«محکوم»؛ میان تلخی ممتد و تلاش برای زبان شخصی | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۲۱:۴۱
نقدی بر چهار قسمت ابتدایی سریال سیامک مردانه

«محکوم»؛ میان تلخی ممتد و تلاش برای زبان شخصی

محکوم با وجود کاستی‌هایش در روایت، پروداکشن و زیاده‌روی‌های تصویری، اثری ناامیدکننده نیست. این سریال در چهار قسمت ابتدایی نشان داده توانایی حفظ مخاطب و ارائه فضایی پرکشش را دارد، هرچند جای کار بسیاری برای پالایش لحن، ایجاد تعادل در تلخی و ارتقای کیفیت تولید باقی مانده است.


به گزارش صبا، سریال «محکوم» نخستین تجربه کارگردانی سیامک مردانه است؛ کسی که پیش‌تر به‌عنوان دستیار در کنار محمدحسین مهدویان فعالیت داشت. این پیشینه باعث شده بسیاری از مخاطبان و منتقدان هنگام تماشای «محکوم» به دنبال نشانه‌هایی از سبک و امضای مهدویان در اثر بگردند، جست و جویی که بی راه هم نیست و در سکانس‌هایی مثل ارتباط بین دنیای مردگان و زندگان هم این امر مشهود است. با این حال به نظر می‌رسد مردانه بیش از آنکه بخواهد ادامه‌دهنده مسیر مهدویان باشد، کوشیده زبان شخصی خود را جست‌وجو کند؛ تلاشی که در برخی لحظات موفق و در برخی دیگر خام و ناپخته جلوه می‌کند.
چهار قسمت ابتدایی سریال فضایی به‌شدت تلخ و نفس‌گیر دارد؛ به گونه‌ای که مجال چندانی برای استراحت و فاصله‌گیری احساسی باقی نمی‌گذارد. این تلخی ممتد می‌تواند هم نقطه قوت اثر باشد (به‌ویژه برای مخاطبانی که به دنبال درامی سنگین هستند) و هم نقطه ضعف، چرا که امکان همراهی طولانی‌مدت را دشوار می‌کند. در تاریخ سینما و تلویزیون نمونه‌های موفقی از آثاری وجود دارد که با استفاده از شخصیت‌های فرعی یا تغییر لحن‌های کوتاه توانسته‌اند چنین تلخی را بشکنند؛ راهکاری که در «محکوم» کمتر به چشم می‌خورد.


شباهت‌ها و تفاوت‌ها با مهدویان

برخی قاب‌ها و انتخاب‌های تصویری (به‌ویژه نماهای داخل خودرو) یادآور آثار مهدویان یا حتی سریال «زخم کاری» است، اما بیش از آنکه به انسجام بصری کمک کند، به نظر می‌رسد نوعی زیاده‌روی یا نمایش‌گری باشد. همین امر نشان می‌دهد که مردانه هنوز در حال آزمون و خطا برای تثبیت زبان بصری خود است. با این همه، «محکوم» در مقایسه با بسیاری از تولیدات شبکه نمایش خانگی یک گام رو به جلو محسوب می‌شود و دست‌کم توانسته تا این مرحله مخاطب را پای اثر نگه دارد.
بازی بازیگران، از جمله کوروش تهامی، توانسته در برخی لحظات سریال را سرپا نگه دارد و حتی بازتاب‌هایی در فضای مجازی داشته است. حضور پژمان جمشیدی نیز، هرچند دیگر چندان عجیب نیست، اما نشان‌دهنده تداوم مسیر او در ترکیب سینما و شبکه نمایش خانگی است.
محکوم در مقایسه با استانداردهای جهانی یا حتی برخی سریال‌های پربودجه داخلی، ضعف‌هایی در پروداکشن، طراحی صحنه و لباس دارد. این ضعف‌ها باعث شده‌اند فضای سریال گاهی کمتر از آنچه باید، باورپذیر جلوه کند. با این حال در چارچوب محدودیت‌ها، اثر توانسته استاندارد حداقلی را حفظ کند و روایت خود را پیش ببرد.

 

اهمیت نقش تهیه‌کننده
یکی از نکات مهمی که در ارزیابی «محکوم» باید به آن توجه داشت، نقش پررنگ تهیه‌کننده است. نام منصوری به‌عنوان تهیه‌کننده نشان می‌دهد که در شبکه نمایش خانگی کم‌کم تهیه‌کنندگان نیز در حال تبدیل‌شدن به صاحبان «امضا» و نگاه مستقل هستند؛ اتفاقی که در سینمای ایران سال‌ها مغفول مانده بود. همین مسئله می‌تواند در آینده به ارتقای کیفیت و انسجام تولیدات کمک کند.
محکوم با وجود کاستی‌هایش در روایت، پروداکشن و زیاده‌روی‌های تصویری، اثری ناامیدکننده نیست. این سریال در چهار قسمت ابتدایی نشان داده توانایی حفظ مخاطب و ارائه فضایی پرکشش را دارد، هرچند جای کار بسیاری برای پالایش لحن، ایجاد تعادل در تلخی و ارتقای کیفیت تولید باقی مانده است. برای کارگردانی که نخستین تجربه جدی خود را پشت سر می‌گذارد، «محکوم» شروعی امیدوارکننده است؛ شروعی که می‌تواند در ادامه راه به سمت پختگی بیشتر حرکت کند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها