آدام اسمیت سالها پیش گفته بود دولت تاجر خوبی نیست و حالا باید بگوییم دولت فیلمساز خوبی هم نیست و اصلاً صلاحیت لازم را ندارد تا تشخیص دهد که چه کسی حق دارد فیلم بسازد و چه کسی حق ندارد فیلم بسازد.

به گزارش صبا مازیار وکیلی نوشت: ناصر تقوایی یکی از کارگردانان اصولگرا (نه به معنای سیاسی آن) سینمای ایران بود. برای خودش تشخص و شان و پرنسیپ قائل بود. عادت نداشت هر چیزی بسازد و این را بارها به صراحت گفته بود. خود تقوایی بارها در مصاحبههایش گفته بود من به واسطه کار نکردنهایم تقوایی شدم و این خیلی دردناک است. دردناک است کارگردانی که حداقل دو سه شاهکار مسلم در کارنامه کاری خود دارد سمت فیلمسازی نرود و به قدری دلزده شود که عطای کار در سینمای ایران را به لقایش ببخشد و به جز تدریس کار دیگری انجام ندهد. اما چرا این اتفاق میاُفتد و چرا کارگردانانی مانند ناصر تقوایی، بهرام بیضایی و امیر نادری به این نتیجه میرسند که بهتر است دیگر فیلم نسازند؟ نقش مدیران فرهنگی در این فیلم نساختن چیست؟ آیا مدیران فرهنگی کشور نمیتوانستند شرایطی را مهیا کنند که امثال تقوایی با فراغ بال و در آزادی کامل فیلم بسازند؟ و اصلاً سوال مهم تر این است که چرا باید دیگرانی که قعطعاً درک پایین تری نسبت به تقوایی دارند به او مجوز فیلمسازی بدهند؟ پاسخ به این سوالات از آن جهت مهم است که دلیل انزوا، مهاجرت و سکوت بزرگانی مانند بیضایی، تقوایی و نادری را درک کنیم.

