سینمای مستقل زخم خورده می‌جنگد؛حرف‌هایی از بچه‌های جنوب شهر که سانسور شد! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۶:۱۲:۵۷
گفت‌وگوی صبا با عوامل فیلم سینمایی «سالن چهار»:

سینمای مستقل زخم خورده می‌جنگد؛حرف‌هایی از بچه‌های جنوب شهر که سانسور شد!

«سالن چهار» نخستین تجربه بلند حسین ترک‌جوش در مقام کارگردان، روایتی صریح و بی‌پرده از زندگی در حاشیه‌ شهر است؛ جهانی واقعی که معمولاً سینما ترجیح می‌دهد از آن فاصله بگیرد.

معصومه دهقان/ صبا، «سالن چهار» نخستین تجربه بلند حسین ترک‌جوش در مقام کارگردان، روایتی صریح و بی‌پرده از زندگی در حاشیه‌ شهر است؛ جهانی واقعی که معمولاً سینما ترجیح می‌دهد از آن فاصله بگیرد. فیلم در شرایطی ساخته شده که جذب سرمایه، دسترسی به امکانات و حتی تضمین اکران، برای گروه سازنده به میدانی سخت و نابرابر تبدیل شد. با این حال، ترک‌جوش و تیمش کوشیده‌اند صدای مردمی باشند که سال‌هاست از قاب رسمی حذف شده‌اند؛ صدایی برای نسلی خشمگین، خاموش و نادیده. در این پرونده، خبرنگار روزنامه صبا با کارگردان و همچنین دو تن از بازیگران فیلم — تینو صالحی و امین رسول‌پناه — به گفت‌وگو نشسته تا از چالش‌های پشت‌ صحنه، اهمیت روایت واقعیت‌های اجتماعی و تلاش سینمای مستقل برای زنده‌ ماندن بیشتر بداند. گفت‌وگوهایی که تصویری روشن از وضعیت امروز سینمای اجتماعی ایران ارائه می‌کنند؛ سینمایی خسته اما هنوز زنده، زخمی اما همچنان شریف.

 

حسین ترک‌جوش، کارگردان: وقتی وابسته نیستی، دیده هم نمی‌شوی!

حسین ترک‌جوش با «سالن چهار» نه‌تنها به‌عنوان کارگردان تازه‌نفس وارد سینما شده، بلکه بی‌پروا علیه فراموشی دست‌به‌کار شده است. او از دل جنوب شهری برخاسته که رنج‌هایش را روی شانه دارد و همان رنج‌ها را به تصویر کشیده؛ بی‌سانسور، بی‌آرایش و بی‌تعارف. ترک‌جوش می‌گوید فیلمش نه برای فرش قرمز ساخته شده و نه برای رضایت پشتیبانان رسمی؛ این فیلم برای مردم است و درباره کسانی که سهمی از دیده‌ شدن ندارند. گفت‌وگو با او آینه‌ای‌ است از مصائب سینمای مستقل؛ سینمایی که با وجود خستگی، هنوز ایستاده و می‌جنگد تا حقیقت فراموش نشود.

«سالن ۴» نخستین تجربه سینمای بلند شماست. چه شد تصمیم گرفتید اولین فیلم‌تان را درباره جنوب شهر و معضلات اجتماعی بسازید؟
من خودم فرزند جنوب شهرم. در همان محله‌ها بزرگ شدم، همان‌جا نفس کشیدم، همان خشم و محرومیت را تجربه کردم. همیشه آرزو داشتم که روزی بتوانم تصویری واقعی از بچه‌های جنوب شهر ارائه کنم؛ تصویری بدون روتوش. سال‌ها فیلم کوتاه ساختم؛ همواره دغدغه‌ام اجتماع بوده. اما می‌خواستم اولین فیلم سینمایی‌ام را تمام ‌قد وقف مردم محله خودم کنم؛ قشری از جامعه که همیشه در حاشیه قرار گرفته‌اند.

البته از همان ابتدا مشکلات شروع شد. بخش‌هایی از فیلم را حذف کردند، بعضی نمایش‌ها را گرفتند. ما می‌خواستیم حرف‌های بچه‌های جنوب را بی‌پرده بزنیم، اما اختیار بیان آزادانه از ما گرفته شد. با این حال تلاش کردیم زبان فیلم دقیقاً همان زبان بچه‌های همان کوچه‌ها باشد.

جذب سرمایه برای فیلم اول بسیار سخت است. چگونه با روح‌الله حجازی آشنا شدید و ایشان را مجاب کردید تهیه‌کنندگی را بپذیرد؟
من نزدیک به بیست سال است در این حوزه کار می‌کنم؛ چه در تئاتر چه در سینما. رزومه‌ام مشخص است و قابل تحقیق؛ جوایز جهانی متفاوتی دارم. بدون اینکه بخواهم از خودم تعریف کنم، هر تهیه‌کننده‌ای وقتی این سابقه را ببیند، می‌تواند نتیجه بگیرد که با کارگردان بی‌تجربه طرف نیست.

آقای روح‌الله حجازی همراه با علی مردانه (مجری طرح) و سعید دلاوری (مدیر تولید) واقعاً برای این پروژه زحمت کشیدند. حرف از حمایت که می‌شود، باید از این عزیزان یاد کرد. ما تلاش کردیم در نهایت فیلمی آبرومند ارائه بدهیم و خوشبختانه اغلب مخاطبانی که از سالن خارج می‌شوند، رضایت دارند.

فیلم پر از لحظات تنش و بحرانی است و واقعیت‌های تلخ اجتماعی را بی‌واسطه نشان می‌دهد. نترسیدید برچسب سیاسی-اجتماعی بخورید؟
ترس؟ برچسب‌ها از قبل آماده بود! نسخه‌ای که امروز روی پرده است، نسخه قیچی ‌شده است.
اما چیزی که بیشتر ناراحتم می‌کند این است که یک فیلم مستقل، با همه جنگ و زحمتش، بدون حتی یک پشتیبان رها می‌شود. نه شبکه ماهواره‌ای خریدیم که تبلیغ کنند، نه بازیگرانی داشتیم که با حاشیه‌سازی جلب توجه کنند، نه در جشنواره کسی فریاد بزند که دیده شویم. ما شریف ساختیم. شریفی که گویا از مد افتاده است. تنها پشت ما مردم هستند؛ همین.

چرا تبلیغات نداشتید و حتی در اکران هم محدود شدید؟
صادقانه بگویم؛ چون پول نداشتیم. در به ‌در دنبال سرمایه‌گذار رفتیم. به در خانه‌ها زدیم، به اشخاصی پیام دادیم که شاید در شأن‌مان نبود. اما مردم و سرمایه‌گذاران می‌گویند شرایط اقتصادی خراب است و اعتماد نداریم. وقتی ارگانی پشتت نیست، تبلیغ هم نداری. وقتی وابسته نیستی، دیده هم نمی‌شوی. این رسم سینمای مستقل است.

با سانسورها چطور کنار آمدید؟ نتیجه نهایی چقدر به ایده شما نزدیک است؟

قطعاً نسخه ایده‌آل من نیست. اما همین که تماشاگر متوجه می‌شود چه چیزهایی حذف شده، یعنی کار ما دیده شده. مردم می‌گویند سال‌ها بود یک فیلم اجتماعی واقعی ندیده بودیم. حتی مقایسه می‌کنند با فیلم‌های میلیاردی این روزها و می‌گویند «سالن ۴» شجاعانه‌تر و شریف‌تر است. من تنهایی بار سنگین این فیلم را کشیدم و همین رضایت مخاطب برایم بزرگ‌ترین دستاورد است.

انتخاب بازیگران با وجود محدودیت مالی، کار سختی بود. چطور قانع‌شان کردید؟

واقعاً دوستانه پای کار آمدند. دستمزدها در حد هدیه بود. این کمک بزرگی بود به سینمای مستقل. برخی به‌ خاطر فیلم‌نامه آمدند، برخی به‌ خاطر رفاقت قبلی و اعتماد به من.

من پیش‌تر با چهره‌های بزرگ کار کرده‌ام و قلق ارتباط با بازیگر حرفه‌ای را می‌دانم. آن‌ها حرف شنیدند، همراهی کردند و باعث شدند بهترین خروجی ممکن رقم بخورد.

خیلی‌ها معتقدند «سالن ۴» در جشنواره فجر حقش خورده شد. چرا حتی با نسخه ۸۰ دقیقه‌ای، به بخش اصلی نرفتید؟

این یکی از بزرگ‌ترین داغ‌های من است.
۸۰ دقیقه فیلم داشتیم، تنها چند سکانس باقی بود. اما گفتند فیلم‌های ارگانی باید در اولویت باشند. در حالی‌که برخی فیلم‌ها با نسخه ناقص ۲۰ دقیقه‌ای پذیرفته شدند! من از آقایان مسئول جشنواره دوره قبل دلگیرم. همین‌طور عوامل تصمیم‌گیر. چطور می‌شود یک فیلم مستقل را که ۵ سال برایش جنگیده‌ای، کنار بگذارند چون «پشتیبان» نداری؟ به نظرم سینمایی که رفاقت و قدرت در آن حرف اول را می‌زند، سینمای مردم نیست. ما خسته‌ایم؛ تماشاگر هم خسته است از این انتخاب‌های رانتی.

بازخورد مردمی بعد از اکران چطور بوده؟

خیلی بهتر از انتظار ما. مردم می‌گویند «سالن ۴» فراتر از فیلم‌های پر فروش و پرهیاهوی سال است. چون قدرت و رانت پشتش نیست و فقط با کیفیت خودش پیش می‌رود. تبلیغات ما دهان به دهان است.
هر نفر که فیلم را دوست داشته باشد به ده نفر دیگر می‌گوید. این بزرگ‌ترین سرمایه ماست.

مدت تمرین‌ها چقدر بود؟ با بازیگران حرفه‌ای چطور به زبان مشترک رسیدید؟

تمرین داشتیم؛ هرچند محدود. اما همین که بازیگران آشنا بودند و به من اعتماد داشتند، باعث شد کار با سرعت جلو برود. من سعی کردم با واقعیت شخصیت‌ها کار کنم و فضایی بسازم که بازیگر در آن زندگی کند. نتیجه‌اش را روی پرده می‌بینید.

شما در بخشی از صحبت‌ها به نقد جدی نسبت به مسئولان سینما اشاره کردید

بله، من حرفم روشن است: مسئولان، پشت شهدا و نظام قایم شده‌اند اما به مردم پشت کرده‌اند.
من خودم فرزند شهیدم. اما هیچ ‌وقت حتی یک ‌بار هم از این موقعیت سوءاستفاده نکرده‌ام. ادعا می‌کنند مردم‌گرا هستند، اما تصمیمات‌شان علیه مردمی است که فیلم من درباره آن‌هاست. چطور می‌شود سرنوشت یک فیلم را قربانی رفاقت و روابط کرد؟ چطور می‌شود به اسم عدالت، بی‌عدالتی را نهادینه کرد؟ فیلم من قربانی یک ساختار فاسد تصمیم‌گیری شد. اما اگر صدای ما را خفه کنند، مردم بلندتر فریاد می‌زنند.

آیا با این همه سختی باز هم به سمت سینمای اجتماعی می‌روید؟

قطعاً. من با مردم و کنار مردم‌ هستم. حتی اگر مرا پس بزنند. نه مثل بعضی مسئولانی که فقط شعار می‌دهند. نه مثل آن‌ها که به اسم فیلم اجتماعی پول‌های دولتی می‌گیرند و در نهایت هم فیلم‌شان فقط تبلیغ یک رویکرد است. من ساختار سینما را شکستم. اولین فیلم سینمای ایران هستیم که افتتاحیه و اختتامیه موسیقی رپ دارد. چون این زبان امروز جوانان است. اگر قرار باشد باز هم بسازم، باز هم مستقل، باز هم اجتماعی، باز هم صادقانه.

صحبت پایانی 
خواهش می‌کنم سینمای مستقل را تنها نگذارید. اگر مردم حمایت نکنند، فیلم‌های اجتماعی نفس‌شان می‌گیرد. «سالن ۴» درباره واقعیت‌های تلخی است که کنارمان زندگی می‌کنند. اگر یک نوجوان با دیدن این فیلم از یک انتخاب اشتباه صرف‌نظر کند، رسالت من تمام شده است. حمایت مردم، تنها امید من است.
و اگر روزی شکست بخوریم، حداقل با شرف شکست خورده‌ایم؛ نه در سایه ساختاری که به رانت و رفاقت آلوده است.

تینو صالحی، بازیگر: دوست دارم نقش‌هایی را بازی کنم که همه بگویند: به تینو نمی‌خورد!

تینو صالحی از چهره‌های شناخته ‌شده‌ تئاتر است که در سال‌های اخیر با حضور در آثار سینمایی مختلف تلاش کرده مسیر تازه‌ای در کارنامه‌ خود رقم بزند. او در «سالن چهار» نقشی منفی و کاملاً متفاوت با تصویر همیشگی‌اش ارائه داده؛ نقشی که با تمرین‌های فشرده و تغییرات کامل در بیان و فیزیک بازی، به شخصیتی باورپذیر تبدیل شده است. صالحی معتقد است بازیگری زمانی معنا پیدا می‌کند که بازیگر از کلیشه‌هایش عبور کرده و جهان‌هایی را تجربه کند که از او دورند؛ به همین دلیل همکاری با فیلم‌اولی‌ها و کارگردان‌های جسور را انتخاب می‌کند تا محدود به چارچوب‌های تکراری نشود. در این گفت‌وگو او از چالش ساخت این نقش، وضعیت امروز سینمای مستقل و دلتنگی‌اش برای صحنه تئاتر می‌گوید؛ صحنه‌ای که آن را خانه همیشگی‌ خود می‌داند.

شما در «سالن چهار» شخصیتی منفی بازی می‌کنید؛ چه شد که این نقش را پذیرفتید؟

در قدم اول برایم جذاب بود چون قبلاً چنین شخصیتی را تجربه نکرده بودم. معمولاً نقش‌هایی که بازی کرده‌ام مثبت بوده‌اند و احساس کردم زمانش رسیده یک چرخش جدی داشته باشم. برای یک بازیگر خیلی مهم است که همیشه در قالب‌های مشابه باقی نماند. بنابراین پذیرفتن یک ضدقهرمان برایم هم ضروری بود و هم هیجان‌انگیز.

به ‌نظر می‌رسد کارگردان روی شخصیت‌پردازی و تمرین‌ها بسیار حساس بوده

کاملاً همین‌طور است. یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این کار، تمرین‌های طولانی و پرجزئیاتی بود که داشتیم. حسین ترک‌جوش شناخت و اشراف دقیق نسبت به این تیپ شخصیتی داشت و همین کمک کرد من بتوانم این آدم را بسازم. اگر دقت کنید هیچ چیز این نقش به من نزدیک نیست؛ نه لحن، نه راه‌ رفتن، نه نگاه ‌کردن. همه این‌ها ساخته و پرداخته تمرین‌های گروهی و تعامل با کارگردان بود. شاید نقش از نظر زمان حضور خیلی بزرگ نباشد، اما به ‌نظرم خوب نشسته و دیده می‌شود.

شما سال‌ها تدریس بازیگری هم داشته‌اید. روش شخصی‌تان برای رسیدن به نقش چیست؟

من مدت‌ها تمام متدهای بازیگری را بررسی کرده‌ام؛ از استانیسلاوسکی تا ما‌یزنر و متد اکتینگ. نتیجه‌ای که گرفتم این بود که هیچ نسخه‌ای برای همه بازیگران جواب واحد نمی‌دهد. بازیگری یک مسیر شخصی است.
برای من، مهم این است که درگیر نام تکنیک‌ها نشوم. روش‌های مختلف را امتحان می‌کنم و در نهایت هرکدام که بیشتر کمک کند به همان تکیه می‌کنم؛ گاهی ترکیبی از همه تکنیک‌ها می‌شود. نقش، خودش به من راه را نشان می‌دهد.

این نقش روی روحیه یا ذهنیت شخصی‌تان تأثیر گذاشت؟

صادقانه بگویم نه. من نقش‌ها را با خودم به خانه نمی‌برم. کاراکتر در طول فیلمبرداری در ذهن و جسم من مهمان است و بعد که کار تمام شد می‌رود. البته تأثیر فیلم بر مخاطب قطعی است و من هم بخشی از همان مخاطبم، پس طبیعتاً بی‌تأثیر نیستم؛ اما در نگرش شخصی‌ام تغییر ایجاد نمی‌کند.

از بازخوردها راضی بودید؟

خیلی. فکر می‌کنم یکی از متفاوت‌ترین بازی‌هایم را در این فیلم انجام دادم و بازخوردها نشان داد این تفاوت دیده شده است. «سالن چهار» را حتماً جزو تجربه‌های موفق خودم به حساب می‌آورم.

همکاری با حسین ترک‌جوش برای‌تان چگونه بود؟

او کارگردانی بسیار باانگیزه، مستقل‌فکر و خلاق است. مطمئنم در آینده بیشتر درباره‌اش خواهیم شنید. به‌ طورکلی تمایل من همیشه کار با جوان‌هاست؛ چون نگاهشان جسورانه است و کلیشه‌ها را کنار می‌زنند. فیلم‌اولی‌ها چیزی برای از دست دادن ندارند و همین باعث می‌شود در مسیر تجربه‌های تازه قدم بردارند. این برای بازیگری مثل من که همیشه دنبال هیجان و تجربه‌ متفاوت است، یک انتخاب طبیعی‌ست.

چرا این‌سال‌ها کمتر روی صحنه تئاتر دیده شده‌اید؟

برخلاف تصور، من کم‌کار نبودم؛ فقط برخی آثار هنوز پخش یا اکران نشده‌اند. «سالن چهار» دومین فیلمی است که امسال از من دیده می‌شود و به ‌زودی «فیلم احمد» هم اکران خواهد شد که در آن نقش اصلی را بازی کرده‌ام.
اما تئاتر خانه من است و واقعاً دلتنگ صحنه‌ام. ترجیح می‌دهم خیلی پرکار نباشم تا بتوانم کیفیت را حفظ کنم. به ‌زودی با یک نمایش تازه برمی‌گردم.

نقش‌های رؤیایی‌تان چه ویژگی‌ای دارند؟

تنوع‌طلبم و نقش‌های متفاوت را دوست دارم. خیلی جذب نقش‌هایی می‌شوم که همه فکر کنند «به تینو نمی‌خورد!»
این چالش برایم جذاب است؛ اینکه وارد جهانی شوم که از من دور است و بتوانم نگاه‌ها را تغییر دهم. متأسفانه در سینما هنوز این فضا برایم آن‌طور که دوست دارم ایجاد نشده، ولی منتظر یک کارگردان شجاع هستم با نگاهی نزدیک به خودم.

حرف پایانی

ممنون از شما و رسانه‌هایی که به سینمای مستقل توجه می‌کنند. امیدوارم روزی برسد که سینمای ایران از نگاه‌های سلیقه‌ای و تقسیم «خودی و غیرخودی» فاصله بگیرد و همه همکارانی که شرایط کار ندارند، دوباره به میدان برگردند.
سینما وقتی رشد می‌کند که همه با هم برایش تلاش کنیم.

 محمدامین رسول‌پناه، بازیگر: جسارت داریم اما تریبون نه!

محمدامین رسول‌پناه، بازیگر جوانی که پیش‌تر با نقش‌آفرینی در «کاپیتان امیر» و حضور در پروژه بین‌المللی «لوتریا» دیده شده، این‌بار در «سالن چهار» با کاراکتری چالش‌برانگیز وارد میدان شده است؛ نقشی که هیچ تجربه زیسته‌ای از آن نداشته اما با تلاش، تحقیق و همراهی کارگردان، توانسته به دنیای اجتماعی ناشناخته‌ای قدم بگذارد. او از اعتماد به نسل تازه بازیگران می‌گوید؛ نسلی که با انگیزه، دانش به‌روز و جسارت هنری، می‌خواهد سهم خود را در سینمای ایران به‌دست آورد و روایت‌گر داستان‌هایی باشد که کمتر دیده و گفته شده‌اند.

پیش از «سالن چهار» چه تجربه‌هایی در سینما و تئاتر داشتید؟
فیلم سینمایی «کاپیتان امیر» را بازی کردم و افتخار داشتم نقش جوانی‌های شهید رضایی‌مجد را ایفا کنم. بخش بزرگ‌تری از شخصیت را مرحوم علی انصاریان بازی کردند. در تئاتر هم تجربه‌هایی داشتم؛ از جمله نمایش «بن‌بست» در پردیس شهرزاد. حدود سه سال پیش هم در فیلم «لوتریا» به کارگردانی علی عطشانی حضور داشتم؛ که در کشور مکزیک فیلم‌برداری شد.

چه چیزی در «سالن چهار» توجه‌تان را جلب کرد؟

فیلمنامه برایم بسیار جذاب بود. من این فضا را از نزدیک لمس نکرده بودم و درست همین فاصله، برای بازیگر چالش بزرگی است. اینکه بتوانم با جهانی ناآشنا همزادپنداری کنم خیلی برایم هیجان‌انگیز بود و باعث شد اشتیاق زیادی برای حضور در فیلم داشته باشم.

چطور برای این نقش انتخاب شدید؟

پیش‌تر با آقای سعید دلاوری به‌عنوان مدیر تولید در «لوتریا» همکاری داشتم. ایشان من را به آقای ترک‌جوش معرفی کردند و خوشبختانه ایشان محبت داشتند و این نقش را به من سپردند. به‌عنوان یک بازیگر، همین اعتمادهاست که مسیر را باز می‌کند.

قبلاً تجربه‌ای در برخورد با این تیپ شخصیتی داشتید؟

واقعیت نه. فقط چیزهایی شنیده بودم یا در اخبار دیده بودم. هیچ ارتباط نزدیکی با چنین فضای اجتماعی نداشتم. نقش‌های قبلی‌ام کاملاً در جهان‌های دیگر بوده‌اند و برای همین این نقش، برای من زمین تازه‌ای بود.

برای ساخت و فهم این شخصیت چه روندی طی شد؟

ساعت‌های زیادی درباره این فضا با آقای ترک‌جوش صحبت کردیم. ایشان به این جهان کاملاً مسلط هستند و نگاهشان باعث شد قدم‌به‌قدم به نقش نزدیک شوم. همچنین کنار بازیگرانی مثل استاد قصابیان، تجربیات ارزشمندی کسب کردم. کارگردان چندین نمونه واقعی از افرادی که به این شرایط تعلق داشتند به من نشان داد — نه فقط یک مورد — تا در انتخاب مسیر ساخت نقش حق انتخاب داشته باشم.
تمام این‌ها کمک کرد تصویر درستی از شخصیت برایم ساخته شود و امیدوارم توانسته باشم از پس این مسئولیت بربیایم.

از عملکرد خودتان در فیلم راضی هستید؟

واقعیتش نظر دادن در مورد بازی خودم به من مربوط نیست. مخاطب و تیم کارگردانی هستند که بهترین قضاوت را دارند. همین که مردم بپذیرند، برای من بزرگ‌ترین موفقیت است.

به‌عنوان بازیگر جوان، به چه نوع نقش‌هایی علاقه‌مندید؟

چالش برای من اصل است. دوست دارم نقش‌هایی بازی کنم که از شخصیت واقعی‌ام فاصله داشته باشند تا بتوانم اگر توانایی‌ای دارم، آن را نشان بدهم. دنیاهای تازه برای من جذاب‌اند؛ جاهایی که باید تحلیل کنی، تحقیق کنی و از نو بسازی.

حرف پایانی

ممنون از اینکه این فرصت را دادید تا صدای بازیگران نوظهور شنیده شود. من به نمایندگی از بازیگران نسل جدید می‌گویم: به ما فرصت بدهید. ما باانگیزه، به ‌روز و آماده‌ایم که بهترین تلاش‌مان را برای سینمای ایران بکنیم. به ‌خصوص در سینمای مستقل که هر قدمش عشق و زحمت است، حمایت و اعتماد خیلی مهم است.
امیدوارم روزهای خوب برای همه فعالان سینما، از کارگردان و تهیه‌کننده تا بازیگران و تمام عوامل فرا برسد.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها