
مهدیه مالکی/صبا: انیمیشن سینمایی «یوز» داستان یوزپلنگی را روایت میکند که در نیویورک بزرگ شده و برای یافتن هویت و ریشههای خود راهی ایران میشود. با رضا ارژنگی، کارگردان و نویسنده این اثر درباره ایده پردازی، شخصیتها و چالشهای ساخت این انیمیشن گفتوگو کردهایم.
داستان درباره یک یوزپلنگ ایرانی که در نیویورک زندگی میکند و میخواهد به زادگاه خود ایران برگردد، این ایده چطور به ذهن شما رسید؟
سال ۹۶ در جستجوی یک عنصر منحصر به فرد برای تهیه انیمیشن بودم که یوز ایرانی با تمام ویژگیهای منحصر به فردش بهترین گزینه بود که علاوه بر خاص بودن در خطر انقراض نیز هست، البته در ایدههای اولیه همه ماجرای یوز در ایران میگذشت، اما برای ایجاد جذابیت و درام، نیاز به «شکستن قوانین» و ایجاد تضاد بود به همین دلیل به این فکر کردم که «چه میشود اگر یکی از این یوزهایی ایرانی در بچگی قاچاق میشد و در نقطهای کاملاً متضاد، مثل نیویورک، بزرگ میشد و در بزرگسالی به خاطر فرار از تنهایی و پیدا کردن هویت خود به ایران برمیگشت» واینگونه این تضاد جغرافیایی و فرهنگی، اساس درام داستان را شکل داد.
سرعت بالای یوزپلنگ ایرانی یکی از شاخصههای این گونه است که شما در طراحی کاراکتر یوز او را از این ویژگی محروم کردید، علت این امر چه بود؟
درست است که این انیمیشن فانتزی و خیالی است ولی بنمایه فیلمنامه باید واقعی باشد تا برای بیننده باورپذیر باشد بنابراین چون این یوز از پدر و مادر خود و حیات وحش دور بوده و در رفاه بزرگ شده می بایست چاق شده باشد که موجب شده ویژگی دوندگی خود را از دست بدهد.
چرا نیویورک را به عنوان مبدأ انتخاب کردید؟
الهامبخش ما شخصیتی واقعی به نام «والتر» در فرانسه بود که مجموعهای از حیوانات عجیب را در خانهاش نگهداری میکند و کاراکتر «والتر» انیمیشن برگرفته از همین شخصیت است که همه حیوانات را به باغ وحش سپرده و فقط یوز ایرانی را نگه داشته ولی در داستان چون تصمیم داشتیم یوز به دنبال اصالت خود باشد بنابراین به دنبال بازیهایی گشتیم که عکس یوز در المانها و پیراهنهای آنها استفاده شده باشد و در آن بازی پیروز هم شده باشیم که در این میان تنها به بازی ایران و آمریکا رسیدیم که روی پیراهن تیم ملی ایران تصویر یوزپلنگ ایران نقش بسته بود ضمن اینکه در این بازی پیروز هم شده بودیم بنابراین آمریکا را به عنوان محل سکونت یوز انتخاب کردیم.

بزرگترین چالش شما در ساخت این انیمیشن چه بود؟
بزرگترین چالش من، ساخت انیمیشن برای کودک و خردسال بود چون برای بچهها نمیتوان از شوخیهای بزرگسال استفاده کرد و باید بسیار در شوخیها دقت کرد و تمام عناصری که موجب فروش و دیده شدن فیلم میشوند در کار کودک نمیتوان استفاده کرد و فقط موقعیتهای محدود و نکات کمی باقی میماند البته متاسفانه بسیاری از فیلمهای ما دارای شوخیهای جنسی بزرگسالانه هستند که والدین با کودکان خود بدون آگاهی از چنین صحنههایی به تماشای فیلم میروند در حالی که در همه جای دنیا چنین فیلمهایی دارای محدودیت رده سنی است.
همانطور که خودتان گفتید، نگارش فیلمنامه جذاب برای کودکان بسیار دشوار است ولی این انیمیشن دیالوگهای جالبی دارد، درباره نگارش این دیالوگها بگویید؟
نوشتن برای بچهها بسیار سخت بود ولی تجربیات بسیار ارزشمندی در این اثر به دست آوردم مثلا زمانی که فیلم تمام شد و حتی در پروسه ساخت که دیگر امکان تغییر فیلمنامه وجود نداشت، ایدههای بسیاری برای موقعیتهای کمیک انیمیشن به ذهنم رسید و این تجربه ها باعث شد بدانم در کار بعدی چگونه باید پیش بروم، ضمن اینکه در همه جای دنیا در انیمیشن یک کلمه حرف زشت وجود ندارد چون نمیخواهند خانواده را ناامن کنند و ما نیز دقیقا این موارد را لحاظ کردیم.
تیتراژ پایانی انیمیشن نیز خود داستان متفاوتی داشت، چرا تیتراژ پایانی را اینچنین طراحی کردید؟
قصد داشتیم تمام بناهای تاریخی ایران را به تصویر بکشیم ولی چون ساخت آنها طولانی و هزینهبر بود تصمیم گرفتیم به شکل دو بعدی طراحی کنیم.
درباره هزینههای تولید انیمیشن «یوز» بگویید؟
این فیلم جزو کمهزینه ترین انیمیشنهای ایرانی است که با یک چهارم فیلمهای انیمیشن دیگر ساخته شده است.
گرافیک انیمیشن نیز خیلی دلنشین بود، گرافیک آن چه ویژگی خاصی داشت؟
سعی کردم در این انیمیشن سایهها را کم کنم تا کارتونی و تخت به نظر برسد چون تودههای ساده با رنگهای ساده بیشتراز سایههای عمیق وصحنههای شلوغ توجه بچهها را به خود جلب میکند.
چون این انیمیشن کار اول شما بود، برای جذابیت بصری اثر برای کودکان، چه تحقیقاتی انجام دادید؟
در حوزه روانشناسی رنگ و علاقه بچه ها در دیدن تودهها تحقیقاتی را انجام دادم و متوجه شدم کودکان به تودههای ساده با رنگهای ساده بیشتر علاقه دارند و کودک و خردسال یک یوزپلنگ ساده فانتزی بدون جزئیات را بیشتر از یک یوزپلنگ با تمام جزئیات دوست دارد به همین دلیل ما تلاش کردیم با بصری ساده و رنگهای شاد، تمرکز کودک را روی داستان حفظ کنیم.

درباره انتخاب صداپیشگان و فرآیند تولید بگویید؟
برای شخصیت اصلی (یوز)، از زمان نگارش فیلمنامه «حامد عزیزی» را در نظر داشتم و روی صدای آقای عزیزی حساب باز کرده بودم، با این حال سازمان سینمایی سوره، تست صدا با دوبلورهای توانای دیگری برگزار کرد که گرچه صداها بسیار عالی بود ولی در ترکیب با تصویر به کاراکتر نمینشست، اما وقتی استاد حامد عزیزی اولین جمله را در استودیو خواند، همه متقاعد شدند که این صدا، منحصراً برای این کاراکتر است، ضمن اینکه مهدی ثانی خانی نیز صدای بسیار جذاب و یونیکی دارد که بسیار روی کاراکتر بابی گربهای که برای بدست آوردن اصالت به ایران آمده بود، نشست.
تولید انیمیشن چقدر طول کشید؟
در سال ۱۳۹۶ من ایده اولیه را طراحی کردم و ۵-۶ ماهی طول کشید که با هزینه خودم یک تریلر کوتاه ساختم که هیچ شباهتی با تریلر کنونی یوز ندارد سپس با تهیه کنندهای صحبت کردم که به توافق نرسیدیم و یکی از دوستان در سازمان سینمایی سوره با من تماس گرفتند تا نمایشی در آنجا داشته باشم، بعد از نمایش، از ایده خوششان آمد و خواستند که کار تولید شروع شود ولی در این میان به خاطر کرونا در ساخت انیمیشن یک وقفه طولانی رخ داد البته تامین بودجه نیز کمی به طول انجامید ولی ۲سال و نیم پیش یعنی فردای روزی که دکتر امیررضا مافی مدیر مرکز انیمیشن سوره را عهدهدار شدند، با من برای شروع کار تماس گرفتند و ساخت انیمیشن آغاز شد و ایشان تا لحظه اکران از ما از لحاظ مالی، تبلیغاتی، کمپین و … حمایت کردند در نهایت کل تولید انیمیشن حدود دو سال و نیم طول کشید، البته نگارش فیلمنامه و بازنویسی آن در دوران کرونا انجام شد.
آیا برنامهای برای اکران بینالمللی دارید؟
بله با توجه به اینکه داستان این اثر یک موضوع جهان شمول است و متعلق به جناح خاصی نیست، یک اثر کاملاً ایرانی برای همه کودکان جهان است که داستان یک یوز در حال انقراض را به تصویر کشیده است.
پروژه بعدی شما چیست؟
مشغول یک اثر جدید هستم که در مرحله ایدهپردازی است و هزاران ایده برای این اثر در ذهن دارم و می خواهم، اگر خدا بخواهد و شرایط فراهم شود، یک انیمیشن سینمایی ملی و ایرانی تولید کنم که واقعا لایق چشمان زیبای بچههای ایران باشد، اثری با کیفیت که بتواند با آثار خارجی رقابت کند چون ما تنها در سایه رقابت با استانداردهای جهانی میتوانیم رشد کنیم و اثر ماندگاری خلق کنیم.