
مریم عظیمی/ صبا _ در سومین روز از چهلودومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، سه فیلمساز از سه مسیر متفاوت گرد هم آمدند تا از دغدغههایشان بگویند؛ از روایت قانون و انسان در «متولد تهران» تا بازخوانی ایمان در «پیامبر» و ادای دینی ادبی به چخوف در «مرخصی». در ادامه گفتوگوی خبرنگار صبا با جواد حکمی، احسان عابدنیا و مرتضی رشیدی را میخوانید.
کارگردان «متولد تهران»: مسئلهی «متولد تهران» مسئله قانون نه اخلاق! اتباع بروند یا بمانند
جواد حکمی که با فیلم «متولد تهران» اولین حضورش را در جشنواره فیلم کوتاه تهران تجربه میکند طلبه سطح سه حوزه علمیه است و فیلمسازی را بیشتر به شکل تجربی و در ابتدا با فیلمهای صدثانیهای آغاز کرده و به مرور تا رسیدن به مرحله فعلی پیش رفته است. فیلمبرداری این فیلم ۱۵ دقیقهای چهار روز زمان برده است.
ایده «متولد تهران» چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی میپردازد؟
ایده «متولد تهران» بر اساس زیست شخصی من شکل گرفت. من پیشتر در جامعهالمصطفی تدریس میکردم؛ جامعهالمصطفی مربوط به طلاب خارجی است و با طلبههایی از کشورهای افغانستان، پاکستان و آفریقا و… ارتباط استاد شاگردی و حتی برادرانه داشتیم. از آنجایی که به لحاظ قانونی در به نام کردن ماشین یا خانه خریداری کرده با ممنوعیت مواجه بودند، مجبور میشدند از طریق افرادی که امینشان بودند اقدام کنند و من هم یکی از این افراد بودم. در آن دوره، تقریباً یازده موتور و دو خودرو به نام من ثبت شد و همین مسئله باعث شد که این ایده به ذهنم خطور کند تا فیلمی درباره آن بسازم. با توجه به شرایط کشور و اتفاقاتی که برخی از اتباع افغانستانی در ایران رقم زدند، از جمله برخی جرائم و همچنین مظلومیتها و محدودیتهایی که برای آنان پیش آمده، این ایده شکل گرفت تا با لحاظ کردن همه این وقایع، فیلمی حول محور موضوع اتباع افغانستانی تولید شود.
آیا در فیلم از بازیگر حرفهای استفاده کردید یا نابازیگر؟
بازیگران اصلی فیلم آقای محسن قصابیان و خانم صدف عسگری هستند و حضور این بازیگران و دیگر اعضای تیم کمک شایانی به فیلم کرد و واقعاً با تیمی همدل و همراه توانستیم فیلم را به سرانجام برساند. ما نیز مشابه دیگر آثار با یک تیم تولید حدوداً ۲۵ نفره پیش رفتیم. این فیلم پروداکشن پیچیدهای ندارد و تنها در دو لوکیشن ساخته شده است. «متولد تهران» یک قصه رئالیستی و متکی بر بازی بازیگران و روایت قصه است.
وجود انجمن سینمای جوان برای فیلسازان کوتاه چه اهمیتی دارد؟
در کل، انجمن سینمای جوان واقعاً خانه همه فیلمسازان است؛ چه آنهایی که دورههای آموزشی انجمن را گذراندهاند و چه کسانی که با واسطه با انجمن کار کردهاند. انجمن با آغوش باز در همه دورهها برای فیلمسازان کار کرده و حمایتهایی انجام داده است. بسیاری از فیلمسازان واقعاً مدیون حمایتهای انجمن هستند. وجود چنین مرکزی میتواند در تولید فیلم کوتاه و پیشرفت سینمای بلند بسیار موثر باشد. سینمای کوتاه محلی برای تجربه و آزمون و خطا است و چیزی که در سینمای بلند ممکن است بسیار دشوار و پرهزینه باشد را میتوان در این عرصه با هزینه کمتر و در مدت زمان کوتاهتر تجربه کرد. امیدواریم که روز به روز بودجه انجمن بیشتر شده و قدرتمندتر شود کما اینکه این اتفاق نیز رخ داده و در زمینه جشنواره، صنعت تولید و پخش آثار شاهد آن هستیم. چند سالی است که جشنواره فیلم کوتاه تهران مورد تایید آکادمی اسکار است و این اتفاقی مهم برای سینمای کوتاه و حتی برای سینمای ایران است و نشان میدهد که فیلمسازان کوتاه در زمینه این هنر مستقل چقدر موفق، دقیق و توانمند هستند. این دستاورد حاصل تلاش مدیران فعلی و سابق انجمن و فیلمسازان است که برای ارتقای سینمای کوتاه کوشش کردهاند. همه فیلمسازان این نگاه را دارند و من نیز پیشتر همکاریهایی با انجمن داشتهام و دو فیلم قبلیام نیز با حمایت انجمن ساخته شدهاند.
سخن پایانی
فیلم «متولد تهران» درباره طیفی از اتباع افغانستانی است که اساساً در ایران به دنیا آمدهاند و اسم فیلم نیز به همین دلیل انتخاب شده است. به عنوان یک شهروند، میخواهم بیان کنم که اغلب مردم طیفهای مختلف این گروه را در نظر نمیگیرند و دیدگاههای کلی و مطلق دارند، مثلاً میگویند «اتباع باید بروند یا بمانند»، بدون اینکه تفاوتها و تجربههای مختلف آنان را لحاظ کنند. فیلم ما به این طیف میپردازد؛ کسانی که رنگ کابل را هم ندیدهاند، اساساً تجربه زندگی در آنجا نداشتهاند، حتی لهجه و گویش ندارند و جهانشان محدود به تجربه زندگی در ایران است. بنابراین نمیتوان به راحتی گفت که این افراد باید چمدانهایشان را جمع کنند و از ایران بروند. من یک فیلمساز هستم نه متولی امور این طیف که بتوانم تعیین کنم که مصلحت کشور هست یا نه و صرفاً آنچه را تجربه کرده و دیدهام به تصویر کشیدهام؛ در این فیلم نگاهی جامع نسبت به حضور این طیف در ایران ارائه شده است که شامل آسیبها، منافع، خطرات و فوایدش است. اما نکته مهم این است که نباید این دو طیف را با هم قاطی کرد. آن دسته که پس از سقوط دولت و روی کار آمدن طالبان به ایران آمدهاند، نباید با آنهایی که در ایران به دنیا آمدهاند مقایسه شوند. اساساً این دو گروه کاملاً متفاوتاند. مسئله «متولد تهران» مسئله قانون است، نه مسئله اخلاق و شاید مهمترین ویژگی فیلم همین باشد؛ فیلم و فیلمساز به اندازه درک و تجربه خود حرف میزند و مزیتش این است که بخش و وجهی از مسئله را به مخاطب نشان میدهند که ممکن است پیشتر ندیده باشد و اساسا این رسالت فیلمساز است که به واسطه حضور در کف جامعه و بین مردم از زاویهای به مسائل نگاه کند که غالباً دیگران بدان توجه نکردهاند. مثلا یک عضو کمیسیون فرهنگی به دلیل جایگاه کلان و مسئولیت قانونگذاری در سطح کشور، طبیعتا زیست کف جامعه را تجربه نمیکند و این وظیفه من فیلمساز است که با تصویر کردن جزئیات و اثرات یک قانون در قالب داستان و درام، وجوه دیگر آن مسئله را بازنمایی کنم. امیدوارم این فیلم، حداقل باعث ایجاد حرکتی در تصمیمگیریها و قضاوتهای فردیمان درباره اتباع افغانستانی شود.

کارگردان فیلم کوتاه «پیام بر»: با حمایت تهیهکننده در تهران احساس غربت نداشتم
احسان عابدنیا با هفتمین ساخته خود به نام «پیام بر»، اولین حضورش در بخش داستانی جشنواره فیلم کوتاه تهران را تجربه میکند. «پیام بر» فیلمی بیست دقیقهای است که طی سه روز در روستای کمرد در اطراف جاجرود فیلمبرداری شده است.
آیا مسیر فیلمسازی را به صورت آکادمیک آغاز کردهاید؟
من ورودی سال ۱۳۹۲ انجمن سینمای جوان اصفهان هستم و پس از گذراندن دورهها، چند مستند ساختم، ولی پس از آن فعالیت فیلمسازی من تا اسفند سال ۱۳۹۹ متوقف شد تا اینکه در همین سال بهطور تماموقت شروع به ساخت فیلم کوتاه و داستانی کردم و از آن زمان تاکنون هفت فیلم ساختهام. دورههای آموزشی من از انجمن آغاز شد و علاوه بر آن، چندین ورکشاپ مرتبط با نویسندگی، کارگردانی و تدوین را نیز گذراندم و از سال ۱۴۰۱ دانشجوی کارگردانی سینما هستم.
ایده فیلم «پیام بر» چگونه شکل گرفت و موضوع آن چیست؟
ایده فیلم «پیام بر» بر محور یک خاطره واقعی که یکی از هممحلهایها برای تعریف کرده بود شکل گرفت. طبق این خاطره، نوجوانی برای رفتن به جبهه، اقدامات خاصی انجام داده بود و این خاطره برای من بسیار عجیب و جالب بود و ذهنم را برای چند ماه مشغول کرد. علاوه بر آن، کتابی به نام «روزهای پیام بری» نیز الهامبخش من شد تا ترکیب این دو منبع، ایده اصلی فیلم را شکل دهد.
«پیام بر» چند بازیگر دارد و در انتخاب بازیگران چگونه عمل کردید؟
فیلم «پیام بر» چهار بازیگر اصلی دارد و سایر بازیگرانِ نقشهای فرعی نابازیگرانی هستند که هنرور محسوب میشوند. از میان بازیگران اصلی، سه نفر قبلاً تجربه بازی در سینما و تلویزیون را داشتهاند، بخصوص ایمان نظیفی، تجربه زیادی در فیلمهای کوتاه و تئاتر دارد، اما دیگر بازیگران یعنی رحیم ملکی و علی چایچی بیشتر پیشینه تئاتری داشتند و بازیگر نقش اول کار جواد مدنی نیز سالها در اصفهان در تئاتر فعالیت داشته و عمدتاً در تئاتر کمدی ایفای نقش کرده است.
این فیلم از شکلگیری ایده فیلم تا پایان ساخت چه مدت زمان برد؟
این روند برای من نزدیک به دو سال طول کشید و فرآیند بسیار سختی بود. دلیل طولانی شدن روند، رد شدن فیلمنامه در اصفهان بود و شخصا نیز قادر به پرداخت هزینه ساخت فیلم نبودم البته همه فیلمهای قبلی را خودم ساخته بودم، اما این فیلم شرایط متفاوتی داشت و نیازمند حمایت مالی بود. من ابتدا به حوزه هنری و شهرداری اصفهان مراجعه کردم، اما فیلمنامه رد شد. سپس آن را به سازمان سینمایی سوره ارائه دادم و خوشبختانه قبول شد. همین امر سبب شد تا فیلم در تهران ساخته شود، نه اصفهان. به هر حال این اولین فیلمی بود که در تهران میساختم و طبیعتاً برای من چالشبرانگیز بود. بخصوص که حوزه هنری اصفهان فیلم را نپذیرفته ولی حوزه هنری تهران اعلام همکاری کرده بود و من مدتی درگیر همین پروسه بودم اما خوشبختانه حوزه هنری تهران و سازمان سینمایی برخورد بسیار خوبی داشتند و دیدشان نسبت به گروهی که در آن زمان در اصفهان مسئول بودند، بسیار بازتر بود. از طرفی عوامل کار کاملاً جدید بودند و من هم تجربه ساخت در شهری دیگر را نداشتم. با این حال، تهیهکننده همراه و حامی من بود و با درک شرایط، پشتیبانی لازم را فراهم کرد، به طوری که هیچ حس غربتی احساس نکردم و به لطف حمایت حرفهای تیم، مراحل تولید بسیار خوب و روان پیش رفت.

کارگردان فیلم کوتاه «مرخصی»: سعی کردم در نوع روایت ادای دینی به چخوف داشته باشم
«مرخصی» فیلمی چهارده دقیقهای ساخته مرتضی رشیدی است. این کارگردان پیشتر فیلمی با عنوان «در قبرستان» ساخته و برای اولین بار است که در جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور مییابد.
فیلم «مرخصی» به چه موضوعی میپردازد؟
فیلم «مرخصی» در واقع بر اساس داستان کوتاهی به نام «نامه اشتباهی» ساخته شده است. این داستان در کتابی با عنوان «۹۵» که مجموعه منتخب داستان کوتاه بود توسط انتشارات آرنا چاپ شده و خودم آن را نوشتهام؛ یعنی اقتباس از اثر خودم است. من سعی داشتم که نوع داستان وامدار روایت و فضای داستانهای کوتاه چخوف باشد و در نوع روایت و قصه پردازی ادای دینی به چخوف داشته باشم.
ساخت فیلم کوتاه را چگونه آغاز کردید؟
رشته دانشگاهی من سینما بوده است و کارشناسی سینما را با گرایش تدوین به پایان رساندم. در ابتدا نیز در زمینه تدوینِ فیلمهای مستند و چند فیلم داستانی فعالیت میکردم و همزمان با این فعالیتها، ساخت تیزرهای تبلیغاتی را نیز انجام میدادم. به این ترتیب فضای کار فیلمسازی برایم آماده شد و در حال حاضر نیز مشغول کار روی فیلم کوتاه بعدی هستم.
فرایند ساخت فیلم چقدر طول کشید و فیلمبرداری در چه لوکیشنی انجام شد؟
لوکیشن فیلم یک کارخانه تولیدی به نام شرکت «پدیده اطلس سرما» بود که سرمایهگذار کار نیز همین شرکت بود. فیلمبرداری در همان کارخانه انجام شد و مجموعاً سه روز طول کشید. این کارخانه در استان مرکزی واقع شده است. فرایند ساخت این اثر از جمله انتخاب بازیگر و عوامل، حضور فیلمبردارمان آقای گرجیان که لطف بسیار داشتند و ستآپ کردن و هماهنگی عوامل حدود یک ماه زمان برد.
برخی معتقدند فیلم کوتاه نباید صرفاً به عنوان پلهای برای ورود به سینمای بلند دیده شود و گروه دیگر برعکس! نگاه شما به ساخت فیلم کوتاه چگونه است؟ آیا آن را زمینهای برای ورود به سینمای بلند میدانید؟
من فکر میکنم اصول و دستور زبان فیلمسازی در همه قالبها یکسان است. چه یک پلان باشد، چه یک فیلم کوتاه یا بلند، به شرط آن که اثر تولید شده قابل قبول، قابل دفاع و اثرگذار باشد. مهم کیفیت و حرفی است که فیلم میزند. فکر میکنم سوی این انتقاد بیشتر به آن دسته از دوستان است که برای ورود به سینمای بلند کمی عجله دارند و سعی میکنند با تزریق سرمایه، حضور بازیگران چهره یا شوآف به این هدف برسند. به نظر من در نهایت خود فیلم یا همان نفس فیلم است که اهمیت دارد حال چه ده دقیقه باشد، چه هفتاد دقیقه!