سینمای جنگ، آلبوم خاطرات نیست | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۴۱:۳۵
پدرام کریمی از چالش‌های پنهان فیلمنامه‌نویسی در سینمای جنگ گفت:

سینمای جنگ، آلبوم خاطرات نیست

فیلمنامه‌نویس «اتاقک گِلی» و «کارگر ساده نیازمندیم»، درباره پیچیدگی‌ها و محدودیت‌های تولید فیلم‌های جنگی و دفاع مقدس صحبت کرد؛ از دشواری تبدیل خاطرات تاریخی به درام، فشار نهادها و شوراهای غیرمتخصص، تا نقش اساسی فیلمنامه در موفقیت یک اثر سینمایی و دغدغه‌های نسل جدید نویسندگان.

سمیه خاتونی/صبا: پدرام کریمی، فیلمنامه‌نویس شناخته‌شده آثار «کارگر ساده نیازمندیم» و «زندگی جای دیگری است»، با رویکردی تازه به روایت جنگ و عملیات مرصاد در پروژه «اتاقک گِلی» پرداخته است. او که پیش‌بینی می‌شود با فیلمنامه‌های «پل» و «خیابان جمهوری» در جشنواره فجر حضور داشته باشد، در گفت‌وگویی مفصل درباره پیچیدگی‌های فیلمنامه‌نویسی آثار جنگی و تبدیل خاطرات تاریخی به درام سینمایی سخن گفت.

 آثاری که در ژانر جنگ و دفاع مقدس تولید و ساخته می‌شوند، معمولاً با حمایت نهادهای دولتی تولید می‌شوند. همین وابستگی مالی، پیش‌فرضی انتقادی در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. بسیاری از تماشاگران پیش از دیدن فیلم با ذهنیتی شبهه‌آمیز و حتی بدبینانه وارد سالن می‌شوند و فیلم را از دریچه شواهدی برای اثبات پیش‌داوری‌های خود می‌بینند. این نگاه قضاوت‌گر، فشار مضاعفی بر فیلمنامه‌نویس وارد می‌کند، چراکه پیش از دیده‌شدن اثر، بخشی از مخاطب آن را از منظر مغرضانه می‌نگرد. با این حال، در تاریخ سینمای ایران نمونه‌هایی وجود دارد که فیلمسازان توانسته‌اند با خلق درامی منسجم و عاطفه‌محور، این پیش‌داوری‌ها را تعدیل کنند.

در همین باره پدرام کریمی درباره شیوه پیوستن‌اش به پروژه اتاقک گلی و مشکلات فیلمنامه نویسان در حوزه جنگ توضیح داد: تهیه‌کننده فیلم، داوود صبوری، خود از رزمندگان گردان‌های مختلف لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله بود و با انگیزه‌ای شخصی پروژه را آغاز کرده بود. صبوری پیش از آن، ده‌ها مصاحبه تصویری با رزمندگان انجام داده و این تحقیقات میدانی پایه اصلی پروژه را تشکیل داده بود. کریمی تأکید کرد که با وجود ارزش تاریخی بالای این مصاحبه‌ها، برای تبدیل آن‌ها به درام سینمایی نیاز به عبور از صافی دراماتورژی و برجسته‌سازی تعارض‌ها و  تبدیل خاطرات شفاهی به درامی جذاب و سینمایی بود.

کریمی نمونه‌ای از این فرآیند را روایت یک راننده کامیون در عملیات مرصاد دانست و گفت: فردی عادی که به شکل ناخواسته وارد متن جنگ شد و با انتقال نیروها به نزدیک اسلام‌آباد، نقطه ورود درام برای فیلم شد. این شخصیت حاشیه‌ای، امکان روایت یک زندگی روزمره و هم‌زمان حماسه‌ای ملی را فراهم کرد و فیلمنامه حول او شکل گرفت.

کریمی همچنین اشاره کرد که حضور ذهنی بازیگران یا کارگردانان مشخص، به ویژه تورج الوند، در شکل‌گیری شخصیت‌ها تأثیر بسزایی داشته است. خصوصا در جلسات فشرده تحقیق و نگارش در دو ماه پایانی که با همکاری محمد عسگری و دیگر اعضای گروه، به تدوین استخوان‌بندی نهایی فیلمنامه انجامید.

پدرام کریمی، فیلمنامه‌نویس «اتاقک گِلی»، درباره دشواری‌های نگارش و تولید آثار جنگی گفت: بزرگ‌ترین مانع، پروسه پیچیده و فرسایشی تایید و تصویب است. او تجربه اتاقک گِلی را تلنگری دانست و افزود که دیگر تمایلی به سراغ پروژه‌های دفاع مقدس ندارد، نه به دلیل سخت‌گیری‌های اصولی، بلکه به خاطر ندانم‌کاری‌ها و نابلدی‌ها در روند تولید.

کریمی توضیح داد: در برخی مواقع از تیم فیلمنامه می‌خواستند تعداد زیادی فرمانده را در فیلم بگنجانند، در حالی که سینما بر محور یک قهرمان یا ضدقهرمان شکل می‌گیرد. او این منطق را پایه‌ای و ضروری برای آموزش فیلمنامه‌نویسی دانست و تأکید کرد که سینما آلبوم خانوادگی نیست که پر از شخصیت‌های پراکنده باشد؛ تمرکز باید روی یک کاراکتر، یک مسئله و یک انگیزه باشد.

وی اضافه کرد که در نگارش اولیه، پیش‌داستان‌هایی برای چند رزمنده طراحی شده بود، از جمله دامادی که حلقه ازدواجش را گم می‌کند و سپس شهید می‌شود، شهید حاج‌اکبری و برادران مظفر و عطا بحیرایی؛ اما فشار زمان جشنواره و شرایط سخت تولید، از جمله فیلمبرداری در برف و سرمای زمستان برای داستانی که در تابستان می‌گذرد، باعث شد بیش از ده سکانس جنگی و سه سکانس افتتاحیه حذف شود. این حذف‌ها باعث شد بخشی از تعادل شخصیت‌ها از بین برود و برخی کاراکترها صرفاً به اسامی محدود شوند، هرچند فیلم نهایی همچنان مورد توجه قرار گرفت.

چالش شوراها در تولید آثار جنگی و تاریخی

 کریمی،  درباره موانع نهادهای تصمیم‌گیر گفت: حتی اگر فیلمنامه‌نویس و کارگردان به توافق برسند، پروژه‌های جنگی و تاریخی اغلب درگیر شوراهایی می‌شوند که اعضایشان هیچ نسبتی با سینما ندارند. او تأکید کرد که بسیاری از اعضا تجربه نوشتن فیلمنامه ندارند اما درباره مفاهیمی مانند قهرمان، ضدقهرمان یا تعلیق نظر می‌دهند و حتی روی بدیهیات فیلمنامه اصلاحیه می‌گذارند. 

وی اشاره کرد که البته استثنایی هم وجود دارد، مانند آقای هاشم‌زاده که به دلیل تخصص خود، کاملاً حرف فیلمنامه‌نویس را درک می‌کند. با این حال، اغلب شوراها به جای همراهی، تبدیل به مانع می‌شوند در صورتی که فیلمنامه‌نویس باید با مشاور متخصص تعامل داشته باشد، نه با کارمند شورایی که علاقه‌مند به سینماست  نبود تخصص در تصمیم‌گیرنده‌ها باعث می‌شود حتی پروژه‌هایی با بودجه کلان، با مشکلات جدی روبه‌رو شوند.

دغدغه فیلمنامه‌نویس و فرهنگ سینما

پدرام کریمی درباره سابقه خود در حوزه کمدی و رادیو اشاره کرد که مسیر حرفه‌ای او از نویسندگی آیتم‌های طنز رادیویی آغاز شد و بعدها وارد اجرا شده است. او گفت: اجرا برای من بیشتر یک توفیق اجباری بود؛ جذابیت داشت چون مانند تئاتر با مردم ارتباط زنده برقرار می‌کنی و نفس تماشاگر را حس می‌کنی. اما دغدغه اصلی‌ام همیشه فرهنگ بود و برای همین مسیر جدی‌تر را دنبال کردم.

کریمی تأکید کرد که درآمد او بیشتر از اجراست، اما نوشتن دغدغه اصلی و رسالت فرهنگی اوست. او نسبت به نسل جوان فیلمنامه‌نویسان ابراز نگرانی کرد و افزود: بار اصلی هر فیلم روی دوش فیلمنامه است، اما در ایران کمترین اهمیت را دارد. دستمزد فیلمنامه‌نویس گاهی با دستیار تولید برابری می‌کند، و هر کسی از نیروی خدماتی تا تهیه‌کننده احساس می‌کند حق اظهار نظر درباره فیلمنامه را دارد، در حالی که این کار تخصصی و نیازمند سال‌ها تجربه است.

وی ادامه داد که مشکل سینمای ایران کمبود فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای نیست؛ مشکل، حضور عوامل غیرحرفه‌ای است. این وضعیت باعث شده بسیاری از کارگردان‌های مؤلف هم خودشان فیلمنامه بنویسند و هم کارگردانی کنند یا فیلمنامه‌نویسان برای حفظ متن خود، خودشان دوربین دست بگیرند. کریمی تأکید کرد: این اصلاً فضیلت نیست. فضیلت این است که هر کس کار خودش را درست انجام دهد. کارگردان باید روایت تصویری بسازد و اجرا کند، فیلمنامه‌نویس باید شخصیت و پیرنگ خلق کند. وقتی این حرفه‌ها با هم خلط می‌شوند، اغلب خروجی بی‌کیفیت است.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها