
سمیه خاتونی/ صبا؛ ایرج راد، یکی از چهرههای شاخص تئاتر و سینمای ایران، در طول سالها همکاریهای مهمی با کارگردان توانمند و برجسته تئاتر، هادی مرزبان داشته است. این همکاری نه فقط در قالب بازیگری ساده، بلکه در پروژههایی نمایشی با عمق فکری و ادبی بالا شکل گرفته است.
در گفتوگوی روز جاریام با ایرج راد، فرصتی دست داد تا دربارهی رابطهی حرفهای و شخصیشان صحبت کنیم — دوستیای که از روزهای دانشکده تا اجراهای حرفهای ادامه داشته است. همانطور که ایرج راد ، در هشت نمایشِ با زنده یاد هادی مرزبان همکاری و رفاقت داشت. همکاریهای این دو دوست در آثار اکبر رادی اهمیت ویژهای دارد: مرزبان بارها نمایشنامههای رادی را روی صحنه برده و راد نقشهایی در این آثار ایفا کرده است.
یکی از نمونههای بارز این همکاری، نمایش «خانمچه و مهتابی» است که مرزبان آن را کارگردانی کرده و راد در آن بازی کرده است. همچنین در اثر «باغ شبنمای ما» (نمایشنامهی اکبر رادی)، ترکیب نامهایی مانند رادی، مرزبان و راد نشان از یک مثلث هنری تأثیرگذار دارد که برای بسیاری از بازیگران آرزو بوده است.

ایرج راد در گفتوگو با صبا، با اندوهی آشکار از درگذشت هادی مرزبان یاد میکند. با سلام و احوالپرسی کوتاهی که رد و بدل میشود، او بیدرنگ به خاطرهای دور برمیگردد:
«من و هادی مرزبان همکاریهای زیادی با هم داشتیم. حتی برمیگردد به دوران دانشکده… سال ۴۷ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران. از همان زمان رفاقت ما شکل گرفت و ادامه پیدا کرد. بعدها هم در کارهای مختلف کنار هم بودیم؛ چه در تئاتر و چه در سریالهایی که هر دو در آنها بازی میکردیم.»
راد با مکثی کوتاه ادامه میدهد:
«در بسیاری از کارهای آقای رادی، مرزبان کارگردان بود و من بازی میکردم. فکر میکنم تعداد قابل توجهی از آثار رادی را با هم روی صحنه بردیم. البته فقط محدود به رادی نبود؛ کارهای دیگری هم بود که با هادی همکاری داشتیم. آخرین کاری هم که او انجام داد، «باغ شبنمای ما »بود؛ سال گذشته در فرهنگسرای نیاوران اجرا شد.»
او با صدایی که هنوز ناباوری در آن پیداست، میگوید:
«واقعاً خیلی متأسفم. اصلاً انتظار چنین اتفاقی را نداشتم. خیلی ناگهانی شد… تا چند روز قبل از این ماجرا، هیچ نشانهای نبود. فقط کمی دلدرد پیدا کرد و رفت بیمارستان؛ همین… حقیقتش همهچیز خیلی سریع اتفاق افتاد.»
این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون به آخرین دیدارش با مرزبان اشاره کرد و گفت: «همین چند روز پیش سرحال بود و داشت روی نمایش جدیدش «پریزاد» را تمرین میکرد. قرار بود به زودی این نمایش را بر روی صحنه ببرد. حتی قرار بود درباره «نوبت دیوانگی» نمایش پرمخاطبی که در اوج اجرایش متوقف شد را دوباره روی صحنه تالار وحدت به اجرا ببرد. در نوبت دیوانگی من بازی داشتم.
وقتی از او پرسیده میشود که چرا مرزبان در سالهای اخیر کمتر سراغ آثار رادی رفته، راد میگوید:
«نمیدانم. به هر حال کارهای مختلفی انجام میداد. اما آخرین همکاری من و او باز هم یکی از کارهای آقای رادی بود… باغ شبنمای ما… بله، همان.»
در پایان، او بار دیگر تأکید میکند:
«این اتفاق واقعاً دردناک بسیار متاثرم کرد»

مرزبان که سالها در عرصه تئاتر فعالیت کرده بود، صبح امروز درگذشت…
هادی مرزبان، هنرمند پیشکسوت در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون، متولد سال ۱۳۲۳ در سبزوار بود. او فعالیتش را در تئاتر از سنین جوانی آغاز کرد ( سال ۱۳۴۵) و پس از تحصیل در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته بازیگری و کارگردانی (فارغالتحصیل سال ۱۳۵۲)، برای تکمیل آموختههای هنریاش راهی انگلستان شد
در دانشگاه برونل لندن نیز مدرک کارشناسیارشد در طراحی و کارگردانی تئاتر گرفت (سال ۱۳۵۷). مرزبان بیش از چهار دهه، چهرهای برجسته در تئاتر ایران بود و شهرت خود را بهویژه بهخاطر کارگردانی آثار اکبر رادی به دست آورد.
آثاری چون «پلکان»، «آهسته با گل سرخ»، «هاملت با سالاد فصل»، «شب روی سنگفرش خیس»، «باغ شبنمای ما» و «آمیز قلمدون» از جمله نمایشهایی هستند که با امضای مرزبان روی صحنه رفتهاند. علاوه بر کارگردانی، او به عنوان بازیگر نیز در تلویزیون و سینما حضور داشت؛ در سریالهایی مثل «تنهاترین سردار» و «پهلوانان نمیمیرند»، و در فیلمهایی چون «بچههای ابدی» و «جنگلبان» نقشآفرینی داشت.
مرزبان در طول عمر هنریاش به تدریس نیز پرداخت و تاثیر زیادی در نسلهای جوان تئاتر گذاشت. در سالهای پایانی زندگی، او به عنوان یک پیشکسوت تئاتر شناخته میشد و درگذشتش (به سن ۸۱ سالگی) موجی از اندوه در میان اهالی هنر ایجاد کرد. مرزبان همواره در آثارش، ردپای عشق به هویت ایرانی و نمایشنامهنویسی اصیل را حفظ کرد؛ میراثی که او با دقت و احترام به نسل بعد منتقل نمود