
مینا آتشی/صبا: این تصمیم خانواده شجریان برای فروش ساختمان، پرسش بزرگی در ذهن دوستداران موسیقی و فرهنگ ایجاد کرده است: چرا «دلآواز» به یک موزه یا مرکز فرهنگی تبدیل نشد؟ آیا نمیشد همانند خانه نیما یا خانه شهریار، یا حتی خانه موزه صبا این مکان را ثبت ملی کرد و به عنوان بخشی از میراث موسیقی ایران حفظ کرد؟
این ساختمان میتوانست محل نمایش دستنوشتهها، سازها و خاطرات شخصی استاد باشد و حتی با طراحی یک بخش درآمدزا مثل کافه یا مرکز آموزش موسیقی، هم زنده بماند و هم درآمدزایی کند. اما هیچ یک از این ایدهها مطرح نشد و حتی کوچکترین تلاش رسانهای یا تقاضا از نهادهای دولتی یا مردم برای حفظ «دلآواز» انجام نگرفت.
نکتهای که پرسشبرانگیز است، این است که چرا خانواده یا رسانهها هیچ فراخوانی عمومی برای خرید یا حفظ ساختمان توسط هواداران برگزار نکردند؛ چهبسا با توجه به تعداد زیاد طرفداران استاد، این اقدام میتوانست راهکاری برای نجات «دلآواز» باشد. این سکوت، حسرتی عمیق ایجاد کرده که شاید از دست دادن این مکان تنها از بین رفتن یک بنا نبوده، بلکه از دست دادن بخشی از حافظه فرهنگی ما بوده است.
یادبود استاد شجریان پس از درگذشت
پس از درگذشت استاد محمدرضا شجریان، خانواده ایشان تصویری از استاد را در همان جایی که معمولاً مینشستند در ساختمان «دلآواز» نصب کردند. برای علاقهمندان، این حرکت یادبودی صمیمی بود؛ حالتی که گویی هنوز استاد آنجا حضور دارد. این وضعیت برای مدتی ادامه یافت، اما ناگهان خانواده تصمیم به فروش ساختمان گرفتند؛ بیآنکه کوچکترین درخواست عمومی یا رسانهای برای حفظ این مکان مطرح شود.
مسیر تاریخی ساختمان «دلآواز»
ساختمان «دلآواز» مسیر تاریخی مهمی داشته است. ابتدا در خیابان کالج آغاز به کار کرد، سپس به خیابان بختیار (حوالی هفتتیر، کوچه کنار مسجد الجواد) منتقل شد و نهایتاً از حدود سال ۱۳۸۱ در خیابان سودمند مستقر گردید. قریب به ۲۳ تا ۲۴ سال این مکان پایگاه فعالیتهای هنری استاد شجریان و خانوادهاش بود، جایی که بسیاری از آثار ماندگار موسیقی معاصر ایران در آن شکل گرفت.
خانهای برای موسیقی، نه فقط یک ساختمان
«دلآواز» از میانه دهه ۱۳۶۰ فعالیت خود را آغاز کرد و به سرعت به مرکزی برای ضبط، تولید و انتشار آثار استاد شجریان بدل شد. بسیاری از مهمترین آلبومهای موسیقی دستگاهی و تلفیقی ایران در این ساختمان شکل گرفتند؛ جایی که نوازندگان و آهنگسازان بزرگ موسیقی ایران گرد هم میآمدند و آثاری خلق میکردند که هنوز در حافظه جمعی مردم زنده است.
این ساختمان تنها دفتر نشر و استودیو نبود؛ برای نسل بزرگی از موسیقیدانان و علاقهمندان، «دلآواز» نمادی از تلاش برای حفظ و گسترش موسیقی اصیل ایرانی بود. بسیاری از جلسات تمرین گروههای موسیقی، نشستهای هنری و حتی دیدارهای دوستانه استاد شجریان با شاگردان و همکارانش در همین مکان صورت میگرفت.
آلبومهایی که در دلآواز جان گرفتند
از دل دیوارهای «دلآواز»، مجموعهای از ماندگارترین آلبومهای موسیقی ایران منتشر شد؛ آثاری که هر یک بخشی از تاریخ موسیقی معاصر را رقم زدند، از جمله:
«بیداد» (۱۳۶۴) حاصل همکاری شجریان با پرویز مشکاتیان و گروه عارف، یکی از شاخصترین آلبومهای موسیقی ردیف دستگاهی.
«آستان جانان» با آهنگسازی مشکاتیان و صدای شجریان که در میان مردم به اثری آیینی و پرشکوه شناخته میشود.
«دود عود» (۱۳۶۸) با همکاری حسین علیزاده که تجربهای متفاوت در بیان موسیقی ایرانی بود.
«جان عشاق»، «دل مجنون» و دیگر آثار که همگی با همکاری نوازندگان و آهنگسازان برجستهای چون داریوش طلایی، فرامرز پایور، کیهان کلهر و محمدرضا لطفی در «دلآواز» تکوین یافتند.
این آلبومها نه تنها میراث استاد شجریان بلکه بخشی از میراث فرهنگی ایران به شمار میروند؛ میراثی که ریشههای آن به ساختمان خیابان سودمند گره خورده است.
فشارهای اقتصادی و سرنوشت غمانگیز
پس از درگذشت استاد شجریان در مهرماه ۱۳۹۹، خانواده او با مشکلات گستردهای مواجه شدند. نبود حمایت نهادی و هزینههای بالای نگهداری سبب شد که حفظ این مکان تاریخی برای آنان امکانپذیر نباشد. در نهایت، ساختمان توسط وراث فروخته و طی ماههای گذشته به طور کامل تخریب شد.
همایون شجریان، پسر استاد، در گفتوگویی درباره وضعیت ساختمان اصلی «دلآواز» توضیح داده است: «ساختمان اصلی شرکت دلآواز در خیابان هفتتیر بود و بعد از چند سال هم به وضعیتی دچار شد که دیگر مناسب شرکت نبود. بعدها پدر ساختمانی را برای فرزندانش تهیه کرد، برای خواهران من و برادرم رایان که تصمیم گرفتیم در آن جا کارها را انجام دهیم. این ساختمان بعد از سالها خالی ماند. من اطلاعی ندارم که تخریب شده است یا نه ولی میدانم که خیلی از علاقهمندان نگران بودند اما کاری نمیشد کرد چون آن ساختمان شخصی بود.»
واکنش جامعه هنری
کارشناسان موسیقی تاکید کردهاند که «دلآواز» میتوانست همچون موزهای زنده از تاریخ موسیقی معاصر ایران حفظ شود. به باور آنان، بیتوجهی به ثبت و صیانت از این مکانها نشاندهنده فقدان سیاستگذاری در حوزه میراث فرهنگی معاصر است.
علی جهاندار: اگر خبر فروش ساختمان دلآواز را داشتم، آن را میخریدم و به موزه شجریان تبدیل میکردم
علی جهاندار، خواننده و ردیفدان که سالها با استاد شجریان همکاری و آشنایی داشته، در واکنش به خبر فروش ساختمان «دلآواز» به صبا گفت: «من شخصاً نمیتوانم بگویم چه باید میشد یا نباید میشد، چون آن ملک متعلق به خودشان بود و ورثه اختیار کامل نسبت به مالشان دارند. با این حال، اگر من از ماجرا مطلع بودم و همایون شجریان به من میگفت که قصد فروش دارند، بدون تردید آن را میخریدم و به احترام استاد، ساختمان را به موزه تبدیل میکردم.»
جهاندار افزود: «اگر خود استاد در قید حیات بودند، شاید ترجیح میدادند آن خانه به عنوان محیط کارشان باقی بماند، چرا که در آن مکان اتفاقهای بزرگی در موسیقی ما رقم خورده و تاریخچهای ارزشمند دارد. من دقیق نمیدانم استاد چه تصمیمی درباره آن خانه داشتند، اما به عنوان کسی که سالها در کنارشان بودهام، اگر اطلاع داشتم، حتماً دوست داشتم آن خانه را بخرم و به احترام استاد آن را به موزه تبدیل کنم.»
وی همچنین خاطرهای از حضور خود در ساختمان «دلآواز» را روایت کرد: «روزی استاد ما را دعوت کردند تا ساختمان و اتاق کارشان را ببینیم. وقتی رفتیم، نشستیم و آواز خواندیم. آن شب، استاد به هر یک از ما که شاگردانش بودیم، یک گلیم هدیه دادند. وکیل ایشان و آقای آقاسی نیز در آن دیدار حضور داشت. خاطرات شیرینی از آن شب در ذهنم مانده است.»
صداهای اعتراض در میان مردم
در فضای مجازی، کاربران بسیاری با انتشار عکسها و یادآوری خاطرات خود از آثار منتشرشده در دلآواز، نسبت به این تخریب اعتراض کردند. برخی نوشتهاند: «خانه شجریان باید موزه میشد، نه اینکه به تلی از خاک تبدیل شود.»
پرسشی بیپاسخ
اکنون پرسش اصلی جامعه فرهنگی کشور این است که چرا مکانهایی چون «دلآواز» پیش از تخریب ثبت و حفظ نمیشوند؟ این ساختمان میتوانست به مرکزی برای آموزش، پژوهش و معرفی موسیقی ایران به نسلهای آینده تبدیل شود. با تخریب آن، نه تنها یک بنا، بلکه بخشی از تاریخ و هویت موسیقی ایران از میان رفت.
«دلآواز» برای همیشه از خیابان سودمند تهران محو شد، اما صدا و نغمههایی که در آن شکل گرفتند، همچنان در حافظه مردم باقی خواهد ماند؛ میراثی صوتی که شاید آخرین یادگار ملموس از خانه موسیقی استاد شجریان باشد.