
مریم عظیمی / صبا: پویان مکری بازیگری که مسیر متفاوتی از پشت میز بانک تا صحنه تئاتر و پرده سینما پیموده است، این روزها با فیلم سینمایی «چای سرد» به کارگردانی امیر قاسم راضی بر پرده سینماها حضور دارد؛ اثری مستقل و متفاوت که در آن نقش مردی به نام خسرو را ایفا میکند؛ شخصیتی در مرز میان شوخی و فروپاشی و میان بیخیالی و اضطراب.
مکری در گفتوگو با «صبا» از تجربه بازی در این فیلم، دشواریهای روانی و فیزیکی برخی صحنهها، و همکاری با کارگردان و بازیگران غیرحرفهای به عنوان تجربهای «تلخ، انسانی و صادقانه» یاد کرد و گفت:«من قبلاً کارمند بانک بودم. حدود ده سال پیش تصمیم گرفتم استعفا بدهم و به کلاسهای بازیگری بروم. در مؤسسه کارنامه ثبتنام کردم و از همانجا کارم را شروع کردم. بعد از گذراندن دورهها، دو نمایش را خودم ترجمه، کارگردانی و بازی کردم. به تدریج مسیر کارم با تئاتر، فیلم کوتاه و تجربههای دیگر در بازیگری پیش رفت و امروز خوشحالم که هنوز در حال یادگیریام.»
کاراکتر خسرو در «چای سرد»، شخصیتی پیچیده و چندلایه است
مکری درباره نخستین مواجههاش با این نقش میگوید: «چالش اصلی من، نوع دیالوگنویسی آقای راضی بود. چون کاراکتر خسرو را بر اساس سن و نگاه خودشان نوشته بودند، جملهها برایم سنگین و غیرقابل درک بود. با این حال، کارگردان اصرار داشت که دیالوگها دقیقاً همانطور که نوشته شده، ادا شود. همین مسئله کار را سخت میکرد. با گفتوگوهای متعدد و تمرینهای پیاپی، کمکم به درک مشترکی رسیدیم و به شکلی دوستانه و در عین حال حرفهای، به شخصیت خسرو نزدیک شدم.»
صحنهی کلیدی فیلم
یکی از صحنههای کلیدی فیلم، جایی است که خسرو در سوراخی گرفتار میشود! مکری از آن به عنوان یکی از سختترین تجربههای کاری خود یادکرد و گفت: «آن صحنه از نظر فیزیکی بسیار دشوار بود. باید مدت زیادی در حالت ثابت میماندم و این وضعیت واقعاً بدنم را خسته میکرد. اما همین سختی به من کمک کرد تا حس درد و درماندگی را واقعیتر منتقل کنم. از حافظه احساسی و تکنیکهای بازیگری استفاده کردم تا بتوانم در عمق این وضعیت فرو بروم. با وجود همه دشواریها، امروز خوشحالم که نتیجهاش در فیلم مؤثر درآمده است.»
انگیزه حضور در این فیلم؟ شخصیت بی خیال خسرو
پویان مکری درباره انگیزه حضورش در این پروژه میگوید: «پیش از خواندن فیلمنامه، آقای راضی را دیدم و همان برخورد اول باعث شد همکاری را بپذیرم. ایشان فردی با درک عمیق از سینما و روحیهای لطیف و هنرمندانهاند. شخصیت خسرو و بیخیالی خاصش برایم جالب بود، هرچند دوست داشتم وجه طنز او بیشتر دیده شود که البته کارگردان با این رویکرد موافق نبود.»
من میخواهم بروم خانه!
در بخشهایی از فیلم، خسرو با مادرش روبهرو میشود… مکری با نگاهی مهربان و خاطرهگو از این همکاری یاد میکند: «ایشان بازیگر حرفهای نبودند، اما فوقالعاده بانمک، پرانرژی و شوخطبع بودند. گاهی وسط فیلمبرداری خسته میشدند و میگفتند: “من میخواهم بروم خانه!” اما همان شوخطبعیشان فضای پشت صحنه را زنده نگه میداشت. لحظههای بامزه و صمیمی زیادی با ایشان داشتیم که هیچوقت فراموش نمیکنم.»
مکری در پایان گفتوگو با تأکید بر ارزش دیدن فیلمهای مستقل گفت: «بدون اغراق فکر میکنم چای سرد فیلمی است که ارزش وقت گذاشتن دارد. اگر از تکرار سینمای بدنه خسته شدهاید، این فیلم میتواند تجربهای متفاوت برایتان باشد. بخش هنر و تجربه دقیقاً جایی است که چنین آثار صادق و متفاوتی را نمایش میدهد. امیدوارم مخاطبان از این فیلمها حمایت کنند، چون آینده سینمای ما در گرو همین تلاشهای مستقل است.»