این مکان شبیه کلاس درس علوم است و عناصر تصویری طنزآمیز مانند قسمت حلزونی گوش، مغز و عناصر کج بودن فضا، به جذابیت بصری فیلم افزود.

وی درپاسخ به اینکه آیا باورپذیری کودکان چالشی برای ساخت فیلم برای آنها نیست گفت: نه، اتفاقا باورپذیری کودکان خیلی جذاب است و سعی می کنم این رئال بودن را در همه بخش های تولیدی فیلم از نگارش فیلمنامه تا میزانس، بازی، گریم و … رعایت کنم چون موجب میشود برای مخاطب باورپذیر شده، آن را به زندگی خود شبیه دانسته و با آن همزادپنداری می کند و در نهایت ارتباط خوبی با فیلم برقرار میکند.
قناعت درپاسخ به اینکه به نظر میرسد این فیلم دو مخاطب دارد بچهها و والدین، تاکید کرد: مخاطب این فیلم فقط کودکان نیستند چون همواره اصرار دارم تا مخاطب فیلمهایم همه اعضای خانواده باشند بنابراین این فیلم نه تنها برای کودکان بلکه برای بزرگسالان نیز جذاب است. نمیخواهم فیلمی با داستانی شل و سراسر آواز برای جلب کودکان بسازم بلکه سعی میکنم فیلمی بسازم که برای همه خانواده مناسب باشد به همین دلیل در هیچ یک از فیلمهای من کاراکترها سیگار نمیکشند، حرف بدی نمیزنند تا خانواده با خیال راحت فیلم را ببینند ضمن اینکه فیلم برای والدین نیز خسته کننده نباشد.
وی در پاسخ به اینکه دغدغه شما از تولید فیلم برای کودکان چیست گفت: قرار نبود فیلمساز حوزه کودک شوم ولی فضای کار برای کودک و خانواده با روحیه من سازگاری دارد به همین دلیل بسیار کتاب و رمان کودکانه میخوانم، این شرایط برایم آرامش بخش است چون باعث میشود دنیای فانتزی مورد علاقه خود را در فیلمهایم بسازم، دنیایی که همه افراد حتی آدم های منفیها نیز خوب هستند، چیزی که متاسفانه در دنیای واقعی وجود ندارد و من عقیده دارم فیلمی که میسازم باید موجب آرامش و امید بچهها و همه اعضای خانواده شود و این نگاه به جامعه و زندگی که بخش عمدهای از وقت مرا به خود اختصاص می دهد.

قناعت با اشاره به اینکه روحیه او و نوع سینمایی که دوست دارد، بیشتر به سینمای خانواده محور نزدیک است تصریح کرد: سینمای بزرگسال رئال امروز ما، سینمای تلخی است و من به نگاه تلخ و ناامیدی اعتقاد ندارم، این تلخی مرا اذیت میکند و نمیتوانم با آدمهای منفی قصه ارتباط برقرار کنم و سینمای امیدوارانه را ترجیح میدهم.
او درباره علت استفاده از لهجه در کاراکترهای این فیلم گفت: من عاشق ایرانم به همین دلیل همه لهجههای ایران را دوست دارم و در فیلمهای مختلف از آن استفاده میکنم چون حس ایرانی بودن را در قصه القاء میکند و موجب تنوع برای بیننده میشود در کل بکارگیری لهجه در فیلمها از عشق من به ایران ناشی میشود.
قناعت درباره شکلگیری ایده تولید فیلم «دختر برقی» توضیح داد: این ایده از عکس جلد یک کتاب قدیمی به نام ” کنراد پسرکی ساخت کارخانه” در ذهن من شکل گرفت، دوی جلد عکس پسرکی داخل کنسرو مصور شده بود که این عکس ایده برای نوشتن فیلمنامه دختر برقی شد.
وی در مورد انتخاب بازیگر دختر برقی گفت: خانم من در نمایشها، بچهها را رصد میکند و در یکی از این نمایش ها این دختر با او سلام و احوالپرسی می کند که به نظر همسرم رفتار او بسیار خوشبرخورد و خاص بود، بعد شماره ای از او می گیرد و برای این نقش به من پیشنهاد می دهد بنابراین او را برای نقش انتخاب کردم البته او صدای خوبی دارد و کارهای تئاتر هم انجام داده بود و با فضای نمایش آشنا بود.
قناعت در پایان درباره وضعیت سینمای کودک تصریح کرد: این حوزه مظلوم و مهجور است و حمایت کافی ندارد، سینمای کودک باید بیشتر دیده و حمایت شود، زیرا شادی کودکان بسیار اهمیت دارد. از همه افرادی که فیلم را دیده اند می خواهم که اگر فیلم را پسندیده اند، آن را به دیگران هم معرفی کنند تا حمایت بیشتری صورت گیرد. هدف نهایی من این است که همه کودکان فیلم را ببینند و از آن لذت ببرند، چون شادی کودکان، آرزوی من است.