رضا مقصودی: نخواستم خودم را به ژانر دفاع مقدس قفل کنم/ برای «مهر مادری» از «هاچ زنبور عسل» الهام گرفتم | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۲۹:۱۱
کافه خاطره صبا، گفت‌وگو با نویسنده و کارگردان سینما

رضا مقصودی: نخواستم خودم را به ژانر دفاع مقدس قفل کنم/ برای «مهر مادری» از «هاچ زنبور عسل» الهام گرفتم

فیلمنامه و جدی شدن آن در سینمای ایران از دهه هفتاد با ظهور نسل جوان این عرصه شکل گرفت؛ فرهاد توحیدی، علی‌اکبر قاضی‌نظام، مینو فرشچی، فرید مصطفوی و نام‌های دیگر از جمله پیشگامان بودند. رضا مقصودی نیز در دهه هفتاد کارش را در این زمینه آغاز کرد و با توجه به پیشینه روزنامه‌نگاری‌اش، یکی از معدود خبرنگاران موفقی است که جذب سینما شد. همکاری موثر او با کمال تبریزی در آثاری مثل «لیلی با من است»، «مهر مادری»، «شیدا» و «همیشه پای یک زن در میان است» باعث خلق برخی از بهترین فیلم‌های سینمای ایران شد.


احمد محمداسماعیلی/صبا؛ رضا مقصودی در سال‌های اواخر دهه نود با ساخت «خجالت نکش» نشان داد که در عرصه کارگردانی نیز همچون فیلمنامه‌نویسی، درخشان و مسلط است. با او مروری داریم به دوران کاری‌اش.

آیا مثل اغلب کودکان دهه پنجاه کارتان را با فعالیت در کانون شروع کردید؟

برای کتاب گرفتن و مطالعه به کانون می‌رفتم و دوست داشتم در خلوت خودم باشم و زیاد بیرونی نبودم و هر از گاهی هم برای بازی گل کوچیک به محل می‌رفتم.

آیا اهل سینما رفتن هم بودید؟

در حد محدود و بیشتر با پدرم سینما می‌رفتم.

یعنی عشق فیلم دیدن نبودید؟

نه، اما تلویزیون زیاد می‌دیدم و بیننده پروپا قرص برنامه نقد دکتر هوشنگ کاووسی بودم. احساس می‌کردم فیلم‌هایی که در این برنامه نشان می‌دهد خاص و متفاوت است.

از چه نوع فیلمسازانی فیلم نشان داده می‌شد؟

بونوئل و برگمان و فورد و غیره و نمی‌دانم چرا در ۱۴ سالگی اینقدر فیلم «توت فرنگی‌های وحشی» را دوست داشتم.

چگونه جذب فعالیت‌های هنری شدید؟

بعد از پیروزی انقلاب با جستجو متوجه فعالیت مرکز آموزش فیلمسازی که سابقا سینمای آزاد بود شدم. مرکزی که تحت نظر تلویزیون با مدیریت آقای انوار بود و ساخت فیلم‌های ۸ میلمیتری را آموزش می‌دادند.

چه اساتیدی در این مرکز آموزش می‌دادند؟

منوچهر عسگری نسب، اکبر عالمی و تعدادی دیگر. من سال ۵۸ ثبت نام کردم.

آیا میان هنرجویان این مرکز کسانی بودند که بعدا معروف شوند؟

بله، ابراهیم حاتمی‌کیا، امیر سماواتی، عزیز حمیدنژاد، حسین قاسمی جامی، محمد آفریده و… موسسه‌ای دیگر هم کلاس‌های آموزش فیلمبرداری را دایر کرده بود و ثبت نام کردم و کمال تبریزی را در آنجا دیدم و مشغول آموزش فیلمبرداری دوربین ۸ میلیمتری شدم. کمال تبریزی در آن دوران دانشجوی پلی تکنیک بود و به اتفاق سعید حاجی‌میری مدیریت سینمای آزاد بعد از انقلاب را عهده‌دار بودند.

کمال تبریزی در آن دوران افکار تند انقلابی داشت؟

مثل نود درصد مردم انقلابی بودند.

حتما شما هم جزو انقلابی‌های دو آتیشه بودید؟

همه ما این شکلی بودیم.

عضو کمیته آن زمان هم شدید؟

نه، من عضو هیچ جایی نبودم واز اول تنها بودم! ( باخنده).

امروزه بسیاری از آموزشگاه‌های فیلمسازی شهریه‌های بالایی دریافت می‌کنند و ورود به این حرفه به دلیل مسئله مالی محدودتر شده است اما با این حال، خروجی خوبی نمی‌بینیم ولی در دوره نسل شما، برخی بدون پرداخت حتی یک ریال وارد این کلاس‌ها شدند و در این حرفه ماندگار شدند. به نظر شما چه عواملی باعث شد که آن نسل، موفق و پایدار بماند؟

آموزشگاه‌های آن دوره حتی یک ریال هم شهریه از ما نگرفتند، اما عشق و علاقه به سینما برای نسل ما بسیار جدی و واقعی بود. در آن دوران، هیچ انگیزه مالی وجود نداشت و همه چیز بر پایه اشتیاق و تعهد به یادگیری شکل می‌گرفت. از سی نفری که در آن دوره شرکت کردند، بسیاری توانستند مسیر حرفه‌ای خود را در سینما ادامه دهند و نام‌هایی که پیش‌تر اشاره کردم، امروز جزء چهره‌های ماندگار این حرفه هستند. این نشان می‌دهد که انگیزه شخصی و شور یادگیری گاهی حتی بیشتر از منابع مالی و امکانات آموزشی، نقش تعیین‌کننده در موفقیت دارد.

در چه رشته‌ای دیپلم گرفتید و بعد از آن چه مسیر تحصیلی و حرفه‌ای را طی کردید؟

در رشته اقتصاد اجتماعی تحصیل کردم و در سی سالگی وارد دانشگاه شدم تا روزنامه‌نگاری بخوانم. دوران دبیرستان کتابی به نام «آیین نگارش» داشتیم که به آن علاقه زیادی داشتم. در این کتاب بخشی درباره آموزش فیلمسازی و بخشی دیگر درباره قصه‌نویسی وجود داشت که هر دو برایم بسیار جذاب و تأثیرگذار بودند. در آن دوره کتاب‌های متنوع زیادی مطالعه می‌کردم و همین علاقه و مطالعه گسترده مسیر من را به سمت سینما و روایت داستان شکل داد.

آیا آثار بهرنگی، درویشیان و غیره را می خواندید؟

آره ، آثار جلال، هدایت و علوی و چوبک هم می‌خواندم.

با توجه به علاقه‌تان به مطالعه و نوشتن داستان، آیا خانواده‌تان از نظر مالی توانایی تأمین هزینه کتاب‌ها و امکانات آموزشی شما را داشتند، یا خودتان راهی برای ادامه این مسیر پیدا کردید؟

پدرم، با اینکه کارگر بود، همیشه ترجیح می‌داد من کار نکنم و زمانم را به درس و کتاب اختصاص دهم. همین فرصت مطالعه گسترده باعث شد داستان‌های زیادی بنویسم. پس از حضورم در آموزشگاه‌ها، دایره ارتباطاتم کمی گسترده‌تر شد و از تنهایی‌ای که تجربه می‌کردم فاصله گرفتم. با حضور بیشتر در این فضا بود که متوجه شدم سینما چقدر گسترده و پیچیده است و چه امکانات و فرصت‌هایی می‌تواند برای رشد و تجربه فراهم کند.

با روایت فتح هم سابقه همکاری داشتید؟

بله، در چند برنامه به عنوان فیلمبردار همکاری کردم.

چگونه جذب روایت فتح شدید؟

از طریق ابراهیم حاتمی‌کیا که سابقه دوستی با او داشتم.

آیا با حاتمی‌کیا در تولید روایت فتح به جبهه رفتید؟

یکی دو بار رفتم و در کنارش در چند برنامه که در حین عملیات می‌ساختیم صدابرداری انجام دادم.

 

از این تجربه حضور هم در کارتان استفاده کردید؟

در «لیلی با من است» و «شیدا» این تجربیات دیده می‌شود. البته نخواستم خودم را به ژانر دفاع مقدس قفل کنم. بعد از اتمام دوران حضور در آموزشگاه احساس کردم که میل بیشتری به نوشتن و فیلم ساختن دارم.

آیا حاتمی‌کیای دوران جوانی مثل سال‌های اخیرش افکار و منش تندی داشت که به مسائلی که باب میلش نباشد مثل بحث داوری فجر اعتراض کند؟

آن موقع که جایزه نگرفته بود که بخواهد معترض باشد! ( باخنده). آن دوران شور انقلابی داشت و تندی در شخصیتش دیده می‌شد.

در بین سال‌هایی که وارد دانشگاه شدید از چه طریقی گذران زندگی می‌کردید؟

من دوره‌های دیگری مثل تدوین و فیلمبرداری را گذراندم و در کارهای دوستانی که قبلا این دوره‌ها را گذرانده بودند می‌رفتم و کارهای مختلفی می‌کردم.

چه دوستانی؟

مثلا در فیلم «عبور» به کارگردانی کمال تبریزی دستیارش بودم.

آیا دستمزدی هم می‌گرفتید؟

بله، در کارهای اسماعیل رحیم‌زاده هم که کارمند تلویزیون بود حضور داشتم.

دوران سربازی چگونه بود؟

در نیروی هوایی ارتش سربازی رفتم و مدتی به عنوان عکاس و فیلمبردار جبهه رفتم و در بخش فرهنگی ارتش برنامه‌ها را تدوین می‌کردم.

بعد از خاتمه خدمت آیا فعالیت هنریتان را ادامه دادید؟

دوباره به عنوان بازرس شهرستانها رفتم انجمن سینمای جوانان و چند تا فیلم کوتاه ساختم و چند باری از جمله برای فیلم «بال‌های بیداری» از جشنواره فیلم کوتاه جایزه گرفتم.

آیا در این دوران با کمال تبریزی در ارتباط بودید؟

رفت و آمد خانوادگی داشتیم.

در آن دوران همکاری با حاتمی‌کیا نداشتید؟

یکی دوبار در برنامه روایت فتح همکاری داشتیم. اما در سینما چنین اتفاقی رخ نداد.

به چه دلیل این همکاری شکل نگرفت؟

مسیر کاری‌مان جدا بود. موقعی که حاتمی‌کیا می خواست فیلم «دیده‌بان» را بسازد از من خواست به عنوان دستیار کارگردان همکاری داشته باشم. همزمان با این پیشنهاد دوست دیگرم ( دکتر محمود ارجمند) همکاری برای راه اندازی انتشارات بنیاد سینمایی فارابی را پیشنهاد داد و ترجیح دادم با فارابی همکاری کنم.

به چه دلیل؟

زیرا در مدت هفت ساله حضورم در انتشارات فارابی تعداد زیادی کتاب درباره سینما خواندم و نکات بسیار مفید درباره سینما آموختم.

آیا در آن دوران با بهشتی و یا عبدالله اسفندیاری صحبتی نکردید تا بتوانید فیلمسازی کنید؟

آن دوران فیلمنامه می‌نوشتم و البته دوست داشتم فیلم هم بسازم.

به چه دلیل اقدامی نکردید؟

من سمت معاونت واحد انتشارات فارابی را داشتم و درگیر بودم و نمی‌شد سمت فیلمسازی بروم.

پس به چه دلیل برای تحصیل روزنامه نگاری را انتخاب کردید؟

در فارابی همزمان با کار در انتشارات بولتن‌های جشنواره فیلم فجر را در می‌آوردیم و به کار مطبوعاتی و خبرنگاری آشنا بودم.

آیا در زمان انتشار بولتن جشنواره با کارگردان‌ها و سایر عامل هم مصاحبه می‌کردید؟

بیشتر در بولتن با عوامل پشت دوربین مثل آهنگسازها مصاحبه می‌کردم.

با چه آهنگسازان مشهور مصاحبه کردید؟

فرهاد فخرالدینی و مرتضی حنانه، خسرو سینایی، کیانوش عیاری و…. در کنار مصاحبه نقد فیلم هم می‌نوشتم. البته دغدغه اصلی‌ام فیلمسازی بود.

«کوچه و موزه» اولین کاری از شما است که مورد توجه قرار گرفت و دیپلم افتخار برد….

کمال تبریزی گفت کاظم بلوچی قصد فیلمسازی دارد و من گفتم فیلمنامه «موزه» را آماده ساخت دارم. فیلمنامه «کوچه» را دوست دیگری نوشته بود و در ادامه بازنویسی آن را انجام دادم و فیلم ساخته شد. در این مدت دو سه فیلم کوتاه برای شبکه دو ساختم. با رفتن بهشتی از فارابی استعفا دادم و «لیلی با من است» را نوشتم.

ایده نوشتن «لیلی با من است» از کجا شکل گرفت؟

یک روز حاتمی‌کیا آمد پیش من و گفت مصاحبه‌ای داشته و پرسید آیا می‌توانم از توی آن فیلمنامه‌ای در بیاورم. در این مصاحبه اشاره شده، به خبرنگاری گفته بودند که برود جبهه و از اسرا فیلمبرداری کند و خانم این آقا خواب دیده بود که شوهرش شهید شده است. این آدم به جنگ می‌رود و به تدریج به اعتماد به نفسی می‌رسد که خط مقدم می‌رود و با عراقی‌ها می‌جنگد. البته که لحن کار جدی بود ولی طرحی بر اساس این مصاحبه در آوردم که کمدی بود و دادم به تبریزی و گفت برو بابا این چیه نوشتی! و سر به سرم گذاشت. ناراحت شدم نشستم و فیلمنامه کامل را نوشتم و دوباره بردم به تبریزی دادم. تبریزی خواندش وگفت می‌سازمش.

این اولین تجربه فیلمسازی کمدی برای تبریزی بود…

درست است.
در آن روزگار با زبان طنز به سراغ جبهه رفتن کار پر تنش و چالش زایی بود…
بله، فیلمنامه رفت در مرحله ساخت اما مجوز ساخت نگرفته بود. یکی از بچه‌های بخش فرهنگی فارابی گفته بود که این فیلم را نسازید. در حوزه هنری هم چنین نظری وجود داشت. در آن زمان هفت سال از جنگ گذشته بود و نمی‌شد خیلی از مسائل را مطرح کرد.

می‌شد این پیش بینی را داشت که اگر کارگردان دیگری «لیلی با من است» را می ساخت فیلم اصلا به نمایش در نمی‌آمد…

با نظر شما موافقم. اگر کارگردانی قصد ساخت این فیلم را داشت و مورد اعتماد مسئولین نبود نمی‌توانست کار کند. البته برای تبریزی هم کلی مانع تراشی کردند و به راحتی فیلم را نساخت و بدون داشتن مجوز تصویب فیلمنامه فیلم ساخته شد.

آیا پایان فعلی فیلم در فیلمنامه هم به این شکل بود؟

بله، بدون تغییر در فیلمنامه «لیلی با من است» ساخته شد. کسانی هم بودند که به ساخت شدن فیلم کمک کردند.

چه کسانی؟

محمدحسین حقیقی مدیر وقت فارابی و پورنجاتی در تلویزیون.

یکی از نکات قابل اشاره «لیلی با من است» کست بازیگری و حضور بازیگران غیر ستاره و کمتر شناخته شده در سینما مثل پرستویی، دکتر عزیزی و شهره لرستانی بود…

بله، پرستویی شهرت سالهای بعدش را نداشت و در فیلم‌های متوسط بازی می‌کرد. دکتر عزیزی و لرستانی هم در سینما شناخته شده نبودند و انتخاب‌های درست و خوبی توسط تبریزی انجام شد.

برای فیلمنامه «لیلی با من است» چقدر دستمزد گرفتید؟

با سریالش هفتصد هزار تومان.

در سال ۱۳۷۴ رقم قابل توجهی بود…

نه، در آن دوران برخی از همکاران برای نوشتن فیلمنامه یک میلیون و نیم دستمزد می‌گرفتند.

در آن دوران فیلمنامه نویسان شاخصی مثل توحیدی، فریدزاده و… فعالیت می‌کردند. چقدر در آن دوران رقابت در کارتان وجود داشت؟

در مقایسه با تعداد تولیدات، تعداد فیلمنامه نویسان کم بود و همه کار می‌کردند و رقابتی وجود نداشت.

آیا آثار بعدی شما مثل «مهر مادری» و «شیدا» به اندازه «لیلی با من است» جنجالی و بحث‌برانگیز شدند، یا رویکردتان در خلق این فیلمنامه‌ها متفاوت بود؟

من هیچ‌گاه اراده یا نیتی از قبل تعریف‌شده برای نوشتن فیلمنامه‌ای جنجالی نداشته و ندارم. با این حال، «شیدا» در آن دوره جسارت‌آمیز بود؛ چرا که بیان عشق، به‌ویژه درباره فردی که به جبهه رفته است، آن زمان به این شکل رایج نبود. همین جسارت در «شیدا» باعث شد اثر متفاوت و به نوعی بحث‌برانگیز شود، بدون اینکه هدفم صرفاً ایجاد جنجال باشد.

آیا نوشتن «شیدا» را کمال تبریزی به شما سفارش داد یا این ایده از جای دیگری آمد؟

حاتمی‌کیا روزی به دفترم آمد و گفت قصه‌ای وجود دارد درباره آدمی که مجروح جنگی است و از من خواست طرحی بر این اساس بنویسم. طرح اولیه را نوشتم، اما خوشش نیامد و حتی در بازنویسی‌های بعدی هم نتوانست طرح را بپذیرد.

این نشان می‌دهد سلیقه نوشتاری شما بیشتر با کمال تبریزی همخوانی دارد تا حاتمی‌کیا؟

بعد از آن، فیلم‌نامه را کامل کردم و اثر متفاوتی شد که ربطی به طرح حاتمی‌کیا نداشت. بسیاری از اهالی سینما آن را خواندند و من آن را به تبریزی دادم؛ او گفت فیلم‌نامه را خوانده و دوست دارد آن را بسازد. روزی سیف‌الله داد به من زنگ زد و گفت تمایل دارد فیلم را بسازد، اما من پاسخ دادم قولش را به تبریزی داده‌ام و موضوع منتفی شد.

آیا الآن دوست ندارید که سیف‌الله داد «شیدا» را می‌ساخت؟

از اینکه کمال تبریزی فیلم را ساخته، ناراحت نیستم، اما خوشحال‌تر می‌شدم اگر «شیدا» را سیف‌الله داد می‌ساخت و شاید فیلم متفاوت‌تری هم می‌شد.

آیا در دورانی که با کمال تبریزی همکاری می‌کردید، در انتخاب بازیگران با شما مشورت می‌شد؟

گاهی اوقات چنین مشورتی انجام می‌شد؛ این امر در فیلم «لیلی با من است» اتفاق افتاد.

آیا هنگام نوشتن فیلم‌نامه به بازیگران و تناسب آن‌ها با نقش‌ها فکر می‌کنید؟

بله، ابتدا بازیگر را در نظر می‌گیرم و سپس نوشتن فیلم‌نامه را آغاز می‌کنم.

«مهر مادری» چگونه شکل گرفت؟ آیا در حین نوشتن به معتمدآریا فکر می‌کردید؟

نه واقعا، اما درباره شکل‌گیری «مهر مادری» روزی به این فکر افتادم که «هاچ زنبور عسل» شخصیت جالبی دارد و همین سوژه‌ای برای نوشتن فیلم‌نامه شد.

دو همکاری بعدی شما با کمال تبریزی، یعنی «همیشه پای یک زن در میان است» و «از رئیس‌جمهور پاداش نگیرید»، به موفقیت فیلم‌های قبلی او نرسید. دلیل این عدم توفیق چه بود؟

این عدم موفقیت دلایل متعددی داشت، اما مشکل اصلی «از رئیس‌جمهور پاداش نگیرید» این بود که فیلم‌نامه دچار جرح و تعدیل‌های زیادی شد.

توسط چه کسانی این ممیزی‌ها انجام شد؟

این اعمال نظرها حتی در حین تولید فیلم هم وجود داشت و بابت این موضوع با تبریزی بحث‌هایی داشتم. به هر حال نمی‌توانم انتظار داشته باشم که حین ساخت، دنبال فیلم‌نامه‌ام راه بروم و بگویم کسی حق ندارد آن را تغییر دهد. بخش دیگری از اعمال نظرها نیز بعد از تولید رخ داد. فیلم در زمان دولت احمدی‌نژاد ساخته شد و بلافاصله توقیف گردید.

آیا مضمون فیلم برای احمدی‌نژاد سو تفاهم برانگیز بود؟

این را نمی‌دانم، اما به هر حال وزیر فرهنگ وقت فیلم را توقیف کرد و تیغ سانسور آسیب زیادی به اثر وارد کرد.

ایده شکل‌گیری فیلم‌نامه «همیشه پای یک زن در میان است» چگونه به وجود آمد؟

نوشتن آن را کمال تبریزی بر اساس کتابی از مهدی شجاعی به من سفارش داد. بعداً نغمه ثمینی هم روی فیلم‌نامه کار کرد. من نسبت به این فیلم تعصب زیادی ندارم و آن را چندان جزو کارهای خودم نمی‌دانم. تبریزی بعد از «لیلی با من است» تا «شیدا» در یک سطح بود، اما چند اثر بعدی‌اش در بخش فیلم‌نامه دچار افت شدند. با این حال، در کل، تبریزی حق بزرگی بر سینمای ایران دارد.

آیا در آن دوران از کارگردان‌های دیگر سینما مثل میلانی و کیمیایی پیشنهاد همکاری دریافت کردید؟

این فیلم‌سازان اغلب خودشان فیلم‌نامه‌های کارهایشان را می‌نوشتند. برخی دوستان که معتقد بودند من فیلم‌نامه‌های پرفروشی می‌نویسم، مثل ایرج قادری، به من پیشنهاد همکاری دادند و با اصرار خواستند با هم کار کنیم. دنیای من با دنیای قادری بسیار متفاوت بود، بنابراین قبول نکردم. با فخیم‌زاده اما همکاری داشته‌ام.

از ساخت «خجالت نکش» بگویید…

هر کسی که فیلم‌نامه «خجالت نکش» را می‌خواند، می‌گفت پرفروش خواهد شد. من آن را روی میز امیر پروین حسینی گذاشتم و گفتم نظرت چیست؟ او خواند و پسندید. من گفتم یا خودم می‌سازم یا اصلاً به هیچ‌کس دیگر نمی‌دهم. پروین حسینی چند نام را پیشنهاد داد و گفت این‌ها بسازند، اما من در تصمیمم مصر بودم و در نهایت او با نظر من موافقت کرد.

در حین کار آیا در ارتباط با هدایت بازیگران راحت بودید؟

برایم سخت نبود و فیلمبردار رفیقم بود و بازیگران هم با انگیزه بودند.
ایا مهران‌فر و شبنم مقدمی انتخاب اولتان بودند؟

مقدمی بله و برای نقش پیرمرد گزینه اصلی رضا عطاران و محسن تنابنده بودند که قبول نکردند.

در مورد فیلم جدیدتان بگویید؟

فیلم جدیدم به نام «خواب نما» آماده نمایش است و قرار شده زمستان اکران شود.

آیا علاقه‌ای به ساخت فیلم‌های جدی و اجتماعی ندارید؟

علاقه دارم این کار را انجام دهم و در پی آن هستم که فیلم جدی بسازم اما امروزه در سینمای ایران تصوری وجود دارد که فقط فیلم‌های کمدی فروش دارند و به همین دلیل حجم زیادی از فیلم‌های تولید شده کمدی هستند و تهیه‌کنندگان تمایل چندانی به ساخت فیلم‌های جدی نشان نمی‌دهند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها