
به گزارش صبا، نمایش «نسل سکوت» به نویسندگی محمدرضا عطاییفر، طراحی و کارگردانی محمدهادی عطایی و تهیهکنندگی محمود مداحی در تالار مولوی تهران روی صحنه است. پیمان محسنی، بازیگر نمایش «نسل سکوت»، درباره جذابیتهای حضور در این اثر گفت: آنچه در «نسل سکوت» برای من بیش از همه چیز جذاب بود، این است که ما با سه کاراکتر عاشق روبهرو هستیم. عشق مسئلهای بزرگ است که در بسیاری از متون نمایشی مشابه دیده نمیشود یا اگر هم باشد، معمولاً در حد همان چیزهایی است که در فیلمهایمان دیدهایم.
او افزود: بزرگترین حسن این متن این است که هیچگاه شعار نمیدهد. حرفهایش متعلق به زمان حال است و وقتی دیالوگها را میشنویم، تمام نسلها میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، چون شعارزدگی در آن وجود ندارد.
محسنی ادامه داد: این متن، سخن درست جامعه امروز را میزند و من با آن ارتباط برقرار کردم چون با تکتک کاراکترها ارتباط دارم؛ این آدمها را دیدهام، میشناسم و هنوز هم در جامعه میبینم. متأسفانه در بسیاری از متون دیگر شعارزدگی زیاد است و نوعی قهرمانپروری غیرواقعی دیده میشود. اما در «نسل سکوت»، قهرمانها واقعی و از جنس مردم هستند. همین ویژگی باعث شده این متن نسبت به سایر متنهایی که در فضای جنگ خواندهام، درخشانتر و تأثیرگذارتر باشد و حتی روی شخص خود من تأثیر بگذارد.
او درباره ویژگی خاص کاراکتر خود، «محرم»، توضیح داد: محرم مثل خود من نمیتواند فریاد بزند، چون همیشه جلوی او را گرفتهاند و دهانش بسته مانده است. او حرفش این است که «شما که رفقای ما بودید و میدانید چه بر سرمان آمده، چرا حالا فراموش کردهاید؟ چرا همه چیز را به نفع خودتان میخواهید؟»
این بازیگر افزود: درد محرم برای من آشناست، چون خودم هم چنین دردی دارم. هر وقت حرف میزنم، چون گزنده است، خیلیها خوششان نمیآید و ترجیح میدهند ما سکوت کنیم. به همین دلیل است که محرم در خلوت خودش با رفقایش حرف میزند، با مردم حرف میزند، اما ناچار است این کار را در پستوی خانهاش انجام دهد.
پیمان محسنی ادامه داد: مثل آن شعر معروف که میگوید «دهانت را میگویند مبادا گفته باشی دوستت دارم»، محرم هم همین وضعیت را دارد؛ پر از حرف است، اما مجبور به سکوت.
محسنی درباره همکاری با محمدهادی عطایی، کارگردان نمایش، گفت: هادی را از سالها قبل میشناسم و همکاری با او واقعاً لذتبخش است، چون خودش جنس بازیگری را خوب میشناسد، لحظه را درک میکند و اجازه میدهد بازیگر هم خلاق باشد و خودش را نشان دهد.
این بازیگر در بخش دیگری از گفتوگو درباره سختترین قسمت اجرا از نظر احساسی گفت: سختترین بخش برای من از لحظهای شروع میشود که محرم خودش را معرفی میکند و بعد به قصه عباس میرسد. از همانجا فشار روحی شروع میشود و تا پایان اجرا ادامه دارد.
او افزود: اوج این فشار روحی جایی است که محرم پیکها را پر میکند اما نمیتواند آب بخورد، چون یاد رفقای تشنهلبش میافتد. آن صحنه برایم بسیار دردناک است.
محسنی ادامه داد: هر بار که آن صحنه را بازی میکنم، تصویر غواصان شهید در ذهنم زنده میشود؛ همانهایی که با دستان بسته زندهبهگور شدند. در آن لحظه تمام بدنم منقبض میشود و بعد از اجرا واقعاً حالم خوب نیست. فشار خونم بالا میرود و احساس میکنم نماینده نسلی هستم که میخواست حرف بزند اما جلویش گرفته شد. او گفت: در این کاراکتر تلفیقی از تکنیک و احساس وجود دارد، اما احساس غلبه دارد.
او درباره مفهوم عشق در این نمایش نیز توضیح داد: از نظر من، عشق در این اثر در «سکوت» خلاصه میشود. خیلیها درباره عشق حرف میزنند، اما در عمل چیزی نشان نمیدهند. عشق واقعی در سکوت و نگاه معنا پیدا میکند، نه در شعار.
این هنرمند افزود: در کاراکتر محرم، عشق میان او و همسرش نمونه همین سکوت عاشقانه است؛ زنی که هر شب، بدون غر زدن یا شکایت، با نگاه و نوازش به شوهرش قوت قلب میدهد. این عشق واقعی است، چون سوختن دارد.
او ادامه داد: در این نمایش، هر دو طرف عشق را زندگی میکنند، مثل شمع و پروانه، و همین برای من بسیار جذاب است.
او تأکید کرد: دوست دارم مسئولان فرهنگی هم این نمایش را ببینند؛ شاید تلنگری برایشان باشد. از مخاطبان هم دعوت میکنم حتماً به دیدن «نسل سکوت» بیایند و پس از اجرا گفتوگویی با ما داشته باشند.
بازیگران این نمایش محسن (کاسان) سالاری، پیمان محسنی، مهرآسا مداحی، محمدهادی عطایی هستند.
نمایش «نسل سکوت» روایتگر سرنوشت سه نفر در مواجهه با جنگ و اثرات فردی و اجتماعی آن است.
این سه شخصیت در سه مقطع زمانی قبل از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ قرار دارند و هر یک از زاویه دید خود، ماجرای مشترکشان را روایت میکنند.
این نمایش در قالب سه اپیزود تکگویی اجرا میشود و با ترکیبی از واقعگرایی، رگههایی از طنز، موسیقی زنده و طراحی صحنهای شبیه میدان مین که با روبانهای قرمز مشخص شده، روی صحنه میرود.