
به گزارش صبا، مژده محمدی بازیگر نمایش «نیمه تاریک ماه» که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است، درباره ورود به دنیای نمایش، گفت: بازی در این نمایش برای من یک تجربه کاملاً شخصی و خاص بود. همیشه به هنر تئاتر علاقهمند بودم، اما به مرور زمان آن را فراموش کرده بودم؛ همانطور که آدمها گاهی آرزوهایشان را رها میکنند و درگیر روزمرگیهای زندگی میشوند. اما حالا که این فرصت برای من مهیا شده. ابتدا آن را به عنوان یک تجربه شخصی میدیدم، ولی تصمیم دارم فراتر از آن حرکت کنم و این تجربه را به یک کار حرفهای تبدیل کنم.
این بازیگر درباره چالشها و شگفتیهای که برای اولین بار روی صحنه تجربه کرده، عنوان کرد: تجربهی عجیب بود که حس میکردم انرژی تماشاچیان را دریافت میکنم، به طوری که حتی بدون اینکه آنها واکنشی نشان بدهند، تاثیرگذار بودند. چالش اولی که با آن مواجه شدم در ابتدا ورودم به تیم نمایش بود. من در پادکست «رختکن بازندهها» با عنوان مژدگانی شناخته میشوم که نقش کمدی دارد. بنابراین ممکن بود این موضوع باعث شود دیگران فکر کنند که نمیتوانم به عنوان یک کمدین، نقش جدی بازی کنم و از عهده آن به خوبی بربیایم. در ابتدا نقش دیگهای به من پیشنهاد شد که روی آن کار میکردم، اما به دلیل برخی اتفاقات، نقش تغییر کرد و من قرار شد نقش «کارلوتا» را ایفا کنم. با توجه به وقت محدود و اعتماد و راهنماییهای داود بنیاردلان در کنار همکاری با بهزاد عمرانی و تمرینهای مداوم نقش پختهتر شد. این تجربه برای من یکی از بزرگترین چالشها بود و به من نشان داد که با تمرین و تمرکز هر چیزی امکانپذیر است. یکی دیگر از چالشهایی که با آن مواجه بودم، استرس زیادی بود که در هفته اول داشتم. آنقدر تپش قلبم بالا بود که حتی لباسم تکان میخورد. جالب بود که فهمیدم میتوانم از استرسم در نقشم استفاده کنم. در واقع این درسی بود که از شخصیت «کارلوتا» یاد گرفتم.
محمدی درباره روایت نمایش «نیمه تاریک ماه» اظهار کرد:نمایش «نیمه تاریک ماه» به کارگردانی آقای داود بنیاردلان، روابط بین آدمها و ارتباطات اولیهای که هر انسان با خودش، با شریک زندگیاش و با جامعه اطرافش دارد را به خوبی نشان میدهد. تماشاگر در لحظاتی به وجد میآید که ممکن است به یک صحنه بخندد در حالی که کاراکتر در بحران یا فروپاشی قرار دارد. به نظر من خندههایی که در این لحظات شکل میگیرد، در واقع بازتابی از رابطه هر فرد با خودش است و این موضوع برایم جذاب است. در مورد کاراکتر «کارلوتا» باید بگویم که او به شدت دوست دارد با دیگران در ارتباط باشد و به نوعی به نظر میرسد که حتی نتوانسته با خودش ارتباط برقرار کند. زندگیاش به این وابسته شده که ارتباطی با همسرش برقرار کند تا از سرکوب شدنش در آن زندگی جلوگیری کند، چون در واقع مسائل گذشته و اتفاقاتی که بینشان افتاده، او را تحت فشار قرار میدهد.
او با اشاره به ادامه مسیر بازیگری در تئاتر و تجربه نقشهای متفاوت بیان کرد: این تجربه من را سمت و سوی تئاتر سوق داد. واقعاً هر شب که به اجرا میروم، برایم به منزلهی یک هیجان است و احساس میکنم که این همان چیزی است که باید تمام عمر انجام میدادم. دوست دارم نقشهای متنوعی را تجربه کنم،بهخصوص که نقش «کارلوتا» در نمایش را در مقابل شخصیت «مژدگانی» قرار میدهم و این برایم بسیار جذاب است. دیدن واکنش مردم که باور نمیکنند «مژدگانی» با شخصیت آرام و بیخیال میتواند عصبی و پرخاشگر باشد، واقعاً برایم هیجانانگیز است.
محمدی درباره تفاوت اجرا در رسانهای مانند پادکست و حضور روی صحنه گفت: پادکست و صحنه نمایش واقعاً دو دنیای متفاوت هستند، اما هر دو به دنبال برقراری ارتباط با مخاطب هستند. در پادکست، ما صدای از پیش ضبط شدهای داریم که مخاطب بسته به حال و هوا و احساسات خود آن را انتخاب میکند. اما در تئاتر، ارتباط در لحظه و با هر احساسی که تماشاگر دارد، برقرار میشود. شباهتشان در این است که هر کدام از آنها به نوعی نیاز به ارتباط با مخاطب دارند. برای مثال، در پادکست «رختکن بازندهها»، کاراکتر «مژدگانی» باید احساسات خاصی را منتقل کند، در حالی که تماشاگران با او ارتباط برقرار میکنند و او را بهعنوان یک دختر بیگناه و معصوم میبینند. در تئاتر نیز همینطور است؛ ما باید یک شخصیت بسازیم که مخاطب بتواند با او ارتباط برقرار کند. با این حال، به نظر من این دو کاملاً متفاوت هستند و نمیتوان آنها را در یک دستهبندی قرار داد.
محمدی در پایان صحبتهایش گفت: در روند کلی نمایش که فکر میکنم به بیش از سی اجرا رسیدهایم، این تجربه به طرز عجیبی بر روی من تاثیر گذاشته است. من بیشتر از قبل به روابط خودم با آدمهای اطرافم فکر میکنم و به این مساله توجه دارم که هرکس چه رازی دارد. با خودم فکر میکنم که رازهایم را چگونه باید حفظ کنم یا اینکه آیا باید به کسی بگویم یا نه. این روند برایم بسیار جالب است و به نظر میرسد تجربه ارزشمندی را سپری میکنم.
مرجان اتفاقیان، حسین امیدی، الهه حسینی، سیاوش صفاریانپور، بهزاد عمرانی، مژده محمدی و اهورا نیازی در نمایش «نیمه تاریک ماه» به ایفای نقش میپردازندو
داستان نمایش «نیمه تاریک ماه» که مضمونی روانشناختی دارد حکایت چند زوج جوان است که برای شام دور هم جمع میشوند. در حالی که همه آنها تصورشان بر این است که زندگی کامل و عاشقانهای دارند اما صاحبخانه ایدهای را مطرح میکند که با عملی شدن آن، اتفاقات عجیبی میافتد و تمام تصورات این زوجها به هم میریزد.
دیگر عوامل نمایش «نیمه تاریک ماه» عبارتند از مدیر اجرایی و برنامهریز: علیرضا ملکمحمودی، طراح لباس و صحنه: مونا سلمانیها، دستیار کارگردان و منشی صحنه: آرنیکا محرابیان، دستیار کارگردان: اشا بیکوردی، طراح نور: فرشاد نصیری، انتخاب موسیقی: بهزاد عمرانی، طراح گرافیک و تبلیغات: مهدی فدوی و خورشید آزادی، گروه کارگردانی: امیرمسعود قاسمی، سیدعلی مساوات، ریحانه نعمتی و آزیتا مرادی، مدیران صحنه: علی اصغر بوربور و مجتبی دشتی، دستیار لباس: شکیبا پورصادق، مدیر تدارکات: بیژن نصرتی، موشن: پرنیان رمضانیان، امیرعلی سیدجلالی و مهسا رستمزاده، عکاس: نازنین شیخپور و رضا توکلی، دیزاین صحنه: استودیو رست و روابط عمومی: درسا بخشندگی.