
سمیه خاتونی / صبا : در پی درگذشت همایون ارشادی، بازیگر نامآشنای سینمای مؤلف ایران، بسیاری از سینماگران از او به عنوان یکی از صادقترین و بیحاشیهترین چهرههای نسل خود یاد کردند. مجید اسماعیلی، کارگردانی که تجربه همکاری مستقیم با ارشادی را داشته، در گفتوگو با خبرنگار ما از خاطرات و ویژگیهای انسانی و حرفهای این بازیگر گفت.
انگار دوبار زندگی کرده بود
اسماعیلی در آغاز این گفتوگو با تأثر از درگذشت ارشادی یاد کرد و گفت: ما معمولاً وقتی کسی را از دست میدهیم، حرفهایی میزنیم که شاید تکراری به نظر برسد، اما دربارهی آقای ارشادی واقعاً همهچیز فرق میکرد. ارشادی انسانی عجیب و واقعی بود؛ انگار دوبار زندگی کرده بود. انسانی اخلاقمدار، باگذشت و آرام. هیچوقت پشت سر کسی حرف نمیزد، بدگویی نمیکرد و همیشه سعی میکرد آرامش را به اطرافش منتقل کند
این کارگردان ادامه داد: یادم هست وقتی سر صحنه از چیزی ناراحت یا مضطرب میشدم، میآمد کنارم، لبخند میزد و آرام میگفت«نگران نباش، میگذره»همان آرامشی که در بازیهایش میدیدیم، در وجود خودش هم جاری بود. زیر و رو نداشت، بینقاب بود، واقعیِ واقعی

برایش مهم نبود کارگردان کیست
اسماعیلی با اشاره به اینکه همایون ارشادی در کار هم به همان اندازه فروتن و حرفهای بود، گفت: برای او اصلاً مهم نبود کارگردان کیست، یا فیلم چندمین کار اوست. همیشه در خدمت پروژه بود، مطیع، دقیق و کاملاً حرفهای. بدون هیچ حاشیهای میآمد، کارش را انجام میداد و با همان سکوت خاص خودش پیش میرفت.
وی در پاسخ به پرسش دربارهی اهمیت فیلمنامه و کارگردان برای ارشادی، تأکید کرد: برایش خیلی مهم بود. همیشه میگفت کارگردان باید نگاه و روحیات مشخصی داشته باشد. حتی یادم هست در یکی از صحنهها قرار بود جنازهی شخصیتی را بکشیم و داخل چالهای بیندازیم. بدل آماده کرده بودم تا فقط او پاها را بگیرد و با کات، صحنه را کامل کنیم، اما او اجازه نداد. گفت به جای بدل خودش انجام میدهد. تصور کنید مردی در آن سن، در آن گل شل و سرما، خودش را داخل چاله انداخت و بعد از ضبط هم با خنده گفت: «اگه راضی نیستی دوباره بگیریم.»
اسماعیلی افزود: ارشادی از آن دست هنرمندانی بود که با حضورش به همه ما درس اخلاق و انسانیت میداد؛ روی صحنه و بیرون از آن.
وی با اشاره به تجربهی همکاری همایون ارشادی با کارگردانان بزرگ ایران و جهان، گفت: من خیلی اهل این نیستم که سابقهی همکاری بازیگر با کارگردانهای دیگر را در کار خودم لحاظ کنم. برای من مهمتر از هر چیز این بود که بازیگر در اختیار پروژه باشد و بداند در چه موقعیت و مناسباتی کار میکند. آقای ارشادی دقیقاً همینطور بود؛ کاملاً در اختیار، کاملاً آگاه، و در نهایت احترام.
او در ادامه از خاطرهای تأثیرگذار گفت که هنوز در ذهنش مانده است هیچوقت یادم نمیرود، یک روز کارمان تمام شده بود و قرار بود دو روز بعد دوباره ادامه دهیم. به او گفتم: «همایونجان، چرا میخواهی این دو روز برگردی تهران؟ بمون، دوباره قراره برگردی. لبخند زد و گفت: «زندگی من همین دو روزهاست؛ از زندگی من همین دو روز مونده» حالا که دیگر بین ما نیست این جمله در گوشم زنگ میزند… انگار خودش میدانست زمان زیادی ندارد. جملهای ساده، اما پرمعنا.

کارگردان در بخش پایانی گفتوگو، دربارهی گرایش همایون ارشادی به سینمای هنری و فیلمسازان مؤلف گفت: آقای ارشادی همیشه به سینمایی تمایل داشت که نگاه انسانی و هنری داشته باشد. او برای دیده شدن یا محبوبیت عمومی بازی نمیکرد. آنچه برایش مهم بود کیفیت حضور بود؛ اینکه در کنار گروهی خوب، در جهانی درست و در فیلمی با معنا ایفای نقش کند. برایش جهان فیلم، نگاه کارگردان و اصالت اثر مهمتر از هر چیز بود.
همایون ارشادی در معنای واقعیِ کلمه، آرتیست بود
او در پایان افزود: اگر بخواهم فقط با یک واژه او را توصیف کنم، باید بگویم آرتیست. همایون ارشادی در معنای واقعیِ کلمه، آرتیست بود. انسانی که زندگی و هنر را از هم جدا نمیدانست. حضورش در هر پروژه، فقط بازی نبود؛ نوعی زیستن بود. و همین است که حالا نبودش، برای همهی ما، نه فقط فقدان یک بازیگر، بلکه غیبت یک روح هنری است..