
معصومه دهقان/صبا – گاهی در سینما آدمهایی هستند که اگر فرصت بیشتری مییافتند، میتوانستند جهان را هم تکان بدهند. ناصر تقوایی یکی از همانها بود. کسی که با نگاه تیز و دقیقش به هر صحنه، بازیگر و حتی داستان جان تازهای میبخشید، اما حواشی و سختیها اجازه ندادند همیشه در اوج بماند. در این گفتوگو، همه خاطرات و نکات نابی که درباره تقوایی وجود دارد، از زبان سعید پورصمیمی که در فیلم ناخدا خورشید، با وی کار کرده، روایت میشود؛ از انرژی فوقالعادهاش تا آرامش و فروتنی کمنظیرش، از نگاه خلاقانهاش به اقتباسها تا هدایت بازیگری که هر بازیگر آرزویش را دارد.
ناصر تقوایی را از چه زمانی میشناسید و اولین همکاری شما با ایشان چگونه بود؟
من تقوایی را دورادور میشناختم و آثارش را دیده بودم، اما اولین برخورد مستقیم ما زمانی بود که برای بازی در سریال کوچک جنگلی دعوت شدیم. برای همه عجیب بود که چرا مرا انتخاب کرده و بسیاری مخالف بودند اما وقتی تست گریم انجام شد، همه گفتند که چقدر انتخاب تقوایی درست بوده است. این اولین آشنایی من با او بود و همان زمان متوجه شدم که چقدر نگاه هشیارانه و دقیق نسبت به کار دارد.
از نظر اخلاق کاری، ناصر تقوایی چه ویژگیهایی داشت؟
او صد درصد متمرکز بر کارش بود و همیشه با آرامش کار میکرد. تمام نکات فنی و هنری را زیر نظر داشت و هیچ چیزی از چشم او دور نمیماند. از نظر خصوصیات اخلاقی، بسیار فروتن، همراه و افتاده بود. اما خب متاسفانه برخی از پروژههایش مانند میرزا کوچک خان، چای تلخ و زنگی و رومی به نتیجه نرسیدند.
آیا حواشی و مشکلات اطراف او باعث توقف فعالیتش شد؟
تقوایی هیچ نگاهی به حواشی نداشت و تنها تمرکزش بر کار بود. کسانی که میگفتند او نمیتواند کار کند یا حواشی برایش ایجاد میکند، اشتباه میکردند؛ او همچنان پرقدرت و بدون توجه به آنها به مسیر خود ادامه میداد. یک روز که از سر صحنه ناخدا برمیگشتیم، زندهیاد مهرداد فخیمی گفت: «من در مقابل تقوایی از نظر انرژی کم میآورم، چون او آنقدر سرشار از انرژی، تمرکز و انگیزه است.
سینمای تقوایی را چگونه توصیف میکنید؟
تقوایی حق بسیاری بر سینما داشت، زیرا توان و استعداد بالایی در همه زمینهها از جمله نویسندگی، آگاهی از صحنه و بازیگری داشت. اما متأسفانه آنطور که باید شناخته نشد و فرصت ارائه آثار بیشتر به او داده نشد. سینمای او از نظر تکنیک فوقالعاده بود و اگر میتوانست به شکل آزاد کار کند، جهانی میشد. به عنوان مثال، فیلم ناخدا خورشید یک اقتباس است و ما نسخه آمریکایی آن را نیز دیدهایم، اما به جرأت میتوانم بگویم که نسخه تقوایی بسیار قویتر است. او در اقتباسها تنها به بازسازی داستان اکتفا نمیکرد، بلکه نگاه و خلاقیت خود را به اثر اضافه میکرد. در ناخدا خورشید متوجه تغییرات عجیب و خلاقانه میشوید. همینطور در اقتباس آثار غلامحسین ساعدی، وقتی اثر را تماشا کنید، متوجه میشوید که انگار جهانبینی تقوایی به اثر اضافه شده است. حتی سریال دایی جان ناپلئون نیز فراتر از کتاب پیش میرود و داستان را دوباره خلق میکند.
سبک هدایت بازیگری او چگونه بود؟
هدایت بازیگری او طوری بود که انتظار نداشت بازیگر نقش را دقیقاً همانطور که او تصور میکند اجرا کند. او از بازیگر میخواست که خودش نقش را خلق کند و استادانه راهنمایی میکرد تا کارگردان و بازیگر با تعامل به نقش برسند.
چرا تقوایی دیگر هیچ وقت راغب به ساخت فیلم نشد؟
به یاد دارم در آخرین بزرگداشتی که در خانه هنرمندان برایش گرفتند. در آن مراسم صحبت بر سر این بود که چرا تقوایی دیگر کار نمیکند و یا چرا اجازه نمیدهند وی کار کند. خودش گفت که این تصمیم شخصی اوست و دیگر راغب به کار نیست، زیرا آنقدر آزار دیده بود که خسته و دلزده شده بود. در آن مقطع، او مدتی تدریس کرد تا زمانی که بیماری مجالش نداد و خانهنشین شد. با این حال، آثار او برای نسل جدید سینما همه راهنما هستند.
چه چیزی از شخصیت تقوایی همیشه در ذهن شما مانده است؟
علیرغم تمام آزارهایی که دیده بود، هیچگاه پشت کسانی که به او بد کردند حرف نزد و به آنها حسادت نکرد. او بسیار آرام، زلال و همراه بود.