از هیچ تجربه جدیدی نمی‌ترسم / در بازیگری اهل خطر کردنم | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۳:۵۸:۵۰
کافه خاطره صبا؛ گفت‌وگو با مهدی امینی‌خواه بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

از هیچ تجربه جدیدی نمی‌ترسم / در بازیگری اهل خطر کردنم

مهدی امینی‌خواه از مسیر ورود به تئاتر و تلویزیون، همکاری با کارگردانان مختلف، تجربه نقش‌های متنوع و همچنین خاطرات تلخ و شیرین دوران بازیگری خود گفت.


احمد محمد اسماعیلی/ صبا؛
مهدی امینی‌خواه از بازیگران مستعد دهه هفتاد است که با تکیه بر تجربه‌های تئاتری و نگاه حرفه‌ای، راه خود را به سینما و تلویزیون باز کرد. او خیلی زود توانست در کنار کارگردانانی چون دکتر قطب‌الدین صادقی، قاسم جعفری، تهمینه میلانی، سیروس الوند و شاپور قریب بدرخشد و در آثاری ماندگار نقش‌آفرینی کند. بازی او در فیلم «تابلویی برای عشق» به عنوان اولین تجربه تصویری‌اش نشان داد توانایی ایفای نقش‌های عاطفی و پرکشمکش را دارد و بازی او در فیلم «زن زیادی» به کارگردانی تهمینه میلانی توجه منتقدان را جلب کرد و در تلویزیون نیز حضورش در سریال «راه سوم» به کارگردانی قاسم جعفری، او را به مخاطبان گسترده‌تری معرفی کرد. امینی‌خواه با حضور در آثاری چون «زنان صبرا»، «سوگند» و «برگ برنده» ثابت کرد که توانایی ترکیب تجربه تئاتری با بیان تصویری را دارد. افزون بر این، او همواره به دلیل روحیه ورزشکاری و پشتکارش، حضوری پرانرژی و متفاوت در صحنه داشته است. در این گفت‌وگو مروری بر مسیر حرفه‌ای و تجربه‌های او در سینما و تلویزیون داریم.

مصاحبه را با دوران جوانی شما شروع کنیم…..
بچه لویزان هستم و از دوران کودکی به سینما علاقه داشتم و برنامه‌های تلویزیون را با دقت تماشا می‌کردم.

با چه کسانی سینما می‌رفتید؟
با یکی دو دوست صمیمی‌ام سینما می‌رفتم و سینمای خوبی در آن زمان در لویزان دایر بود.

اولین فیلمی که در سینما دیدید چه فیلمی بود؟
اولین فیلمی که در سینما دیدم «خشم اژدها»ی بروس لی بود که عاشق و شیفته پرده نقره‌ای و سینما رفتن شدم. آن زمان تلویزیون هم فقط دو کانال داشت و کیفیت سینماها مثل حالا نبود.

از چه موقعی جذب بازیگری شدید؟
در دوران دبیرستان علاوه بر تحصیل به ورزش هم می‌پرداختم و تا پای گرفتن کمربند مشکی در کاراته پیش رفتم. به فوتبال بازی کردن و بوکس هم علاقه داشتم. من بچه شیطان، اکتیو و فعالی بودم و در دوم دبیرستان مدیر مدرسه‌مان به من گفت «بیا عضو گروه تئاتر مدرسه بشو» و قرار بود این نمایش در دهه فجر اجرا شود. با بازی کردن در این نمایش متوجه شدم بازیگری تئاتر چقدر جذاب و دلپذیر است.

چه نقشی بازی کردید؟
نقش دانش آموز تنبلی که دوست دارد با تقلب نمره بگیرد و این روند تا رفتنم به سربازی ادامه پیدا کرد.

به چه دلیل اول سربازی رفتید و بعد به دانشگاه رفتید؟
در رشته‌های مختلفی مثل حسابداری و مدیریت کنکور دادم و قبول نشدم. در دوران سربازی در گروه تئاتری ارتش در لویزان فعالیت تئاتری‌ام را ادامه دادم و بسیار هم موفق و خوب اجرا شدند. از اینجا به بعد تئاتر را جدی گرفتم و در دانشگاه رشته نمایش خواندم.

با چه کسانی همدوره بودید؟
هدایت هاشمی، بابک کایدان، هادی کاظمی، هانیه توسلی، مهدی گلستانه، سالار عقیلی و چند نفر دیگر.

چه اساتیدی در آن زمان به شما درس دادند؟
گلاب آدینه، قطب الدین صادقی و حمید سمندریان از جمله اساتید ما بودند.

با سخت گیری و دقت گلاب آدینه چگونه کنار می‌آمدید؟
ایشان استاد سختگیری بودند اما سخت گیری‌شان مثبت و به نفع دانشجو بود. در کاراته هم استاد مرادی سخت گیری زیادی داشت و به من خیلی کمک کرد. استاد سمندریان هم شیوه خاص خودش را داشت و با زبان طنز پیش می‌رفت.

آیا خاطره‌ای از سمندریان دارید؟
سر کلاس همیشه روحیه طنز داشت و مرتب به ما می‌گفت که باید بیشتر مطالعه کنیم. هر وقت احساس می‌کرد بچه‌ها خوب درس نمی‌خوانند، آنها را وادار می‌کرد که نمایشنامه‌های معروف دنیا را دور خود بخوانیم و مکرر تمرین کنیم. من همیشه در دوران دانشجویی اکتیو و فعال بودم و در پلاتو تمرین می‌کردم و رابطه سمندریان با من خوب بود.

کدام نمایشی که در دوران دانشجویی اجرا کردید برایتان محبوبیت زیادی دارد؟
نمایش «نو» به کارگردانی هومن صالحی که در جشنواره تئاتر جایزه‌های زیادی از جمله بازیگری را توسط من به دست آوردیم. در این نمایش نقش رستم را بازی کردم.

با کدام یک از همکلاسی دانشگاهی رفت و آمد بیشتری داشتید؟
با هادی کاظمی و سالار عقیلی بیشتر ارتباط داشتم.

آیا در آن زمان کارگردانی از سینما و تلویزیون به دیدن کارهای شما می‌آمد که در ادامه پیشنهاد بازیگری بدهد؟
بله ، سامان مقدم برای اولین کار کارگردانی ویدیویی خود به نام «من یک خبر بد دارم» از من دعوت به بازی کرد. در این فیلم با رضا بابک همبازی بودم.

این اولین تجربه حرفه‌ای بازی‌ شما بود؟
نه، قبل‌ترش در سریال‌های «کف رودخانه» و «مرگ» را بازی کرده بودم. صادق هاتفی کارگردان «مرگ» بازی من را در نمایش امیر دژاکام به نام حماسه سبز دیده بود. در آن دوران به همراه نسیم ادبی و سعید داخ کارهای فرم زیادی بازی می‌کردیم و با داشتن شور جوانی مدام از تئاتر شهر به تالار وحدت می‌رفتیم و کار می‌کردیم.

در آن دوران بازی در تئاتر آورده مالی داشت؟
در حد پول توجیبی و رفت و آمد بود.

بازی شما در «مرگ» خوب دیده شد؟
بله ، متن برای وودی آلن بود و من نقش شخصیت امریکایی را بازی می‌کردم و حین پخش از شبکه ۲ مورد استقبال مردم قرار گرفت. به تدریج بازی‌هایم بیشتر دیده شد و با قاسم جعفری همکاری کردم.

با قاسم جعفری که در آن دوران در اوج بود همکاری مستمری داشتید…..
بله، جعفری سریال‌های پر مخاطبی مثل «راه سوم» و «همسفر» را ساخته بود.

به چه دلیل در دوره دوم فعالیت‌های قاسم جعفری در سریال‌هایی مثل «خط قرمز» با او همکاری نداشتید؟
برای این کار به من پیشنهاد داد، اما درگیر بازی در سریال «جوان امروز» بودم.

قبول دارید محبوبیت و تاثیرگذاری «خط قرمز» خیلی بیشتر از «جوان امروز» بود.
درست است. چون اول قرار داد برای «جوان امروز» بسته بودم نمی‌توانستم همزمان در این دو سریال بازی کنم.
کدام نقش را قرار بود در «خط قرمز» بازی کنید؟
نقشی که سروش گودرزی بازی کرد. بعدش دوباره در سریال «برای آخرین بار» با قاسم جعفری به عنوان تهیه کننده همکاری کردم.

به چه دلیل در سایر فیلم‌های سامان مقدم دیگر همکاری نکردید؟
برای «سیاوش» از من دعوت کرد اما مشغول بازی در فیلمی بودم و نتوانستم بازی کنم و بعدش دیگر فرصت همکاری با مقدم پیش نیامد.

در آن سالها تمرکز شما بیشتر در تلویزیون بود تا سینما…
در آن سالها تلویزیون در اوج بود و سریال‌های خوب و پر مخاطبی تولید می‌شد و من هم در تلویزیون دارای جایگاهی بودم وبیشتر ترجیح می‌دادم که در تلویزیون کار کنم تا در سینما و البته در سینما هم حضورهای خوبی داشتم.

آیا در آن دوران که در اوج بودید انتظار پیشنهاد بازی در فیلم‌های کارگردانانی چون کیمیایی، فرهادی، مهرجویی یا تقوایی را نداشتید؟
دوست داشتم چنین اتفاقی بیفتد…

شاید چون رابطه نزدیکی با این کارگردان‌ها نداشتید این اتفاق رخ نداد…
ممکن است علتش این باشد. من اهل زنگ زدن به کارگردان و رفتن به دفتر تهیه کننده نیستم. دوست دارم خود کارگردان و یا تهیه‌کننده با میل و اراده خودش پیشنهاد بازی بدهد.

یکی از دلائلی که این جنس کارگردانها با شما همکاری نکردند شاید به این علت باشد که شما بیشتر در سینمای بدنه و تجاری فعالیت می‌کردید…
نمی‌دانم. من فیلم پرفروش مثل «چپ دست» و «شاخه گلی برای عروس» زیاد بازی کرده‌ام.

تصور می‌کنم «شاخه گلی برای عروس» اولین تجربه بازی شما در نقش خاکستری و منفی بود.
قبل‌ترش هم در سریال «نیستان» چنین تجربه‌ای داشتم و قرار بود نقش مثبتی در کنار فرامرز قریبیان بازی کنم و در حین تمرینات حسین مختاری گفت دوست نداری نقش اصلی منفی سریال را بازی کنی. این نقش (بابک) بسیار متفاوت و چند وجهی بود و قبولش کردم.

آیا این تردید را نداشتید که ممکن است ایفای نقش منفی باعث کاهش محبوبیت شما بین مردم بشود؟
آن موقع فکر می‌کردم که حضور مستمر در نقش‌های مثبت من را کلیشه می‌کند و نقش بابک چالش دلپذیری برای تجربه کردن نقش منفی است. در حدود هشت سالی فقط نقش مثبت بازی کرده بودم. از طرفی یک بازیگر باید توانایی ایفای نقش‌های مثبت، منفی، کمدی، درام و غیره را داشته باشد. خوشبختانه تجربه نیسان موفق بود و مردم بازی‌ام را دوست داشتند. در مجلات هم منتقدان از کارم استقبال کردند تا به امروز هم نقش‌های خاکستری و منفی زیادی ایفا کرده‌ام که آثار قابل توجه و خوبی هستند.

الآن تصور می‌کنید ایفای چه نقشی در کارنامه کاریتان خالی اسـت؟
همه نوع نقشی اعم از معتاد، روانی، رزمنده، مدیر، وکیل، پزشک و… بازی کرده‌ام. نقش‌هایی را دوست دارم که من را وارد چالش بکند.

در کدام سریال نقش معتاد را بازی کردید؟
در سریال «راه سوم» نقش منفی را در کنار اکبر خان عبدی، زنده یاد استاد مشایخی، مهرانه مهین‌ترابی و… باز کردم .

احتمالا برای ایفای نقش معتاد اول رفتید بازی وثوقی را در فیلم گوزنها دیدید؟
در دانشگاه آموختم که چند شیوه برای رسیدن به نقش وجود دارد. تحقیقات و برخورد عینی و تکنیکال از جمله این شیوه‌ها است. دو ماهی که پیش تولید این سریال طول کشید هر موقع در خیابان معتادی می‌دیدم چند دقیقه‌ای با دقت رفتار و سکناتش را زیر نظر می‌گرفتم.

در دهه هفتاد به سراغ آثار پلیسی و حادثه‌ای هم رفتید؟
بله، ورزشکار بودنم کمک کرد تا از عهده ایفای این نوع نقش‌ها که به آمادگی جسمانی بالایی نیاز دارد بربیایم. «سایه سبز» و «انتخاب ویژه» از جمله آثار موفقم در این ژانر هستند.

در سینمای امریکا ساخت و بازی در فیلم‌های پلیسی به واسطه این که می‌شود چهره خاکستری از پلیس نشان داد راحت‌تر از سینمای ایران است که فیلمساز باید در چارچوب خاص و ارائه چهره مثبت پلیس کار کند…
این محدودیتها را قبول دارم و به کیفیت آثار پلیسی نیز لطمه وارد می‌کند. خب سیاست گذاری ها به این سمت است و نمی شود تصویر خاکستری ومنفی از پلیس ارائه کرد .معدود آثار پلیسی بودند که موازنه قدرت بین نیروهای پلیس و دزدها وجود داشت و آثار خوش ساختی بودند.

با کدام از بازیگرانی که همکاری داشته اید احساس رضایت دارید؟
تجربه خوب و جذابی با اکبر خان عبدی در سریال راه سوم داشتم و همبازی شدن با ایشان عین حضور در دانشگاه است و باید تاکید کنم هرکسی که چیزی به من بیاموزد استاد من است و برایش احترام قائلم. در این سالها با بزرگانی مثل امین تارخ، جمشید مشایخی و خیلی‌های دیگر بازی داشته‌ام و برایم ارزشمند بودند.

خاطره‌ای از اکبر عبدی دارید؟
اکبر خان آنقدر طناز، شیرین و خوش مشرب هستند که تمام لحظات کنارشان پر از خاطره است. ایشان در کارش خلاقیت دارد و ایده‌های خوبی درباره بازی‌اش ارائه می‌کند و خوشحالم که در راه سوم نقش پسرشان را بازی کردم و به من گفت خوشحالم که منطقی کارت را شروع کرده‌ای و با تحصیل در رشته هنر توانستی در کارت موفق باشی. یادم می‌آید قبل از شروع هر سکانس دو نفره به من می‌گفت بهتر است در این صحنه این گونه رفتار کنیم و یا واکنش نشان بدهیم.

با کدام از بازیگران زن تعامل و همکاری کاری خوبی داشتید؟
با ماهیا پطروسیان در فیلم «زن بدلی» تجربه موفقی داشتم.

کار با کارگردان‌های زن مثل تهمینه میلانی چگونه بود؟
میلانی کارگردان توانمند و کار بلدی است و تفکرات و ایدئولوژی خاص خودش را در قبال نشان دادن زنان در درام آثارش دارد. در فیلم زن زیادی و «دروغ چرا» تجربه لذت بخش کاری را با او به دست آوردم. «زن زیادی» از جمله آثار مطرح اجتماعی دهه هشتاد بود.

برخی از بازیگران به خصوص سلبریتی‌ها درباره تغییر چهره و کوتاهی و یا بلندی مو با گریمورها دچار چالش می‌شوند و در برابر آن مقاومت می‌کنند. آیا شما هم جزو این گروه از بازیگران هستید؟
اصلا چنین رویه‌ای ندارم. موقعی که نقشی برای بازی پیشنهاد می‌شود و قبولش می‌کنم در کوتاه‌ترین زمان با تهیه‌کننده و گریمور جلسه‌ای ترتیب می‌دهم که بهترین روش برای نزدیک شدن به نقش درباره تغییر چهره‌ام چگونه است و به خرد گروهی اعتقاد دارم و پذیرای پیشنهادات و نظرات گریمور هستم. از هیچ کاری مثل ایجاد زخم و بریدگی ،کوتاه کردن، رنگ کردن و سایر وابستگی‌های گریم ابایی ندارم و انجامش می‌دهم. معتقدم گریم یکی از ابزارهای مهم کمک به بازیگر و یک هنر مستقل و موثر و کاربردی در جهت ارتباط بهتر مخاطب با نقش است. لوکیشن، دکور، لباس و گریم از ابزارهای کمکی برای ارتقای کار بازیگر و قابل باور شدنش برای مخاطب است. نمی‌شود یک بازیگر با چهره ثابت نقش یک دکتر و یا یک دیوانه و یا یک قاتل را بازی کند و این کار او را کلیشه‌ای می‌کند.

در کدام فیلم گریم متفاوتی داشتید؟
همین کار اخیرم سریال «کمال ۲» گریمم متفاوت بود.

در این سریال نقش مرد نانوایی را بازی کردید که دختر بزرگی دارد و سن و سالش زیاد است…
بله، در «کمال ۲» نقش مردی ۶۰ ساله کاسبی را بازی کردم که از خودم ده سالی بزرگتر بود. در «شب شیشه‌ای» و «مرگ» هم گریم متفاوتی داشتم.

یکی از کارگردان‌های نامتعارف و خاص سینما حسینعلی لیالستانی است که شما با او در فیلم «تابلویی برای عشق» کار کردید. از این تجربه بگویید؟
تابلویی برای عشق در زمستان در شمال کشور و در ارتفاعات در مدت سه ماه فیملبرداری شد و ایشان دیدگاههای خاص خودش را داشت و عاشق سکانس – پلان بود و قاب بندی‌های درخشانی در فیلم‌هایش داشت و در این زمینه وسواس و دقت زیادی به خرج می‌داد. فیلم‌های لیالستانی طبیعت محور بودند و در دل طبیعت فیلمبرداری می‌شدند.

آیا خاطره‌ای از بازی در فیلم «تابلویی برای عشق» دارید؟
در حین فیملبرداری که در سرمای زیر صفر در ارتفاعات سیاهکل بود، قرار شد در سکانسی بعد از تصادف ماشینم در آن گیر کنم و در حدود شش ساعتی درگیر فیلمبرداری بودیم و آنقدر در سرما و باران بودم که بعد از خاتمه این سکانس ساعتها نمی‌توانستم از جایم تکان بخورم.

آیا به جنس بازی فیگوراتیو علاقه دارید؟
نقش بازیگر را راهنمایی می‌کند که چگونه به سمتش برود و به چه شیوه‌ای بازی‌اش کند. یک سری فیلمنامه‌ها وجود دارد که نقش را باید بازیگر رنگ آمیزی‌اش کند. حالا با نوع بازی فیزیکالش و یا استفاده از المان کمکی مثل گرفتن شی‌ء و غیره.

در «راز ناتمام» که این روزها از شبکه آی فیلم پخش می‌شود نقش منفی و در قصه‌های «کمال» در نقش مثبت حضور دارید. چقدر به این تنوع کاری اعتقاد دارید؟
در «راز ناتمام» نقش یک تروریست حرفه‌ای و خونسرد را بازی کردم و برای جذاب شدنش از یک سری نشانه‌های بیرونی مثل نوع نگاه و سکوت‌های طولانی استفاده کردم تا درونی و متفکرتر به نظر برسد و کارگردان هم از این پیشنهادات استقبال کرد. در «حکایت‌های کمال» نقش یک نانوای دهه سی را بازی کردم و چالش خوبی برایم بود و دوست نانوایی داشتم که مدتی از حرفها و رفتارهایش استفاده کردم.

آیا ایفای نقشی که به لحاظ سن و سال از شما بیشتر است برایتان چالش‌زا نبود؟
من از هیچ تجربه جدیدی نمی‌ترسم. نقش را باید بازیگر آنالیز کند و با هر ویژگی بتواند بازی‌اش کند. من حتی از انجام کارهای خطرناک که نیاز به بدل دارد نیز ابایی ندارم و در «عملیات ۱۲۵» از کارگردان خواستم که اجازه بدهد خودم این صحنه‌ها را بدون استفاده از بدل بازی کنم. در «کلاه سبزها» هم چنین چالش‌هایی را انجام دادم.

آیا خاطره تلخی از دوران بازیگری‌تان دارید؟
در سریال «شهر باران» که سریال ماه رمضانی بود و سکانس تعقیب و گریز با موتور تریلر داشتم و کارگردان از من خواست که سکانس را دوباره بازی کنم، بر اثر عدم هماهنگی با ماشین تصادف کردم و کشک پایم آسیب جدی دید و چند ماهی خانه نشین شدم و حتی کار به جایی رسید که دکترها عنوان کردند برای اینکه بدنم عفونی نشود باید پایم قطع شود و به لطف خدا و با زحمت دکتر فرودی عملی حساس انجام شد و پایم بهبود پیدا کرد.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها